عیدی دادن ساده ترین روش گرامی داشت غدیر است

tiran1

عیدی دادن ساده ترین روش گرامی داشت غدیر است

ساده ترین کار در این روز عیدی دادن است که البته فقط عیدی به سادات هم نیست. اگر هر پدر و مادری به فرزندان خود عیدی بدهند، مسئله ی غدیر برای آنها اهمیت پیدا می کند و زمینه ای برای توجه به عید غدیر می شود.

به گزارش صاحب نیوز به نقل از پایگاه خبری شهرستان تیران و کرون  حجت الاسلام عباسی در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری شهرستان گفت: در دین ما دو عید اهمیت ویژه ای دارد که باید به آن توجه کنیم و آن دو عید، عید غدیر و مبعث حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است که از عید میلاد هم اهمیت بیشتری دارد.

وی  افزود: عید غدیر به دلیل اینکه در واقع طلوع صبحگاهی خورشید نبوت است و عید مبعث هم به دلیل اینکه طلوع صبحگاهی خورشید ولایت و امامت می باشد از اهمیت ویژه ای برخوردارند.

رئیس سازمان تبلیغات اسلامی در ادامه اضافه کرد: این ولایت فقط ولایت حضرت علی علیه السلام نیست بلکه ولایت همه ائمه از جمله امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف نیز هست.

وی خاطر نشان کرد: عید غدیر مورد بی مهری مسلمانان صدر اسلام قرار گرفت و امروز هم در جامعه ما، آن توجهی که باید باشد، نیست.

این مسوول درباره اعمال این عید بزرگ گفت: اسلام روزهای مهم را دستور قرار داده که به شکرانه ی این روز ها نماز به پا داریم و روزه بگیریم. در عید غدیر باید کارهایی مانند جشن و همایش که این روز را زنده می کند برگزار کنیم.

رئیس سازمان تبلیغات اسلامی تیران و کرون در ادامه افزود: ساده ترین کار در این روز عیدی دادن است که البته فقط عیدی به سادات هم نیست. اگر هر پدر و مادری به فرزندان خود عیدی دهند، مسئله ی غدیر برای آنها اهمیت پیدا می کند و زمینه ای برای توجه به عید غدیر می شود.

حجت السلام عباسی تصریح کرد: به همین مناسبت در شهرستان  جشن عید غیر در همه مساجد شهرستان در شب و روز عید غدیر برگزار می شود.

طرح هدیه :

یکی از اعمال عید غدیر هدیه دادن به مومنان هست عیدی گرفتن از سادات مشهوره اما هدیه دادن فقط مختص سادات نیست و همه ی دوستداران امیرالمومنین می تونند این کار زیبا رو انجام بدهند . چقدر خوبه هدیه هامون ماندنی و حاوی نور باشند مثل کتابهای خوب با توجه به روحیات و شرایط کسی که به او هدیه می دهیم خصوصا اگر یکی دو جمله ی زیبا از طرف ما روی هدیه مون نوشته بشه که هدیه گیرنده رو ترغیب به خواندن و ان شاء الله تاثیر گرفتن کنه یا کارت های حاوی احادیث زییا و کاربردی و یا برای مسن تر ها ذکر شمار یا خیلی هدیه های خوب دیگه که شما می تونید مثال بزنید و به ما هم یاد بدید قطعا اقوام اولویت دارند به نوعی صله رحم هم هست.

آداب و اعمال روز عید غدیر

در تاریخ اسلام دو حادثه بسیار مهمّ و بزرگ اتفاق افتاده است که از یکی رسالت و از دیگری امامت به وجود آمده است. نخستین حادثه، نزول وحی بود که رسالت پیامبر گرامی اسلام(ص) را در برداشت و دومین حادثه نیز در هیجدهم ذیحجه سال دهم هجرت در مسیر بازگشت پیامبر گرامی اسلام از مراسم حجة الوداع اتفاق افتاد.

در این روز بزرگ، رسول گرامی اسلام(ص) به امر الهی در مسیر بازگشت از مراسم حج، در محلی به نام غدیر خم حضرت علی علیه السلام، را به عنوان وصی و جانشین بعد از خود به همگان معرفی نمودند. در حقیقت انتصاب حضرت علی(ع) به امامت در واقعه غدیر خم، ادامه رسالت مهم پیامبر گرامی اسلام بود. بنابراین روز غدیر و انتصاب امیرالمومنین(ع) به امامت به اندازه روز بعثت و رسالت نبی گرامی اسلام(ص) دارای اهمیت می باشد.


نقل شده است که امام حسن علیه السلام روز عید غدیر در کوفه مهمانی بزرگی برپا می داشتند. امام علی علیه السلام با فرزندان و گروهی از پیروانش بعد از نماز برای شرکت در مجلس به منزل امام حسن علیه السلام می رفتند. و پس از اتمام مهمانی امام حسن علیه السلام هدایایی به مردم اعطا می فرمود. لذا این حرکت امام حسن علیه السلام موجب شد مردم به روز عید غدیر عادت کنند.

 

پس شایسته است که به پاس قدردانی از این نعمت عظیم الهی و عرض ادب به ساحت مقدس امیرالمؤمنین علی علیه السلام، عید سعید غدیر را در خانواده و اجتماع باشکوه فراوان برگزار نماییم و از برکات معنوی این روز عزیز بهره مند شویم. آنچه در این مختصر تقدیم می گردد آدابی است که بزرگان دین به منظور گرامی داشت این روز عزیز تعلیم فرموده اند:

 

اعمال و آداب روز عید غدیر

 

در بیان ائمه علیهم السلام برای این روز بزرگ اعمالی وارد شده است که در ادامه به برخی از آنها اشاره می شود:

 

* تحکیم بیعت با ولایت

همان گونه که پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله بعداز نصب حضرت علی علیه السلام به امامت مسلمین به جماعت مسلمانان امر کرد که با او بیعت کنند، در سال روز آن حماسه جاوید، تجدید آن بیعت سفارش شده است.

 

* تبریک گفتن

حضرت امام رضا علیه السلام، می فرماید: «روز عید غدیر خم روز تهنیت گویی است. بعضی از شما به بعض دیگر تهنیت بگوید و هرگاه مؤمنی با برادرش برخورد کرد بگوید: الحمدللّه الّذی جعلنا من المتمسّکین بولایة أمیرالمؤمنین و الائمة سلام الله علیهم.»

 

* اظهار سرور و شادمانی

در وصف شیعه و شیعیان گفته شده است که به شادی ما ائمه شادند و به حزن ما محزون؛ و مسلّم است که عید غدیر شادی بخش ترین عید ائمه است و شادمانی شیعه در این روز فرض است.

از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودند: «حقا که روز غدیر روز عید فرح و سرور است». همچنین از امیر المومنین علی علیه السلام نیز نقل شده است که ایشان فرمودند: «در روز عید غدیر اظهار فرح و شادمانی کنید و برادران مسلمان خود را نیز شاد گردانید.»

 

* مصافحه کردن

مصافحه یا دست دادن از آداب اسلامی است و در روز عید غدیر به آن تاکید بیشتری شده است. امام علی علیه السلام می فرمایند: «روز عید غدیر هنگامی که یکدیگر را ملاقات می کنید با هم مصافحه کنید.»

ذکر مخصوصی نیز در این روز هنگام مصافحه سفارش شده است که عبارت است از؛ «الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت امیرالمومنین و الائمه علیهم السلام؛ سپاس خدای را که ما را از جمله درآویختگان به ولایت امیرالمؤمنین علی و ائمه علیهم السلام قرار داد.»

 

* آراستن و پوشیدن لباس نو

از دیرباز عیدها و جشن ها با نظافت، غبارزدایی، پیراستن و آراستن همراه بوده است و شیعیان باید این روش ها را برای عید غدیر نیز رعایت نمایند. چرا که حضرت امام رضا علیه السلام، می فرمایند: «روز غدیر، روز آراستن و زینت است. پس هر کس برای روز غدیر، زینت کند، خداوند هر خطای کوچک و بزرگ او را می آمرزد و فرشتگانی را به سوی او می فرستد، آنان نیکی های او را می نگارند و مراتبش را تا عید غدیر سال آینده بالا می برند. اگر او جان دهد، شهید مرده است و اگر زیست کند، خوشبخت زیسته است.»

حضرت امام صادق علیه السلام نیز می فرمایند: «یکی از وظایف روز غدیر این است که مؤمن تمیزترین و گرانقدرترین جامه های خویش را بپوشد.»

پس چه زیبا خواهد بود که سردر منازل و اماکن عمومی تجارتی و اداری چراغانی شود تا شامل این پاداش بزرگ گردد.

 

* استفاده از بوی خوش

اسلام درباره به کارگیری بوی خوش و زدن عطر، بسیار سفارش کرده است. به خصوص در ایام عید سعید غدیر سفارش ویژه ای نسبت به این سنت خوب شده است. امام صادق علیه السلام، در پی وظایف مؤمن در روز غدیر فرمودند: «و مؤمن به اندازه توان و دست باز بودنش بوی خوش استعمال کند.»

 

* پیمان اخوت و برادری

از برنامه های اسلام ایجاد اخوت و برادری است. و به همین منظور پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله بین مسلمانان مهاجرین و انصار پیمان برادری بست و با پیمان اخوت علی علیه السلام را با خویش برادر نمود و در برخی از زیارات که خطاب به پیامبر صلّی الله علیه و آله می خوانیم: «السلام علیک و علی اخیک علی بن ابیطالب علیه السلام» اشاره به همین برادری است. پیمان برادری و عقد اخوت بستن از اعمال وارده در روز غدیر است و صیغه مخصوصی دارد که در مفاتیح الجنان آمده است.

 

* احسان و انفاق

احسان و انفاق از دستورات ویژه اسلامی است. اما در ایام بزرگی مثل عید غدیر بر آن تأکید بیشتری شده است. در سیره امام حسن علیه السلام است که ایشان روز عید غدیر مهمانی می داد و شخص امام علی علیه السلام نیز در آن مراسم شرکت می کردند.

 

* صله رحم

صله رحم از پسندیده ترین آداب اسلامی است و شرع مقدس اسلام بر این مطلب تأکید فراوان نموده است. اما در روز عید غدیر بر این نکته سفارش بیشتری شده است. امام صادق علیه السلام می فرماید: «از کارهایی که در روز عید غدیر مستحب است صله رحم است.»

 

* دیدار با مؤمنان

زیارت برادران مؤمن از سنت های مهم اسلامی است؛ لیکن در روز عید غدیر، دید و بازدید به عنوان یکی از شعائر مذهبی و ولایی بیشتر مورد سفارش قرار گرفته و پاداش افزونتری دارد.

حضرت امام رضا، علیه السلام، می فرمایند: «هر کس که در روز غدیر به دیدار مؤمنی برود خداوند هفتاد نور در قبرش داخل کند و قبرش را بگستراند، و هر روز هفتاد هزار فرشته به زیارت قبرش آید و به او مژده بهشت دهد.»

 

* رفع حاجت مؤمنان

رفع حاجت مومنان از جمله اعمالی است که اسلام برای آن ارزش خاصی قائل شده است و ائمه آن را از چند طواف برتر می دانند. در روز غدیر این عمل فضیلت بیشتری دارد. امام علی علیه السلام فرمودند: «کسی که مؤمنان را در روز غدیر تکفل کند نزد خدای متعال من ضامنش هستم که از کافر شدن و پریشان شدن در امان باشد.»

 

* غسل کردن

امام صادق، علیه السلام، فرمودند: «هنگامی که روز غدیر فرا برسد باید در فراز آن [هنگام ظهر] غسل کرد.»

 

* تشکیل اجتماع در روز عید غدیر

به جهت یادآوری روزی که پیامبر صلّی الله علیه و آله به امر خداوند علی علیه السلام را به امامت امت اسلامی نصب کرد، بجاست در مراکز گوناگون گرد آییم و به یاد آن روز بزرگ و ثمراتش شادمان باشیم.

ائمه علیهم السلام سفارش کرده اند که به جهت یادآوری مقام محمد صلّی الله علیه و آله و خاندان او علیهم السلام اجتماعات تشکیل بشود؛ و خود نیز از این گونه اجتماعات برپا می داشتند.

 

* دعا، روزه و عبادت

روزه و دعا از اعمالی است که در همه اعیاد مورد سفارش و تأکید است خاصه در روز عید غدیر. حسن بن راشد گوید: از امام صادق علیه السلام درباره عید غدیر پرسیدم و حضرت فرمودند: «این عید از عید قربان و فطر برتر است. آن روز را روزه بگیرید و بر محمد و آلش زیاد صلوات بفرستید.»

روزه عید غدیر از مستحباتی است که مکرر به آن سفارش شده است. امیرالمؤمنین علیه السلام، در خطبه ای که در روز عید غدیر ایراد کردند فرمودند: «روزه عید غدیر از مستحباتی است که خداوند بدان فراخوانده است.»

حضرت امام صادق علیه السلام می فرمایند: «بر شما لازم است که که در روز عید غدیر برای سپاسگزاری از خداوند و ستودن او، روزه بگیرید.»

شخصی از امام صادق علیه السلام پرسید: «چه کاری شایسته روز غدیر است و چه عملی در آن، استحباب دارد؟ حضرت پاسخ دادند: روزه و...»

امام صادق علیه السلام، درباره پاداش روزه عید غدیر فرموده اند: «روزه داشتن در روز عید غدیر پاداشی معادل روزه گرفتن در همه عمر دنیا را دارد.»

و فرموده اند: «روزه داشتن روز عید غدیر خم، کفاره گناه شصت سال است.»

 

* افطاری دادن

از اعمالی که به انجام آن در روز عید غدیر سفارش شده است؛ افطاری دادن به روزه داران است. حضرت علی علیه السلام فرموده اند: «کسی که در شامگاه عید غدیر، به یک مؤمن افطاری بدهد، گویا یک میلیون نفر از پیامبران، شهیدان و صدیقان را افطاری داده است. حال چگونه است پاداش کسی که گروهی از مردان و زنان را افطاری دهد. و من ضامنم بر خدا که از کفر و فقر آسوده گردد و اگر در همان روز یا همان شب تا عید غدیر سال دیگر بمیرد، بر خداوند است پاداش او.»

 

* اطعام

از سنت های مؤکد دیگر در روز عید غدیر پذیرایی از مؤمنان است. امام صادق علیه السلام، درباره یکی از وظایف عید غدیر فرموده اند: «و برادرانت را طعام ده.»

 

* ابراز برائت

روز غدیر روز بیزاری از کسانی است که با نپذیرفتن امامت حضرت علی علیه السلام، آشکارا با خدا و با پیامبر خدا مخالفت نمودند و بزرگترین جنایت و خیانت را به تاریخ بشریت کردند و در حقیقت این عدم پذیرش سرآغاز تمام بدبختی ها و بیچارگی ها بود. بنابراین روز غدیر، روز برائت از این همه ستمکاری و ستمکاران است.

در یکی از دعاهای روز غدیر آمده است: «و نبرأ ممّن یبرأ منه و نبغض من أبغضه؛ ما بیزاری می جوییم از آن کس که از علی علیه السلام بیزاری جوید و دشمن داریم آن کس که علی علیه السلام را دشمن دارد.»

 

* ذکر صلوات

حضرت رضا علیه السلام در وصف عید غدیر فرموده اند: «روز غدیر روز صلوات فرستادن فراوان بر محمد و آل محمد است.»

 

* نماز و نیایش

روز عید غدیر بهترین فرصت و موقعیت برای نیایش است؛ چرا که روز غدیر روز سپاس و ستایش به پیشگاه حضرت احدیت است. حضرت رضا علیه السلام می فرمایند: «روز غدیر روزی است که خداوند، بر توان کسی که او را نیایش کند، می افزاید.» و همچنین فرمودند: «روز غدیر روزی است که دعا در آن مستجاب می گردد.»

نماز عید غدیر دو رکعت است که باید در هر رکعت پس از حمد، ده مرتبه سوره توحید، ده مرتبه آیةالکرسی و ده مرتبه سوره قدر را خواند. وقت نماز نیم ساعت پیش از ظهر است و پاداش این نماز برابر است با صدهزار حج و صدها هزار عمره؛ همچنین کسی که این نماز را بخواند، هر چه از خداوند بخواهد برآورده شود.

 

* زیارت

زیارت یکی از سنن سازنده اسلامی است چه از نزدیک چه از دور. زیارت یک پیوند معنوی بسیار قوی بین شیعه و مقدسات اوست. از جمله آنها زیارت حضرت علی علیه السلام، از دور و نزدیک است.

امام رضا علیه السلام به پسر ابی نصر فرمودند: «هر جا که باشی در روز عید غدیر در بارگاه امیرالمؤمنین، علیه السلام، حاضر باش. بی تردید، خداوند، گناهان شصت ساله هر مرد و زن مؤمن را می آمرزد و چند برابر آنچه در ماه رمضان، شب قدر و شب عید فطر از آتش آزاد ساخته در آن روز آزاد می سازد.»

 

* خواندن دعای ندبه

طبق مدارک معتبر خواندن دعای ندبه در چهار عید مستحب است؛ جمعه، فطر، قربان و غدیر. توجه به فرازهای این دعا بخصوص آن قسمت که در رابطه با غدیر و خلافت حضرت علی علیه السلام، می باشد ضروری است.

 

* دلجویی و مهرورزی متقابل

حضرت رضا علیه السلام، روز غدیر را «یوم التودّد» خواندند؛ یعنی روز مهر ورزیدن. بنابراین در چنین روزی باید معتقدان به ولایت، غم را از دل دوستان حضرت علی علیه السلام به هر نحوی که مقدور باشد برطرف نمایند.

 

* ایجاد زمینه های شادمانی

عید غدیر یادآور بزرگترین و گرانقدرترین خاطره اسلام است خاطره استمرار رسالت پیامبر، صلّی اللَّه علیه وآله، با امامت علی، علیه السلام. در چنین روزی نه تنها خود باید دلشاد باشیم بلکه باید زمینه شادمانی دیگر برادران ایمانی راهم فراهم سازیم.

حضرت رضا علیه السلام می فرمایند: «[در روز غدیر] هر مرد و زن مؤمنی را شادمان سازید.»

 

* گشاده دستی نسبت به خانواده

یکی از دستورات اسلام ایجاد زمینه های لازم در جهت راحتی و آسایش خانواده است و به مناسبت عید غدیر تاکید بیشتری شده است. حضرت امام صادق علیه السلام می فرمایند: «[در روز غدیر] مرد باید برای خانواده خود گشایش بیشتری فراهم کند.»

 

* هدیه دادن

هدیه دادن و گرفتن با توجه به ضوابط شرعی کار پسندیده ای است و اثرات روانی خاصی مخصوصاً در کودکان و نوجوانان دارد و بهترین موقعیت هدیه دادن عید غدیر است.

حضرت رضا، علیه السلام، عید غدیر را روز هدیه و بخشش می نامد و می فرمایند: «[روز غدیر] روز بخشش و هدیه دادن است.»

اعمال شب و روز عید غدیر

فقه غدیر؛

اعمال شب و روز عید غدیر

روایات، سی و شش عمل را در روز عید غدیر مستحب شمرده اند. این تعداد حکم برای یک روز، نشان از اهمیت، حساسیت و عظمت آن دارد.


خبرگزاری ابنا: غدیر دریایی از معارف است. فقه، فرهنگ، کلام، اخلاق و تفسیر، همه را دارد; ولی دریغ که گوهرهایش تا کنون استخراج نشده است، هر چند دستان سخاوتمند امواج غدیر گاه دانه های گرانبهایی را به ساحل نشینانش ارزانی داشته است.

این نوشتار ــ که در شماره دوم مجله "فرهنگ کوثر" منتشر شده است ــ نیم نگاهی به فقه غدیر (یعنی اعمال مستحب این روز) افکنده است.

پیش از ورود به بحث توجه به چند نکته ضروری می نماید:

1. مراد از فقه غدیر اعمال مستحب این روز است. روایات سی و شش عمل را در این روز مستحب شمرده اند که ما آنها را به ترتیب حروف الفبا ارائه می کنیم.


2. این تعداد حکم برای یک روز نشان از اهمیت، حساسیت و عظمت آن دارد. در اسلام برای هیچ روزی، هر چند بسیار مهم و مقدس، این تعداد حکم ارائه نشده است. در برخی از روزهای مهم مانند فطر و قربان، عرفه و مباهله اعمال متعددی مستحب شمرده شده، ولی اگر همه آنها را به یکدیگر ضمیمه کنیم، با مستحبات غدیر برابری نمی کنند.


3. دومین ویژگی فقه غدیر جامعیت است. در هر زمینه ای عملی وارد شده، اعمالی جامع و بی کم و کاست; از عمل عبادی تا برنامه سیاسی همایش و طرح اقتصادی ایجاد مساوات همه در فقه غدیر گرد آمده است. گستردگی و غنای این اعمال چنان است که می توان گفت در آینه فقه کامل غدیر کمال دین تجلی یافته است.


4. سومین ویژگی فقه غدیر این است که برای اعمال آن فضیلتهای منحصر بفرد قرار داده اند; که در جای دیگر به چشم نمی خورد و این حتی از فضیلتهای ماه رمضان نیز بیشتر است. مرحوم میرزا جواد آقا تبریزی می گوید: «فضیلتی که برای روز غدیر وارد شده نسبت به فضیلتهای ماه رمضان زیادتر است.» (1)


در خلال اعمال غدیر به برخی از این فضیلتها اشاره خواهد شد.


5. چرا این حجم از اعمال را، با آن همه فضیلت، برای روز غدیر قرار داده اند؟ امام صادق(ع) در پاسخ بدین پرسش می فرماید: «اعظاما لیومک (2) ; تا با این اعمال روز غدیر را بزرگ بداری ».
این سخن امام ششم(ع) دو حقیقت راءآشکار می سازد: یکی اینکه باید روز غدیر را بزرگ داشت و دیگر اینکه بزرگداشت غدیر با انجام دادن اعمال ویژه این روز تحقق می یابد.

«الف»افطاری دادن
در میان اعمل روز غدیر افطاری دادن به مؤمن جایگاهی والا دارد. بر اساس روایات در این عمل فضیلتی بزرگ نهفته است. امام علی(ع) می فرماید: من افطر مؤمنا فی لیلة فکانما افطر فئاما... (3)

کسی که مؤمن روزه داری رادر غدیر افطار دهد، مانند این است که ده فئام را افطار داده است. فردی پرسید: ای امیرمؤمنان(ع) «فئام » چیست؟ حضرت فرمود: صد هزار پیامبر(ص) و صدیق و شهید. آنگاه ادامه داد: پس چگونه خواهد بود فضیلت کسی که جمعی از مؤمنین و مؤمنات را تکفل کند.

شبیه به این روایت، حدیثی از امام صادق(ع) نیز نقل شده است. (4)

بر اساس برخی از روایات امام رضا(ع) در روز غدیر گروهی را برای افطار نزد خود نگاه داشت. (5)

«ب»برادر شدن
روز ولایت روز برادری است و روز برادری روز ولایت است; این دو با یکدیگر پیوندی ناگسستنی دارند و حلقه وصلشان ایمان است; زیرا از سویی ایمان با ولایت پا می گیرد و از سوی دیگر اهل ایمان برادر یکدیگرند. (انما المؤمنون اخوة) (6)

به همین دلیل عقد برادری یکی از آداب روز غدیر شمرده شده است. این عقد به صورت زیر است: یکی از دو نفر دست راست خود را بر دست راست دیگری می گذارد و می گوید:
و اخیتک فی الله و صافیتک فی الله و صافحتک فی الله و عادهت الله و ملائکته و رسله و انبیائه و الائمة المعصومین(ع) علی انی ان کنت من اهل الجنة و الشفاعة و اذن لی بان ادخل الجنة لا ادخلها الا و انت معی.


با تو در راه خدا برادر می شوم; با تو در راه خدا راه صفا و صمیمیت در پیش می گیرم; با تو در راه خدا دست می دهم و با خدا، ملایکه، کتابها، فرستادگان و پیامبرانش و ائمه معصومین(ع) عهد می بندم که اگر از اهل بهشت و شفاعت شده، اجازه ورود به بهشت یافتم، داخل آن نشوم مگر آنکه تو با من همراه شوی.
آنگاه دیگری می گوید: قبلت; یعنی، قبول کردم. سپس می گوید: اسقطت عنک جمیع حقوق الاخوة ما خلا الشفاعة و الدعاء و الزیارة; جز شفاعت و دعا و زیارت، همه حقوق برادری را ساقط کردم. (7)

بیرازی جستن
امام صادق(ع) فرمود: تبری الی الله عز و جل ممن ظلمهم حقهم (8) ; در روز غدیر از کسانی که به اهل بیت(ع) ستم کردند بیزاری می جویی.

«پ»پوشیدن لباس پاکیزه و نو
امام صادق(ع) فرمود: یحب ... ان یلبس المؤمن انظف ثیابه و افخرها (9) ; در روز غدیر لازم است مؤمن پاکیزه ترین و فاخرترین لباس خود را بپوشد.
مرحوم میرزا جواد آقا تبریزی این عمل را از مستحبات مؤکد غدیر می شمرد. (10)

«ت»تبریک و تهنیت
تبریک و تهنیت از برجسته تریم آداب هر عیدی است. در اسلام نیز سنت تبریک و تهنیت در عید غدیر جایگاهی ویژه یافته است. پیامبر(ص) بر تبریک گفتن در این تاکید می ورزید و به مردم می فرمود: هنئونی هنئونی (11) ; به من هنیت بگویید، به من تهنیت بگویید.
امام صادق(ع) شیوه تهنیت گفتن در روز غدیر را چنین آموزش داده است:
وقتی یکدیگر را ملاقات کردید، بگویید:
الحمدلله الذی اکرمنا بهذا الیوم و جعلنا من الموفین بعهده الینا و میثاقه الذی واثقنا به من ولایة ولاة امره و القوام بقسطه و لم یجعلنا من الجاحدین و المکذبین بیوم الدین. (12)
سپاس خدای را که ما را به این روز گواهی داشت و ما را از مؤمنان و کسانی قرار داد که به پیمان و میثاقی که در باره والیان امرش و بر پا دارندگان قسط و عدالتش از ما گرفته است وفا کردیم و ما را از انکارکنندگان و تکذیب کنندگان رستاخیز قرار نداد.
امام رضا(ع) فرمود که، هنگام برخورد با یکدیگر بگویید:
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین(ع) (13) سپاس خدای را که ما را از تمسک کنندان به ولایت امیرمؤمنان(ع) قرار داده است.

تبسم
امام رضا(ع) فرمود: ... و هو یوم التبسم فی وجوه الناس من اهل الایمان فمن تبسم فی وجه اخیه یوم الغدیر نظر الله الیه یوم القیامة بالرحمة و قضی له الف حاجة و بنی له فی الجنة قصرا من در بیضاء و نضر وجهه ... (14)
روز غدیر روز تبسم به روی مؤمنین است. کسی که در این روز به روی برادر مؤمنش تبسم کند، خداوند، در روز قیامت، نظر رحمت به او می افکند، هزار حاجتش را برآورده ساخته و قصری از در سفید برایش بنا می کند و صورتش را زیبا می سازد.

توسعه زندگی
در روز غدیر، باید چهره زندگی عوض شود. همه باید بکوشند برنامه عادی زندگی خود را بر هم زده و آن را با رفتارهایی سخاوتمندانه تر و نشاط انگیزتر بیارآیند تا همگان در همه جا طعم شیرین عید را بچشند و رایحه دل انگیز آن را استشمام کنند. یقینا در صدر توسعه دادن زندگی توسعه مالی قرار دارد. امام رضا(ع) فرمود: هو الیوم الذی یزید الله فی مال من عبدالله و وسع علی عیاله و نفسه و اخوانه... (15) .

روز غدیر روزی است که خدای متعال در مال کسی که خدا را عبادت کند و بر خانواده، خویشتن و برادران ایمانی اش توسعه دهد فزونی پدید می آورد.

«ج»جشن گرفتن
امام رضا(ع) در عید غدیر احوال کسان و اطرافیان خود را تغییر داد و وضع تازه ای در آنان ایجاد کرد. (16)

«ح »حمد کردن
پیامبر(ص) فرمود: یکی از سنتها این است که مؤمن، در روز غدیر، صد بار بگوید:
الحمدلله الذی جعل کمال دینه و تمام نعمته بولایة امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع). (17)

«د»دعا
معصومان(ع) پیروانشان را به دعا در روز غدیر سفارش کرده اند. دعاهای ویژه این روز عبارت است از:
1- دعایی که با این جمله آغاز شده است:
اللهم انک دعوتنا الی سبیل طاعتک... . (18)
2- دعایی که در آغاز این عبارت دیده می شود:
اللهم انی اسئلک بحق محمد نبیک و علی ولیک و الشان و القدر الذی خصصتهما دون خلقک... . (19)
این دعا در مفاتیح الجنان ذکر شده است. (20)
3- دعایی که با این جمله آغاز شده است:
اللهم بنورک اهتدیت و بفضلک استغنیت ... .
به بحارالانوار، ج 95، ص 318 مراجعه شود.

دید و بازدید
دید و بازدید یکی از آداب روزهای عید و شادی است. این سنت مردم را شادابتر و نام و یاد عید را در دل و ذهنشان ریشه دارتر می کند. اسلام همین سنت را برای عید غدیر در نظر گرفته و آن را مورد تاکید قرار داده است.


امام رضا(ع) فرمود: من زار مؤمنا ادخل الله قبره سبعین نورا و وسع فی قبره، و یزور قبره کل یوم سبعون الف ملک یبشرونه بالجنة. (21)


کسی که در روز غدیر به دیدار مؤمنی برود خداوند هفتاد نور بر قبر او وارد و قبرش را وسیع می سازد; هر روز هفتاد هزار فرشته قبرش را زیارت کرده، به او بشارت بهشت می دهند.


شایسته است این سنت در روز غدیر، که بزرگترین عیدهاست، اجرا شود تا علاوه بر احیای روز غدیر رشته های الفت و مودت میان مردم محکمتر شود.

«ر»روزه
روزه در روز غدیر، بسیار مستحب است و فضیلتی استثنایی دارد.


امام علی(ع) فرمود: اذا اخلص المخلص فی صومه لقصرت ایام الدنیا عن کفائته. (22)


اگر بنده مخلصی در روزه این روز اخلاص داشته باشد، همه روزهای دنیا توان برابری با آن را ندارد; به عبارت دیگر، اگر کسی تمام روزهای دنیا زنده باشد و همه را روزه دار سپری کند، ثوابش کمتر از ثواب روزه این روز خواهد بود.


نخستین جانشین راستین رسول خدا همچنین فرمود: ... و جعل الجزاء العظیم کفاءة عنه. (23)
... خداوند در برابر روزه عید غدیر پاداشی بزرگ نهاده است.
امام صادق(ع) یارانش را به این امر تشویق می کرد و می فرمود:
انی احب لکم ان تصوموه... . (24)


من دوست دارم شما این روز را روزه بگیرید.


آن بزرگوار همچنین می فرمود:
صیام یوم غدیر خم یعدل عندالله فی کل عام مائة حجة و مائة عمرة مبرورات متقبلات. (25)
روزه روز غدیر خم نزد خداوند،در هر سال، برابر با صد حج و صد عمره مقبول است.
پیرامون روزه غدیر روایت بسیار وارد شده آنچه ذکر شد از باب نمونه بود.

«ز»زیارت
یکی از اعمال روز غدیر زیارت امیرمؤمنان علی(ع) است.
زیارت آن حضرت(ع) به دو صورت ممکن است:


1. زیارت در حرم مطهر
امام رضا(ع) به احمد بن محمد بن ابی نصربزنطی فرمود: ای فرزند ابونصر، هر کجا بودی در روز غدیر کنار قبر امیرمؤمنان(ع) حاضر شو! همانا خداوند در این روز گناه شصت سال مرد و زن مؤمن را می آمرزد.


بدرستی که پروردگار در این روز دو برابر آنچه در ماه رمضان شب قدر و شب عید فطر آزاد می کند، می رهاند. (26)


شیوه زیارت آن حضرت را از امام هادی(ع) مرحوم شیخ عباسی قمی(ره) در مفاتیح الجنان روایت کرده است. (27)


2. زیارتهای عمومی
این زیارت، که به حرم مطهر اختصاص ندارد و ارادتمندان ولایت در همه جا می توانند از آن بهره گیرند، دو مورد است:
الف. زیارت امین الله; (28)
ب. زیارت روایت شده از امام صادق(ع). (29)
هر دو زیارت در مفاتیح ذکر شده است.

زینت دادن
آراستن پیکر و آذین بستن خانه، کوچه و بازار، در روزهای عید، عملی رایج است. عیدی در ذهن و دل مردم زنده است که در آن خویش را بیارایند و در و دیوار را آذین بندی کنند.

چون عید غدیر بزرگترین عید است مردم باید در آن، بیش از هر عید دیگر، شادمانی کنند و خود و جامعه را بیارایند. فضیلت این عمل بسیار است، امام رضا(ع) فرمود:

روز غدیر روز زینت است، کسی که برای روز غدیر زینت کند خداوند همه گناهان کوچک و بزرگش را آمرزیده، فرشتگانی به سویش می فرستد تا حسنات او را بنویسند و تا عید غدیر سال بعد بر درجات او بیفزایند. (30)

اهمیت زینت در این روز چنان است که امام رضا(ع) برای گروهی لباسهای نو، انگشتر و کفش فرستاد. (31)

«ش»شادی کردن
امام علی(ع) فرمود: و اظهروا ... السرور فی ملاقاتکم (32) ; در برخوردها شادی را آشکار کنید.

امام صادق(ع) فرمود: روز غدیر روز خوشحالی و شادی است. (33)

شکر گزاری
امام علی(ع) فرمود: در روز غدیر، خدای را بر آنچه به شما ارزانی داشته نعمت ولایت شکر کنید. (34)

«ص»صدقه دادن
روز غدیر یکی از مستحبات مؤکد صدقه دادن است. امام علی(ع) فرمود: الدرهم فیه بمائتی الف درهم (35) ;فضیلت یک درهم، که در روز غدیر داده شود، با فضیلت دویست هزار درهم برابر است.

صلوات فرستادن
امام صادق(ع) فرمود: در روز غدیر، بر محمد و اهل بیتش صلوات بسیار می فرستی. (36)

«ط»طعام دادن
در روز غدیر غذا دادن به مؤمنان اهمیت بسیار دارد، امام صادق(ع) می فرماید: و اطعم اخوانک (37) ; در روز غدیر، برادران دینی ات را اطعام کن.

امام رضا(ع) در فضیلت این عمل فرمود: من اطعم مؤمنا کان کمن اطعم جمیع الانبیاء و الصدیقین (38) ; کسی که مؤمنی را در روز غدیر غذا دهد مانند فردی است که تمام پیامبران و صدیقین را غذا داده است.

اهمیت طعام دادن در این روز به اندازه ای است که امام صادق(ع) روز غدیر را روز اطعام طعام (39) خوانده است.

«ع»عبادت
امام رضا(ع) فرمود:
هو الیوم الذی یزید الله فی مال من عبد فیه... . (40)
غدیر روزی است که خداوند بر مال کسی که در آن عبادت کند، می افزاید ... .

عطر زدن
بر اساس برخی از روایات امام صادق(ع) مؤمنان را به استعمال عطر در روز غدیر سفارش کرده است. (41)

عمل صالح انجام دادن
روی ان العمل فیه یعدل ثمانین شهرا و دوی انه کفارة ستین سنة. (42)
روایت شده که کردار نیک در روز غدیر، با عمل هشتاد ماه برابری می کند; و نیز روایت شده که کردار نیک در این روز کفاره شصت سال است.

«غ»غسل کردن
علمای شیعه بر استحباب غسل در روز غدیر اجماع دارند (43) و آن را مستحب مؤکد می دانند. (44) بهتر این است که غسل در اول روز انجام گیرد. (45)

«ق»قضای حوائج مؤمنان
امام صادق(ع) فرمود: واقض حوائج اخوانک (46) ; در عید غدیر حاجتهای برادرانت را برآور!

«ک»کمک کردن
کمک کردن به ضعیفان و نیازمندان پیام ویژه صاحب غدیر برای روز غدیر است; پیامی که به فرمان حضرت(ع) باید دهان به دهان به همه مردم ابلاغ شود:
و لیعد الغنی علی الفقیر و القوی علی الضعیف; (47) باید در روز غدیر ثروتمند به تهیدست و توانا به ناتوان کمک کند.

«گ» گذشت و آشتی کردن
چشم پوشی از گناه برادران و برقراری ارتباط دوستانه از دیگر مستحبات روز غدیر شمرده شده است. (48)

گشاده رویی
امام علی(ع) فرمود: و اظهروا البشر فیما بینکم (49) ; با یکدیگر با گشاده رویی برخورد کنید.

«م»مساوات
امام علی(ع) فرمود: و ساووا بکم ضعفائکم (50) ; میان خویش و ضعیفان مساوات ایجاد کنید.

مصافحه
امام علی(ع) فرمود: اذا تلاقیتم فتصافحوا بالتسلیم (51) ; وقتی در روز غدیر یکدیگر را ملاقات کردید به هم دست بدهید و سلام کنید.

مهربانی و عطوفت کردن
امام علی(ع) فرمود: و التعاطف فیه یقتضی رحمة الله و عطفه... . (52)
با یکدیگر عطوفت و مهربانی کردن در روز غدیر، موجب رحمت و عطوفت خدای متعال خواهد شد.

مهمان کردن
امام رضا(ع) در روز غدیر گروهی را برای افطار نزد خود نگاه داشت. (53)

«ن»نماز

1. نماز شب عید غدیر
این نماز دوازده رکعت است. هر دو رکعت یک تشهد دارد و در پایان رکعت دوازدهم باید سلام داد. در هر رکعت، بعد از سوره حمد توحید ده بار و آیة الکرسی یک بار خوانده می شود. در رکعت دوازدهم باید هر یک از حمد و سوره را هفت بار خواند و این ذکر را ده بار در قنوت تکرار کرد: لا اله الا الله وحده لا شریک له، له الملک و له الحمد یحیی و یمیت و یمیت و یحیی و هو حی لا یموت بیده الخیر و هو علی کل شی قدیر.

در دو سجده رکعت آخر، این ذکر ده بار خوانده می شود:
سبحان من احصی کل شی علمه سبحان من لا ینبغی التسبیح الا له سبحان ذی المن و النعم سبحان ذی الفضل و الطول سبحان ذی العز و الکرم اسالک بمعا قد العز من عرشک و منتهی الرحمة من کتابک و بالاسم الاعظم و کلماتک التامة ان تصلی علی محمد رسولک و اهل بیته الطیبین الطاهرین و ان تفعل بی کذا و کذا [به جای کذا و کذا حاجت خود را [ذکر کند] و سپس بگوید انک سمیع مجیب. (54)

2. نماز روز عید غدیر
نیم ساعت پیش از ظهر غدیر، دو رکعت نماز مستحب است. در هر رکعت بعد از حمد، سوره های توحید، قدر و آیة الکرسی ده بار خوانده می شود. (55)

3. نماز مسجد غدیر
امام صادق(ع) فرمود: یستحب الصلاة فی مسجد الغدیر (56) ; نماز در مسجد غدیر مستحب است.

نیکی و احسان
امام علی(ع) فرمود: تباروا یصل الله الفتکم و البر فیه یثمر المال و یزید فی العمر. (57)
یه یکدیگر نیکی کنید که خداوند الفت میان شما را پایدار می سازد و نیکی در این روز موجب افزایش مال و عمر می شود.

امام صادق(ع) فرمود: ... و اکثر برهم. (58)
... در روز غدیر به برادران ایمانی، بسیار نیکی کن.

«و»وام گرفتن برای کمک به دیگران
امام علی(ع) فرمود: من استدان لاخوانه و اعانهم فانا الضامن علی الله ان ابقاه قضاه و ان قبضه حمل عنه. (59)

کسی که وام بگیرد تا به برادران مؤمنش کمک کند از سوی خدا ضمانت می کنم که اگر او را زنده نگه داشت، بتواند وامش را بپردازد و اگر نگه نداشت، آن دین از دوش او برداشته شود.

توجه به دو نکته آشکار می سازد که چگونه روز غدیر روزی ویژه به شمار آمده، کمک کردن به دیگران در آن عملی بسیار مهم است.

الف) هر چند وام گرفتن از نظر شرع کار چندان مرغوبی نیست، ولی این کار برای کمک به دیگران مستحب قرار داده شده است.

ب) اسلام حق الناس را بسیار مهم شمرده است، ولی در روایت آمده که اگر وام گیرنده توفیق حیات نیافت، خداوند حق مالی قرض دهنده را از دوش او برمی دارد.

«ه»هدیه دادن
امام علی(ع) فرمود: هبو - او هیئوا - لاخوانکم و عیالکم عن فضله (60) ; از آنچه خدای متعال بر شما ارزانی داشته، به خانواده و برادرانتان ببخشید. (61)

و نیز فرمود: تهادوا نعم الله کما مناکم نعمتهای خداوند را به یکدیگر هدیه کنید همان طور که به شما عطا فرموده است. امام رضا(ع) فرمود: افضل علی اخوانک فی هذا الیوم (62) ; در این روز بر برادرانت بخشش کن.

امام رضا(ع) در این روز برای خانواده گروهی از اصحاب غذا، گندم، لباسهای نو و حتی انگشتر و کفش فرستاد. (63)

همایش
گردهمایی یکی از اعمال و احکام روز غدیر است. این دستور الهی - سیاسی در راستای تقویت ارتباط با ولایت و رهبری الهی و پایبندی به لوازم آن صادر شده است.

علی(ع) فرمود: ... واجمعوا یجمع الله شملکم; در روز غدیر، گرد هم آیید تا خداوند امورتان را از نابسامانی و پراکندگی برهاند.

پی نوشتها:
1- المراقبات، میرزا جواد آقای تبریزی، ص 217 و 218.
2- بحارالانوار، ج 95، ص 302.
3- المراقبات، میرزا جواد آقا تبریزی، ص 256.
4- التهذیب، شیخ طوسی، ج 3، ص 143.
5- الغدیر، علامه امینی، ج 1، ص 287.
6- سوره حجرات، آیه 10.
7- مستدرک الوسائل، محدث نوری، ج 1، ص 456.
8- بحارالانوار، مجلسی، ج 95، ص 322.
9- همان، ص 301.
10- المراقبات، ص 260.
11- الغدیر، ص 274.
12- بحارالانوار، ج 95، ص 303.
13- المراقبات، ص 260.
14- همان، ص 257.
15- همان.
16- الغدیر، ج 1، ص 287.
17- بحارالانوار، ج 95، ص 321.
18- المراقبات، ص 255.
19- بحارالانوار، ج 95، ص 319.
20- مفاتیح الجنان، ص 507.
21- المراقبات، ص 257.
22- مصباح المتهجد، ص 702.
23- همان.
24- الغدیر، ص 285.
25- همان، ص 286.
26- التهذیب، ج 6، ص 24.
27- مفاتیح الجنان، ص 659.
28- همان.
29- همان، ص 80.
30- همان، ص 503.
31- المراقبات، ص 257.
32- الغدیر، ج 1، ص 287.
33- همان، ص 284.
34- بحارالانوار، ج ، ص 95.
35- الغدیر، ج 1، ص 284; المراقبات، ص 255.
36- المراقبات، ص 262.
37- همان، ص 256.
38- بحارالانوار، ج 95، ص 322.
39- همان، ص 302.
40- همان، ج 95، ص 301.
41- المراقبات، ص 258.
42- التهذیب، ج 1، ص 114.
43- المراقبات، ص 260.
44- تحریر الوسیله، امام خمینی، ج 1، ص 98.
45- بحارالانوار، ج 95، ص 302.
46- المراقبات، ص 256.
47- مفاتیح الجنان، ص 511.
48- مصباح المتهجد، ص 702; الغدیر، ج 1، ص 284; المراقبات، ص 256.
49- مصباح المتهجد، ص 702; المراقبات، ص 256.
50- همان.
51- همان.
52- الغدیر، ج 1، ص 287.
53- المراقبات، ص 255.
54- التهذیب، ج 3، ص 143.
55- الکافی، ج 4، ص 567.
56- الغدیر، ج 1، ص 284; المراقبات، ص 255.
57- بحارالانوار، ج 95، ص 302.
58- مصباح المتهجد، ص 702; المراقبات، ص 256.
59- همان، ص 255.
60- مصباح المتهجد، ص 702.
61- بحارالانوار، ج 97، ص 119.
62- الغدیر، ج 1، ص 287.
63- مصباح المتهجد، ص 702; الغدیر، ج 1، ص 284.

کلمات کلیدی: نماز روز عید غدیر ، عید غدیر ، اعمال مستحبی

اعمال عرفه و توصیه‌ بزرگان

اعمال عرفه و توصیه‌ بزرگان

روایت رهبر انقلاب از اعمال عرفه/ آقا مجتبی تهرانی: امروز برد دعا خیلی‌زیاد است/ آیت‌الله جوادی: خواندن دعا بر روزه‏ مقدم است

اگر کسی در ماه رمضان بخشیده نشد، روز عرفه آن قدر عظمت دارد که بتواند جبران ماه رمضان بنماید.

طعام طیب شعرا برای عرفه/ روایت آیت‌الله خامنه‌ای از اعمال روز عرفه/ خواندن دعا بر روزه‏ گرفتن در روز عرفه مقدم است

عبادات و دعا رشته اتصال انسان با مبدأ هستی و قدرت لایزال الهی هستند؛ از این رو لذا نمی توان گفت که دعا و عبادات، مخصوص ایّام خاص می باشند؛ اما زمانهایی وجود دارد که فرصت ویژه ای برای ارتباط با خداوند از طریق دعا و راز و نیاز است؛ چرا که رحمت خاص خداوند در آنها از مبدأ اعلی به سوی بندگان سرازیر می گردد و بنده باید تلاش کند خود را در معرض دریافت آن عنایات و رحمتهای ویژه الهی قرار دهد؛ چنانکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «اِنَّ لِرَبِّکُمْ فِی اَیّامِ دَهْرِکُمْ نَفَحاتٌ اَلا فَتَعَرَّضُوا لَها؛ به راستی برای پروردگار شما در روزهای روزگارتان عطایا و بخشش‌هایی است، هوشیار باشید و خود را در معرض آنها قرار دهید.» و قرآن کریم نیز می فرماید: «وَذَکِّرْهُمْ بِاَیّامِ اللّهِ»؛ و روزهای خدا را به آنان یاد آوری کن.»

یکی از این روزها، نهم ذیحجّه یعنی روز عرفه است که می توان آن را روز دعا و نیایش نام نهاد. مخصوصا برای کسانی که توفیق تشرّف به حج و حضور در صحرای عرفات را پیدا کرده اند.

از ويژگى‌هاى روز عرفه دعا و نيايش به درگاه ربوبى است. پيشوايان معصوم(ع) با استفاده از موقعيت معنوى روز عرفه، مردم را به راز و نياز و تقويت پيوند با سرچشمه کمالات ترغيب و تشويق مى‌کردند چرا که اساس شخصيت حقيقى انسان و ارزش او به اندازه ارتباطش با خداوند متعال تعيين مى‌شود. قرآن مى‌فرمايد: "اى پيامبر بگو، پروردگارم براى شما ارزشى قائل نيست اگر دعاى شما نباشد.”(فرقان / 77)

امام حسين(ع) با استفاده از فضاى معنوى روز عرفه در صحراى عرفات و در دامنه کوه جبل‌الرحمه مناجات زيباى خود را زمزمه کرده و آواى ملکوتى‌اش نه تنها در ميان حاجيان خانه خدا در صحراى عرفات طنين‌انداز بود بلکه آن نيايش‌هاى عاشقانه در طول تاريخ، دل‌هاى مشتاق را تحت تاثير قرار داده است. آن حضرت در فرازى از دعا مى‌فرمايد: پروردگارا، تفکر من در آثار و نشانه‌هاى تو موجب دورى ديدار مى‌گردد پس مرا به خدمتى وادار که با تو پيوندم دهد، چگونه بر وجود تو به چيزى استدلال شود که در وجودش به تو نياز دارد؟

آيا غير تو را ظهورى است که براى تو نيست و غير تو آن قدر آشکار است تا تو را آشکارتر کند؟ معبودا! کى بوده‌اى که نيازمند دليلى باشى تا برتو دلالت کند و کى دور بوده‌اى تا آزار ما را به تو بر ساند؟!

کى رفته‌اى زدل که تمنا کنم ترا
کى گشته‌اى نهفته که پيدا کنم ترا
با صدهزار جلوه برون آمدى که من
با صد هزار ديده تماشا کنم ترا
غايب نگشته‌اى که شوم طالب حضور
پنهان نبوده‌اى که هويدا کنم ترا

روز عرفه فرصتى استثنايى در هر سال است که بايد از لحظات آن در تقويت رابطه با خداوند استفاده نمود.
 
 
طعام طیب شعرا برای عرفه/ روایت آیت‌الله خامنه‌ای از اعمال روز عرفه/ آیت‌الله جوادی: خواندن دعا بر روزه‏ گرفتن در روز عرفه مقدم استجایگاه روز عرفه

مرحوم شیخ عباس قمی درباره شب عرفه می گوید: «از لیالی متبرّکه و شب مناجات با قاضی الحاجات است و توبه در آن مقبول و دعا در آن شب مستجاب است. و کسی که آن شب را به عبادت بسر آورد، اجر و پاداش هفتاد سال عبادت را دارد.»

وی در رابطه با روز عرفه نیز می گوید: «روز عرفه از اعیاد عظیمه [و بزرگ] است، هر چند به اسم عید نامیده نشده و روزی است که حق تعالی بندگانش را به عبادت و طاعت فراخوانده و سفره های جود و احسان خود را برای آنها گسترده و شیطان در این روز تحقیر و رانده شده و خشمناک است.»

امّا جایگاه والای روز عرفه، در روایات معصومین علیهم السلام بیشتر نمود پیدا می کند که در زیر به نمونه هایی اشاره می شود.
1. برابری با ماه رمضان

ماه مبارک رمضان، ماه رحمت و مغفرت الهی است؛ چنان که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «... قَدْ اَقْبَلَ اِلَیْکُمْ شَهْرُ اللّهِ بِالْبَرَکَةِ وَالرَّحْمَةِ وَالْمَغْفِرَةِ؛ ماه خدا با برکت و رحمت و بخشش به سوی شما روی آورده است.» اگر کسی در ماه رمضان بخشیده نشد و یا این توفیق را پیدا نکرد که خود را در معرض مغفرت الهی قرار دهد، روز عرفه آن قدر عظمت دارد که بتواند جبران ماه رمضان بنماید. در آن روز اگر کسی به درگاه الهی روی آورد، مورد مغفرت خداوند قرار می گیرد.

امام صادق علیه السلام فرمودند: «مَنْ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ فِی شَهْرِ رَمَضانَ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ اِلی قابِلٍ اِلاَّ اَنْ یَشْهَدَ عَرَفَةَ؛ کسی که در ماه رمضان بخشیده نشود، تا سال آینده بخشیده نمی شود، مگر اینکه [روز] عرفه را درک کند.»

2. دعا و برآورده شدن حاجت

امام صادق علیه السلام در جای دیگری می فرمایند: «تَخَیَّرْ لِنَفْسِکَ مِنَ الدُّعاءِ ما اَحْبَبْتَ وَاجْتَهِدْ فَاِنَّهُ (یَوْمَ عَرَفَةَ) یَوْمُ دُعاءٍ وَمَسْأَلَةٍ؛ هر دعایی که دوست داری برای خود بخوان و [در دعا کردن[ بکوش که آن روز (روز عرفه) روز دعا و درخواست است.» و یقینا درخواستها استجابت را در پی دارد.

3. روز بخشش

ابن فهد حلّی در عدّة الداعی روایتی به این شرح برای روز عرفه نقل نموده است:

«وَفِی الْخَبَرِ اَنَّ اللّهَ سُبْحانَهُ وَتَعالی یَقُولُ لِلْمَلائِکَةِ فِی ذلِکَ الْیَوْمِ یا مَلائِکَتِی اَلا تَرَوْنَ اِلی عِبادِی وَاِمائِی جاؤُا مِنْ اَطْرافِ الْبِلادِ شُعْثاءً غَبْراءً اَتَدْرُونَ ما یَسْئَلُونَ فَیَقُولُونَ رَبَّنا اِنَّهُمْ یَسْئَلُونَکَ الْمَغْفِرَةَ فَیَقُولُ اشْهَدُوا اِنِّی قَدْ غَفَرْتُ لَهُمْ؛ در روایت آمده که خدای سبحان به ملائکه در این روز می فرماید: ای فرشتگان من! آیا نمی بینید بندگان و کنیزان مرا که ژولیده و غبارآلود از اطراف شهرها آمده اند؟ و آیا می دانید آنها چه درخواستی دارند؟ ملائکه می گویند: پروردگار ما! آنها مغفرت می خواهند. پس خداوند می فرماید: شاهد باشید که من آنها را بخشیدم!»

4. تغییر شقاوت به سعادت

شیخ عباس قمی نقل نموده که امام زین العابدین علیه السلام در روز عرفه صدای سائلی را شنید که از مردم درخواست کمک می کرد. حضرت خطاب به او فرمودند: «وای بر تو! در این روز از غیر خدا سؤال و طلب کمک می کنی، حال آنکه در این روز برای بچّه هایی که در شکم مادر هستند نیز امید فضل خدا می رود که آنها سعید گردند!»

از روایات فوق، به خوبی اهمیت و جایگاه روز عرفه روشن می شود و این نکته استنباط می گردد که این روز، روز دعا و نیایش است. ما هم به اختصار در باره دعا، دعاهای روز عرفه و دعا در عرفات، مطالبی بیان می داریم.

روز رحمت و مغفرت

امام چهارم(ع) در روز عرفه، مردى را مشاهده کرد که تکدى مى‌کند و درخواست خود را با مردم در ميان مى‌گذارد. حضرت به او فرمود: واى بر تو! در چنين روزى از غير خدا طلب حاجت مى‌کني؟ روز عرفه چنان عظمت دارد که اميد است حتى جنين‌هاى در شکم مادر از برکت آن به سعادت برسند.(من‌لايخصره الفقيه، ج 2،‌ ص 211)



اعمال و ادعیه در روز عرفه

روز عرفه اوج روزهایی است که در آن دعا و نیایش از موقعیت ویژه و خاصی برخوردار است، بدین جهت از پیشوایان معصوم علیهم السلام دعاها و سفارشهایی در این روز رسیده است که به عنوان نمونه به برخی از آنها براساس ترتیب کتب نقل کننده اشاره می کنیم:
الف. صحیفه سجادیه

در صحیفه سجادیه، این زبور آل محمد صلی الله علیه و آله دعایی طولانی برای روز عرفه از زبان امام سجاد علیه السلام نقل شده که در آن هم مهم ترین مسائل اعتقادی و سیاسی مورد اشاره قرار گرفته و هم مسائل عرفانی و اخلاقی با زبان دعا بیان شده است:

امام سجاد علیه السلام درباره معرّفی روز عرفه می فرماید: «اللّهُمَّ وَهذا یَوْمُ عَرَفَةَ یَوْمٌ شَرَّفْتَهُ وَکرَّمْتَهُ وَعَظَّمْتَهُ نَشَرْتَ فِیهِ رَحْمَتَکَ وَمَنَنْتَ فِیهِ بِعَفْوِکَ وَاَجْزَلْتَ فِیهِ عَطِیَّتَکَ وَتَفَضَّلْتَ بِهِ عَلی عِبادِکَ؛ خدایا! و این روز عرفه روزی است که تو به او شرافت و کرامت و عظمت بخشیدی و رحمتت را در این روز گستراندی و به عفو و بخششت [بر خلق] منّت گذاردی و عطایت را بسیار عظیم گردانیدی و به خاطر این روز بر بندگانت تفضّل نمودی.»

برخی از درخواستهای حضرت در این روز عبارت اند از: «... وَاخِفْنِی مَقامَکَ وَشَوِّقْنِی لِقاءَکَ وَ تُبْ عَلَیَّ تَوْبَةً نَصُوحا لا تُبْقِ مَعَها عَلانِیَّةً وَلا سَرِیْرَةً وَاَنْزِعِ الْغِلَّ مِنْ صَدْرِی لِلْمُؤْمِنِینَ وَاعْطِفْ بِقَلْبِی عَلَی الْخاشِعِینَ وَکُنْ لِی کَما تَکُونُ لِلصّالِحِینَ؛ [خدایا!] مرا از مقامت بترسان و شوق ملاقاتت را به من عنایت کن و توفیق توبه نصوح به من عنایت فرما؛ به گونه ای که با آن توبه گناه پنهان و آشکاری باقی نگذاری و از سینه ام کینه نسبت به مؤمنین را برکن و مرحوم شیخ عباس قمی درباره شب عرفه می گوید: «از لیالی متبرّکه و شب مناجات با قاضی الحاجات است و توبه در آن مقبول و دعا در آن شب مستجاب است. و کسی که آن شب را به عبادت بسر آورد، اجر و پاداش هفتاد سال عبادت را دارد.

در بخش پایانی این دعا چنین می فرمایند: «وَلا تَجْعَلْنِی لِلظّالِمِینَ ظَهِیرا وَلا لَهُمْ عَلی مَحْوِ کِتابِکَ یَدا وَنَصِیرا... وَاجْعَلْ باقِی عُمْرِی فِی الْحَجِّ وَالْعُمْرَةِ اِبْتِغاءَ وَجْهِکَ...؛ و مرا پشت (و کمک کار) ستمگران مگردان و [مرا برای] از میان بردن کتابت دستیار و یاور آنان مکن... و هر چه از عمرم باقی مانده است، در جستن خودت در حجّ و عمره بگذران!»
 

اعمال ...

روايت شده که حضرت امام زين‌العابدين ـ عليه‌السلام ـ شنيد در روز عرفه صداي سائلي را که از مردم سؤال مي‌نمود. فرمود: واي بر تو. آيا از غير خدا سؤال مي‌کني در اين روز و حال آن‌که اميد مي‌رود در اين روز براي بچّه‌هاي در شکم آن‌که فضل خدا شامل آنها شود و سعيد شوند و از براي اين روز اعمال چند است:

 اول: غسل

 دوّم: زيارت امام حسين ـ عليه‌السلام ـ که مقابل هزار حجّ و هزار عمره و هزار جهاد بلکه بالاتر است و احاديث در کثرت فضيلت زيارت آن حضرت در اين روز متواتر است و اگر کسي توفيق يابد که در اين روز در تحت قُبّه مقدّسه آن حضرت باشد، ثوابش کمتر از کسي که در عرفات باشد نيست، بلکه زياده و مقدّم است.

 سوم: پس از نماز عصر، پيش از آن‌که مشغول به خواندن دعاهاي عرفه شود دو رکعت نماز بجا آورد در زير آسمان و اعتراف و اقرار کند نزد حق تعالي به گناهان خود تا فايز شود به ثواب عرفات و گناهانش آمرزيده شود پس مشغول شود به اعمال و ادعيه عرفه که از حُجَج طاهره ـ صلوات اللّه عليهم ـ روايت شده و آنها زياده از آن است که در اين مختصر ذکر شود.

 شيخ کفعمي در مصباح فرموده: «مستحب است روزه روز عرفه براي کسي که ضعف پيدا نکند از دعا خواندن و مستحب است غسل پيش از زوال و زيارت امام حسين ـ عليه‌السلام ـ در روز و شب عرفه و چون وقت زوال شد، زير آسمان رود و نماز ظهر و عصر را با رکوع و سجود نيکو به جاي آورد و چون فارغ شود دو رکعت نماز کند در رکعت اوّل بعد از حمد توحيد و در دوم پس از حمد قُل يا اَيهَا الْکافِروُنَ بخواند. پس از آن چهار رکعت نماز گزارد در هر رکعت پس از حمد توحيد پنجاه مرتبه بخواند.»

 اين نماز همان نماز حضرت اميرالمؤمنين ـ عليه‌السلام ـ است.
 


طعام طیب شعرا برای عرفه/ روایت آیت‌الله خامنه‌ای از اعمال روز عرفه/ خواندن دعا بر روزه‏ گرفتن در روز عرفه مقدم استطعام طیب شعرا برای عرفه

سازگار مداح و شاعر پیشکسوت اهل بیت(ع) با اشاره به دعای عرفه و شهادت حضرت مسلم ابن عقیل(ع) گفت: دعای عرفه امام حسین(ع) تماماً نمود عرفانی حرکت حضرت ابا عبدالله(ع) است که از زبان خود ایشان روایت شده است. چرایی قیام و تغییر حرکت امام(ع) از مکه به سمت کربلا را باید در سخنان ایشان جست و با استفاده از کلام ایشان به شعر آیینی روح معرفتی بخشید.

وی با بیان اینکه شاعرانی که می‌خواهند در رثای اهل بیت(ع) و به ویژه واقعه عاشورا سخن بگویند، باید کلام معصوم(ع) را سرلوحه کار خود قرار دهند، ادامه داد: روز عرفه مصادف است با وقایع و منظرهای مختلفی که برای امام(ع) و یارانشان رخ می‌دهد. از جمله این موارد می‌توان به بعد داستانی، بعد حماسی، چرایی این رخدادها، صحرای عرفات در آن زمان و مهمتر از همه شهادت حضرت مسلم ابن عقیل(ع) اشاره کرد.

سازگار افزود: مهمترین ویژگی مسلم(ع) که سبب شد تا ایشان تا پای جان پای سخنان خود بایستند و شهید شوند، ولایت‌پذیریشان بود. این را می‌توان از کلام امام(ع) و نظر ایشان درباره مسلم(ع) شناخت و پی برد. امام حسین(ع) درباره مسلم(ع)، زمانی که ایشان را به سمت کوفه گسیل می‌کند، می‌فرمایند: «من به سوی شما کسی را فرستادم که ثقه من است، سخن او سخن من است.» علاوه بر این، در وقایع تاریخی که از نحوه شهادت و حضور ایشان در کوفه روایت شده نیز می‌توان این رویکرد را دید. در تاریخ نقل است که مسلم(ع) اینقدر پایبند حسین(ع) که در کاخ کوفه به او گفته شد که به عبیدالله سلام کن، گفت من تنها یک امیر دارم. این در حالی بود که جان او در کف دست دشمنان بود.

وی با بیان اینکه ارادت مسلم به امر ولایت و امام حسین(ع) تا لحظات پایانی زندگی او مشهود و مشخص بود، ادامه داد: اگر شعرا بخواهند ولایت‌پذیری را در سروده‌هایی که در سوگ یاران امام(ع) به ویژه مصیبت مسلم(ع) نشان دهند، باید به زندگی این بزرگواران رجوع کنند. مهمترین ویژگی مسلم ولایت‌پذیری و فرمانبرداری او از امام زمانش بود. شاعر امروز باید این موضوعات را مد نظر قرار دهد و با آمیختن وجه عرفانی عاشورا و کربلا، طعام طیبی را برای مخاطب خود فراهم کند.

سازگار در ادامه یادآور شد: در کنار شاعران، مداحان نیز باید از این رویه پیروی کرده و با انتخاب شعر عمیق وجه عرفانی و معرفتی عاشورا را از نظر خود دور نکنند. متأسفانه در سال‌های اخیر برخی از هیئت‌های مذهبی محدود به «حسین، حسین» شده بدون اینکه معرفتی را به مخاطب خود برساند.


روایت آیت‌الله خامنه‌ای از انجام اعمال روز عرفه

پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در آستانه فرارسیدن روز عرفه، روایت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از انجام اعمال روز عرفه در کنار خانواده در ایام نوجوانی‌شان را منتشر کرد. این خاطره در قالب کلیپ صوتی «عرفه‌ای در کنار مادرم» تهیه و تدوین شده است. رهبر انقلاب این خاطره را در جریان گفت‌وشنود با جمعی از جوانان و نوجوانان در تاریخ ۱۳۷۶/۱۱/۱۴ بیان کرده‌اند.

طعام طیب شعرا برای عرفه/ روایت آیت‌الله خامنه‌ای از اعمال روز عرفه/ آیت‌الله جوادی: خواندن دعا بر روزه‏ گرفتن در روز عرفه مقدم استآقا مجتبی تهرانی: روز عرفه، روز درخواست از خداست/ این روز را از دست ندهید

مرحوم حاج آقا مجتبی تهرانی در مورد فضیلت روز عرفه می فرمایند: روایتی است که از پیغمبر اکرم نقل شده است که خداوند وحی فرستاد به بعضی از پیامبرانش که این متن وحی الهی است که بر فرض که اهل هفت آسمان و تمام زمین، همگی از من درخواست کنند و به هرکدام هرچه که خواستند را بدهم، از خزانه، حکومت و فضل الهی ذره‏ ای کاسته نمی‌شود؛ حتی مثل یک بال پشه هم از خزانه من کم نمی‌شود؛ و چه‏ طور ممکن است که از فضل الهی کاسته شود در حالی که من سردمدار آن هستم!؟

هر لحظه‌ای از لحظات این روز برای ما گران بها است؛ به خصوص برای دعا و درخواست از خداوند. این فرصت بهترین فرصت است. پس این فرصت را از دست ندهید! به خصوص از ظهر تا هنگام غروب را که در روایات وارد شده است. بدانید اگر می‏ خواهید مشکلاتتان را حل کنید بیایید ‌این چند ساعت را درِ خانه خدا بروید و از او بخواهید؛ چه حاجت‏ های مادی را و چه معنوی را، همه را از او بخواهید. چون امروز برد دعا خیلی زیاد است. بخصوص درباره دیگران اگر دعا کنید، ما در روایت داریم که خدا چند هزار برابر به شما اعطا می‏ کند.


طعام طیب شعرا برای عرفه/ روایت آیت‌الله خامنه‌ای از اعمال روز عرفه/ آیت‌الله جوادی: خواندن دعا بر روزه‏ گرفتن در روز عرفه مقدم استنوشتار آیت‌الله صافی گلپایگانی به مناسبت روز عرفه

آیت‌الله صافی گلپایگانی به مناسبت روز عرفه طی نوشتاری آورده است که: دعا‌هایی که انسان در این روز می‌خواند همه عروج دهنده و بینش آفرین و کمال بخش روح است مخصوصاً دعای عرفه حضرت امام حسین علیه‎السلام که نمی‎توان رقائق و معارف آنها را توصیف کرد.

هر جمله از آن نور است که بر باطن شخص می‎تابد و آن را روشن می‎کند و کدورات و زنگارهای آن را زایل می‎سازد و حیات و سعادت را تفسیر می‎کند و نعمت‌های خدا را بر می‎شمارد و قصور و تقصیر آن را در ادای شکر این نعمت‌ها شرح می‎دهد که هر انسانی در هر اوج از معرفت که باشد از خواندن آنها لذت می‎برد و خود را در عوالم روحانی مشاهده کرده و هر دم حضور خود را در درگاه خداوند تعالی بیشتر می‎بیند.

واقعاً جامعه‎ای که چنین ذخائر عرفانی و تربیتی را در اختیار دارد باید از همه اوضاع و احوال و برنامه‎هایش نور و معنویت و بی‎اعتنایی به مال و منال و اعتبارات دنیا ظاهر باشد.

یکی از مهمترین حوائجی که حضرت سید الشهداء علیه‌السلام در دعای عرفه از خداوند می‌خواهد، عافیت در بدن و دین است؛ «اللّهم .... عَافِنی فی بَدنی و دینی» که هر کسی این دو نعمت خداوند را داشته باشد، سعادت دنیا و آخرت را دارا شده است.

عافیت در بدن، عبارت از تندرستی و سلامتی از بیماری‌ها و نقص‌های عضوی و کمال استوای خلقت و آفرینش است که از نعمت‌های بزرگ خداست که با توجه به انواع و اقسام امراض، سلامتی از هر یک از آنها نعمتی جداگانه به شمار می‎رود و غالب مردم از شکر این نعمت‌ها غافلند چون از خود نعمت غافلند؛ یا اصلاً آن را نمی‎شناسند؛ زیرا اطلاع بر این نعمت‌ها نیاز به اطلاع وافی و کامل در علوم متعدده دارد که همه مربوط به جسم انسان از گوشت، پوست، استخوان، رگ، پیه، خون، مفاصل، سلول‌ها، اعضا و جوارح ظاهره و باطنه است که به فرض اینکه کسی از این همه علوم مطلع باشد چون این علوم کامل نشده است باز هم از شناخت نعمت‌های خدا در این ارتباط و شکر آنها قاصر است.


آیت الله جوادی آملی:
خواندن دعا بر روزه‏ گرفتن در روز عرفه مقدم است


حضرت آیت الله جوادی آملی طی سخنانی در خصوص روز عرفه در کتاب صهبای حج می فرمایند:

روز عرفه روز دعا و نيايش است و اگرچه روزه آن روز مستحب است، ليکن اگر روزه ‏گرفتن آن روز موجب ضعف شود، آن گونه که انسان نتواند دعاهاي اين روز را بخواند، خواندن دعا بر روزه‏ گرفتن مقدم است.[بحار، ج94، ص124 ـ 123.]

طعام طیب شعرا برای عرفه/ روایت آیت‌الله خامنه‌ای از اعمال روز عرفه/ آیت‌الله جوادی: خواندن دعا بر روزه‏ گرفتن در روز عرفه مقدم است

نقش نيايش در وصول به رحمت بيکران الهي، با بيان امام صادق(عليه السلام) که فرمود: «الدُّعاء کهف الإجابة کما أنّ السّحاب کهف المطر»[کافي، ج 2، ص 471.] به خوبي روشن است. طبق اين بيان نوراني همان‏طور که ابر، قرارگاه باران است، دعا نيز قرارگاه اجابت است. به بيان ديگر، اجابت در درون دعاست، همانطور که باران در نهاد ابر تعبيه شده است. بنابراين، چنانچه کسي با حسن ظن و خالصانه و عارفانه و به نحو عام دعا کند، خدا هم اجابت خواهد کرد. بخش مهمّي از پيروزي انبياي بزرگ(عليهم السلام) نيز به برکت دعا بوده است؛ زيرا تظاهرات و عمليات، بخش «جسماني» پيروزي را تشکيل مي‏دهد ولي دعا و نيايش «روح» ظفر است؛ چنانکه امام علي‏بن موسي‏الرضا(عليه السلام) همواره به اطرافيان خويش مي‏فرمود: بر شما باد به سلاح پيامبران: «عليکم بسلاح الأنبياء». آنگاه در پاسخ اينکه سلاح آنان چه بود؟ مي‏فرمود: دعا .

دعا تنها چيزي است که خدا آن را به انسان تمليک کرده است. انسان جز دعا و تضرع در پيشگاه خداوند مالک چيزي نيست: «يا سريع الرضا اغفر لمن لا يملک إلاّ الدّعاء»[مفاتيح الجنان، دعاي کميل.] . از اين‏رو در برابر دشمن درون، سلاحي جز ناله ندارد: «وسلاحه البکاء»[مفاتيح الجنان، دعاي کميل.] . دشمن بيرون را مي‏توان با سلاح سبک و سنگين از پا درآورد ولي شيطان و دشمن سرسخت درون را تنها با اشک در برابر خدا مي‏توان رام کرد. بنابراين، کسي که اهل ناله نيست، مسلح نيست و اگر کسي مسلح نباشد پيروز نخواهد شد؛ زيرا انسان تا زماني که خود را مي‏بيند، خدا را نمي‏بيند و به درگاه او تضرّع و اظهار عجز نمي‏کند، وقتي ننالد در نبرد با اهريمن درون و بيرون شکست مي‏خورد.

گرچه همه حالات زندگي براي نيايش مناسب است ولي دوران پربار حج و حضور در مواقف آن، شکوه بيشتري براي دعا و تأثير فراوان تري براي نيايش به درگاه پروردگار جهان دارد و چون دعا از ضمير صاف، مورد قبول است و احرام و آهنگ کعبه آزاد و پاک، در تصفيه ضمير تأثير به سزايي دارد، نيايش در حج و دعا در مواقف آن بهترين اثرها را به همراه خواهد داشت. از اين‏رو براي هر برنامه از مناسک حج، دستور ويژه‏اي در مورد نيايش داده شده است و عمده آن دعاي عرفه در صحراي عرفات و همراه توده مردم گردآمده از سراسر جهان و عُشاق مشعر و مشتاقان کوي مناست.

روايات فراواني درباره اعمال روز عرفه و هنگام وقوف در عرفات، به ‏ويژه‏ کيفيت دعا در آن موقف نقل شده که بخشي از آنها در خصوص دعاهاي آن‏روز، مانند دعاي عرفه امام حسين و دعاي امام سجّاد(عليهماالسلام) است‏وبخشي نيز در اهتمام و ترغيب به دعا کردن به ديگران است، به گونه‏ اي‏ که ‏برخي شاگردان اهل بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) همه همّ خودرا در آن سرزمين که دعاها در آن مستجاب است، صرف دعا براي غير مي‏کردند.

علي ‏بن ابراهيم در اين باره از پدرش نقل کرده که گفت: عبدالله ‏بن جندب را در عرفات ديدم که زماني طولاني دست به سوي آسمان بلند کرده، سيلاب اشک از گونه ‏هايش بر زمين سرازير بود، به گونه اي که من شخص ديگري را اينچنين در حال مناجات نديدم. هنگامي که مردم از عرفات عازم مشعر بودند به او گفتم: کسي را بهتر از تو در حال نيايش نديدم. عبدالله گفت: به خدا سوگند در آن حال فقط برادرانم را دعا مي‏کردم؛ زيرا از امام کاظم(عليه السلام) شنيدم که فرمود: کسي که به دور از چشم برادر(ايماني)اش در حق وي دعا کند از جانب عرش ندا داده مي‏شود که صدهزار برابر آنچه براي او خواستي نصيب تو خواهد شد: «من دعا لأخيه بظهر الغيب نودي من العرش: ولک مأة ألف ضعف مثله». پس شايسته نبود که من صدهزار برابر دعاي مستجاب را به‏ خاطر يک دعا که برآورده ‏شدنش معلوم نيست واگذارم. مشابه اين نَقل، درباره ديگر صحابه نيز روايت شده است.

فرشته‌ای که خطبه عقد پیوند آسمانی را خواند

اول ذی الحجه سال روز ازدواج فرخنده حضرت فاطمه (سلام الله) و حضرت علی (علیه السلام)

 

نخستین روز از آخرین ماه سال قمری، سال روز پیوندی آسمانی است که دیگر هیچ گاه مانند آن در تاریخ تکرار نشده است. حضرت علی (علیه السلام)، پیشوای پارسایان با حضرت فاطمه (سلام الله)، برترین بانوی جهان پیمان عشق بست و خدا، والاترین فرستاده خویش را بر این پیمان گواه گرفت. برکت این ازدواج، عمری به گستردگی آفتاب دارد، هم‏چنان که یاد و نام آن در تاریخ برای همیشه ماندگار شد.

به گزارش ایسنا، اول ذیحجه، سال روز ازدواج فرخنده حضرت فاطمه (س) و حضرت علی (ع) به عنوان روز ازدواج نامگذاری شده است و روزی مبارک برای همه نوگامانی است که دل به زندگی فاطمی داده‌‏اند تا شادی خود را با خاطره همیشه روشن آن روز مبارک، پیوند زنند. ازدواج حضرت علی(ع) با حضرت فاطمه (س) به فرمان خداوند، از امتیازاتی است که رسول اکرم (ص) بر آن مباهات می‌کردند. در این پیوند پر میمنت، فرشتگان آسمان در سرور و شادمانی و بهشتیان به زینت و زیور آراسته شده بودند.

حضرت فاطمه زهرا (س) دختر پیغمبر اکرم (ص) و از دوشیزگان ممتاز عصر خویش بود. پدر و مادرش از اصیل‌ترین و شریف‌ترین خانواده‌های قریش بودند. از حیث جمال ظاهری و کمالات معنوی و اخلاقی از پدر و مادر شریفش ارث می‌برد و به عالی‌ترین کمالات انسانی آراسته بود.

پیش از حضرت علی علیه السلام افرادی مانند ابوبکر و عمر آمادگی خود را برای ازدواج با دختر پیامبر(ص) اعلام کرده بودند و هر دو از پیامبر(ص) یک پاسخ شنیده بودند و آن این که درباره ازدواج حضرت زهرا (س) منتظر وحی الهی است.

شرح ماجرای ازدواج علی(ع) و فاطمه(س) از زبان امام رضا(ع)


حضرت رضا(ع) فرمود: پدرم از پدرش جعفر بن محمّد و آن حضرت از پدر خود از جدّ بزرگوار خویش(ع) نقل فرمود که:

حضرت علی(ع) فرمود: تصمیم به ازدواج گرفتم، ولی جرات نمی‌کردم، این‌ مطلب را به حضرت رسول(ص) عرض کنم و مدتی این موضوع شب و روز در فکرم بود تا اینکه روزی بر حضرت رسول(ص) وارد شدم و آن حضرت‌ فرمودند: ای علی!

عرض کردم: بفرمایید ای رسول خدا!

فرمود: آیا میل و رغبتی به ازدواج داری؟

عرض کردم: رسول خدا خود داناتر است و گمان بردم ‌حضرت یکی از زنان قریش را به عقد من درآورند و من از اینکه فرصت ازدواج‌ با فاطمه را از دست دهم، نگران بودم و متوجه نشدم که چه شد که حضرت مرا صدا زدند و در خانه ام‌سلمه به خدمتشان رسیدم.

وقتی به من نگاه کردند، چهره‌شان درخشید، تبسمی فرموده به گونه‌ای که سفیدی دندان‌هایشان را که ‌می‌درخشید دیدم، حضرت به من فرمودند: ای علی! مژده چرا که خداوند مساله ازدواج تو را که فکر مرا مشغول کرده بود، خود به عهده گرفت.

گفتم: قضیه چیست یا رسول اللّٰه؟

حضرت فرمودند: جبرئیل با سنبل و قرنفل بهشتی‌ نزد من آمد و آن‌ها را به من داد، من آن دو را گرفتم و بوییدم و گفتم: ای جبرئیل! این سنبل و قرنفل را به چه مناسبت آورده‌ای؟

او گفت: خداوند تبارک و تعالی‌ ملائکه ساکن بهشت و نیز سایر ساکنین آن را امر فرموده که تمام بهشت‌ها را با تمام درخت‌ها و رودخانه‌ها و میوه‌ها و قصرهایش آذین بندند و به بادهای‌ بهشتی دستور داده تا با بوی انواع عطر بوزند و حورالعین را به خواندن‌ سوره‌های «طه»، «طس»، «شوری» و سوره‌هایی که با «طسم» شروع‌ می‌شود امر فرمود و به یک منادی دستور داد که چنین جار بزند:ای ملائکه من و ای ساکنین بهشت من! شاهد باشید که فاطمه دختر محمد را به عقد علی بن ابی‌طالب در آوردم و به این کار راضی و خشنودم، این دو از یک دیگرند.

سپس ‌خداوند تبارک و تعالی به ملکی از ملائکه بهشت به نام راحیل - که در بلاغت‌ هیچ یک از ملائکه به پای او نمی‌رسند- امر فرمود که خطبه بخواند، او نیز خطبه‌ای خواند که اهل آسمان و زمین چنین خطبه‌ای نیاورده بودند، سپس به ‌یک منادی دستور داد تا چنین جار بزند:ای ملائکه من و ای ساکنین بهشت من به علی بن ابی‌طالب حبیب محمد و فاطمه دختر محمد تبریک بگویید، چه‌ اینکه من برای آنان خیر و برکت قرار دادم.

راحیل گفت: برکت تو بر آن دو بیشتر از آنچه ما در بهشت و منزلت برای آنان مشاهده کردیم نیست؟

خداوند فرمود: ای ‌راحیل! از جمله برکت من بر آن دو این است که آنان را بر محبت خودم، با هم‌ همراه می‌کنم و حجت خود بر مردم قرارشان می‌دهم و قسم به عزت و جلالم ‌که از آن دو، نسل و فرزندانی به وجود خواهم آورد که در زمین گنجینه‌داران و معادن حکمت خود قرارشان خواهم داد، بعد از پیامبران، آنان را حجت بر مردم قرار می‌دهم.

پس مژده بده ای علی که من نیز، همچون خدای رحمان، دخترم فاطمه را به ازدواج تو درآوردم و آنچه را که خداوند برای او پسندید، من نیز پسندیدم.

حال دست همسر خود را بگیر که تو از من نسبت به او سزاوارتری، جبرئیل ‌به من خبر داد که بهشت و اهل آن، مشتاق شما دو نفرند و اگر خداوند تبارک ‌و تعالی نمی‌خواست از نسل شما حجتی بر خلق برگزیند، خواسته بهشت و اهل بهشت را در مورد شما دو نفر اجابت می‌فرمود، پس تو چه خوب برادر و چه خوب داماد و چه خوب همدمی هستی و رضایت خدا برای تو کافی است و از رضایت هر کس دیگر بهتر است.

حضرت علی(ع) گفت: «رَبِّ أَوْزِعْنِی‌أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ اَلَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَ‌»؛ پروردگارا مرا بر آن دار که شکر نعمتی که‌ به من دادی، به جای آرم، حضرت رسول(ص) نیز آمین گفتند.

سوره‌هایی که بر ازدواج حضرت امام علی(ع) و حضرت فاطمه(س) دلالت دارند


در قرآن آیه‌ای وجود ندارد که به صورت مستقیم به ازدواج امام علی(ع) و حضرت فاطمه(س) اشاره کرده باشد. ولی آیاتی وجود دارد که به گونه‌ای مرتبط و مناسب با این رویداد است.

آیه انتهایی سوره «کوثر»، دشمن پیامبر(ص) را مقطوع النسل می‌داند و عنوان می‌کند که خدا به پیامبر اکرم(ص) خیر کثیر عطا کرده است و می‌دانیم که با ازدواج امام علی(ع) و حضرت زهرا(س) بود که نسل حضرت پیامبر(ص) ادامه پیدا کرده و گسترش می‌یابد.
 

آیه‌ای از سوره «رحمن»: در این سوره چنین آمده: «مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیَانِ... یخَرُجُ مِنهْمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجَان»؛ دو دریا را روان کرد تا با یکدیگر تماس پیدا کردند... از آن دو مروارید و مرجان بیرون می‌آید. در تفسیر این دو آیه، در روایات آمده که منظور از دو دریا حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) و منظور از مروارید، امام حسن(ع) و مرجان، امام حسین(ع) است.

درس‌هایی که از ازدواج حضرت زهرا (س) و حضرت علی (ع) باید گرفت


از ماجرای ازدواج حضرت علی‌علیه‌السلام و حضرت فاطمه‌علیهماالسلام نکات بسیار جالبی را می‌آموزیم که اگر خواهان سعادتیم و پیروی راستین اسلام، بایستی تا مرز توان تلاش کنیم تا مراحل اول ازدواج بر مبنای صحیحی صورت گیرد، و دوم آنکه ساده‌ زیستی در تمام شئون زندگی جامعه و بخصوص ازدواج راه یابد و گرنه قید و بندهای اجتماعی در امر ازدواج که بیشتر نشات گرفته از فرهنگ غیر اسلامی و یا ساخته و پرداخته ذهن‌های کوتاه مادی و اشرافی است چون غل و زنجیر بر دست و پای جوانان و والدین آنها می‌افتد و هر روز این غل و زنجیر بزرگتر و سنگین‌تر می‌شود، تا جایی که امکان هر نوع حرکت صحیحی را می‌گیرد و حیات جامعه را به سوی نابودی می‌کشاند و بر فساد و نابسامانی‌های روانی و مشکلات اخلاقی می‌افزاید.

در جریان ازدواج آن دو بزرگوار که به فرموده حضرت رسول(ص) خداوند فاطمه(س) را به ازدواج علی(ع) در آورد نکات بسیار مهم آموزشی و الگویی وجود دارد که از آن جمله می‌توان به کفو و همتا بودن، خواستگاری بدون واسطه، قناعت، دوری از اشرافی گری و تجملات، سخت نگرفتن بر همدیگر، ملاک قراردادن معیارها و خصوصیات معنوی و دینی و اخلاقی، مهریه پایین، بنا کردن زندگی بر پایه محبت و عشق واقعی از روی شناخت، حجب و حیا و... اشاره کرد. به این خاطر است که یک پیوند با این ویژگی‌ها پیوند آسمانی لقب می‌گیرد که رضایت خدا و رسول خدا (ص) در آن وجود دارد.

این گونه دعا کنیم، مستجاب می‌شود - چگونه دعا کنیم تا اجابت شود؟

این گونه دعا کنیم، مستجاب می‌شود

 

این گونه دعا کنیم، مستجاب می‌شود

وقتی انسان از همه نا‌امید شد و این مطلب در قلب، فکر و ذهنش خطور پیدا کرد ‌که فقط اوست که عنایت می‌کند، در این صورت حتّی نیاز به این نیست ‌که دعا کند و خود این مسئله دعاست.

لذا خود انقطاع از خلق و این خطور قلبی که همه چیز به ید قدرت حضرت حق است، دعاست و آن‌وقت است که ذوالجلال والاکرام برای او اجابت می‌آورد.

دعا و مناجات

«وَ أَنَّ فِی اللَّهْفِ إِلَى جُودِكَ وَ الرِّضَا بِقَضَائِكَ عِوَضاً مِنْ مَنْعِ الْبَاخِلِینَ وَ مَنْدُوحَةً عَمَّا فِی أَیْدِی الْمُسْتَأْثِرِینَ»

و به‌راستی می‌دانم كه در پناهندگی به جود و كرمت و خشنودی به قضا و قدرت عوضی است از جلوگیری كردن بخیلان و گشایشی است از احتیاج بدانچه در دست دنیاطلبان است .


انقطاع از خلق

یکی از مسائلی که وجود مقدّس حضرات معصومین(علیهم صلوات المصلّین) و اولیاء‌ الهی در باب اجابت دعا بیان فرموده‌اند این است که انسان بالجد بداند همه چیز به دست ذوالجلال و الاکرام است. اگر انسان باور قلبی به این مطلب داشت دعایش مستجاب می‌شود. نشانه‌ این ‌اعتقاد این است که انسان به حقیقت از همه چشم‌پوشی کند و بالجد بداند هیچ احدی در مقابل ذوالجلال و الاکرام قدرت ندارد. آن‌وقت است که دعا اجابت می‌شود.

وجود مقدّس حضرت صادق القول و الفعل، امام جعفر صادق(صلوات اللّه و سلامه علیه) می‌فرمایند: «إِذَا أَرَادَ أَحَدُكُمْ أَنْ لَا یَسْأَلَ رَبَّهُ شَیْئاً إِلَّا أَعْطَاهُ فَلْیَیْأَسْ مِنَ النَّاسِ كُلِّهِمْ وَ لَا یَكُونُ لَهُ رَجَاءٌ إِلَّا عِنْدَ اللَّهِ فَإِذَا عَلِمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ذَلِكَ مِنْ قَلْبِهِ لَمْ یَسْأَلِ اللَّهَ شَیْئاً إِلَّا أَعْطَاهُ»[1]، هر موقع یکی از شما بخواهد چیزی از ذوالجلال و الاکرام طلب کند، راهش این است که چشم امید از همه مردم ببندد، پس چشم امید داشتن به مردم، راه اجابت دعا نیست.

حضرت می‌فرمایند: تنها آن لحظه‌ای که انسان از همه برید و چشم امیدش را از همه برگرداند، لحظه اجابت دعاست، لحظه‌ای که به هیچ کس امیدی ندارد مگر خدا، «وَ لَا یَكُونُ لَهُ رَجَاءٌ إِلَّا عِنْدَ اللَّهِ». دیگر اصلاً نیازی نیست انسان در آن لحظه دعا كند، بلکه همین كه در قلبش خطور كرد که غیر از تو كسی نیست، ذوالجلال و الاكرام برای او اجابت می‌نویسد، «فَإِذَا عَلِمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ذَلِكَ مِنْ قَلْبِهِ لَمْ یَسْأَلِ اللَّهَ شَیْئاً إِلَّا أَعْطَاهُ».

این مطلب در حقیقت معنای همین فراز از دعای با شرافت ابوحمزه است كه حضرت می‌فرمایند: «وَ أَنَّ فِی اللَّهْفِ إِلَى جُودِكَ وَ الرِّضَا بِقَضَائِكَ عِوَضاً مِنْ مَنْعِ الْبَاخِلِینَ» .

اگر به این‌ مادّیات علقه پیدا کردیم، بیچاره می‌شویم. اشتباه نشود، نمی‌گویم کسی نباید داشته باشد، من کاری به این کارها ندارم امّا عرضم این است که علاقه نباید باشد. اگر وابسته شدیم، بیچاره می‌شویم

نیازمند بی‌نیاز

حضرت سیّد‌السّاجدین(صلوات اللّه و سلامه علیه) در ادامه دعا می‌فرمایند: «وَ مَنْدُوحَةً عَمَّا فِی أَیْدِی الْمُسْتَأْثِرِینَ»، «مَنْدُوحَةً» را در ترجمان ظاهری به معنی «بی‌نیازی» گرفته‌اند امّا «نَدِحَ» در لغت به معنی كثرت و وسعت است. لذا یکی از معانی این فراز این‌گونه می‌شود که: خدایا! كاری كن كه من کسانی را كه بخیلند و زیاد در دستشان هست را اصلاً نبینم و بدانم كه همه چیز در دست توست، چون «نَدِحَ» وسیع بودن را بیان می‌كند و «مَنْدُوحَةً» به معنای زمین وسیع است و منظور از آن همان بذل و بخشش است.

حضرت در این فراز می‌خواهند بگویند: خدایا! كاری كن که من- مانند بعضی که به تعبیر عامیانه صورتشان را با سیلی سرخ می‌كنند - آن‌قدر وسعت دید و سعه صدر داشته باشم که در مقابل افراد بخیل و مستأثرین(كسانی كه دنیاطلبند) – البتّه معنی حقیقی مستأثر را هم عرض می‌کنیم - بی‌نیاز باشم.

مهم این است که من در عین نیاز، احساس کنم آن‌قدر وسعت مالی دارم که در مقابل این‌ افراد بی‌نیازم و گویی من از آن‌ها ثروتمندترم. معنی حقیقی‌ این فراز، این است امّا مع‌الأسف این ترجمان ظاهری كه در مفاتیح‌ بیان شده، یك مقدار ضعیف است، البته نمی‌گویم اصلاً مرتبط نیست؛ بلکه تا حدودی نزدیک به معنای واقعی آن هم هست، چون آن‌ها هم «مَنْدُوحَةً» را بی‌نیازی بیان کردند امّا درحقیقت این فراز به این معناست كه مثلاً ثروتمندی در مقابل ثروتمند دیگری قرار گرفته باشد؛ یعنی می‌خواهد بگوید: من وسعت دارم و بی‌نیاز ‌بی‌نیازم. من در مقابل آن «منع الباخلین» (آن باخلین كه منع می‌كنند، بخیلان عالم) طوری هستم که می‌دانم فقط تو هستی و كسی كه تو را دارد، چه ندارد؟!


تعلقات دنیا

«استیثار» در لغت به معنی برگزیدن و به خود اختصاص دادن است و «مستأثر» هم از مصدر «استیثار» گرفته شده است و «الْمُسْتَأْثِرِینَ» کسانی هستند که بخیل‌اند و فکر می‌کنند همه چیز متعلّق به خودشان است.

راغب اصفهانی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) در کتاب مفردات خود می‌فرمایند: «الاستیثار التفرد بشیء من دون غیره» و علّامه مجلسی(اعلی اللّه مقامه الشّریف)، آن مرد بزرگوار نیز در بحارالأنوار می‌فرمایند: «استأثر بشیء أی إستقد به و خصّ بنفسه» مستأثر تأکید دارد که همه چیز متعلّق به خودش شود در حالی‌که «استأثار» متعلّق به خداست، چون همه چیز متعلّق به خداست.
دنیادوستی

دنیاپرستان عالم (آن‌هایی که به دنبال دنیا هستند) فکر می‌کنند که همه چیز متعلّق به خودشان است و اشتباه می‌کنند. «الَّذی جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ»[2] چون آن‌ها نهایتاً تا کجا می‌توانند جمع کنند؟ «حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ»[3] تا قبرها!

انسان خانه بزرگی درست کرده یا وسیله نقلیّه آن‌چنانی خریده، حالا از دنیا رفته، روح او می‌بیند دیگری سوار آن وسیله است، از یک طرف جسم خودش را می‌بیند و از طرف دیگر آن‌ها را می‌بیند، خیلی سخت است.

مواظب باشیم. اگر به این‌ مادّیات علقه پیدا کردیم، بیچاره می‌شویم. اشتباه نشود، نمی‌گویم کسی نباید داشته باشد، من کاری به این کارها ندارم امّا عرضم این است که علاقه نباید باشد. اگر وابسته شدیم، بیچاره می‌شویم.

اگر حبّ این وسیله نقلیّه آمد، ما مرکب می‌شویم و وسیله نقلیّه راکب. در صورتی که ما باید راکب باشیم و وسیله نقلیّه مرکب امّا در حقیقت او سوار ما یعنی سوار روح ما شده است. ما علاقه عجیبی به آن داریم و به همین خاطر آن لحظه‌ای که می‌رویم، گرفتار می‌شویم.


مستأثر کیست؟

«عِوَضاً مِنْ مَنْعِ الْبَاخِلِینَ وَ مَنْدُوحَةً عَمَّا فِی أَیْدِی الْمُسْتَأْثِرِینَ» مستأثرین، کسانی هستند که فکر می‌کنند همه چیز متعلّق به خودشان است، در‌حالی‌که خودشان هم متعلّق به خودشان نیستند. اگر ما می‌توانیم، اجازه ندهیم پیر یا مریض شویم! اگر می‌توانیم جانمان را حفظ کنیم، یک‌دفعه می‌بینی ناگهان بانگی برآمد خواجه مرد!

«مُسْتَأْثِرِینَ» یعنی افرادی که فکر می‌کنند همه چیز برای خودشان است. این افراد حتّی فکر نمی‌کنند که خدا می‌دهد، بلکه می‌گویند: خودمان بودیم، فکر خودمان بود، تلاش خودمان بود، ما مستحقّ این بودیم؛ یعنی من توانستم ولی دیگران نتوانستند!

طبق فرمایش بزرگواری، یک عدّه «سُبْحَانَ رَبِّیَ الْأَعْلَى وَ به مَن دِه» می‌گویند که عیبی ندارد چون باز هم آن‌ها می‌دانند که از ناحیه خداست، امّا «مستأثر» فکر می‌کند که دیگر خودش همه کاره است؟! فرعون فکر کرد که خودش همه کاره است و گفت: «أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى‏»[4]! «مُسْتَأْثِرِینَ» آن‌کسانی هستند ‌که فکر می‌کنند خودشان هستند و لاغیر!

حضرت در این فراز می‌فرمایند: خدایا! من را در مقابل این افراد، مانند کسی قرار بده که دارند. «مَندوحَه» یک خصوصیّت دیگری هم دارد و آن این‌که دارد، ولی مستأثر نیست، بلکه بخشنده است - این مطلب را به ذهن بسپارید - امّا مستأثر دارد و فکر می‌‌کند برای خودش است.

لذا مستأثر حقیقی، ذوالجلال و الاکرام است «یا مَن إستَأثَرَهُ شَیء»، ای خدا! همه چیز برای توست و اصلاً تو صاحب همه چیز هستی«یا مُستأثَرَ کُلَ شَیء».

بفهمیم که هر چه هم به ظاهر دنیا رشد کرده است، از اوست! ما باید این را دائم به خودمان تذکار بدهیم که هرکس ولو به لحظه‌ای فکر کند خودش چیزی شده است و «من» بگوید، همان لحظه، لحظه سقوط اوست!!

آن ‌کس که «مَندوحَه» است، یک حالت بی‌نیازی در مقابل «مُستَأثِرین» دارد و بذل و بخشش‌ هم می‌کند. اگر این خصلت در انسان به وجود بیاید، چه حالی پیدا می‌کند؟! آن‌وقت درک دعا و مناجات با پروردگار عالم برای او معلوم می‌شود و می‌فهمد دستش خالی است و خدا باید به او بدهد. اگر هم به او مرحمت کردند، هیچ‌گاه نمی‌گوید: مال من است!

سلیمان(علی نبیّنا و آله و علیه الصّلوة و السّلام)، آن نبّی مکرّم درباره آن ملک عظیمی که ذوالجلال و الاکرام به او مرحمت کرد، فرمود: «هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّی»[5]! نگفت از خودم است، امّا فرعون گفت: از خودم است.

در حالی که شیخناالاعظم، حضرت مفید عزیز(روحی له الفدا و سلام اللّه علیه) می‌فرمودند: آن‌چه‌ که فرعون داشت، یک صدم داشته‌های سلیمان(علی نبیّنا و آله و علیه الصّلوة و السّلام) بود! در قرآن هم آمده است که خود سلیمان(علی نبیّنا و آله و علیه الصّلوة و السّلام) می‌فرماید: خدایا! ملکی به من بده که کسی قبل و بعد از من این‌گونه نداشته باشد!

فرعون گفت: «أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى‏»! امّا آن کسی که باخداست و می‌‌داند همه چیز از اوست، می‌‌گوید: «هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّی»!

همه پرندگان، ملائکه، اجنّه و... در خدمت حضرت سلیمان(علی نبیّنا و آله و علیه الصّلوة و السّلام) بودند. اصلاً شیشه در زمان حضرت سلیمان(علی نبیّنا و آله و علیه الصّلوة و السّلام) ساخته شد. ایشان فرمود: می‌خواهم یک تالار و کاخ بزرگی بسازم که از این‌طرف، ‌طرف دیگر را ببینم، صدا را هم نشنوم - به نظر می‌آید که شیشه دو جداره‌ هم درست کرده بودند! - حتّی فرمود که آن‌ها در روز من را نبینند ولی من آن‌ها را ببینم - مثل شیشه‌هایی که الآن هست - و این‌ها را اجنّه ساختند و به انسان یاد دادند. اجنّه، مستخدمین حضرت سلیمان(علی نبیّنا و آله و علیه الصّلوة و السّلام) بودند - در حاشیه عرض کنم، اگر انسان، انسان باشد، اجنّه در تسخیر او هستند و این درست نیست که او سراغ اجنّه برود و از آن‌ها چیزی بخواهد یا چیزی یاد بگیرد -

سلیمان(علی نبیّنا و آله و علیه الصّلوة و السّلام) با این‌ که صدای مور را شنید، با هدهد سخن گفت و... - که قرآن همه را اشاره می‌فرماید - یک آن نگفت: من هستم! بلکه گفت: هر آن ‌چه که هست، اوست!

ما هم این مطالب را تمرین کنیم و بفهمیم که هر چه هم به ظاهر دنیا رشد کرده است، از اوست! ما باید این را دائم به خودمان تذکار بدهیم که هر کس ولو به لحظه‌ای فکر کند خودش چیزی شده است و «من» بگوید، همان لحظه، لحظه سقوط اوست!!

پروردگارا! ما را جزء کسانی قرار ده ‌که یک عمر منیّت در وجودشان نباشد.

دعای ناد علی کبیر را چگونه ختم کنیم؟

طریقه ختم دعای ناد علی جهت حاجات مختلف+ متن و ترجمه دعا

خواص و فضیلت دعای ناد علی

از برای دعا ی  ناد علی (علیه السلام) هفتصد خاصیت ذکر کرده اند و در تمام مهمات آنرا موثر دانسته اند

و طریقه ختم ناد علی کبیر آنست:

 که اگر کسی را مهمی عظیم پیش آید ناد علی (علیه السلام) را ۷ نوبت به نیت آن مهم بخواند البته برآورده خواهد شد .

اگر بعد از نماز صبح به نیت مال و ثروت ، روزی ۹ بار بخوانی ثروتمند گردی .

اگر جهت ادای قرض ۱۵ روز و روزی ۲۲ مرتبه بخوانی قرضت ادا میگردد .

 اگر کسی این دعا را با خود داشته باشد از شر جمیع حیوانات و جن و انس محفوظ باشد .

و دعا این است :

بِسمِ الله الرحمن الرحیم

نادِ عَلیاً مَظهَرَالعَجائِب تَجِدهُ عَوَناً لَکَ فِی النَوّائِب لی اِلیَ اللهِ حاجَتی وَعَلَیهِ مُعَوَّلی کُلَّما اَمَرتَهُ وَ رَمَیتَ مُنقَضی فی ظِللّ اللهِ وَ یُضِلل اللهُ لی اَدعُوکَ کُلَّ هَمٍ وَغَمًّ سَیَنجَلی بِعَظَمَتِکَ یا اللهُ

بِنُبُوَّتِکَ یا مُحَمَّدَ بِوَلایَتِکَ یا عَلِیُّ  یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ اَدرِکنی بِحقِّ لُطفِکَ الخَفیَّ اللهِ اَکبَرُ اَنا مِن شَرِّ اَعدائکَ بَریءٌ اللهُ صَمَدی مِن عِندِکَ مَدَی وَعَلَیکَ مُعتَمِدی بِحقِّ إِیاکَ نَعبُدُ وَ إِیاکَ نَستَعینُ

یا اَبا لغَیثِ اَغِثنی یا اَبَا الَحَسَنَین اَدرِکنی یا سَیفَ اللهُ اَدرِکنی یابابَ اللهِ اَدرِکنی یا حُجَّهَ اللهِ اَدرِکنی یا وَلِیَّ اللهِ اَدرِکنی بِحَقَّ لُطفِکَ الخَفیَّ یا قَهّارُ تَقَهَّرتَ بِا لقَهرِ وَ القَهر ُفی قَهرِ قَهرکَ

یا قَهارُ یا قاهِرَ العَدُوّ یا واِلیَ الوَلِیَّ یا مَظهَرَ العَجائِبِ یا مُرتَضی عَلِیُّ رَمَیتَ مِن بَغی عَلَیَّ بِسَهمِ اللهِ وَ سَیفِ اللهِ القاتِلِ اُفَوَّضُ اَمری اِلیَ اللهِ اِنَّ اللهُ بَصَیرٌ بِالعَبادِ

وَ اِلحُکُم اِلهٌ واحِدٌ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحمنُ الرَّحیمُ یا غیاثَ المُستَغییَنِ یا دَلیلَ المُتَحیِّرِینَ یا اَمانَ الخائِفینَ یا مُعینَ المُتَوَکِلینَ یا رَاحِمَ المَساکینَ یا اِلهَ العالَمَینَ بِرَحمَتِکَ وَ صَلَّی اللهُ عَلی سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ الِهِ اَجمَعین وَ الحَمدُ اللهِ رَبِّ العالَمینَ.

 

ترجمه دعای نادعلی

بخوان علی را که مظهر صفات عجیبه است . تا یاری کننده تو باشد در سختی ها این بنده پیوسته به خدا نیازمند است . و من در امورم به او تکیه کرده ام و امور گذشته و اینده ام را به او وا می گذارم برای رفع هر ناراحتی تو را می خوانم . تا مشکل حل و مسائل روشن گردد قسم به بزرگیت ای خدا و به پیامبریت ای محمد و به ولایت تو ای علی ای علی ای علی مرا در یاب بحق لطف پنهانت .

الله اکبر و من از شر دشمنانت بیزاری می جویم . خدای بی نیاز از سوی تو یاری می شم و بر تو اعتماد دارم به حق ایاک نعبد و ایاک نستعین . ای پدر کمک ای پدر حسنین مرا در یاب ای شمشیر خدا ای در خدا , ای حجت خدا ,ای ولی خدامرا در یاب . به حق لطف پنهانت ای غالب و غلبه کننده ، ای دوست دوست خدا ای مظهر صفات عجیبه ای علی یقین دارم هرکه بخواهد ظلم نماید تو به شمشیر کشنده او را از پای در می اوری من تمام امورم را به تو واگذارمی کنم .

بدرستی او بصیر بر بندگان است فرماید : خدای شما خدای واحد است و غیر از او خدایی نیست و بخشنده و مهربان . مرا در یاب ای فریاد رس فریاد خواهان ای راهنمای سر گردانان ای امان ده تر سندگان ای یاری دهنده پناه آورندگان ای رحم کننده بر فقرا ای خدا به رحمتت مرا در یاب و درود فرست بر محمد و ال او و ستایش برای جهانیان است و بس .

شرایط اجیر گرفتن برای نمازهای قضا /  قیمت و شرایط نماز و روزه استیجاری+جدول

یکی از دلایلی که خداوند اجیر گرفتن برای نمازهای قضای متوفی را جایز دانسته است تاکید بر اهمیت ویژه نماز در نزد پروردگار دانست تاجایی که راه حلی برای نماز فوت شده فردی که مرده است ارائه می دهد و در هیچ حالتی نماز را قابل الغاء برنمی شماردحتی در حالتی که انسان در حال غرق شدن است ،چرا که نماز به گفته قرآن کریم اثرات اجتماعی مثبتی دارد و از ارتکاب فحشاء و منکر جلوگیری می کند.
پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) فرمود: هر کس یک مسئله شرعی از احادیث ما پیرامون حلال و حرام و مسائل دینی اش را بیاموزد خدای تعالی هزار گناه او را بیامرزد و شهری از طلا به وسعت دنیا برایش در بهشت بنا کند و به عدد هر مویی که در بدنش قرار دارد برایش حجّ مقبول می نویسد.(1)

خداوند تبارک و تعالی به واسطه رحمت بی کرانی که دارد همواره روزنه هایی را برای آمرزش بندگان و تقرب آنها به سوی خود حتی پس از مرگ می گشاید که حکم زیر هم از مصادیق واضح این مطلب است.

یکی از دلایلی که خداوند اجیر گرفتن برای نمازهای قضای متوفی را جایز دانسته است تاکید بر اهمیت ویژه نماز در نزد پروردگار دانست تاجایی که راه حلی برای نماز فوت شده فردی که مرده است ارائه می دهد و در هیچ حالتی نماز را قابل الغاء بر نمی شمارد حتی در حالتی که انسان در حال غرق شدن است، چرا که نماز به گفته قرآن کریم اثرات اجتماعی مثبتی دارد و از ارتکاب فحشاء و منکر جلوگیری می کند. بنابر این می توان چنین احکامی را در راستای ترویج فرهنگ نماز به عنوان یکی از اصلی ترین نشانه های ایمان و عمل صالح محسوب کرد و تفسیر توصیه های فراوان قرآن و معصومین (علیهم السلام)را به خوبی فهمید.

نظر مراجع تقلید عظام را در ادامه می خوانید:

امام خمینی (قدس سره الشریف)
شرایط اجیر گرفتن برای نمازهای قضا

مسأله 1533- بعد از مرگ انسان میشود براى نماز و عبادتهاى ديگر او که در زندگى بجا نياورده، ديگرى را اجير کنند يعنى به او مزد دهند که آنها را بجا آورد و اگرکسى بدون مزد هم آنها را انجام دهد، صحيح است.

مسأله 1534- انسان مى‏تواند براى بعضى از کارهاى مستحبى مثل زيارت قبر پيغمبر و امامان عليهم السلام، از طرف زندگان اجير شود، و نيز مى‏تواند کار مستحبى را انجام دهد و ثواب آن را براى مردگان يا زندگان هديه نمايد.

مسأله 1535- کسى که براى نماز قضاى ميت اجير شده بايد يا مجتهد باشد يا مسايل نماز را از روى تقليد صحيح، بداند.

مسأله 1536- اجير بايد موقع نيت، ميت را معين نمايد، و لازم نيست اسم او را بداند. پس اگر نيت کند از طرف کسى نماز مى خوانم که براى او اجير شده‏ام، کافى است.

مسأله 1537- اجير بايد خود را به جاى ميت فرض کند و عبادتهاى او را قضا نمايد، واگر عملى را انجام دهد و ثواب آن را براى او هديه کند، کافى نيست.

١٥٣٨مسأله 1538- بايد کسى را اجير کنند که اطمينان داشته باشند که نماز را به صورت صحيح مى‏خواند.

١٥٣٩مسأله 1539- کسى که ديگرى را براى نمازهاى ميت اجير کرده اگر بفهمد که عمل را بجا نياورده يا باطل انجام داده بايد دوباره اجير بگيرد.

مسأله 1540- هرگاه شک کند که اجير عمل را انجام داده يا نه، اگر چه بگويد انجام داده‏ام، بايد دوباره اجير بگيرد، ولى اگر شک کند که عمل او صحيح بوده‏يا نه، گرفتن اجير لازم نيست.

مسأله 1541- کسى را که عذرى دارد و مثلا نشسته نماز مى‏خواند نمى‏شود براى نمازهاى ميت اجير کرد بلکه بنابر احتياط واجب بايد کسى را هم که با تيمم يا جبيره نماز مى‏خواند اجير نکنند.

مسأله 1542- مرد براى زن و زن براى مرد مى‏تواند اجير شود، و در بلند خواندن و آهسته خواندن نماز بايد به تکليف خود عمل نمايد.

مسأله 1543- لازم نيست قضاى نمازهاى ميت به ترتيب خوانده شود، اگر چه بدانند که ميت ترتيب نمازهاى خود را مى‏دانسته.

مسأله 1544- اگر با اجير شرط کنند که عمل را به طور مخصوصى انجام دهد، بايد همان طور بجا آورد و اگر با او شرط نکنند، بايد در آن عمل به تکليف خود رفتار نمايد، و احتياط مستحب آن است که از وظيفه خودش و ميت هر کدام که به احتياط نزديک تر است به آن عمل کند، مثلا اگر وظيفه ميت گفتن سه مرتبه تسبيحات اربعه بوده و تکليف او يک مرتبه است‏سه مرتبه بگويد.

مسأله 1545- اگر با اجير شرط نکنند که نماز را با چه مقدار از مستحبات آن بخواند، بايد مقدارى از مستحبات نماز را که معمول است بجا آورد.

مسأله 1546- اگر ميت ترتيب نمازهايى را که قضا شده، مى‏دانسته و انسان بخواهد براى آن نمازها اجير بگيرد، لازم نيست براى هر کدام آنها وقتى را معين نمايد.

مسأله 1547- اگر کسى اجير شود که مثلا در مدت يک سال نمازهاى ميت را بخواند و پيش از تمام شدن سال، بميرد بايد براى نمازهايى که مى‏دانند به جا نياورده، ديگرى را اجير نمايند بلکه براى نمازهايى که احتمال مى دهند به جا نياروده بايد بنابر احتياط واجب اجير بگيرند.

مسأله 1548- کسى را که براى نمازهاى ميت اجير کرده‏اند، اگر پيش از تمام کردن نمازها بميرد و اجرت همه آنها را گرفته باشد، چنانچه شرط کرده باشند که تمام نمازها را خودش بخواند، بايد اجرت مقدارى را که نخوانده از مال او به ولى ميت بدهند، مثلا اگر نصف آنها را نخوانده، بايد نصف پولى را که گرفته از مال او به ولى ميت بدهند، و اگر شرط نکرده باشند، بايد ورثه‏اش از مال او اجير بگيرند، اما اگر مال نداشته باشد بر ورثه او چيزى واجب نيست.

مسأله 1549- اگر اجير پيش از تمام کردن نمازهاى ميت بميرد و خودش هم نماز قضا داشته باشد، بايد از مال او براى نمازهايى که اجير بوده ديگرى را اجير نمايند و اگر چيزى زياد آمد، در صورتى که وصيت کرده باشد و ورثه اجازه بدهند براى تمام نمازهاى او اجير بگيرند و اگر اجازه ندهند ثلث آن را به مصرف نماز خودش برسانند.

آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی)
شرایط اجیر گرفتن برای نمازهای قضا
س 545- اگر شخصى فوت کند و همه دارايى او خانه‏اى باشد که فرزندانش در آن سکونت دارند، و نماز و روزه بر ذمّه او باشد و پسر بزرگ او هم به علت کارهاى روزانه قادر به قضاى آن نباشد، آيا واجب است که اين خانه را بفروشند و نماز و روزه او را قضا نمايند؟
ج- در فرض مرقوم، فروش خانه واجب نيست، ولى قضاى نماز و روزه‏اى که به عهده پدر است، در هر حالى بر پسر بزرگتر واجب است، مگر در صورتى که ميّت وصيت به اجير گرفتن از ثلث ترکه‏اش کرده باشد و ثلث ترکه هم براى انجام همه نماز و روزه‏هاى او کفايت کند که در اين صورت ثلث ترکه بايد براى آن مصرف شود.

س 546- آيا اگر پسر بزرگ که قضاى نماز پدر بر عهده اوست، فوت نمايد، انجام آنها بر ذمّه وارث پسر بزرگ است يا اين که به پسر بعدىِ پدر (برادرِ پسر بزرگ) منتقل مى‏شود؟
ج- قضاى نماز و روزه پدر که بر پسر بزرگ واجب است، با فوت وى پس از فوت پدرش، بر پسر و يا برادر او واجب نمى‏شود.

س 547- اگر پدرى اصلاً نماز نخوانده باشد، آيا همه نمازهاى او قضا دارد و انجام آنها بر پسر بزرگ او واجب است؟
ج- بنا بر احتياط در اين صورت هم قضاى آنها واجب است.

س 548- پدرى که همه اعمال عبادى خود را عمداً انجام نداده است، آيا بر پسر بزرگ قضاى همه نمازها و روزه‏هايى را که پدرش انجام نداده و به پنجاه سال مى‏رسد، واجب است؟
ج- اگر ترک نماز و روزه بر اثر طغيان باشد، قضاى آنها بر پسر بزرگ واجب نيست. ولى در اين صورت هم احتياط در قضاى آنها ترک نشود.

س 549- اگر قضاى نماز و روزه بر عهده پسر بزرگ باشد و قضاى نماز و روزه پدر هم برآن اضافه گردد، کدام يک مقدّم است؟
ج- در اين صورت مخيّر است و شروع به انجام هر کدام کند، صحيح است.

س 550- پدرم مقدارى نماز قضا دارد، ولى قدرت انجام آن را ندارد. آيا بر من که پسر بزرگ خانواده هستم، جايز است در زمان حيات پدرم نمازهاى فوت شده او را قضا نمايم و يا شخصى را اجير کنم تا آن را انجام دهد؟
ج- نيابت از شخص زنده براى انجام نماز و روزه قضا صحيح نيست.

آیت الله وحید خراسانی (مد ظله العالی)
شرایط اجیر گرفتن برای نمازهای قضا


مسأله 1541ـ بعد از مرگ انسان مى شود براى نماز و عبادتهاى دیگر او كه در زندگى به جا نیاورده، دیگرى را اجیر كنند، یعنى به او مزد دهند كه آنها را به جا آورد، و اگر كسى بدون مزد هم آنها را انجام دهد، صحیح است.

مسأله 1542ـ انسان مى تواند براى بعضى از كارهاى مستحبّى، مثل زیارت قبر پیغمبر و امامان (علیهم السلام) از طرف زندگان اجیر شود، به این معنى كه متعلّق اجاره نیابت از آنان در انجام آن كار باشد، چنانكه مى تواند همین نیابت را تبرّعاً انجام دهد، و نیز مى تواند كار واجب یا مستحبّى را انجام دهد و ثواب آن را براى مردگان یا زندگان هدیه نماید.

مسأله 1543ـ كسى كه براى نماز قضاى میت اجیر شده، باید در مسائل نماز یا مجتهد باشد، یا نماز را از روى تقلید صحیح انجام بدهد، یا آن كه عمل به احتیاط كند.

مسأله 1544ـ اجیر باید موقع نیت میت را معین نماید، و لازم نیست اسم او را بداند، پس اگر نیت كند از طرف كسى نماز مى خوانم كه براى او اجیر شده ام كافیست.

مسأله 1545ـ اجیر باید عمل را به قصد آنچه در ذمّه میت است به جا آورد، و اگر عملى را انجام دهد و ثواب آن را براى او هدیه كند، كافى نیست.

مسأله 1546ـ باید كسى را اجیر كنند كه بدانند یا حجّت شرعیه داشته باشند ـ مثل اطمینان یا اخبار دو عادل یا شخص مورد وثوقى كه ظنّ بر خلاف قولش نباشد ـ كه عمل را انجام مى دهد.

مسأله 1547ـ كسى را كه براى نمازهاى میت اجیر كرده اند، اگر ثابت شود كه عمل را به جا نیاورده، یا باطل انجام داده، باید دوباره اجیر بگیرند.

مسأله 1548ـ هرگاه شكّ كند كه اجیر عمل را انجام داده یا نه، همین كه مورد اطمینان باشد و بگوید انجام داده ام، یا بینه یا خبر ثقه اى كه ظنّ بر خلاف آن نباشد قائم شود بر این كه انجام داده، كفایت مى كند، و اگر شكّ كند كه عمل او صحیح بوده یا نه، بنابر صحّت آن بگذارد.

مسأله 1549ـ كسى را كه عذرى دارد ـ مثلا با تیمّم یا نشسته نماز مى خواند ـ نمى شود براى نمازهاى میت اجیر كرد، اگر چه نمازهاى میت هم همان طور قضا شده باشد.

مسأله 1550ـ مرد براى زن و زن براى مرد مى تواند اجیر شود، و در بلند و آهسته خواندن نماز باید اجیر به تكلیف خود عمل نماید.

مسأله 1551ـ در قضاى نمازهاى میت ترتیب واجب نیست، هر چند احتیاط مستحبّ رعایت ترتیب است، مگر در نمازهایى كه اداى آنها ترتیب دارد، مثل نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشاء از یك روز.

مسأله 1552ـ اگر با اجیر شرط كنند كه عمل را به طور مخصوصى انجام دهد، باید همان طور به جا آورد، مگر این كه علم به فساد عمل داشته باشد كه در این صورت نمى تواند بر آن عمل اجیر شود، و اگر با او شرط نكنند، باید در آن عمل به تكلیف خود رفتار نماید، و احتیاط مستحبّ آن است كه از وظیفه خودش و میت هر كدام كه به احتیاط نزدیكتر است به آن عمل كند، مثلا اگر وظیفه میت گفتن سه مرتبه تسبیحات اربعه بوده و تكلیف او یك مرتبه است، سه مرتبه بگوید.

مسأله 1553ـ اگر با اجیر شرط نكنند كه نماز را با چه مقدار از مستحبّات آن بخواند، باید مقدارى از مستحبّات نماز را كه معمول است به جا آورد.

مسأله 1554ـ اگر انسان چند نفر را براى قضاى نماز میت اجیر كند، بنابر آنچه در مسأله «۱۵۵۱» گذشت، لازم نیست براى هركدام آنها وقتى را معین نماید.

مسأله 1555ـ اگر كسى اجیر شود كه مثلا در مدّت یك سال نمازهاى میت را بخواند، و پیش از تمام شدن سال بمیرد، باید براى نمازهایى كه مى دانند به جا نیاورده دیگرى را اجیر نمایند، و اگر احتمال مى دهند به جا نیاورده، بنابر احتیاط واجب نیز اجیر بگیرند.

مسأله 1556ـ كسى را كه براى نمازهاى میت اجیر كرده اند، اگر پیش از تمام كردن نمازها بمیرد و اجرت همه آنها را گرفته باشد، چنانچه شرط كرده باشند كه تمام نمازها را خودش بخواند، اگر قادر بر عمل بوده اجاره صحیح، و اجاره كننده مى تواند اجرة المثل باقى مانده را بگیرد، یا آن كه اجاره را فسخ نموده و اجرة المثل مقدارى را كه به جا آورده كسر و مابقى را بگیرد، و اگر قادر نبوده اجاره نسبت به ما بعد فوت اجیر باطل است، و مى تواند اجرة المسمّاى باقى مانده را گرفته، یا آن كه اجاره مقدار گذشته را فسخ نموده و اجرة المثل آن را بدهد، و اگر شرط نكرده باشند كه خودش بخواند باید ورثه اش از مال او كسى را اجیر بگیرند، و امّا اگر مال نداشته باشد بر ورثه او چیزى واجب نیست.

مسأله 1557ـ اگر اجیر پیش از تمام كردن نمازهاى میت بمیرد و خودش هم نماز قضا داشته باشد، بعد از عمل به دستورى كه در مسأله قبلى ذكر شد، اگر چیزى از مال او زیاد آمد، در صورتى كه وصیت كرده باشد و اجرت نمازهاى او بیش از ثلث باشد و ورثه اجازه بدهند، براى تمام نمازهاى او اجیر بگیرند، و اگر اجازه ندهند، ثلث آن را به مصرف نماز او برسانند.

 آیت الله صافی گلپایگانی (مد ظله العالی)
شرایط اجیر گرفتن برای نمازهای قضا
مسأله 1542- بعد از مرگ انسان، مي‎شود براي نماز و عبادت‎هاي ديگر او كه در زندگي به جا نياورده، ديگري را اجير كنند يعني به او مزد دهند كه آنها را به جا آورد، و اگر كسي بدون مزد هم آنها را انجام دهد صحيح است.
 

مسأله 1543- انسان مي‎تواند براي بعضي از كارهاي مستحبي مثل زيارت قبر پيغمبر صلي الله عليه و آله و ائمه:، از طرف زندگان اجير شود. و نيز مي‎تواند كار مستحبي را انجام دهد و ثواب آن را براي مردگان يا زندگان هديه نمايد.
مسأله 1544- كسي كه براي نماز قضاي ميت اجير شده، بايد يا مجتهد باشد يا مسائل نماز را از روي تقليد صحيح بداند يا عمل به احتياط كند.

مسأله 1545- اجير بايد موقع نيت، ميت را معين نمايد و لازم نيست اسم او را بداند، پس اگر نيت كند از طرف كسي نماز مي‎خوانم كه براي او اجير شده ‎ام كافي است.

مسأله 1546- اجير بايد عمل را به قصد اطاعت امري كه ميت به آن مأمور بوده به جا آورد ولي اگر عملي را انجام‎دهد و ثواب آن را براي او هديه كند كافي نيست.

مسأله 1547- بايد كسي را اجير كنند كه اطمينان داشته باشند عمل را به طور صحيح انجام مي‎دهد.

مسأله 1548- كسي كه ديگري را براي نمازهاي ميت اجير كرده، اگر بفهمد كه عمل را به جا نياورده يا باطل انجام داده بايد دوباره اجير بگيرد.

مسأله 1549- هر گاه شك كند كه اجير عمل را انجام داده يا نه بايد دوباره اجير بگيرد. ولي اگر اجير بگويد عمل را انجام داده‎ام كافي است و دوباره اجير گرفتن لازم نيست، و اگر شك كند كه عمل او صحيح بوده يا نه، گرفتن اجير لازم نيست.

مسأله 1550- كسي را كه عذر دارد و مثلاً با تيمم يا نشسته نماز مي‎خواند نمي‎شود براي نمازهاي ميت اجير كرد اگر چه نماز ميت همان طور قضا شده باشد.

 مسأله 1551- مرد براي زن و زن براي مرد مي‎تواند اجير شود و در بلند خواندن و آهسته خواندن نماز، بايد به تكليف خود عمل نمايد.

مسأله 1552- لازم نيست قضاي نمازهاي ميت به ترتيب خوانده شود مگر در آنچه در اداي آن ترتيب لازم است مثل ظهر و عصر يك روز.

مسأله 1553- اگر با اجير شرط كنند كه عمل را به طور مخصوصي انجام دهد بايد همان طور به جا آورد. و اگر با او شرط نكنند، بايد در آن عمل به تكليف خود رفتار نمايد و احتياط مستحب آن است كه از وظيفه خودش و ميت هر كدام كه به احتياط نزديك‎تر است به آن عمل كند، مثلاً اگر وظيفه ميت گفتن سه مرتبه تسبيحات اربع بوده، و تكليف او يك مرتبه است، سه مرتبه بگويد.

مسأله 1554- اگر با اجير شرط نكنند كه نماز را با چه مقدار از مستحبات آن بخواند، بايد مقداري از مستحبات نماز را كه معمول است به جا آورد.

مسأله 1555- اگر انسان چند نفر را براي نماز قضاي ميت اجير كند لازم نيست براي هر كدام از آنها وقتي را معين كند، ولي اگر بخواهد احتياط كند و ترتيب را مراعات نمايد، بايد براي هر كدام آنها وقتي را معين نمايد، مثلاً اگر با يكي از آنها قرار گذاشت كه از صبح تا ظهر نماز قضا بخواند، با ديگري قرار بگذارد كه از ظهر تا شب بخواند. و نيز بايد نمازي را كه در هر دفعه شروع مي‎كند معين نمايد مثلاً قرار بگذارد، اول نمازي را كه مي‎خواند صبح باشد يا ظهر يا عصر و هم چنين بايد با آنها قرار بگذارد كه در هر دفعه، نماز يك شبانه روز را تمام كنند و اگر ناقص بگذارند آن را حساب نكنند و دفعه بعد نماز يك شبانه روز را از سر شروع نمايند.

مسأله 1556- اگر كسي اجير شود كه مثلاً در مدت يك سال نمازهاي ميت را بخواند و پيش از تمام شدن سال بميرد، بايد براي نمازهايي كه مي‎دانند به جا نياورده ديگري را اجير نمايند. و هم چنين براي نمازهايي كه احتمال مي‎دهند به جا نياورده باشد بنابر احتياط واجب اجير بگيرند.

مسأله 1557- كسي را كه براي نمازهاي ميت اجير كرده‎اند اگر پيش از تمام كردن نمازها بميرد و اجرت همه آنها را گرفته باشد، چنان چه شرط كرده باشند كه تمام نمازها را خودش بخواند، اگر قدرت بر عمل داشته، اجاره صحيح است و اجاره كننده مي‎تواند اجرة المثل باقي مانده را بگيرد يا آن كه اجاره را فسخ نمايد و اجرة‎المثل مقداري را كه اجير انجام داده از مال الاجاره كسر و مابقي را استرداد نمايد و اگر قادر نبوده اجاره نسبت به بعد فوت اجير باطل است و مي‎تواند اجرة المسماي باقي‎مانده را گرفته يا آن كه اجاره مدت گذشته را فسخ نمايد و اجرة‎المثل آن را بدهد و اگر شرط نكرده باشند، بايد ورثه‎اش از مال او كسي را اجير بگيرند، اما اگر مال نداشته باشد بر ورثه او چيزي واجب نيست.

مسأله 1558- اگر اجير پيش از تمام كردن نمازهاي ميت بميرد و خودش هم نماز قضا داشته باشد، بايد با توجه به آنچه در مسأله پيش گفته شد از مال او براي نمازهايي كه اجير بوده ديگري را اجير نمايند و اگر چيزي زياد آمد، در صورتي كه وصيت كرده باشد، براي او نماز استيجار نمايند و ورثه هم وصيت او را در زايد بر ثلث اجازه كرده باشند باقي‎مانده تركه او را صرف استيجار نماز براي او نمايند و اگر ورثه اجازه نكردند ثلث باقي‎مانده را به مصرف نمازش برسانند.

آیت الله سبحانی (مد ظله العالی)
شرایط اجیر گرفتن برای نمازهای قضا

مسأله 1218- بعد از مرگ انسان، مى شود براى نماز و عبادت هاى ديگر او كه در زندگى به جا نياورده، ديگرى را اجير كنند يعنى به او مزد دهند كه آنها را به جا آورد. و اگر كسى بدون مزد هم آنها را انجام دهد صحيح است.

مسأله 1219- انسان مى تواند براى بعضى از كارهاى مستحبى مثل زيارت قبر پيغمبر و امامان(عليهم السلام) از طرف زندگان اجير شود، و نيز مى تواند كار مستحبى را انجام دهد و ثواب آن را براى مردگان يا زندگان هديه نمايد.

مسأله 1220- كسى كه براى نماز قضاى ميت اجير شده، بايد مسائل نماز را بداند.

مسأله 1221- اجير بايد موقع نيّت، ميّت را معين نمايد. و لازم نيست اسم او را بداند، پس اگر نيت كند از طرف كسى نماز مى خوانم كه براى او اجير شده ام كافيست.

مسأله 1222- اجير بايد واجبات ميت را نيابتاً انجام دهد و عبادت هاى او را قضا نمايد.

مسأله 1223- بايد كسى را اجير كنند كه اطمينان داشته باشند كه عمل را به طور صحيح انجام مى دهد.

مسأله 1224- كسى كه ديگرى را براى نمازهاى ميّت اجير كرده; اگر بفهمد كه عمل را به جا نياورده. يا باطل انجام داده، بايد دوباره اجير بگيرد.

مسأله 1225- هر گاه شك كند كه اجير عمل را انجام داده يا نه اگر بگويد انجام داده ام، كافى است و اگر شك كند كه عمل او صحيح بوده يا نه، گرفتن اجير لازم نيست.

مسأله 1226- كسى را كه عذرى دارد و مثلاً نشسته نماز مى خواند نمى شود; براى نمازهاى ميّت اجير كرد، بلكه بنابر احتياط واجب بايد كسى را هم كه با تيمّم يا جبيره نماز مى خواند اجير نكنند.

مسأله 1227- مرد براى زن و زن براى مرد مى تواند اجير شود و در بلند خواندن و آهسته خواندن نماز بايد به تكليف خود عمل نمايد.

مسأله 1228- در قضاى نمازهاى ميّت آنجا كه در اداء آنها ترتيب شرط است مانند نماز ظهر و عصر يك روز به ترتيب خوانده شود.

مسأله 1229- اگر با اجير شرط كنند كه عمل را به طور مخصوصى انجام دهد، بايد همانطور به جا آورد. و اگر شرط نكنند، بايد در آن عمل به تكليف خود رفتار نمايد و احتياط مستحب آن است كه از وظيفه خودش و ميّت هر كدام كه به احتياط نزديكتر است به آن عمل كند مثلاً اگر وظيفه ميّت گفتن سه مرتبه تسبيحات اربعه بوده و تكليف او يك مرتبه است، سه مرتبه بگويد.

مسأله 1230- اگر با اجير شرط نكنند كه نماز را با چه مقدار از مستحبات آن بخواند، بايد مقدارى از مستحبات نماز را كه معمول است به جا آورد.

مسأله 1231- هر گاه اشخاص متعددى را براى نمازها اجير بگيرد بهتر است براى هر كدام آنها وقتى را معين نمايد مثلاً اگر با يكى از آنها قرار گذاشت كه از صبح تا ظهر نماز قضا بخواند، با ديگرى قرار بگذارد كه از ظهر تا شب بخواند.

مسأله 1232- اگر كسى اجير شود كه مثلاً در مدت يكسال نمازهاى ميت را بخواند و پيش از تمام شدن سال بميرد، بايد براى نمازهائى كه مى دانند به جا نياورده ديگرى را اجير نمايند بلكه براى نمازهائى هم كه احتمال مى دهند به جا نياورده بايد بنابر احتياط واجب اجير بگيرند.

مسأله 1233- كسى را كه براى نمازهاى ميّت اجير كرده اند، اگر پيش از تمام كردن نمازها بميرد و اجرت همه آنها را گرفته باشد، چنانچه شرط كرده باشند كه تمام نمازها را خودش بخواند; بايد اجرت مقدارى را كه نخوانده از مال او به ولى ميّت بدهند مثلاً اگر نصف آنها را نخوانده، بايد نصف پولى را كه گرفته از مال او به ولىّ ميّت بدهند و اگر شرط نكرده باشند; بايد ورثه نائب از مال او اجير بگيرند. اما اگر مال نداشته باشد بر ورثه او چيزى واجب نيست.

آیت الله نوری همدانی (مد ظله العالی)
شرایط اجیر گرفتن برای نمازهای قضا

مساله 1530- بعد از مرگ انسان مي شود، براي نماز و عبادتهاي ديگر در زندگي بجا نياورده، ديگري را اجير کنند يعني به او مزد دهند که آنها را بجا آورد. و اگر کسي بدون مزد هم آنها را انجام دهد صحيح است.

مساله 1531- انسان مي تواند براي بعضي از کارهاي مستحبي مثل زيارت قبر پيغمبر و امامان عليهم السلام، از طرف زندگان اجير شود، و نيز مي تواند کار مستحبي را انجام دهد و ثواب آن را براي مردگان يا زندگان هديه نمايد.

مساله 1532- کسي که براي نماز قضاي ميت اجير شده، بايد يا مجتهد باشد يا مسائل نماز راروي تقليد صحيح بداند واگر عالم به کيفيت احتياط باشد و احتياط کند اشکال ندارد.

مساله 1533- اجير بايد موقع نيت، ميت را معين نمايد. و لازم نيست اسم او را بداند، پس اگر نيت کند از طرف کسي نماز مي خوانم که براي او اجير شده ام کافي است.

مساله 1534- اجير بايد خود را بجاي ميت فرض کند و عبادتهاي او را قضا نمايد و اگر عملي را انجام دهد و ثواب آن را براي او هديه کند کافي نيست.

مساله 1535- بايد کسي را اجير کنند که اطمينان داشته باشند که نماز را مي خواند و اگر شک داشته باشند که صحيح انجام مي دهد يا نه اشکال ندارد.

مساله 1536- کسي که ديگري رابراي نمازهاي ميت اجير کرده، اگر بفهمد که عمل را بجا نياورده، يا باطل انجام داد، بايد دوباره اجير بگيرد.

مساله 1537- هرگاه شک کند که اجير عمل را انجام داده يا نه همينکه بگويد انجام داده ام کافي است ولي اگر شک کند که عمل او صحيح بوده يا نه، گرفتن اجير لازم نيست.

مساله 1538- کسي را که عذري دارد و مثلاً نشسته نماز مي خواند نميشود براي نمازهاي ميت اجير کرد، بلکه بنابر احتياط واجب بايد کسي را هم با تيمم يا جبيره نماز مي خواند اجير نکنند. اگرچه نماز ميت هم همانطور قضا شد، باشد.

مساله 1539- مرد براي زن و زن براي مرد مي تواند اجير شود و در بلند خواندن و آهسته خواندن نماز بايد به تکليف خود عمل نمايد.

مساله 1540- لازم نيت قضاي نمازهاي ميت به ترتيب خوانده شود، اگر چه بدانند که ميت ترتيب نمازهاي خود را مي دانسته است. بلي نمازهائي که اداء آنها ترتيب دارد مثل نماز ظهر و عصر يا مغربو عشاء از يک روز بايد به ترتيب قضا شود.

مساله 1541- اگر با اجير شرط کنند که عمل را بطور مخصوصي انجام دهد، بايد همانطور بجا آوردو اگر با او شرط نکنند بايد در آن عمل به تکليف خود رفتار نمايد و احتياط مستحب آن است که از وظيفه خودش و ميت هر کدام که به احتياط نزديکتر است به آن عمل کند مثلاً اگر وظيفه ميت گفتن سه مرتبه تسبيحات اربعه بوده و تکليف او يک مرتبه، سه مرتبه بگويد.

مساله 1542- اگر با اجير شرط نکنند که نماز را با چه مقدار از مستحبات آن بخواند، بايد مقداري از مستحبات نماز را که معمول است بجا آورد.

مساله 1543- اگر ميت ترتيب نمازهائي را که قضا شده مي دانسته و انسان بخواهد براي آن نمازها اجير بگيرد لازم نيست براي هر کدام آنها وقتي را معين نمايد.

مساله 1544- اگرکسي اجير شود که مثلاُ در مدت يک سال نمازهاي ميت را بخواند و پيش ازتمام شدن سال بميرد،بايد براي نمازهائي که مي دانند بجا نياورده ديگري را اجير نمايند بلکه براي نمازهائي هم که احتمال ميدهند بجا نياورده بايد بنابر احتياط واجب اجير بگيرند

مساله 1545- کسي را که براي نمازهاي ميت اجير کرده اند، اگر پيش از تمام کردن نمازها بميرد و اجرت همه آنها را گرفته باشد، انچه شرط کرده باشند که تمام نمازها را خودش بخواند، بايد اجرت مقداري را که نخوانده از مال او به ولي ميت بدهند مثلاً اگر نصف آنها را نخوانده، بايد نصف پولي را که گرفته از مال او به ولي ميت بدهند و اگر شرط نکرده باشند، بايد ورثه اش از مال او اجير بگيرند. اما اگر مال نداشته باشد بر ورقه او چيزي واجب نيست.

مساله 1546- اگر اجير پيش از تمام کردن نمازهاي ميت بميرد و خودش هم نماز قضا داشته باشد، بايد از مال او براي نماازهائي که اجير بوده ديگري را اجير نمايند واگر چيزي زياد آمد، در صورتي که وصيت کرده باشد و ورثه اجازه بدهند براي تمام نمازهاي او اجير بگيرند. و اگر اجازه ندهند ثلث آن را به مصرف نماز خودش برسانند.

آیت الله فاضل لنکرانی (رضوان الله علیه)
شرایط اجیر گرفتن برای نمازهای قضا

مسأله - بعد از مرگ انسان، مى شود براى نماز و عبادتهاى ديگر او كه در زندگى بجا نياورده ديگرى را اجير كنند يعنى باو مزد دهند كه آنها را بجا آورد. و اگر كسى بدون مزد هم آنها را انجام دهد صحيح است.

مسأله - انسان مى تواند براى بعضى از كارهاى مستحبى مثل زيارت قبر پيغمبر و امامان (عليهم السلام)، از طرف زندگان اجير شود، و نيز مى تواند كار مستحبى را انجام دهد و ثواب آنر براى مردگان يا زندگان هديه نمايد.

مسأله - اجير بايد موقع نيت، ميت را معين نمايد، و لازم نيست اسم او را بداند. پس اگر نيت كند از طرف كسى نماز مى خوانم كه براى او اجير شده ام كافى است.

مسأله - اجير بايد خود را به جاى ميت فرض كند و عبادتهاى او را به نيابت از او قضا نمايد و اگر عملى را انجام دهد و ثواب آنرا براى او هديه كند كافى نيست.

مسأله - كسى كه ديگرى را براى نمازهاى ميت اجير كرده اگر بفهمد كه عمل را بجا نياورده، يا باطل انجام داده، بايد دوباره اجير بگيرد.

مسأله - هرگاه شك كند كه اجير عمل را انجام داده يا نه اگر چه بگويد انجام داده ام، بايددوباره اجيربگيرد. ولى اگرشك كندكه عمل اوصحيح بوده يا نه، گرفتن اجير لازم نيست.

مسأله - كسى كه عذرى دارد، مثلاً با تيمم يا نشسته نماز مى خواند، نمى شود براى نمازهاى ميت او را اجير كرد، اگر چه از ميت به همين نحو قضا شده باشد.

مسأله - مرد براى زن و زن براى مرد مى تواند اجير شود و در بلند خواندن و آهسته خواندن نماز بايد به تكليف خود عمل نمايد.

مسأله - قضاى نمازهاى ميت در صورتى كه ترتيب آنها را بدانند بايد بترتيب خوانده شود و اگر ترتيب آنها را ندانند رعايت ترتيب لازم نيست، ولى در مورد نماز ظهر و عصر يا مغرب و عشاء از يك روز، رعايت ترتيب لازم است.

مسأله - اگر با اجير شرط نكنند كه نماز را با چه مقدار از مستحبات آن بخواند بايد مقدارى از مستحبات نماز را كه معمول است بجا آورد.

مسأله - اگر انسان چند نفر را براى نماز قضاى ميت اجير كند، در صورتى كه ترتيب قضا شدن نماز ميت را مى داند بايد ـ بنابر احتياط واجب ـ براى هر كدام آنها وقتى را معين نمايد، مثلاً اگر با يكى از آنها قرار گذاشت كه از صبح تا ظهر نماز قضا بخواند، با ديگرى قرار بگذارد كه از ظهر تا شب بخواند. و نيز بايد نمازى را كه در هر دفعه شروع مى كند، معين نمايد مثلاً قرار بگذارد، اول نماز صبح را بخواند يا ظهر يا عصر، و همچنين بايد با آنها قرار بگذارد كه در هر دفعه نماز يك شبانه روز را از سر شروع نمايند.

مسأله - مادامى كه اجير نمازها را نخوانده باشد ذمه ميت مشغول است. بنابراين اگر اجير فوت كند در صورتى كه احتمال دهند كه نمازها را نخوانده است بنابر احتياط واجب بايد براى آن نمازها اجير بگيرند.

مسأله - كسى را كه براى نمازهاى ميت اجير كرده اند، اگر پيش از تمام كردن نماز بميرد و اجرت همه آنها را گرفته باشد، چنانچه قيد كرده باشند كه تمام نمازها را خودش بخواند، بايد اجرت مقدارى را كه نخوانده از مال او به ولى ميت بدهند، مثلاً اگر نصف آنها را نخوانده، بايد نصف پولى را كه گرفته از مال او به ولى ميت بدهند، و اگر قيد نكرده باشند، بايد ورثه اش از مال او اجير بگيرند، اما اگر مال نداشته باشد بر ورثه او چيزى واجب نيست، ولى بهتر است دين ميت را ادا كنند.

مسأله - اگر اجير پيش از تمام كردن نمازهاى ميت بميرد و خودش هم نماز قضا داشته باشد، بايد از مال او براى نمازهائى كه اجير بوده ديگرى را اجير نمايند و اگر چيزى زياد آمد، در صورتى كه وصيت كرده باشد و ورثه اجازه بدهند براى تمام نمازهاى او اجير بگيرند، و اگر اجازه ندهند ثلث آن را به مصرف نماز خودش برسانند.

آیت الله مکارم شیرازی (مد ظله العالی)
شرایط اجیر گرفتن برای نمازهای قضا

مسأله 1213ـ اجير گرفتن براى قضاى نماز و عبادتهاى ديگر از طرف اموات خالى از اشكال نيست، مگر در حج و اگر كسى بخواهد در عبادتهاى ديگر اجير بگيرد قصد رجاء كند، امّا به جا آوردن نماز و روزه قضا و همچنين نماز و روزه مستحبّى به قصد قربت و بدون گرفتن اجرت اشكالى ندارد.

مسأله 1214ـ انسان مى تواند براى بعضى از كارهاى مستحب مانند زيارت قبر پيغمبر(صلى الله عليه وآله) و امامان(عليهم السلام) از طرف زندگان اجير شود، ولى احتياط واجب آن است كه پول را براى مقدّمات كار بگيرد و نيز مى تواند اعمال مستحبّى را انجام دهد و ثواب آن را به اموات يا زنده ها هديه نمايد.

مسأله 1215ـ كسى كه براى نماز قضاى ميّت اجير شده، بايد مسائل نماز را بخوبى بداند و قرائت او صحيح باشد.

مسأله 1216ـ شخصى كه مى خواهد از طرف ديگرى نماز يا روزه، يا عبادت ديگرى، به جا آورد بايد در موقع نيّت، ميّت را معيّن كند، لازم نيست اسم او را بداند، همين اندازه كه علامت و نشانه اى براى او در قصد و نيّت خود قرار دهد كافى است.

مسأله 1217ـ شخص نايب بايد خود را به جاى ميّت فرض كند و عبادتى را كه بر ذمّه اوست قضا نمايد و اگر عملى را انجام دهد و ثواب آن را براى او هديه كند دين او ادا نمى شود.

مسأله 1218ـ در صورتى ذمّه ميّت ادا خواهد شد كه اطمينان پيدا شود كه نايب نماز را خوانده است و اگر شك كند كافى نيست، ولى اگر يقين داشته باشد نماز را خوانده امّا نداند صحيح انجام داده يا نه اشكال ندارد.

مسأله 1219ـ اگر نايب بگويد نماز را خوانده ام تنها به گفته او نمى توان قناعت كرد مگر اين كه فرد مورد اطمينانى باشد.

مسأله 1220ـ شخصى كه از ميّت نيابت مى كند بايد كسى باشد كه در انجام اجزاء و شرايط نماز معذور نباشد، مثلاً كسى كه نشسته نماز مى خواند نمى تواند نايب شود، حتّى بنابر احتياط واجب كسى كه با تيمّم يا جبيره نماز مى خواند نيابت نكند.

مسأله 1221ـ
مرد مى تواند براى زن و زن براى مرد نيابت كند و در بلند خواندن و آهسته خواندن نماز بايدبه وظيفه خودش عمل نمايد، نه وظيفه ميّت و لازم نيست قضاى نمازهاى ميّت به ترتيب خوانده شود، خواه ترتيب آن را بداند يا نداند، مگر در مورد ظهر و عصر، يا مغرب و عشا از يك روز كه رعايت ترتيب در آن لازم است.

مسأله 1222ـ كسى كه اجير براى قضاى نماز و روزه مى شود اگر طرز مخصوصى را با او شرط كنند (مثلاً بگويند نماز را بايد در مسجد يا در فلان ساعت بخواند) بايد به شرط عمل كند، امّا اگر شرط خاصّى با او نكنند مطابق تكليف خود و طبق معمول انجام دهد و در مستحبّات نيز آنچه معمول است به جا مى آورد و بيش از آن لازم نيست مگر شرط كنند، خواندن نماز آيات نيز تا شرط نكنند لازم نيست.

مسأله 1223ـ هرگاه اشخاص متعدّدى را براى قضاى نماز ميّت اجير كند لازم نيست براى هر كدام وقت معيّنى را تعيين نمايد، بلكه آنها مى توانند در هر وقت كه بخواهند نماز را به جا آورند، ولى براى رعايت ترتيب بين نمازهاى قضا احتياط مستحب آن است كه براى هر كدام از آنها وقتى را معيّن نمايد، مثلاً با يكى قرار مى گذارد كه در فاصله صبح تا ظهر نماز قضا به جا آورد و با ديگرى از ظهر تا شب و نيز بهتر است هريك از آنها مقدار نمازى را كه مى خواند با ديگرى شبيه باشد، مثلاً اگر از نماز ظهر شروع مى كند و تا نماز صبح پايان مى دهد (خواه يك شبانه روز بخواند يا چند شبانه روز) ديگرى نيز از ظهر شروع كند و به صبح خاتمه دهد.

مسأله 1224ـ هرگاه شخص اجير پيش از تمام كردن نماز و روزه اى كه اجير شده بود از دنيا برود درحاليكه اجرت همه آنها را گرفته، اگر شرط كرده باشند تمام نمازها را خودش به جا آورد بايد اجرت مقدارى را كه نخوانده از مال او برگردانند و اگر چنين شرطى نكرده اند بايد ورثه از مال او كسى را اجير كنند تا باقيمانده را بجا آورد و اگر مالى ندارد چيزى بر ورثه واجب نيست، ولى بهتر است دين ميّت را ادا كنند.

مسأله 1225ـ هرگاه اجير پيش از تمام كردن عمل از دنيا برود و خودش نيز نماز قضا بر ذمّه داشته باشد، بايد از مال او براى نمازهايى كه اجير بوده ديگرى را اجير كنند و يا اگر شرط كرده اند خودش به جا آورد باقيمانده را برگردانند، امّا براى نمازهاى خودش نمى توانند از مال او بردارند مگر با رضايت ورثه و يا در صورتى كه وصيّت كرده از ثلث مالش به مصرف نماز برسانند.

آیت الله سیستانی (مد ظله العالی)
شرایط اجیر گرفتن برای نمازهای قضا

مسأله 1513ـ بعد از مرگ انسان، مى‏شود براى نماز و عبادتهاى ديگر او كه در زندگى بجا نياورده، ديگرى را اجير كنند ـ يعنى به او مزد دهند ـ كه آنها را بجا آورد، و اگر كسى بدون مزد هم آنها را انجام دهد صحيح است.

مسأله 1514ـ انسان مى‏تواند براى بعضى از كارهاى مستحبى مثل حج و عمره و زيارت قبر پيغمبر و امامان عليهم‏السلام از طرف زندگان اجير شود، و نيز مى‏تواند كار مستحبى را انجام دهد و ثواب آن را براى مردگان يا زندگان هديه نمايد.

مسأله 1515ـ كسى كه براى نماز قضاى ميت اجير شده، بايد يا مجتهد باشد يا نماز را بر طبق فتواى كسى كه تقليد از او صحيح است انجام دهد، يا آنكه عمل به احتياط كند در صورتى كه موارد احتياط را كاملاً بداند.

مسأله 1516ـ اجير بايد موقع نيّت، ميت را معيّن نمايد و لازم نيست اسم او را بداند، پس اگر نيّت كند از طرف كسى نماز مى‏خوانم كه براى او اجير شده‏ام كافى است.

مسأله 1517ـ اجير بايد عمل را به قصد آنچه در ذمّه ميت است بجا آورد، و اگر عملى را انجام دهد و ثواب آن را براى او هديه كند، كافى نيست.

مسأله 1518ـ بايد كسى را اجير كنند كه اطمينان داشته باشند عمل را انجام مى‏دهد و احتمال بدهند كه عمل را صحيح انجام میدهد.

مسأله 1519ـ كسى را كه براى نمازهاى ميت اجير كرده‏اند، اگر بفهمند كه عمل را بجا نياورده يا باطل انجام داده، بايد دوباره اجير بگيرند.

مسأله 1520ـ هرگاه شك كند كه اجير عمل را انجام داده يا نه، اگر چه بگويد انجام داده‏ام ولى اطمينان به گفته او نباشد ـ بنابر احتياط واجب ـ بايد دوباره اجير بگيرد. و امّا اگر شك كند كه عمل او صحيح بوده يا نه، مى‏تواند بنابر صحت آن بگذارد.

مسأله 1521ـ كسى را كه عذرى دارد مثلاً با تيمم يا نشسته نماز مى‏خواند، مطلقاً ـ بنابر احتياط ـ نمى‏شود براى نمازهاى ميت اجير كرد، اگر چه نماز ميت هم همانطور قضا شده باشد. ولى اجير گرفتن كسى كه با وضو يا غسل جبيره‏اى نماز مى‏خواند اشكال ندارد. و همچنين اجير گرفتن كسى كه دست يا پاى او قطع شده است، ولكن در كفايت كردن عمل او از منوب عنه، محل اشكال است.

مسأله 1522ـ مرد براى زن، و زن براى مرد مى‏تواند اجير شود، و در بلند خواندن و آهسته خواندن نماز را بايد اجير به تكليف خود عمل نمايد.

مسأله 1523ـ در قضاى نمازهاى ميت، ترتيب واجب نيست مگر در نمازهائى كه اداى آنها ترتيب دارد، مثل نماز ظهر و عصر، يا مغرب و عشا از يك روز چنانكه سابقاً گذشت. ولى اگر او را اجير كرده باشند كه طبق فتواى مرجع ميت، يا ولىّ او عمل كند و آن مرجع ترتيب را لازم بداند، بايد ترتيب را رعايت نمايد.

مسأله 1524ـ اگر با اجير شرط كنند كه عمل را به طور مخصوصى انجام دهد بايد همان طور بجا آورد، مگر اين كه يقين به بطلان عمل به آن نحو داشته باشد، و اگر با او شرط نكنند بايد در آن عمل به تكليف خود رفتار نمايد، واحتياط مستحب آن است كه از وظيفه خودش و ميت هر كدام كه با احتياط نزديكتر است به آن عمل كند، مثلاً اگر وظيفه ميت گفتن سه مرتبه تسبيحات اربعه بوده و تكليف او يك مرتبه است، سه مرتبه بگويد.

مسأله 1525ـ اگر با اجير شرط نكنند كه نماز را با چه مقدار از مستحبات آن بخواند، بايد مقدارى از مستحبات نماز را كه معمول است بجا آورد.

مسأله 1526ـ اگر انسان چند نفر را براى نماز قضاى ميت اجير كند، بنابر آنچه در مسأله (1524) گفته شد لازم نيست براى هر كدام آنها وقتى را معيّن نمايد.

مسأله 1527ـ اگر كسى اجير شود كه مثلاً در مدت يك سال نمازهاى ميت را بخواند وپيش از تمام شدن سال بميرد، بايد براى نمازهائى كه مى‏دانند بجا نياورده، ديگرى را اجير نمايند، و اگر احتمال مى‏دهند كه بجا نياورده ـ بنابر احتياط واجب ـ نيز اجير بگيرند.

مسأله 1528ـ كسى را كه براى نمازهاى ميت اجير كرده‏اند، اگر پيش از تمام كردن نمازها بميرد و اجرت همه آنها را گرفته باشد، چنانچه شرط كرده باشند كه تمام نمازها را خودش بخواند، مى‏توانند اجرة المسمّاى باقيمانده را گرفته، يا آنكه اجاره را فسخ نمايند واجرة المثل او را بدهند، و اگر شرط نكرده باشند كه خودش بخواند بايد ورثه‏اش از مال او اجير بگيرند، امّا اگر مال نداشته باشد بر ورثه او چيزى واجب نيست.

مسأله 1529ـ اگر اجير پيش از تمام كردن نمازهاى ميت بميرد، و خودش هم نماز قضا داشته باشد، بعد از عمل به دستورى كه در مسأله قبلى ذكر شد، اگر چيزى از مال او زياد آمد، در صورتى كه وصيّت كرده باشد و ورثه اجازه بدهند، براى تمام نمازهاى او اجير بگيرند، و اگر اجازه ندهند، ثلث آن را به مصرف نماز او برسانند.

پی نوشت:
بحار الانوار جلد 1 ص 214
 

قیمت و شرایط نماز و روزه استیجاری+جدول

در میان اشخاص حقیقی قیمت هر سال نمازقضا از 1 میلیون تا 1 میلیون 300 هزار تومان وجود دارد و هر ماه روزه هزینه ای ما بین 800 تا 900 هزار تومان در بر خواهد داشت.

صبحانه: فوت پدر یکی از بزرگترین دردهایی است که هر انسان آن را تجربه می کند و درد بالاتر از آن زمانی سراغ فرزندان می آید که آن ها متوجه می شوند هیچ کاری برای پدرشان انجام نداده اند و حالا مدیون او هستند و در همین حال حاضرند هر چه دارند بپردازند تا کمی از عذاب وجدان خود کاسته و بر رضایت و شادی روح پدر از دنیا رفته شان بیافزایند.

خیرات دادن، قربانی کردن و انجام نذرهای تنها بخش کوچکی است که فرزندان یک پدر برای شادی آن مرحوم انجام می دهند. در این میان یک کار بسیار مهم وجود دارد که همیشه بر عهده پسر بزرگ خانواده قرار دارد و آن هم به جا آوردن نمازهای قضا و روزه هایی است که پدرشان در زمان حیات آن ها را نخوانده یا اجرا نکرده است. این کار یکی از وظایف فرزند ارشد ذکور است و او باید برای شادی روح مرحوم و همچنین به جا آوردن اعمال وی تمام سعی و تلاش خود را بکند.

به طور کلی در دین اسلام درباره نماز و روزه های قضا آمده است که:"نماز و روزه قضای پدر بر پسر بزرگ تر واجب است؛ یعنی بر پسر بزرگ تر واجب است نماز و روزه های فوت شده پدر را بعد از مرگش یا خود انجام دهد یا کسی را اجیر کند. البته برخی از مراجع نماز و روزه پدر و مادر هر دو را واجب می دانند." در این عبارت نکته مهمی وجود دارد که می گوید پسر بزرگ می تواند فردی را برای اینکار اجیر نماید و اگر شخصی به نیت فرد مرحوم نماز و روزه را به جا آورد مشکلی پیش نخواهد آمد.

با کمی جستجو در میان سایت های اینترنتی در مورد نماز استیجاری به موارد جالبی برخورد کردیم که نشان از شمار زیاد افرادی بود که به دنبال خواندن نماز استیجاری برای دیگران هستند. این افراد غالبا نیازمندانی هستند که برای تامین مخارج زندگی نماز و روزه استیجاری قبول می کنند تا از این راه بتوانند یک کمک خرج برای خانواده خود داشته باشند. برخی از فقها در این زمینه البته اظهار نظر کرده اند و نماز روزه استیجاری قبول کردن را بی اشکال خوانده اند.

قیمت بازار برای نماز و روزه استیجاری چقدر است؟

به گزارش صبحانه، شاید برای شما جالب باشد که بدانید قیمت خواندن نماز و روزه به صورت استیجاری چقدر است و البته فرد چه شرایطی باید داشته باشد. مهمترین شرط برای گرفتن نماز و روزه استیجاری اعتقاد درست و البته آشنایی با آداب و رسوم مختلف در این زمینه است همچنین زمانی که فردی نماز و روزه قضا را قبول می کند و بابت آن پولی دریافت می کند، موظف است تا موارد محول شده را تا آخرین مورد انجام دهد.

مهمترین نکته در مورد نماز و روزه استیجاری قیمتی است که یک اجیر برای این کار دریافت می کند. این قیمت به دو بخش تقسیم می شود، اول قیمتی است که مراجع تقلید هرساله تعیین می کنند که برای سال 94 برای یک سال نماز آن را ما بین 1 میلیون تا 1 میلیون 100 هزار تومان و قیمت هر ماه روزه نیز ما بین 600 تا 700 هزار تومان تعیین شده است.

البته این قیمت ها زمانی که به افراد حقیقی و شخصی مراجعه کنید کمی متفاوت است چرا که در میان مردم ممکن است فردی از روی نیاز شدید مالی قصد خواندن نماز استیجاری کرده باشد و به همین دلیل گاهی با قیمت هایی بالاتر از حد تعیین شده توسط مراجع تقلید روبرو خواهیم شد. در میان اشخاص حقیقی قیمت هر سال نمازقضا از 1 میلیون تا 1 میلیون 300 هزار تومان وجود دارد و هر ماه روزه هزینه ای ما بین 800 تا 900 هزار تومان در بر خواهد داشت.

طبق بررسی های انجام شده توسط خبرنگار صبحانه این قیمت ها در سال 89 به طور شگفت انگیزی پایین بوده است به طوری که در آن زمان قیمت هر سال نماز قضا 250 هزار تومان و هر ماه روزه داری تنها 150 هزار تومان هزینه بر می داشته است و این نشان از آن است که در طول 5 سال گذشته رشد صعودی بسیار شدیدی در قیمت نماز و روزه استیجاری حاکم بوده است.

شما همچنین می توانید در جدول زیر تفاوت میانگین قیمت هر سال نماز قضا و هر ماه روزه داری را در مقایسه با سال گذشته مشاهده نمایید:(قیمت ها در حدول به تومان درج شده است)

نماز قضا

سال 93

سال 94

نظر مراجع تقلید

700.000

1.100.000

افراد حقیقی

800.000

1.200.000

 

روزه قضا

سال 93

سال 94

نظر مراجع تقلید

500.000

700.000

افراد حقیقی

600.000

800.000

نماز قضاء

نماز قضاء

   

سؤال: این جانب نمی دانم که روزه و نماز بدهکار هستم یا خیر؟(به خاطر نمی آورم) تکلیف چیست؟

جواب: با فرض شک در فوت چیزی بر شما نیست.

سؤال: بنده هم اکنون 17 ساله می باشم و تقریبا درسن 14 سالگی شروع به بلوغ شرعی نموده ام اما چون فکر می کردم که نماز را باید از سن 15 سالگی شروع کرد  لذا مدتی نماز و روزه و تمامی واجبات را ترک کردم حال تکلیفم چیست؟

جواب: باید قضای نماز و روزه ای که در زمان بلوغ ترک کرده اید را بجا آورید.

سؤال: شخصی یک چشمش را عمل جراحی نموده و دکتر سفارش کرده نباید سرت را تکان بدهی چون برای چشمت ضرر دارد و نباید وضوء و تیمم کنی، و بدون طهارت و بدون اینکه رو به قبله باشد نماز خوانده آیا صحیح است؟

جواب: در فرض مرقوم نمازها را باید احتیاطا قضاء نماید.

سؤال: بیماری که در بیمارستان به طوری صدمه دیده که قادر به حرکت از روی تخت نیست و نمی تواند موقع قضای حاجت، خود را تطهیر نماید، آیا بعد از این که خوب شد، باید نمازهایش را قضا کند؟

جواب: اگر به وظیفه عمل کرده قضا لازم نیست.

سؤال: بنده در بسیاری از روزها بر اثر شدت بیماری نتوانسته ام نماز یومیه ام را بخوانم و اکنون خیلی نماز قضا دارم و ترتیب قضا شدن آن ها را نیز نمی دانم چون تعداد آن ها خیلی زیاد است و حساب از دستم خارج است مرا راهنمائی کنید؟

جواب: هر مقدار از نمازها که یقین دارید فوت شده باید قضاء نمائید و ترتیب واجب نیست مگر بین ظهرین و عشائین.

سؤال: شخصی که مدت 2 یا 3 روز بی هوش بوده آیا نمازهائی را که در این مدت نخوانده قضا لازم است

 یا خیر؟

جواب: اگر تمام وقت بی هوش بوده و به دست خودش بیهوش نشده قضاء ندارد.

سؤال: اگر در خواندن نماز صبح احتیاج به کمک داشته باشد و به موقع نتواند کمک کنند می تواند نماز صبح را قضا کند؟

جواب: تأخیر نماز تا بعد از وقت جایز نیست و به هر نحو می تواند باید در وقت نماز را بخواند.

سؤال: جوانی هستم 18 ساله که در جبهه بر اثر انفجار گلوله لگنم شکست و بعد از گذشت چند هفته ناراحتی ام از بابت شکستن لگن رفع شد اما متوجه شدم که دیگر کنترل ادرار خود را ندارم، و در تمام این مدت تا به امروز نمازم را نخواندم از شما می خواهم تکلیف شرعی مرا روشن فرمائید؟

جواب: نمازهای فوت شده قضاء دارد، برای تحصیل طهارت در نماز باید به وظیفه مسلوس که در رساله مذکور است عمل نمائید.

سؤال: این جانب چون قبل از انقلاب اسلامی با رساله سر و کار نداشتم طرز صحیح مسأله طهارت با آب قلیل را نمی دانستم و قبل از فهمیدن مسأله آن، طهارت های خود را غلط انجام می داده ام، و توجه به غلط بودن آن نداشتم آیا باید نمازهایی که با این نوع طهارت خوانده ام قضا کنم؟

جواب: نمازهائی که ذکر کرده اید، صحیح است.

سؤال: ما هو حکم من کانت صلاته باطله او وضوؤه باطل لمده طویله جهلا بالحکم الشرعی و بلا تقصیر فی تعلّمه للمسائل الشرعیه و بعدها تبیّن له بطلان وضوئه و صلاته فهل یجب علیه قضاء تلک السنین او انّه معذور؟ افتونا وقّفکم الله!

جواب: مع فرض بطلان الصلوه یجب القضاء.

سؤال: با توجه به مسأله 247 رساله: «کسی که پیش از شستن صورت، دستهای خود را تا مچ شسته، در موقع وضو باید تا سر انگشتان را بشوید و اگر فقط تا مچ را بشوید، وضوی او باطل است» من با این که فردی با سواد بودم و رساله هم در اختیار داشتم، نسبت به این مسأله بی اطلاع بودم و مدت 14 سال وضوی خود را بدین طریق می گرفتم که: دست ها را فقط تا مچ می شستم و نیتی هم که در وضو داشتم تا سر مچ بوده؛ نمازهایی که با این وضوها خوانده ام چه صورتی دارد؟

جواب: نمازهایی که با وضوی به کیفیت مزبور خوانده اید صحیح نیست و باید قضای آنها را بجا آورید.

سؤال:  به مدت 3 سال، هر گاه به علت جنابت محتاج به غسل می شدم، اینطور فهمیده بودم که هر وقت غسل کنم اشکالی ندارد و لازم نیست فوراً غسل کنم و با این که آب کاملا در اختیار بود تا چند روز نمازهایم را با تیمم می خواندم و بعداً غسل می کردم و ضمناً فکر می کردم که مسأله را درست می دانم! آیا باید نمازهایم را دوباره بخوانم؟

جواب: نمازهایی که در حال جنابت و پیش از غسل خوانده شده قضاء دارد.

سؤال: مولای! فی الفتره من 20- 15 سنه من عمری و قبل زواجی کانت تمر علیَّ ایّام جنباً فیها جنباً و اترک الصّلاه لحیائی ان اغتسل امام اهلی و عند نهایه الاسبوع اغتسل و اصلی و ابقی مطلوباً الصلاه التی ترکتها حتی تراکمت الصلاه القضاء علیّ بحیث لا استتطیع تقدیر عددها کم یوم بالضبط و لکن أحتمل ان تکون تترواح بین سنه واحده الی ثلاث سنوات فماذا اعمل؟

جواب: یجب قضاء الصلوه بالمقدار المعلوم ترکها.

سؤال: هنگامی که شروع به انجام واجبات کردم گاهگاهی جنب می شدم ولی چون از خانواده شرم داشتم

 برای غسل به حمام نمی رفتم و با همان حالت جنب البته با تیمم نمازم را می خواندم حال چه دستوری می فرمائید؟

جواب: خجالت کشیدن عذر نیست و اگر عذری نداشته اید باید نمازهای مذکور را قضاء کنید.

سؤال: 1- آیا به علت باطل بودن غسل هایی که با آنها نماز خوانده ام(حدود پنج سال)، باید مسافرتهایی را که در این مدت داشته ام، حساب کرده و به مقدار آن ها قضای نماز را شکسته بخوانم؟ و اگر در محاسبه تعداد نمازها شک کردم، آیا مقدار کم را عمل کنم یا مقدار زیاد آن را؟

2- چه می فرمایید درمورد پیرزنها و از کار افتاده ها که نمازشان به این علت(باطل بودن غسل) باطل بوده؟

جواب: 1- بلی، قضای نمازهایی که مسافر بوده اید شکسته است و مقداری که یقین دارید(مقدار کم) را قضا کنید.

جواب2: فرقی در کار نیست.

سؤال: فردی به علت سهل انگاری و ندانستن مسأله با عرق جنب از حرام نماز خوانده تکلیف نمازهایی که قبلا با این وضع خوانده، چیست؟

جواب: احتیاطاً نمازها را قضا کند.

سؤال: شخصی مقلّد مرجعی بوده و به فتوای همان مرجع با غسل جمعه نماز می خوانده و در حال حاضر از ایشان به مرجعی دیگر عدول کرده است، آیا نمازهایی که با غسل جمعه خوانده باید دوباره بخواند یا خیر؟

جواب: اگر تقلید صحیح بوده نماز صحیح و اعاده آن لازم نیست.

سؤال: حکم نماز و عبادات انجام شده در لباس هایی که از پول خمس نداده تهیه شده انند و ملتفت نبوده اند چیست؟ آیا باید قضا شوند؟

جواب: اگر علم نداشته اند قضا واجب نیست.

سؤال: اگر از مقلدین حضرتعالی در مسأله قصر و اتمام در مسافرت و در بلاد کبیره خارق العاده مانند تهران، بواسطه غفلت و عدم اطلاع و یا جاهل بودن( اعم از قاصر و مقصر) بر خلاف فتوای حضرتعالی عمل نموده اند، آیا نمازها و روزه های سنوات گذشته را قضا نمایند یا نه؟

جواب: آنچه بر خلاف فتوا عمل شده و معلوم است باید قضا شود.

سؤال: این جانب از سال 1353 تا 1356، تقریبا به مدت سه سال در تهران(برای تحصیل) اقامت داشته ام، اما با توجه به عدم آگاهی از فتوای حضرت امام مبنی بر قصر نماز مسافر در شهرهای کبیره، این جانب با قصد ده روز اقامت، کلیه نمازهای خود را تمام خوانده ام، خواهشمند است تکلیف مرا روشن نمائید.

جواب: نمازهایی که بر خلاف وظیفه عمل کرده اید باید قضا شوند، بلی اگر در وقتی نماز خوانده اید که تهران کبیره نبوده یا شک دارید، قضا لازم نیست.

سؤال: اگر کسی نمی دانسته که نمازش را باید چهار رکعتی بخواند و دو رکعتی خوانده و یا به جای دو رکعتی چهار رکعتی خوانده(مثلا به این دلیل که از مسأله بلاد کبیره مطلع نبوده است) آیا قضای نمازها بر وی واجب است؟ در صورتی که قبلا مقلد مرجع دیگری بوده چطور؟

جواب: در فرض مسأله باید قضا نماید مگر آن که طبق تقلید صحیح عمل شده باشد.

سؤال: این جانب در ماه مبارک رمضان با توجه به تحقیقی که کردم، یقین حاصل کردم که مسافت رفت و

 برگشت منزل تا محل کار کمتر از هشت فرسخ شرعی است لذا روزه های خویش را گرفتم و نماز را نیز تمام خواندم پس از ماه مبارک رمضان متوجه شدم که تحقیقاتم درست نبوده و مسافت فوق بیش از هشت فرسخ شرعی بوده؛ فتوای حضرت امام در این مورد چیست؟

جواب: باید نماز و روزه ها را قضا کنید.

سؤال: این جانب از سال 1354، یک سال در شیراز و چند سال هم در تهران تحصیل کرده ام؛ با توجه به این که حدأقل برای چهار سال در تهران خواهم بود و به علت روشن نبودن مسأله«وطن دوم»، به گمان این که تهران وطن دوم محسوب می شود، نماز و روزه ی خود را مانند وطن بجا می آوردم، در ضمن نمی دانم در مدت یک سالی که در شیراز بوده ام، آیا نماز و روزه را مطابق احکام مربوط به مسافر انجام داده ام یا به طریق وطن دوم، تکلیف چیست؟

جواب: اگر اعمالی که انجام داده اید بر خلاف وظیفه بوده باید قضا نمائید و در شیراز حکم مسافر دارید. ولی در فرض مسأله قضا واجب نیست.

سؤال: این جانب به علت این که تا دو سال خود را«دائم السفر» می دانستم نمازها را تمام می خواندم و روزه ها را نیز می گرفتم، اکنون بعد از 2 سال فهمیده ام که اشتباه کرده و در این دو سال حکم مسافر را داشته ام، تکلیف چیست؟

جواب: در فرض سؤال قضا واجب است.

سؤال: من قبلا مقلد آیت الله بروجردی(ره) بودم، وضعیت شغلیم طوری است که طبق فتوای جنابعالی حکم مسافر را دارم، در سال 49 به حضرتعالی عدول نموده و بیش از یک ماه به احکام مسافر عمل کردم و نمازها و روزه های قبل را نیز قضا نمودم ولی بعداً دیدم که نمی توانم قضای نمازها را بجا آورم و بدون این که بدانم: «پس از عمل به مسأله ای، عدول جایز نیست» مجددا به ایشان عدول نموده و تا کنون نمازها را تمام خوانده ام، خواهشمند است بفرمائید: وضعیت نمازها و روزه هایی که در این 12 سال به صورت تمام بجا آورده ام چه می شود؟ و در آینده چطور تکالیفم را انجام بدهم؟

جواب: حکم مسافر دارید و آنچه را بر خلاف وظیفه عمل کرده اید باید قضا نمایید.

سؤال: در خصوص مسائل مستحدثه، عده ای از افراد بر حسب اطمینانی که به دیگران داشته اند، مسائل دینی خود را از آن ها سؤال کرده و طبق جواب ایشان عمل کرده اند، پس از چند سال معلوم شده است که اشتباه بوده! آیا عباداتی که سؤال کننده تاکنون انجام داده قضا دارد؟ ضمن اینکه اگر بنا باشد روزه و نمازهای گذشته را قضا کند از زندگی عادی بازمانده و تکلیف مالایطاق می شود!

جواب: اگر بر خلاف وظیفه عمل کرده باید قضا نماید.

سؤال: شخصی به علت سستی و کاهلی در دوران جوانیش نماز نمی خوانده ولی اکنون پشیمان شده و می

 خواهد همه را قضا کند؛ آیا می تواند برای این که هر چه زودتر و سریعتر نمازهای قضا را بجا آورد، نمازها را نشسته بخواند؟

جواب: کافی نیست و باید ایستاده نماز بخواند.

سؤال: من نوجوانی هستم که بیشتر از یک سال است به تکلیف شرعی رسیده ام، بعد از مکلف شدن حدود 3 ماه مرتب نماز می خواندم، ولی بعد از این سه ماه به دلیل اشتباهاتی که کردم، گول شیطان را خورده قسمتی از فریضه نماز را بجا نیاوردم و تا الان که تقریبا حدود 11 ماه می گذرد نماز نخواندم، ولی باید عرض کنم که ظرف این 11 ماه درست که این فریضه را بجا نیاوردم اما کافر نشده بودم یعنی خدا را قبول داشتم و همینطور پیغمبر اسلام و دوازده امام را و حتی می دانستم که باید نماز بخوانم چون بر من واجب است یعنی خلاصه منکر نماز نبودم، و حالا من به اشتباه بزرگ خود پی برده ام و خیلی پشیمان هستم و می خواهم از این به بعد نماز را مرتب بخوانم آیا باید نمازهایی را که ظرف این مدت به جا نیاوردم بخوانم و اگر باید بخوانم برای خواندن آن چه نیتی باید بکنم؟

جواب: توبه شما قبول است انشاءالله و نمازهائی که نخوانده اید را به نیت قضاء بخوانید و از این به بعد نباید نماز شما ترک شود.

سؤال: ما در رژیم سابق به علت نادانی، حدود 5 سال متوالی نماز نخوانده و روزه هم نگرفته ایم و چون از عشایر بودیم در شهر درس می خواندیم، نظر به این که شهری که در آن درس می خواندیم وطن اصلی ما نبود، قضای نمازها را چگونه باید انجام دهیم؟

جواب: قضای نمازهای روزهایی که در وطن یا محل اقامه فوت شده، تمام، و قضای نمازهایی که در سفر بدون قصد ماندن ده روز فوت شده، شکسته است.

سؤال: نمازهای صبحی که انسان در مسافرت بوده و به نیت شکسته و مانند نماز غیر مسافر خوانده! قضا لازم دارند یا نه؟

جواب: نماز صبح شکسته نیست و در فرض سؤال قضا واجب نیست.

سؤال: مکلفی که در طول زندگی خویش، چندین بار«نماز خواندن» را قطع کرده و بعد از مدتی دوباره شروع به خواندن آن کرده(مدتی نماز می خوانده و مدتی نمی خوانده) ولی حالا توبه کرده و می خواهد کلیه نمازهای قضای خود را بخواند آیا باید فقط نمازهایی را که نخوانده قضا کند یا اینکه(چنانکه بعضی می گویند) چون در طی این سال ها نماز را پشت سر هم نخوانده، باید همه نمازهای خود را در طول این سال ها بخواند، چه آن ها که قضا شده و چه آن ها که خوانده؟!

جواب: نمازهایی را که خوانده قضا ندارد.

سؤال: مدتی در یک محلّ، نمازهای خود را تمام می خواندم، بعدا فهمیدم که می بایست آن ها را شکسته بخوانم؛ آیا باید همه نمازهایی را که در این مدت خوانده ام قضا کنم یا این که فقط قضای نمازهای چهار

 رکعتی را بجا آورم؟

جواب: اگر نمازها را در جایی که باشد شکسته بخوانید، تمام خوانده اید، قضا لازم است و نمازهایی که چهار رکعتی نبوده قضا ندارد.

سؤال: تا یک سال بعد از بلوغ، اعمال خود را بدون تقلید انجام می دادم، بعد از آن مقلد حضرت امام شدم، بعضی گفتند که چون اعمال گذشته ام از روی تقلید نبوده  باید همه نمازها را قضا کنم، من نیز مدتی به همین نیت قضای نمازها را بجا می آوردم ولی بعداً متوجه شدم که اگر نمازهایم مطابق تقلید صحیح بوده، قضا لازم ندارند؛ آیا می شود نمازهایی را که به نیت قضای آن یک سال خوانده ام، به جای قضای نمازهای دیگری(که احتمالا بر عهده ام هست) حساب کنم؟

جواب: اگر نماز قضا بر ذمه او بوده و نماز قضا خوانده، به جای او محسوب می شود.

سؤال: عدول از نماز قضایی به نماز قضای دیگر، در حال نماز چگونه است؟

جواب: عدول از لاحق به سابق مانع ندارد.

سؤال: آیا می توانم نمازهای قضا شده ام را همراه نمازهای پنجگانه یومیه بخوانم؟ مثلا وقتی که نماز صبح امروز را می خوانم پس از آن یک نماز قضای صبح نیز بخوانم و آیا می توانم نمازهای قضا را به جای نماز شب بخوانم مثلا هر شب نماز قضای یک شبانه روز یا دو شبانه روز؟

جواب: به هر نحو قضاء نماز را بجا آورید اشکال ندارد.

سؤال: نماز قضا را در جبهه می شود خواند یا نه آیا نماز قضا را در هر پنج وقت می شود خواند یا هر کدام باید در وقت خود خوانده شود نماز قضای چهار رکعتی را در جبهه باید به همان چهار رکعتی خواند یا نه؟

جواب: خواندن نماز قضا در جبهه و جاهای دیگر در حال سفر هم مانع ندارد و اگر تمام قضا شده باید تمام خوانده شود و وقت معینی ندارد.

سؤال: آیا می توان وقتی که نماز شب می خوانیم، آن را به جای نماز قضا حساب کنیم؟

جواب: نماز شب به جای نماز قضا محسوب نیست.

سؤال: آیا انسان می تواند قضای نماز دیروز و امروز را پیش از قضای سال های گذشته یا ماه های گذشته بجا آورد؟

جواب: مانع ندارد.

سؤال: اگر کسی برای مدتی نماز قضا داشته باشد، حتما باید به ترتیب(صبح، ظهر، عصر، مغرب، عشا) نماز ها را بخواند؟

جواب: در غیر از نمازهائی که در ادای آن ها ترتیب معتبر است مثل ظهر و عصر یک روز، مغرب و عشاء یک شب، ترتیب معتبر نیست و قضای این نمازها مثل اداء آن ها باید به ترتیب باشد.

سؤال: چقدر را در روز به خواندن نمازهای قضا اختصاص دهم و به آن مقیّد باشم؟

جواب: لازم نیست زیاد خود را به زحمت بیندازید.

سؤال: آیا اعاده نماز به خاطر«به دل نچسبیدن نماز خوانده شده»، جایز است؟ و اصل اعاده مشروع است یا نه؟

جواب: در صورت شک، اعاده مطلوب است، مگر این که منجر به وسواس شود.

سؤال: این جانب که حدود 60 سال دارم از ابتدای بلوغ تاکنون، نمازها و روزه های خود را بجا نیاورده ام، آیا میتوانم تمام سرمایه ی خود را- که حدود یکصد هزار تومان است- به کسی بدهم تا برایم نماز بخواند؟ و آیا می توانم این مبلغ را به حساب جنگ یا مستضعفان بدهم و نیت کنم که برای نماز و روزه است؟(چون می دانم بعد از من کسی برایم شصت سال نماز نمی خواند و روزه هم نمی گیرد!)

جواب: اگر وارثی دارید با او مشورت کنید و دادن پول به حساب مزبور، کفایت از نماز و روزه نمی کند.

سؤال: فردی هستم که قضای چندین سال نماز و روزه برمن واجب است، آیا می توانم در زمان حیات خویش، نمازها و روزه های فوت شده را به شخص دیگر واگذار کنم یا خیر؟

در صورت امکان، محل مخصوصی برای این کار وجود دارد که به آن جا مراجعه کنم؟

جواب: برای نماز و روزه قضا شده شخص زنده، اجیر و نائب گرفتن جایز نیست باید شخص وصیت نماید تا هر مقدار که خود او نتوانست قضا نماید بعد از فوت برای او نائب بگیرند.

سؤال: آیا کسی که نماز قضا دارد می تواند در جبهه نبرد حق علیه باطل شرکت کند، در صورتی که سعی در بجا آوردن نمازهای قضا را دارد؟

جواب: اشکال ندارد.

سؤال: در مسأله 1372 می فرمائید از خواندن نماز قضا کوتاهی نکنید و قضای آن را بجا آورید در مسأله 1373 فرموده اید آنهایی که نماز قضا بدهکارند می توانند نماز مستحبی بخوانند در صورتی که نماز مستحبی 2 رکعتی است ولی نماز واجب از 2 رکعت داریم تا 4 رکعتی این چطور جور می شود؟ در این باره ما را روشن فرمائید دیگر اینکه بنده قضای فراوانی بدهکارم و دلم می خواهد تا آنجا که می توانم قضا نمایم و حال که بنده نماز می خوانم به قصد قضا نیت به قضای واجب نکنم و تفاوت نماز واجب و نماز مستحبی چیست باز در این باره ما را راهنمایی فرمائید؟

جواب: قضاء نمازهای واجب فوت شده واجب است و با خواندن نماز مستحبی منافات ندارد ولی نماز مستحبی جای قضاء نماز واجب را نمی گیرد.

نماز قضا، نماز استیجاری، نماز قضای پدر و مادر

نماز قضا، نماز استیجاری، نماز قضای پدر و مادر

نماز قضا، نماز استیجاری، نماز قضای پدر و مادر

آنچه در زیر می‌آید، درس "پنجاه‌وچهارم" از جلد اول «رساله‌ی آموزشی» احکام و مسائل شرعی است که مطابق با فتاوای حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای مدظله‌العالی تهیه، تنظیم و منتشر شده است.

* نماز قضا
۱. هر کس نماز واجب را در وقت آن ترک کند باید قضای آن را به جا آورد، هر چند در تمام وقت نماز خواب بوده یا به واسطه‌ی بیماری یا مستی، نماز را نخوانده باشد، اما کسی که در تمام وقت بی‌هوش بوده و بی هوشی به اختیار او نبوده، قضا بر او واجب نیست، همچنین کافری که مسلمان شده و زنی که در حال حیض یا نفاس بوده.
۲. هرگاه بعد از وقت نماز بفهمد نمازی را که خوانده باطل بوده باید آن را قضا کند، مثل شخصی که بر اثر جهل به حکم شرعی، غسل را به نحوی انجام داده که شرعاً باطل است، بر وی قضای نمازهایی که در این حالت با حدث اکبر خوانده واجب است.
۳. قضای نمازهایی واجب است که یقین به ترک یا باطل بودن آنها دارد، اما اگر شک یا گمان دارد بعضی از نمازهای گذشته را ترک کرده یا باطل خوانده واجب نیست که قضای آن را به جا آورد.
۴. در نماز قضا ترتیب واجب نیست جز در میان قضای ظهر و عصر و مغرب و عشا از یک روز، همچنین دوره کردن نماز به معنای تکرار نماز برای احراز ترتیب لزومی ندارد، بنابراین کسی که قصد دارد نماز قضای یک‌سال را بخواند می‌تواند آنها را به ترتیب زیر به جا آورد: ابتدا مثلاً بیست بار نماز صبح، بعد بیست بار هر یک از نماز ظهر و عصر و سپس بیست بار هر یک از نماز مغرب و عشا و تا یک‌سال به همین صورت ادامه دهد، همانطور که می‌تواند با یکی از نمازها شروع کند و به ترتیبی که نماز‌های پنجگانه‌ی یومیه را می‌خواند آن را ادامه دهد.
۵. کسی که چند نماز او قضا شده و شماره‌‌ی آنها را نمی‌داند، مثلاً نمی‌داند دو نماز بوده یا سه نماز، کافی است مقدار کمتر را بخواند (یعنی همان مقداری که یقین به قضا شدن آن دارد).
۶. اگر شخصی سه بار غسل جنابت کند، مثلاً در روزهای بیستم، بیست و پنجم و بیست و هفتم ماه و بعد یقین کند که یکی از آن غسلها باطل بوده است بنابر احتیاط واجب باید نمازها را به طوری که یقین به فراغت ذمه پیدا کند قضا نماید.
۷. نوافل و نمازهای مستحب به جای نماز قضا محسوب نمی‌شود و کسی که نماز قضا بر عهده‌ی او باشد، واجب است آن را به نیت نماز قضا بخواند.
۸. افرادی که در حال حاضر قادر به قضای همه نمازهای فوت شده نیستند واجب است به هر مقدار که قدرت دارند، قضا و هر مقداری که قادر نیستند وصیت نمایند.
 
* نماز استیجاری
۱. هیچ کس نمی‌تواند نماز قضای دیگری را که در حال حیات است به جا آورد، هر چند او از خواندن نماز قضا عاجز باشد، اما بعد از مردن مانعی ندارد، و شخص مکلف تا زنده است باید نمازهای واجبش را خودش، به هر نحو که می‌تواند انجام دهد و نماز نایب چه با اجرت و چه بدون اجرت برای او مجزی نیست.
۲. در نماز استیجاری ذکر خصوصیات میت لازم نیست، و رعایت ترتیب فقط بین نمازهای ظهر و عصر و مغرب و عشا شرط است، و هرگاه در عقد اجاره، کیفیت خاصی بر اجیر شرط نشده باشد (مثلاً نگفته باشند نماز را باید در مسجد یا فلان ساعت بخواند) و کیفیت معهودی که اطلاق عقد اجاره به آن انصراف پیدا کند هم وجود نداشته باشد، بر اجیر لازم است که نماز را با مستحباتی که انجام آن متعارف است بخواند، ولی واجب نیست که برای هر نمازی اذان بگوید.

* نماز قضای پدر و مادر
۱. بر پسر بزرگتر واجب است که نمازهایی که از پدر و مادرش فوت شده و از روی طغیان و نافرمانی نبوده، بعد از مرگ آنها به جا آورد، بلکه اگر از روی طغیان و نافرمانی هم ترک کرده باشد بنابر احتیاط مستحب باید به همین طور عمل کند.
۲. اگر پدر یا مادری اصلاً نماز نخوانده باشد بنابر احتیاط واجب در این صورت هم قضای نمازها بر پسر بزرگتر واجب است.
۳. منظور از پسر بزرگتر، بزرگترین پسری که بعد از مرگ پدر و مادر در حال حیات است می‌باشد، بنابراین اگر پسر بزرگ – چه بالغ باشد یا غیر بالغ – قبل از پدر و مادر فوت کند تکلیف قضای نماز پدر و مادر بر پسر بزرگی واجب است که هنگام وفات آنها زنده باشد.
۴. ملاک واجب بودن قضای نماز پدر و مادر این است که فرزند مذکر از دیگر اولاد میت- اگر میت اولاد ذکور داشته باشد – بزرگتر باشد، بنابراین اگر فرزند بزرگ میت، دختر و فرزند دوم او پسر باشد قضای نمازهای پدر و مادر بر پسر که فرزند دوم است واجب است.
۵. هرگاه شخص دیگری نمازهای پدر و مادر را قضا کند از پسر بزرگتر ساقط می‌شود.
۶. بر پسر بزرگتر واجب است آن مقدار از نمازهایی را که یقین دارد از پدر و مادرش فوت شده است قضا کند و اگر نمی‌داند که از پدر یا مادرش نماز قضا شده یا نه، چیزی بر او واجب نیست و تفحص و جستجو نیز لازم نمی‌باشد.
۷. بر پسر بزرگتر واجب است که نمازهای پدر و مادرش را به هر صورتی که امکان دارد قضا کند و اگر از انجام آن حتی از اجیر گرفتن برای انجام آن هم عاجز باشد معذور است.
۸. کسی که خودش نماز قضا دارد و نماز پدر و مادر نیز بر او واجب شده، در انجام هر یک مخیَّر است و به عبارت دیگر هر کدام را اول به جا آورد صحیح است.
۹. اگر پسر بزرگتر پس از فوت پدر و مادر از دنیا برود بر دیگران تکلیفی نیست، بنابراین قضای نمازهای پدر و مادر بر پسر و یا برادر پسر بزرگتر واجب نمی‌شود.

یک طرح کاربردی: برنامه ریزی برای خواندن نماز قضا با طرح تقویم


نماز خیلی خوبی ها داره
خیلی فایده ها داره
اما وقتی خدا از ما نماز را خواست
فقط یک علت براش گفت:
به خاطر من، برای یاد من

تقدیم به او که نماز نور چشمش بود؛
حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم
و شبیه ترین انسان ها به او در عصر ما؛
امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف

 

یادمه یک استادی یک روز حرفی زدند که یک تذکر مفید بود برامون، ایشون گفتند: من تعجب می کنم کسی ادعا می کنه می خواد در این مسیر قدم برداره اما خیلی راحت می گه نماز قضا دارم!!!

منظورشون از این مسیر همون مسیری هست که به خاطر طی کردنش به این دنیا آمدیم؛ مسیر کامل شدن، خدایی شدن...

نمی دونم چرا خیلی هامون نسبت به نماز دقت لازم رو نداریم در حالیکه همه مون این حدیث مشهور را شنیده ایم که:  اولين چيزي كه از عبد به حساب كشيده مي شود نماز است اگر قبول شود بقيه اعمالش مقبول است و اگر مردود گردد بقيه اعمالش نيز مرود است. (اینجا)

یعنی اگر نمازمون رو رد کنند دیگه خیلی دلمون خوش نکنیم به خیلی از خوبی ها قرض دادن ها  ذکر گفتن ها زیارت رفتن ها  و ... ما حتی با سبک شمردن نماز امکان مورد شفاعت قرار گرفتن رو از خودمون می گیریم (اینجا)

حکم شرعی برای جبران نماز قضا

احکام شرعی نماز قضا رو قبلا گفتیم ( اینجا ) خلاصه اش طبق نظر مرجع تقلید ما این طور است که : اگر کسی نمی داند نماز قضا دارد یا ندارد چیزی بر گردن او نیست و وظیفه ای ندارد

اما اگر می داند نماز قضا دارد و تعداد دقیقش را نمی داند باید حداقل و کمترین مقداری را که یقین دارد قضا شده ، بجا بیاورد. وظیفه اش همین قدر است البته اگر بیشتر بخواند هم بهتر است. مثلا نمی داند یک سال نماز قضا دارد یا دوسال اما مطمئن است کمتر از یکسال نیست همان یک سال را وظیفه دارد حتما قضا کند. (باز هرکس به مرجع تقلید خودش رجوع کند)

طرح تقویم

خب حالا مساله خواندن نمازهای قضا ست

نمی دونم برای شما هم پیش آمده چند بار تصمیم بگیرید نمازهای قضایتان را بخوانید دو سه روز هم خوانده اید یا حتی چند هفته بعد رها کرده اید؟ بعدا هم یادتان رفته چقدر خوانده اید عصبی هم شدید و کلا رهایش کرده اید؟

ما یک طرحی را اختراع کردیم! که خیلی راحت این مشکل را حل می کند و شامل سه مرحله است:

مرحله اول: نوشتن وصیت نامه

مثلا شما تصمیم گرفتید یک سال، دو سال، ده سال، بیست سال و... هرچقدر که وظیفه تان است، نماز قضا بخوانید. خب مدتش را که مشخص کردید آن را در یک وصیت نامه بنویسید وصیت نامه را جایی بگزارید که قبل از وقت لازمش کسی نبیند می توانید توی پاکت بگزارید و درش را هم بچسبانید . اصلا وصیت نامه نوشتن خیلی خوب است یکی از خوبی هایش این است که اگر دو دقیقه دیگر وقت ما در این دنیا تمام شد لااقل چیزی داریم نشان بدهیم بی اعتنا نبوده ایم به این مساله. ضمن اینکه شاید وارثان گرامی دلشان هم بسوزد و نماز قضا را بخوانند یا اگر اموالی داریم از آن برایمان کسی را اجیر کنند.

همین الان این کار را انجام بدید تنبلی نکنید قطعا شیطان مانع می شود شما تصمیمتان را عملی کنید.

مرحله دوم: تهیه تقویم

اگر برایتان امکان دارد یک تقویم جیبی تهیه کنید که مربوط به همین امسال باشد (نگید حالا کمتر از دوماه بیشتر نمانده) خب از همین امروز شروع کنید و تصمیم بگیرید هرکس بر اساس توان خودش مثلا یکی می گوید من می توانم روزی یک شبانه روز نماز بخوانم یکی می گوید من بیشتر از یک نماز نمی توانم به هر حال مثلا همین امروز 23 بهمن ماه شما دو رکعت نماز صبح قضا می خوانید جلوی تاریخ 23 بهمن بنویسید صبح اگر همین امروز یک شبانه روز نماز قضا را خواندید جلوی 23 بهمن بزرگ بنویسید 1  اگر نه، مثلا سه روز طول کشید تا یک شبانه روز بخوانید هروقت نماز قضای عشاء را خواندید همان موقع جلوی 23 بهمن بنویسید 1 و از فردای همان روز دوباره همین کار را تکرار کنید مثلا جلوی 26 بهمن بنویسید صبح  ظهر عصر مغرب و عشاء و هروقت تکمیل شد دوباره بزرگ در همان خانه بنویسید 1

و همین طور تا آخر سال

ممکن است تا آخر سال یک ماه نماز قضا بخوانید  یا پنج روز (هرکس بر حسب توانش که البته اولش کم است بعد زیاد می شود من در روزهای آخر روزی سه شبانه روز نماز قضا می خواندم) 

روز اول سال بعد شما تعداد یک ها را می شمارید مثلا می شود 35 در انتهای تقویم سال جدید بنویسید سال 1391: 35 روز

بعد از روز اول سال جدید باز همین روش را ادامه دهید

مرحله سوم: کم کردن

هروقت تعداد روزها به یک عدد مشخص رسید مثلا شش ماه یا یک سال می توانید به وصیت نامه تان مراجعه کنید و همان تعداد مشخص را کم کنید مثلا اگر دو سال قرار گذاشته اید و حالا شش ماه نماز قضا خوانده اید آن دو سال را بکنید یک سال و نیم

و همین طور ادامه بدهید تا آن عدد صفر شود

یک راه میانبر معرکه: احتمالا در ابتدای طرح خیلی وسوسه می شوید که نماز قضا خواندن کار سختی هست، طبیعی هم هست یک نفر خیالش از بابت شما راحت بود حالا باید وسوسه کند دیگر و نماز را سخت جلوه دهد. یک مکان خوب برای نماز قضا خواندن مسجد است اگر برنامه ریزی کنیم چند دقیقه زودتر برای خواندن نماز به مسجد برویم هم از برکات نماز جماعت برخوردار می شویم هم در آن چند دقیقه زودتر به قرار روزانه مان با خدا می رسیم. پس بررسی کنید ببینید کدام نماز برایتان راحت تر است در مسجد خوانده شود سعی کنید آن نماز را حتما در مسجد بخوانید و آن چند دقیقه زودتر رفتن یا دیرتر آمدن را برای نماز قضا فراموش نکنید.

نکته1: معمولا دوستان می پرسند آیا می شود در نماز قضا فقط به واجبات اکتفا کرد؟ مثلا قنوت را نخواند یا اگر نظر مرجع تقلیدمان این است که می شود یک بار تسبیحات اربعه را خواند، یک بار بخوانیم؟ بله صحیح هم هست اما ... اما ... اما نکته ی مهم این است که هرگز چون نماز قضا هست آن را خیلی سریع و خدای نکرده بی دقت نخوانیم می توانیم به حداقل ها قناعت کنیم اما همان نماز را با همان حداقل ها کامل و صحیح بخوانیم و البته اگر حذفیاتمان کم باشد برکاتش بیشتر است ان شاء الله

نکته ی 2: حالا که قرار است نمازهای قضای گذشته را بخوانیم به هیچ وجه اجازه ندهید بر تعداد آن اضافه شود  یعنی سعی کنیم دیگر نماز قضای جدید نداشته باشیم و اگر خدای نکرده این اتفاق افتاد اولویت اولمان خواندن همان نماز قضا باشد ( این نماز قضای جدید را در تقویم ننویسید که حسابتان قاطی شود) این مساله آنقدر مهم است که از نظر برخی مراجع می توانید موقع اذان اول نماز قضای آن روز را بخوانید بعد نماز واجبی که موقعش رسیده است.

 

این طرح زیبا رو به اطرافیان خود یاد بدهید  امیدوارم برای افراد خیلی زیادی واسطه ی نور شوید

 

بعدا نوشت:

سوال پرسیدند: ببخشیدمن یه سوالی داشتم: اگه مثلا امروز27فروردین،2رکعت نمازصبح بخونمو جلوش تو تقویم بنویسم،فردا28ام ظهربخونم و جلوش بنویسم ظهر،پس فرد30ام عصر،31ام مغرب،یکم هم عشا، اونوقت این عدد1رو جلو27ام بنویسم؟ بعدش اگه دوباره همین روال رو تکرارکنم،یعنی 28ام صبح بخونم،جلوش که قبلانوشته بودم ظهر، ظهرو خط بزنم بنویسم صبح؟ و وقتی به عشا رسیدم،دوباره جلو28ام بنویسم1؟ روشش اینجوریه؟ یامن اشتباه متوجه شدم؟

پاسخ:
سلام
ممنون که سوال کردید شاید این قسمت رو خوب توضیح ندادیم
شما هر روزی اولین نماز رو شروع کردید مثلا روز 27 م همان روز باید تکمیل بشه و مهم نیست شما بقیه ی نمازهای قضای یک شبانه روز رو در چه روزهایی بخونید مثلا شما روز 27م نماز قضای صبح رو می خونید همانجا بنویسید صبح یا ص، بعد هر روزی که نماز قضای ظهر را خواندید در همان روز 27 م بنویسید ظهر یا ظ ، چون شما قراره نماز قضای آن روز را تکمیل کنید وقتی تا عشا را خواندید می تونید همه اش را پاک کنید و به جایش بنویسید 1 یک دایره هم دورش بکشید. حالا مثلا شده روز 29 م و شما م یخواهید یک شبانه روز نماز قضای جدید را شروع کنید وقتی نماز قضای صبح را می خوانیددر روز 29 م می نویسد صبح یا ص و به همان شکل قبل ادامه می دید

 

احکام نماز قضا 

اقامه نماز، راز و نیاز

کسی که نماز واجب خود را در وقت آن نخوانده باید قضای آن را بجا آورد، اگرچه در تمام وقت نماز خواب مانده یا به واسطه سستی، نماز نخوانده باشد ولی نمازهای یومیه ای را که زن در حال حیض یا نفاس نخوانده قضا ندارد.

اگر بعد از وقت نماز بفهمد نمازی را که خوانده باطل بوده باید قضای آن را بخواند.

کسی که نماز قضا دارد باید در خواندن آن کوتاهی نکند ولی واجب نیست فورا آن را بجا آورد.

کسی که نماز قضا دارد می تواند نماز مستحبی  بخواند.

اگر انسان احتمال دهد که نماز قضایی دارد یا نمازهایی را که خوانده صحیح نبوده، مستحب است احتیاطاً قضای آن را بجا آورد.

قضای نمازهای یومیه لازم نیست به ترتیب خوانده شود. مثلاً کسی که یک روز نماز عصر و روز بعد نماز ظهر را نخوانده لازم نیست اول نماز عصر و بعداز آن نماز ظهر را قضا نماید.

اگر بخواهد قضای چند نماز غیر یومیه مانند نماز آیات را بخواند یا مثلا بخواهد قضای یک نماز یومیه و چند نماز غیر یومیه را بخواند لازم نیست آنها را به ترتیب بجا آورد.

اگر کسی نداند که نمازهایی که از او قضا شده کدام یک جلوتر بوده لازم نیست به طوری بخواند که ترتیب حاصل شود و هر یک را می تواند مقدم بداند.

اگر کسی که نمازهایی از او قضا شده، می داند کدام یک جلوتر قضا شده، احتیاط مستحب آن است که به ترتیب قضا کند و آنچه اول قضا شده اول بخواند و دومی را بعد و همین طور.

اگر برای میتی می خواهند نماز قضا بدهند، و می دانند آن میت ترتیب قضا شدن را می دانسته باز لازم نیست طوری قضا را بجا بیاورند که ترتیب حاصل شود.

اگر برای میتی که در مسأله پیش گفته شد بخواهند چند نفر را اجیر کنند که نماز بخوانند لازم نیست برای آنها وقت مرتب معین کنند که با هم شروع نکنند در عمل .

اگر بدانند که میت ترتیب قضا شدن را نمی دانسته یا ندانند که می دانسته ، لازم نیست به ترتیب برای او قضا بجا بیاورند.

در مسأله پیش اگر بخواهند چند نفر را برای به جا آوردن نماز میت اجیر کنند لازم نیست وقت معین کنند و می توانند همه با هم شروع به قضا کنند.

کسی  که چند نماز از او قضا شده و شماره آنها را نمی داند مثلا نمی داند چهار تا بوده یا پنج تا، چنانچه مقدار کمتر را بخواند کافی است و همچنین اگر شماره آنها را می دانسته و فراموش کرده، اگر مقدار کمتر را بخواند کفایت می کند.

کسی که نماز قضا از همین روز یا روزهای پیش دارد می تواند قبل از خواندن نمازی که قضا شده، نماز ادایی را بخواند و لازم نیست نماز قضا را جلو بیندازد.

کسی  که می داند یک نماز چهار رکعتی نخوانده و نمی داند نماز ظهر است یا عصر است یا عشا، اگر یک نماز چهار رکعتی بخواند به نیت قضای نمازی که نخوانده کافی است .

اگر از روزهای گذشته نمازهای قضا دارد و یک نماز یا بیشتر هم از همان روز از او قضا شده، اگرچه لازم نیست نمازهای قضا را پیش از نماز ادا بخواند حتی اگرچه وقت داشته باشد و ترتیب بین نمازهای قضا را هم بداند ولی احتیاط استحبابی آن است که نمازهای قضا مخصوصا نماز قضای همان روز را پیش از نماز ادا بخواند.

تا انسان زنده است اگر چه از خواندن نماز قضاهای خود عاجز باشد دیگری نمی تواند نمازهای او را قضا نماید.

نماز قضا را با جماعت می شود خواند، چه نماز امام جماعت ادا باشد یا قضا، و لازم نیست هر دو یک نماز را بخوانند مثلاً اگر نماز قضای صبح را با نماز ظهر یا عصر امام بخواند اشکال ندارد.

مستحب است بچه ممیز یعنی بچه ای که خوب و بد را می فهمد به نماز خواندن و عبادت های دیگر عادت دهند بلکه مستحب است او را به قضای نمازها هم وادار نمایند.

کسانی که نماز و روزه قضا شده دارند بخوانند؟





از جمله مسائلی که گاه متدینین جامعه مبتلا به آن هستند محاسبه نماز و روزه هایی است که به دلیل جهل یا بی توجهی به مسائل دینی در دوران کودکی یا نوجوانی، قضا شده است و وقتی شخص به سنین میانسالی میرسد به فکر جبران آن می افتد.

حال که نوبت به اعاده نمازها و روزه های قضا شده میرسد شک و شبهه در این است که چطور باید این واجبات فوت شده محاسبه و اعاده گردد؟


در این نوشتار سعی بر آن است تا با ارائه نظرات بعضی از مراجع به توضیح این مسئله پرداخته شود.


آیة الله وحید خراسانی(مدظله):
سوال: در گذشته مقدار زیادی نماز و روزه نگرفته‌ام (بدون عذر شرعی) و تعداد آنها را هم نمی‌دانم، چه مقدار نماز و روزه و كفاره بر عهدة من است؟
ج: همان مقدار که یقین دارید روزه نگرفته اید قضا کنید و اگر روزه نگرفتن عمدى بوده کفّاره نیز واجب است مگر این که جاهل به مسائل روزه بوده اید.

آیة الله مکارم شیرازی(مدظله):
سوال:حدود 22 سال سن دارم و تقریبا از 4 سال پیش تمامى روزه هایم را گرفته ام ولى قبل از آن چند روزى از روزه هایم را به دلایلى نگرفته ام و نمى دانم که تعداد آن روزها چقدر بوده است وظیفه من چیست ؟
ج: همان مقدار که یقین دارید روزه نگرفته اید قضا کنید و اگر روزه نگرفتن عمدى بوده کفّاره نیز واجب است مگر این که جاهل به مسائل روزه بوده اید.

سوال: اینجانب روزه قضا دارم، آیا می توانم روزه های قضا را در روزهایی بگیرم که روزه گرفتن در آن روزها مستحب است و نیت ام این باشد که هم روزه قضا میگیرم و هم از ثواب روزه مستحب در آن روز بهره می برم ؟
ج: مادام که روزه قضا دارید روزه مستحب نمی توانید بگیرید و اگر نیت شما این باشد که بر فرض هم روزه مستحب بگیرید خداوند ثواب نیت شما را خواهد داد.

آیة الله بهجت(ره):
سوال: فردى در زمان كودكى و اوایل بلوغ، روزه خورده است، اكنون كه بزرگ شده، نمى داند جاهل قاصر بوده تا كفاره واجب نباشد یا مقصّر بوده تا كفاره واجب باشد. وظیفه چیست؟
ج. با شكّ در موضوع، كفّاره واجب نمى شود.

سوال: در ماه رمضان مدتى روزه نگرفته ام، اما تعداد روزه ها را فراموش كرده ام، وظیفه ام چیست؟

ج. به مقدار یقینى باید انجام دهید.


سوال: در خانه ما سختگیری برای نماز و روزه نمی كردند من خیلی نماز و روزه قضا شده دارم و بعضی وقت ها روزه هایم را بدون دلیل می خوردم. حالا نمی دانم چقدر نماز و روزه قضا شده دارم, باید چه كار كنم؟

ج: چنانچه برای شما مشكل نیست و عسر و حرجی در كار نباشد لازم است آن قدر نماز بخوانی تا علم پیدا كنی كه به مقدار نمازهای قضا شده یا اینكه بیشتر نماز قضا خوانده ای . و اگر تحصیل علم برای کسی ممكن نیست, به مقداری كه اطمینان پیدا كند نماز بخواند, و اگر آنهم نشد به قدری كه گمان پیدا كند، بخواند.


«توضیح المسائل , حضرت آیت الله بهجت, ص 221 , مسئله 1123 »



آیة الله سیستانی(مدظله):

سۆال : آیا در نمازهای قضا برای مثال نماز صبح لازم است نماز قضای صبح را قبل از نماز ادای ظهر وعصر خواند؟
جواب : لازم نیست اگر چه بهتر است.


منابع:
سایت آیة الله مکارم شیرازی

سایت آیة الله سیستانی

سایت آیة الله وحید خراسانی

سایت آیة الله بهجت

تبیان

 

اوقات و ساعات شرعی ذکر شده در مفاتیح الجنان - زمان خواندن برخی نمازها و عبادت ها

ساعات روز

کلیدواژه: ساعات روز، ساعت شرعی، ساعت عرفی.
پرسش: روایتی در مفاتیح‌الجنان آمده است که روز را به دوازده ساعت تقسیم کرده، هر ساعت را متعلق به امامی دانسته، محدوده این اوقات را توضیح دهید؟
پاسخ: اوقاتی که در متون اسلامی برای تعیین وقت شرعی و انجام عبادت‌‌ها آمده، با معنایی که امروزه بین ما شایع است (شصت دقیقه) فرق می‌کند. در لغت عرب ساعت به اجزای مختلفی از زمان گفته می‌شود که مقدار آن می‌تواند با هم متفاوت باشد؛ از‌این‌رو در مواردی ممکن است ساعت شرعی با ساعت عرفی مترادف و در مواردی کمتر یا بیشتر از آن باشد.وضوعی درایه الحدیث

 

 

خلاصه پرسش
روایتی در مفاتیح الجنان آمده است که روز را به دوازده ساعت تقسیم کرده، هر ساعت را متعلق به امامی دانسته، محدوده این اوقات را توضیح دهید؟
پرسش
در مفاتیح الجنان قسمتی وجود دارد که به ادعیه ساعات روز می پردازد. می خواستم آن را برای مدتی انجام دهم، ولی دچار مشکل شدم؛ چون اوقاتی که در آن ذکر شده برای من نا مفهوم است. من این اوقات را می نویسم و از شما می خواهم در مورد هر کدام از آنها طوری توضیح دهید که فرد عامی مثل من متوجه شود که این اوقات دقیقا از کی تا به کی هستند. بعضی از این ساعت ها را می دانم، ولی برای اطمینان خاطر از شما می خواهم توضیحی کامل بیان کنید. ساعت اول که به امام اول تعلق دارد از طلوع فجر تا طلوع آفتاب است. ساعت دوم که به امام دوم تعلق دارد از طلوع شمس تا ذهاب حُمره است. ساعت سوم که به امام سوم تعلق دارد از ذهاب شعاع تا ارتفاع نهار است. ساعت چهارم که به امام چهارم تعلق دارد از ارتفاع نهار تا زوال شمس است. ساعت پنجم که به امام پنجم تعلق دارد از زوال شمس تا مقدار چهار رکعت از آن است. ساعت ششم که به امام ششم تعلق دارد از مقدار چهار رکعت از زوال گذشته تا نماز ظهر است. ساعت هفتم که به امام هفتم تعلق دارد از نماز ظهر تا مقدار چهار رکعت قبل از عصر است. ساعت هشتم که به امام هشتم تعلق دارد از مقدار چهار رکعت بعد از ظهر تا نماز عصر است. ساعت نهم که به امام نهم تعلق دارد از نماز عصر تا دو ساعت بعد است. ساعت دهم که به امام دهم تعلق دارد از دو ساعت بعد از نماز عصر تا پیش از زرد شدن آفتاب است. ساعت یازدهم که به امام یازدهم تعلق دارد از پیش از زرد شدن آفتاب تا زرد شدن آن است. ساعت دوازدهم که به امام دوازدهم تعلق دارد از زرد شدن شمس تا غروب آن است. هنوز جوابم را نگرفته ام، نگرانم که توضیحات طوری باشد که متوجه نشوم. از شما می خواهم توضیح کامل و مدت مان تقریبی هر کدام را با فرض مثالی بیان کنید. مخصوصا اینکه شروع زمان عصر برایم خیلی مهم است. از شما تشکر و برایتان آرزوی موفقیت می کنم.
پاسخ اجمالی

اوقاتی که در متون اسلامی برای تعیین وقت شرعی، و انجام عبادات آمده، با معنایی که امروزه بین ما شایع است (شصت دقیقه) فرق می کند. در لغت عرب ساعت به اجزای مختلفی از زمان گفته می شود که مقدار آن می تواند با هم متفاوت باشد؛ از این رو در مواردی ممکن است ساعت شرعی با ساعت عرفی مترادف و در مواردی کمتر یا بیشتر از آن باشد.

پاسخ تفصیلی

قبل از بررسی مراد از ساعات در روایت مورد نظر، به این نکته توجه شود که ساعت در کلام عرب به جزئی از زمان گفته می شود، خواه شامل زمان اندکی باشد مثل: "فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا یَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا یَسْتَقْدِمُونَ"؛[1] هنگامى که اجل آنان فرا رسد نه ساعتى پیشى مى‏گیرند نه تأخیر مى‏کنند. و خواه زمان آن حتی بیش از روزها و هفته ها باشد، چون نمونه موجود در این آیه: "...الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ فِی ساعَةِ الْعُسْرَة"؛[2] یعنی کسانی که از پیامبر در هنگام دشواری ها پیروی کردند. گاهی مراد از ساعت، وقت مرگ[3] یا فرا رسیدن قیامت[4] است.

در روایت مورد نظر از دو جهت به ساعات روز توجه شده است؛ ابتدا این دو جهت را مورد بررسی قرار می دهیم و سپس به تعیین ساعات دوازده گانه در آن می پردازیم:

جهت اول: وقت آن با توجه به لغاتی؛ مثل طلوع فجر، طلوع شمس، ذهاب حمره و ... تعیین شده است.

جهت دوم: وقت نماز ظهر و عصر نیز در آن موضوعیت داشته است. از این رو هر دو جهت را مورد بررسی قرار می دهیم:

1. لغات استفاده شده در روایت:

1-1. طلوع فجر: کلمۀ فجر به معنای ظاهر و هویدا است و فجر دو مصداق دارد؛ فجر صادق و کاذب. فجر صادق هنگامی است که خط روشنی از قسمت مشرق پدیدار می شود و فجر کاذب به روشنایی مختصری گفته می شود که شبیه دم گرگ است و چون زود از بین می رود به آن فجر کاذب می گویند، آنچه میزان در انجام واجباتی؛ مثل نماز و روزه است فجر صادق است.[5]

2-1. طلوع آفتاب: مراد از آن وقتی است که خورشید از مشرق بیرون می آید، نماز صبح در این هنگام قضا می شود.

3-1. ما بین الطلوعین: مراد مدت زمان بین طلوع فجر صادق و طلوع خورشید می باشد، در روایات این زمان را  جزئی از روز و شب ندانسته و از آن به ساعت بهشتی یاد کرده اند.[6]

4-1. نهار: همان روز فارسی است که  از وقت نمایان شدن فجر صادق تا غروب خورشید است.[7]

5-1. زوال شمس: مراد از آن مایل شدن خورشید از دایرۀ نصف النهار و وسط آسمان به طرف مغرب است.

6-1. دلوک شمس: دلوک مایل شدن خورشید به طرف غروب است.[8]

7-1. شفق: شفق همان سرخى است که وقت غروب خورشید از افق مشرق بالا مى‏آید و در سمت مغرب پایین مى‏رود و زمان آن تقریباً مساوى زمان بین الطلوعین است‏.[9]

8-1. حمرۀ مشرقیّه: دو بار در ناحیۀ شرقى افق پدید مى‌آید: یک بار قبل از طلوع آفتاب که بنابر مشهور، زمان پایان یافتن وقت نافله و فضیلت فریضۀ صبح است و بار دیگر هنگام غروب آفتاب که زوال آن (گذشتن از روى سر)- بنابر مشهور- نشانۀ غروب آفتاب و پایان روز است.[10]

9-1. حمرۀ مغربیه: رنگ سرخى که بعد از غروب آفتاب در مغرب ظاهر مى‌شود.

گفتنی است؛ به ساعتی از روز در زبان فارسی «چاشت» گفته شده است که معانی مختلفی از آن شده که منظور از چاشت به طور مشخص کدام بخشی از روز را شامل می‌شود. برخی چاشت را به معنای «اول صبح، بخش نخستِ روز» دانسته‌اند،[11] و برخی نیز «ضحی» را به معنای چاشت و انتشار نور خورشید دانسته‌اند.[12] به هر حال، برای خود کلمه چاشت در روایات آثار و احکامی قرار داده نشده است، بلکه آنچه در روایات درباره زمان و وقت دعا و عمل خاصی تعیین شده، یکی از موارد بالا است.

2. وقت نماز ظهر و عصر و نوافل آن:

گفته اند طول قامت انسان طبیعی، هفت قدم است، اگر شاخص را به ارتفاع چنین انسانی قرار دهیم، بعد از آن که سایه شاخص در وقت زوال به کمترین اندازه خود رسید، شروع به زیاد شدن می کند، هر گاه سایه به دو قدمی رسید، پایان وقت نافله ظهر است، و در چهار قدمی، پایان وقت فضیلت ظهر و نافلۀ عصر است، و تا هشت قدم شود انتهای وقت فضیلت عصر است، اما ساعات این قدم ها بسته به فصول سال و نیز مکان های جغرافیایی مختلف قابل تغییر است؛ به عنوان مثال در اول ماه فروردین به افق اصفهان، وقتی سایه به دو قدم رسید اگر شاخص، انسان باشد، یک ساعت و پنجاه و هفت دقیقه زمان می برد، چهار قدم، دو ساعت و چهل و سه دقیقه و در وسط فروردین، دو قدم یک ساعت و پنجاه و هفت دقیقه، چهار قدم دو ساعت و پنجاه و هفت دقیقه زمان می برد.[13]

با توضیحات ذکر شده روشن شد که در مواردی هر ساعت، بیش از چند دقیقه نیست (مثل ساعت پنجم) و در مواردی ممکن است بیش از یک ساعت عرفی باشد (مثل ساعت اول که یک ساعت و بیست دقیقه در بعضی فصول سال می باشد).

حال با توجه به این جهات، ساعات  مطرح شده در پرسش شما را به صورت تقریبی پاسخ می دهیم:

ساعت اول: وقت اذان صبح تا وقت بیرون آمدن آفتاب. (وقت تقریبی آن یک ساعت و بیست دقیقه)

ساعت دوم: از وقت بیرون آمدن آفتاب تا وقت ناپدید شدن حمرۀ مشرقیه.(سی دقیقه)

ساعت سوم: از ذهاب شعاع تا بالا آمدن روز، که مراد رفتن سرخی تا بالا آمدن روز است که در فارسی تعبیر به وقت چاشت یا نیمروز می کنند.(سه ساعت)

ساعت چهارم: از وقت چاشت تا وقت زوال خورشید، که همان وقتی است که سایۀ شاخص از بین می رود و به طرف مغرب شروع به زیاد شدن می کند و شروع وقت فضیلت نماز ظهر می باشد. (دو ساعت)

از مطالب بالا روشن شد که حدود یک سوم ساعات دوازده گانه در نیمۀ اول روز و قبل از ظهر واقع می شود و این خود دلیل است که مراد از ساعت، ساعت عرفی شصت دقیقه ای نیست.

ساعت پنجم: از وقت زوال (ظهر شرعی) تا چهار رکعت بعد از آن.(دقایقی)

ساعت ششم: مقدار چهار رکعت بعد از وقت زوال، تا پایان وقت نماز ظهر.(دو ساعت و چهل و پنج دقیقه بعد از زوال)

ساعت هفتم: از پایان وقت نماز ظهر تا چهار رکعت قبل از نماز عصر، یعنی بعد از گذشت چهار رکعت از نافلۀ عصر.(دقایقی)

ساعت هشتم: چهار رکعت بعد از وقت نماز ظهر تا وقت نماز عصر.(دو ساعت و چهل و پنج دقیقه بعد از پایان وقت نماز ظهر)

ساعت نهم: از آخر وقت فضیلت نماز عصر به مقدار دو رکعت.(دقایقی)

ساعت دهم: دو رکعت بعد از وقت فضیلت نماز عصر، تا قبل از زرد شدن خورشید.

ساعت یازدهم: قبل از زرد شدن خورشید تا زمان زرد شدن آن.

ساعت دوازدهم: از هنگام زرد شدن خورشید تا هنگام غروب و پنهان شدن آن. (ساعت نهم به بعد مجموعا حدود سه ساعت).

نکته ای که در پایان متذکر می شویم، زمان دقیق ساعات، بسته به فصول سال متغیر است و محاسبۀ ما بر اساس روزی بود که چهارده ساعت شصت دقیقه ای به طول می انجامد.

 


[1] اعراف، 34.

[2] توبه، 117.

[3] مریم، 75.

[4] حج، 1 و 7.

[5] راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص 626، دار العلم، بیروت، 1412 ق.

[6] کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 8، ص 122، ح 94، دار الکتب الاسلامیة، 1365ش.

[7] قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج 7، ص 115، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1371 ش.

[8] المفردات فی غریب القرآن، ص 317.

[9] نراقی، احمد، رسائل و مسائل، ج 1، ص 102.

[10] جمعی از پژوهشگران، زیر نظر شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (ع)، ج 3،ص 373، مؤسسة دائرة المعارف فقه اسلامی، قم، 1426ق.

[11]. فرهنگ فارسی معین، واژه «چاشت».

[12]. قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج 4، ص 174 و ج 5، ص 4، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ ششم، 1371ش.

[13] برای تعیین ساعات ر،ک: کرمانشاهی، محمد علی، مقامع الفضل، ج 2، ص 280، مؤسسة وحید بهبهانی، 1421ق.

 

http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa12739

معوذتين چيست؟ به چه معنا است؟ علت و اساس اين‎گونه نام‎گذاري را شرح دهيد؟

بعضي از سوره‎هاي قرآن نام‎هاي مختلفي دارند از جمله سوره‎هاي فلق و ناس است كه يكي از نام‎هاي آنها «معوذه» است و به هر دو سوره اطلاق «معوذتين» (دو معوذه) شده است،لذا به دو سوره «معوذتين»‌مي‎گويند و در روايات هم به اين دو سورة مباركه اطلاق «معوذتين» ‌شده است.[1]
كلمه معوذه از «عَوْذ» گرفته شده به معناي پناه بردن و حفظ كردن خويش و پرهيز دادن از شر، از راه پناه بردن به كسي كه مي‎تواند آن شر را دفع كند.[2]

علت نام‎گذاري اين دو سوره به معوذتين  
قبل از جواب دادن به اين سؤال تذكر اين مسأله لازم است قرآن خود را به عنوان شفاء معرفي مي‎كند و مي‎فرمايد: «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلاَّ خَساراً؛[3] و ما آنچه از قرآن فرستيم شفاي دل و رحمت الهي به اهل ايمان است لكن كافران را به جز زيان چيزي نخواهد افزود» قرآن مي‎تواند براي كساني كه به او تمسك مي‎كنند و با او مأنوس هستند هم شفاي ظاهري براي آنها باشد و هم شفاي معنوي و روحي او باشد. [4]
امّا نسبت به اين سوره از روايات اين‎گونه استفاده مي‎شود كه اگر انسان خود يا ديگران را بوسيله اين دو سوره تعويذ كند، مريضي او خوب مي‎شود و از شروري كه در اين دو سوره بيان شده در امان خواهد بود، لذا از امام صادق ـ عليه السّلام ـ نقل شده که: «پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ مريض شدند، تب ايشان شدت پيدا كرد، جبرئيل (و ميكائيل) اين دو سوره را براي شفاي پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ نازل كردند، جبرئيل به قرائت سوره فلق و ميكائيل به قرائت سوره ناس در پايين پاي آن حضرت براي شفا متوسل شدند».[5]
هم‎چنين امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‎فرمايد: «پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: اگر كسي خواست به ديگري بدي انجام بدهد، و او بخواهد كه خدا اين شخص را از او دور كند (و مانع بدي او شود) پس وقتي كه او را مي‎بيند بگويد: «اَعُوذُ وَ بِحَولِ اللهِ وَ قُوَتِهِ مِن حَولِ خَلقِهِ وَ قُوُّتِهِم» و سوره فلق را بخواند بعد هم اين آيه را بخواند: « فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ[6]» در اين صورت خداوند فريب هر فريب‎كاري و مكر هر مكركننده‎اي و حسد هر حسدورزي را از او دور مي‎كند و بايد اين كلمات را در صورت او بخواند».[7]
باز نقل شده که امام رضا ـ عليه السّلام ـ يك فرد صرعي را (غشي) ديد، يك كاسه آب درخواست کردو بعد امام ـ عليه السّلام ـ سوره حمد و سوره فلق و ناس (معوذتين) را قرائت فرمود و در آب دميد، آب را روي آن مريض ريختند بعد هم مريض خوب شد و امام ـ عليه السّلام ـ فرمود :«ديگر به آن حالت بر نمي‎گردد».[8]
و نقل شده كه بسيار مي‎شد پيامبر صلّي الله عليه و آله، امام حسن عليه السّلام و امام حسين عليه السّلام را با اين دو سوره تعويذ مي‎فرمود.[9]
هم‎چنين پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرموده‎اند: «آياتي بر من نازل شده كه نظيرش نازل نشده و آن در سوره قل اعوذ است».[10]  
علامه طباطبايي در توضيح اين حديث مي‎فرمايد: شايد مراد پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ از اين‎كه فرمود مثل اين دو سوره بر من نازل نشده، اين باشد كه تنها اين دو سوره در مورد عوذه و حرز نازل شده و هيچ سوره‎اي ديگر اين خاصيت را ندارد.[11]
پس مي‎توان گفت: اين دو سوره خاصيت تعويذ (پناه بردن به خدا) را دارد كه باعث مي‎شود انسان با اين دو سوره خود را از شروري حفظ كند و بدين جهت اين دو سوره به معوذتين نام‎گذاري شده است. در سوره فلق به پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ دستوري مي‎دهد از چند چيز به خدا پناه ببر البتّه اين دستور اختصاصي به پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ ندارد.
1. از شر هر مخلوقي چه جن و چه حيوانات و هر مخلوق ديگري كه شري همراه خود دارد؛
2. از شر شب وقتي كه با ظلمتش داخل مي‎شود، در اين‎جا خداوند شر را به شب نسبت داده، زيرا شبِ‌ تاريك، انسان شرور را در رساندن شر كمك مي‎كند لذا به همين خاطر شر در شب بيشتر از روز است، علاوه بر اين؛ انسان كه مورد حمله شرور واقع مي‎شود در شب ناتوان‎تر از روز است؛
3. از شر زنان جادوگر و ساحر؛
4. از شر حسود وقتي كه مبتلاء به حسد گشته و مشغول اعمال حسدورزي مي‎شود.
بعضي هم گفته‎اند اين آيه شامل شورچشمي نيز مي‎شود چون چشم زدن هم ناشي از نوعي حسادت است.[12]
و در سوره ناس هم انسان خود را از وساوس شيطاني كه هر دم وسوسه مي‎كند، تعويذ مي‎كند و خود را در پناه خدا قرار مي‎دهد.
البتّه همان‎طوري كه مي‎دانيم اين دو سوره با «قل اعوذ» شروع شده‎اند كه متضمن تعويذ (پناه بردن به خدا) مي‎باشد از اين رو به اين دو سوره معوذتين گفته‎اند.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. طبرسي، تفسير مجمع‎البيان، (بيروت، دارالكتب العلميه، چاپ اول، 1417 هـ) ج 10، ص 392.
2. ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه، (تهران، ناشر دارالكتب الاسلاميه، چاپ 15، 1374) ج 27، ص 454.
3. فيض كاشاني، تفسير صافي، (بيروت، مؤسسه الاعلمي للمطبوعات، چاپ دوم، 1402هـ) ج 5، ص 39.
4. سيد هاشم بحراني، تفسير برهان (بيروت، مؤسسه الاعلمي للمطبوعات، چاپ اول، 1419 هـ) ج 8، ص 437.

پي نوشت ها:
[1] . جويباري، رستگار، تفسير بصائر، قم، ناشر مؤلف، چاپ اول، 1413 هـ ، ج 60، ص 658.
[2] . ر.ك، هاشم‎زاده هريسي، هاشم، شناخت سوره‎هاي قرآن، تهران، انتشارات كتابخانه صدر، 1373، ص 632؛ و طباطبايي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، ترجمه سيد محمد باقر موسوي همداني، قم، انتشارات اسلامي، ج 20، ‌ص 680.
[3] . اسراء/ 82.
[4] . طبرسي، مجمع‎البيان، بيروت، دارالكتب العلميه، چاپ اول، 1418 هـ ، ج 6، ص 226.
[5] . خرمشاهي، بهاء‎الدين، دانشنامه قرآن و قرآن پژوهي، انتشارات دوستان، چاپ اول، 1377، ج 2، ص 2123.
[6]  . توبه / 129 .
[7] . علي بن جمعه العروسي الحويزي، تفسير نورالثقلين، بيروت، مؤسسة التاريخ العربي، چاپ اول، 1422 هـ ، ج 8، ص 379.
[8] . علي بن جمعه العروسي الحويزي، تفسير نورالثقلين، بيروت، مؤسسة التاريخ العربي، چاپ اول، 1422 هـ ، ج 8، ص 379.
[9] . طباطبايي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، ترجمه سيد محمد موسوي همداني، قم، انتشارات اسلامي، ج 20، ص 683.
[10] .  همان .
[11] . علي بن جمعه العروسي الحويزي، تفسير نورالثقلين، بيروت، مؤسسة التاريخ العربي، چاپ اول، 1422 هـ ، ج 8، ص 379.
[12] . طباطبايي، سيد محمد حسين، تفسير ميزان، مترجم سيد محمد باقر موسوي همداني، قم، انتشارات اسلامي، ج 20، ص 680.

خودارضایی و افراط در روابط جنسی سبب ضعف بدن و پیری زودرس می شود - معایب و ضررهای خودارضایی

خودارضایی از گناهان کبیره است و بسیار برای بدن مضر است

خود ارضایی و پیامدهای آن « استمنا » يا « خودارضايي » يكي از راه هاي انحرافي در ارضاي ميل جنسي است كه نسل جوان را در معرض آسيب هاي جدي قرار مي‏دهد.
از همين رو مي‏توان آن را نوعي انحراف جنسي يا بيماري ناميد كه با جديت بايد در درمان آن كوشيد.
آسيب هاي ناشي از خودارضايي به گونه هاي مختلفي تقسيم ‏پذير است كه به اختصار به برخي از آنها اشاره مي‏شود:
به طور کلی چهار نوع آسیب در پرتوی استمناء یافت می شود :
1. آسيب هاي جسماني
2. آسيب هاي روحي و رواني‏ ضعف حافظه و حواس‏پرتي،
3. آسيب هاي اجتماعي‏ ناسازگاري خانوادگي،
4. آسيب هاي معنوي و اخروي
این آسیب ها به عنوان سرشاخه های این مقاله به شمار می رود و در هر شاخه مواردی از آسیب های این عمل بررسی شده:
1. آسيب هاي جسماني
‏ يكي از روش هاي شناخت پيشرفت بيماري ها در پزشكي، مرحله‏ بندي (staging) علايم بيماري است. براين اساس، برحسب عوارض ايجاد شده در بيمار مبتلا به خودارضايي، سه مرحله (stage) بيان شده است:
1- مرحله مشكل ساز (Problematic)
در افرادي كه مدتي است گرفتار خودارضايي شده اند، زودرس ترين عوارض ناشي‏از خودارضايي عبارت است از:
الف. خستگي و كوفتگي (Fatigues/Tiredness)،
ب. عدم تمركز حواس (Lack of concentration)،
ج. ضعف حافظه (Poor memory)،
د. استرس و اضطراب
2-(Stress/Anxiety). . مرحله گرفتاري شديد (Severe)
بروز علايم زير در فرد گرفتار، نشان دهنده آن است كه شدت ابتلاي وي يا مدت آن بيش از مرحله اول است و در نتيجه عوارض شديدتري ظاهر شده است:
الف. خستگي و كوفتگي (Fatigues/Tiredness)،
ب. نوسان خلق يا تغييرات سريع خلقي (Mood swings)،
ج. حساسيت بيش از حد و زودرنجي ( Irritability)،
د. كمردرد (Lower back pain)، ه. نازك شدن موها (Thinning hair)،
و. ناتواني جنسي زودرس در جواني (Youth impotence)،
ز. بي‏خوابي يا بدخوابي و مشكلات مشابه
3-(Insomnia/Sleep problem). . مرحله گرفتاري بسيار شديد يا حالت اعتياد (Addictive):
الف. خستگي و كوفتگي (Fatigues/Tiredness)،
ب. ريزش شديد موها (Severe hair loss)،
ج. تارشدن ديد چشم ها (Blurred vision)،
د. وز وز گوش (Buzzing in the ears)،
ه. انزال زودرس و غيرارادي يا خروج مني به صورت قطره قطره ( prematurelyEjaculation)،
و. درد كشاله ران و ناحيه تناسلي (Groin/Testicular pain)،
ز. دردهاي قولنجي در ناحيه لگن و استخوان دنبالچه ( the pelvic cavity or tail bonePain or cramps in).
نحوه پيدايش عوارض‏ در دانش پزشكي، روند پيدايش علايم يك بيماري و چگونگي بروز عوارض و نشانه هاي كلينيكي، در شناخت هر چه بيشتر يك بيماري بسيار مهم است و مي‏تواند پزشك را در تشخيص و درمان بهتر بيماري و مريض را در پيشگيري كمك كند. به اين دليل مناسب است درباره نحوه پيدايش برخي از عوارض خود ارضايي كه در به آن اشاره شد بيشتر به آن توضيح داده شود تا خواننده عزيز با روند پيدايش اين عوارض، يا به اصطلاح پاتوفيزيولوژي (Pathophysiology) آن آشنا شود.
1. خستگي و كوفتگي: انقباض شديد و يك مرتبه تمام عضلات بدن در جريان انزال (ارگاسم يا اوج لذت جنسي)، باعث مصرف سريع مواد غذايي ذخيره شده در عضلات و به طور عمده كاهش گليكوژن (ماده اصلي لازم براي توليد انرژي عضلاني) مي‏شود. خستگي عضلاني تقريبا با سرعت تهي شدن عضلات از گليكوژن رابطه مستقيم دارد و هرچه اين سرعت بيشتر باشد، خستگي بيشتر است ‏فيزيولوژي گايتون، ترجمه دكتر فرخ شادان، تجديد نظر هفتم، 1986 (تهران: چهر، 1365)، ج 1، ص 313.. در خودارضايي، به علت انقباض هاي مكرر عضلات بدن، ذخاير گليكوژن عضلات به سرعت تمام مي‏شود و خستگي و كوفتگي هميشه از عوارض بديهي آن است.
2- ريزش مو: خودارضايي به تدريج با تغييرات هورموني و شيميايي كه در بدن ايجاد مي‏كند، باعث افزايش هورمون جنسي مردانه؛ يعني، تستوسترون به دي هيدرو تستوسترون (DHT=Dihydrotestosterone) مي‏شود كه از عواقب بالا بودن ماده DHTدر خون، ريزش موها و تاسي و بزرگ شدن پروستات و عوارض ناشي از آن در پيري است.
3. خود ارضايي مكرر باعث تحريك بيش از حد سيستم عصبي پاراسمپاتيك و افزايش تخليه اَسِتيل كولين (Acetyle Choline) از انتهاي اين رشته ها در مغز مي‏گردد
اين خود باعث پاره‏اي از عوارض جسماني و رواني، چون حواس‏پرتي (Absentmilndedness)، كمي حافظه (Memory)، عدم تمركز حواس، سياهي رفتن چشم و در نهايت تاري ديد مي‏شود. تمام اين علامت ها ناشي از تغيير تعادل ميزان مواد شيميايي موجود در مغز است كه بين سلول هاي عصبي رد و بدل مي‏شود و انتقال پيام هاي مختلف را بر عهده دارد.
4_. برخي نيز بر اين عقيده‏اند كه علت بروز اختلالات مغزي (مانند حواس پرتي، عدم تمركز حواس و كاهش حافظه) ناشي از ظرفيت عظيمي از انرژي بدن است
در هر بار انزال، تخليه شده و هدر مي‏رود؛ زيرا مايع مني حاوي مقدار بسيار زيادي DNA (هسته 400-300، اسپرمي كه در هر انزال خارج مي‏شود)، RNA آنزيم ها، پروتئين ها، مواد قندي، لسيتين (Lecithin)، كلسيم، فسفر، نمك هاي بيولوژيك، تستوسترون و... است. اين ذخاير عظيم انرژي - كه بايد در بدن براي رشد و تقويت بخش هاي مختلف مورد استفاده قرار گيرد - بيهوده و به طور مكرر از بدن خارج مي‏شود و هر كدام عوارضي را به دنبال مي‏آورند. براي مثال از آنجا كه سلول هاي خوني و پلاكت ها در مغز استخوان ها توليد مي‏شود و به تكامل نهايي مي‏رسد و براي توليد آنها نيز انرژي بسيار زيادي مورد نياز است؛ در افراد گرفتار خودارضايي، تكامل مغز استخوان و در نتيجه توليد سلول هاي خوني با مشكل مواجه شده و منشأ كم خوني، ضعف و خستگي در اين افراد است. نيز دفع فسفر و ليستين بيش از حد از طريق انزال هاي مكرر، باعث كاهش ذخاير اين مواد مي‏شود كه مواد حياتي براي سلامتي سلول هاي عصبي هستند و در نتيجه اختلال عملكرد سيستم عصبي، مانند حواس پرتي، عدم تمركز حواس و... بروز خواهد كرد. .
2. آسيب هاي روحي و رواني‏
ضعف حافظه و حواس‏پرتي،
اضطراب،
منزوي شدن و گوشه‏گيري،
افسردگي،
بي‏نشاطي و لذت نبردن از زندگي،
پرخاشگري،
بداخلاقي و تندخويي،
كسالت دائمي و ضعف اراده،
احساس حقارت،
عدم اعتماد به نفس،
احساس گناه و عذاب وجدان بروندادهاي رواني و روحي خودارضايي است.(( شرح پاره‏اي از اين موارد در مباحث گذشته روشن شد.))
3. آسيب هاي اجتماعي
‏ ناسازگاري خانوادگي،
بي‏ميل شدن به همسر و ازدواج،
ناتواني در ارتباط با جنس مخالف و همسر،
احساس طرد شدن،
از بين رفتن عزّت، پاكي، شرافت و جايگاه اجتماعي،
دير ازدواج كردن
و لذت نبردن از زندگي مشترك‏
4. آسيب هاي معنوي و اخروي‏
هيچ يك از آسيب هاي پيش گفته، به اهميت آسيب هاي معنوي نيست؛ زيرا آسيب هاي معنوي، جان و دل و به عبارت ديگر كنه حقيقت وجود آدمي را تباه مي‏سازد. خودارضايي از نظر دين يك گناه است و به تعبير قرآن زنگار بر دل مي‏نهد: «كَلاَّ بَلْ رانَ عَلي‏ قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ»؛ «چنين مباد! بلكه اعمال (ناشايست) دل هاي آنان را زنگار زده است».مطففين (83)، آيه 24. زنگ يا زنگار در اشياي مادي، همان چيزي است كه روي فلزات و اشياي قيمتي مي‏نشيند و معمولاً نشانه پوسيدن و از بين رفتنِ شفافيت و درخشندگي آن و در نهايت ضايع شدن و از بين رفتن آن است. علامه طباطبايي در تفسير الميزان ‏مي‏فرمايد: از آيه شريفه سه نكته استفاده مي‏شود:
1. اعمال زشت، نقش و صورتي به نفس و روح انسان مي‏دهند؛
2. اين نقش و صورت خاص، مانع آن است كه نفس آدمي حق و حقيقت را درك كند؛
3. نفس آدمي به حسب طبع اوليه‏اش صفا و جلايي دارد كه با داشتن آن، حق را آن طور كه هست درك مي‏كند. طباطبايي، سيد محمد حسين، ترجمه تفسير الميزان، ترجمه سيد محمد باقر موسوي همداني، (تلخيص)، (قم: دفتر انتشارات اسلامي، بي‏چا، بي‏تا)،
همچنين آسيب هاي معنوي جهان گذران را در مي‏نوردد و اگر اصلاح نگردد، حيات جاودان آدمي را در معرض تباهي و شوربختي قرار مي‏دهد. از اين رو نصوص ديني نسبت به آن هشدارهاي لازم را داده ‏اند.
پيامبر اكرم‏صلي الله عليه وآله وسلم در اين باره مي‏فرمايد: «ناكح الكف ملعون»؛«ملعون است كسي كه خودارضايي كند» ري شهري، محمد، ميزان الحكمة، ج 12، ص 5654.
امام صادق‏عليه السلام نيز مي‏فرمايد: «با سه گروه خداوند در روز قيامت سخن نمي‏گويد و پاكشان نمي‏خواند و عذابي دردناك دارند، از آن سه‏اند، خودارضايي كننده و كسي كه لواط دهد»همان، ح19049.
در روايات ديگري امام صادق‏عليه السلام خودارضايي را گناه عظيم و مورد نهي الهي معرفي فرموده است‏ همان، ح 19050.
منبع: www. almobin.ir

وقتی پول ندارید صدقه بدهید

صدقه

اگر الان کسی به ما بگوید وقتی که فرصت نداری نماز بخوان یا مثلا بگوید وقتی که پول نداری صدقه بده، تعجب می‌کنیم و می‌پرسیم: چگونه چنین چیزی ممکن است؟ به نظرمان می‌رسد که در این حرف تناقض باشد و خواهیم گفت من اگر وقت یا پول نداشته باشیم چگونه نماز بخوانم یا صدقه بدهم؟

محمدرضا زائری با این مقدمه ادامه داد: گاه بعضی از رموز زندگی و حقایق هستی را انسان‌ها تا زمان مرگ درنمی‌یابند چرا که این قواعد بر عکس مناسبات مادی و محاسبات دنیایی ماست. ما می‌گوییم چون وقت نداریم نمی‌توانیم نافله بخوانیم اما آن راز عجیب این است که چون نافله نمی‌خوانیم وقت نداریم! وقت و مال و بدن و آبرو وقتی برای خدا مصرف شود برکت پیدا می‌کند.

از میان دو فرزند میرزاکاظم ملک‌التجار بازرگان ثروتمند بازار تهران، یکی که همه دارایی خود را وقف می‌کند به اعتبار و موقعیتی ممتاز می‌رسد و ثروتش برکت می‌یابد ولی برادر دیگر که ثروت خود را برای خود خرج کرده همه پولش تمام می‌شود و فرزندان و بازماندگانش برای زندگی عادی خود هم مشکل پیدا می‌کنند!

آثار و نتایج املاک و اوقاف حاج حسین ملک هنوز بعد از سال‌ها به برکت عنایت امام هشتم علیه‌السلام باقی و مستمر است و علاوه بر آسایش و عزت دنیایی برای خانواده‌اش، سرمایه آخرت اوست چرا که با خدا معامله کرده است و در معامله با خدا یقینا جز سود و منفعت نیست.

با محاسبه دنیایی می‌گوییم مثلا 20 هزار تومان داریم و با هزینه‌های خانه و زندگی نوبت به انفاق و صدقه نمی‌رسد ولی درست وقتی که بخشی از این مبلغ را به نیازمندان بدهیم بقیه پول چنان برکتی می‌کند که بعد از هزینه‌های زندگی اضافه هم می‌آید اما وقتی همه‌اش را برای خانه خرج می‌کنیم همیشه کم می‌آوریم! یا مثلا با همین محاسبه دنیایی می‌گوییم چون فرصت نداریم به نافله خواندن نمی‌رسیم و فقط نماز واجب را بدون اذان و اقامه و تعقیبات ادا می‌کنیم و اتفاقا همیشه هم وقت کم می‌آوریم و بین گرفتاری‌های بیرون از خانه و مشکلات خانه و رسیدگی به خانواده و کارهای شخصی سرگردانیم! اما بر عکس وقتی که نافله می‌خوانیم و نمازها و اعمال مستحب را به جا می‌آوریم می‌بینیم نه تنها وقت کم نمی‌آوریم بلکه به همه کارهای دیگر می‌رسیم و وقت اضافه هم داریم!

پول و وقت و جسم و جان انسان وقتی برای خدا هزینه شود برکت پیدا می‌کند و این حقیقت را اگر هم نشود با تحلیل مادی درک و اثبات کرد، همه با تمام وجود درک می‌کنیم و می‌فهمیم چرا که طرف معامله‌مان خداست.