حدیث روز/ چهار نتیجه منفی طلب حاجت از مردم

امام سجاد علیه السلام: نياز خواهى از مردم مايه خوارى در زندگى، و رفتن شرم و حياست، و از وقار و شكوه آدمى مى‏‌كاهد.
حضرت زین‌العابدین امام سجّاد عليه‌السلام فرمودند:


نياز خواهى از مردم مايه خوارى در زندگى، و رفتن شرم و حياست. و از وقار و شكوه آدمى مى‏‌كاهد.
و آن فقرى حاضر است و دست نياز به سوى مردم كمتر دراز كردن، بى‏ نيازىِ نقد است.

متن حدیث:

الإمامُ زينُ العابدينَ عليه‏السلام:
طَلَبُ الحَوائجِ إلى الناسِ مَذَلَّةٌ للحياةِ، ومَذهَبَةٌ للحَياءِ، واستِخفافٌ بِالوَقارِ، وهُو الفَقرُ الحاضِرُ، وقِلَّةُ طَلَبِ الحوائجِ مِنَ الناسِ هُو الغِنى الحاضِرُ.




«تحف العقول، صفحه 279»

تفاوتی که لعن قرآن با لعن ما دارد

خدای متعال در نکوهش کشتن انسان‌های مؤمن و بی گناه و نفرین عاملان قتل این چنین می‌فرماید: «وَمَنْ یَقْتُلْ مُومِناً مُتَعَمِّداً فَجززاءُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فیها وَ غَضَبَ اللهُ عَلَیْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذابَاً عَظیماً»


یکی از اسلوب و ابزارهای مهمی که خدای متعال به وسیله‌ی آن در فرهنگ قرآن کریم به دنبال هدایت و روشنگری بندگان خود برآمده، استفاده از ابزار لعن و نفرین است که در این نوشتار کوتاه به دنبال معرفی اجمالی لعن و نفرین و سّب در فرهنگ اسلامی و نحوه‌ی استفاده قرآن از این واژگان هستیم. در ادامه این یادداشت را به نقل از تبیان بخوانید.
 
 تفاوتی که لعن قرآن با لعن ما دارد


مفهوم شناسی لعن و سب در فرهنگ لغت
از یادداشت‌هایی که از لغت شناسان برجسته عرب در معرفی این واژه در کتب خود به یادگار گذاشته‌اند، این چنین به دست می‌آید، که این واژه از اقسام دعا [۱] و طلب از خدای متعال و همچنین نوعی نفرین قلمداد می‌شود، شخص از خدای متعال دوری از رحمت الهی را برای دیگری طلب می‌کند. راغب اصفهانی در مفردات خود این واژه را این چنین معنا می‌کند: «لَعْن: طرد نمودن و دور ساختن از روى خشم است كه در آخرت كسانى كه مشمول این واژه هستند به عقوبت می‌رسند و در دنیا از رحمت و توفیق الهى بریده و محرومند.»[۲]  ولی لغت شناسان در معرفی «سب» آن را نه گونه‌ای از دعا، بلکه عبارتی که گویای دشنام و ناسزاگویی است معرفی کرده‌اند.[۳]

استفاده هنرمندان قرآن از لعن و سب
استفاده فراوان و به جایی که خدای متعال در قرآن کریم از واژه لعن کرده است، به خوبی گویای جواز آن در فرهنگ قرآن است، این کلید واژه در قرآن کریم قریب به ۴۰ بار استفاده شده است، ولی کلمه سب تنها دو بار و آن نیز در یک آیه مورد استفاده قرار گرفته است. «وَ لا تَسُبُّوا الَّذینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْم؛ [سوره انعام، آیه۱۰۸] (به معبود) كسانى كه غیر خدا را مى‌خوانند دشنام ندهید، مبادا آنها (نیز) از روى (ظلم و) جهل، خدا را دشنام دهند!.»

از آنجا که فرهنگ و منطق قرآن و اهل بیت (علیهم السلام)، عقلانیت و اخلاق ورزی است، از بعضی روایات این چنین بدست می‌آید، که حضرات معصومین(علیهم السلام) با ناسزاگویی و دشنام دادن مخالفت ورزیده‌اند؛ کما اینکه در واقعه صفین وقتی برخی از یاران حضرت شامیان را ناسزا گفتند، از امام علی(علیه السلام) این چنین نقل شده است: «إِنّی أَکرَهُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا سَبّابِینَ وَلکِنَّکُم لو وَصَفْتُم أَعْمالَهُمْ وَذَکَرْتُمْ حالَهُمْ، کانَ أَصْوَبَ فی الْقَولِ وَأَبْلَغَ فِی الْعُذْرِ؛[۴] (دوست ندارم دشنام دهنده باشید، اما اگر کردار آنان را بازگو کنید و روش آنان را تشریح کنید، به حقیقت نزدیک‌تر و عذری رساتر برای شما خواهد بود.»

استفاده از لعن برای مقاصد خاص
با تأمل در آیاتی که خدای متعال در آنها از کاربرد لعن و نفرین استفاده کرده، می توان اهداف روشن و مشخصی را بدست آورد.

۱. معرفی افراد و اشخاص خطاکار: آنچه روشن است خدای متعال با استفاده از ابزار لعن و نفرین به معرفی اشخاص گنهکار پرداخته است. در واقع خدای متعال با این روشن به دنبال  روشنگری و بصیرت افزایی برای بندگان خود است. در ادامه به بعضی از این اشخاص منفور اشاره می‌کنیم.

الف. شیطان: از جمله‌ی این افراد شیطان است، که به واسطه نافرمانی و عدول از اوامر الهی مستحق نفرین باری تعالی شده است: « إِلاَّ شَیْطاناً مَریداً، لَعَنَهُ اللَّه؛ [سوره نساء، آیات ۱۱7و ۱۱۸] شیطان سركش و ویرانگر است. خدا او را از رحمت خویش دور ساخته».

ب. کفار و دشمنان خدا: کفار نیز از جمله افرادی هستند که در فرهنگ قرآن مورد لعن و نفرین الهی قرار گرفته‌اند: « فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكافِرینَ؛ [سوره بقره، آیه ۸۹] لعنت خدا بر كافران باد!».

ت. اذیت کنندگان خدا و رسول(ص): در طول تاریخ بشریت انسان‌های فراوانی با رفتارهای زشت و ناشایست خود، موجبات اذیت و ناراحتی انبیای الهی و خدای متعال را فراهم کرده‌اند، این چنین افرادی خود دارای مصادیق بی شماری هستند. خدای متعال این دسته افراد را این چنین نفرین کرده است: «إِنَّ الَّذینَ یُوْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهیناً؛ [سوره احزاب، آیه ۵7] آنها كه خدا و پیامبرش را آزار مى‌دهند، خداوند آنان را از رحمت خود در دنیا و آخرت دور ساخته، و براى آنها عذاب خواركننده‌اى آماده كرده است». به گواه تاریخ  و منابع اسلامی پیامبر گرامی اسلام در راه تبلیغ دین بیشترین سختی، نارحتی، اذیت و آزار از امت را متحمل شده است.[۵]

۲. معرفی رذایل و رفتاری ناپسند: با درنگ در آیاتی که در آنها لعن مورد استفاده قرار گرفته می‌توان این چنین برداشت نمود که، خدای متعال به نوعی به دنبال  معرفی بعضی از رذایل و رفتارهای غیر اخلاقی است، که مورد نفرت باری تعالی است. در ادامه به بعضی از این صفات و رفتارها اشاره می‌کنیم.

الف. کفر: کفر از جمله مهمترین و خطرناک‌ترین رذایل اخلاقی و اعتقادی است، که می‌تواند ریشه سعادت و خوشبختی را در زندگی انسان برچیند. خدای متعال با نفرین کافران و نکوهش از کفر آنان، پرده از زشتی این رفتار بر می‌دارد: «وَ قالُوا قُلُوبُنا غُلْفٌ بَلْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَقَلیلاً ما یُوْمِنُونَ». [سوره بقره، آیه۸۸]

ب. ظلم: در فرهنگ اسلامی، ظلم دارای اقسام و شاخه‌های مختلفی است، از جمله ظلم به خدای متعال، ظلم به نفس و ظلم به دیگران. خدای متعال ظالمین را این چنین نفرین می‌کند: « َلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمین؛ [سوره هود، آیه۱۸] هان كه لعنت خدا بر ستمكاران باد»

ت) قتل: خدای متعال در نکوهش کشتن انسان‌های مؤمن و بی گناه و نفرین عاملان قتل این چنین می‌فرماید: «وَمَنْ یَقْتُلْ مُومِناً مُتَعَمِّداً فَجززاءُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فیها وَ غَضَبَ اللهُ عَلَیْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذابَاً عَظیماً».[نساء، آیه ۵۳]

ث. ترک صله رحم: از جمله رفتارهای مذمومی که موجبات لعن و نفرین الهی را فراهم می‌کند، بی توجهی به حقوق ارحام و ترک آنان است. خدای متعال در این خصوص می‌فرماید: «فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ أُولئِكَ الَّذینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمى أَبْصارَهُم». [محمد، آیه۲۳و۲۲]

جمع بندی و سخن آخر:
از مطالب یاد شده می‌توان این چنین استفاده کرد که، خدای متعال با نفرین افراد و اشخاص گمراه و گنهکار، علاوه بر روشن کردن ماهیت غیر اخلاقی و انسانی آنها، رفتارهای زشت و ناپسندی که موجب آن گمراهی و تباهی شده است را نیز برای همگان معرفی کرده است، رفتارهایی که موجبات دوری از رحمت الهی را فراهم کرده است.

پی نوشت‌ها:
[۱]. فراهیدى، خلیل بن احمد، كتاب العین: ج ۲، ص۱۴۲. « اللَّعْنَة: الدعاء علیه»

[۲]. راغب اصفهانى، حسین بن محمد، مفردات الفاظ قرآن، ج ۴، ص۱۳۶.

[۳]. ابن درید، محمد بن حسن ، جمهرة اللغة، ج ۱، ص۶۹. «سُبَّ أى شُتِم»

[۴]. نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص ۳۲۳.

[۵]. مناقب آل أبی طالب علیهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج ۳، ص۲۴7. «قَالَ الْمُصْطَفَى مَا أُوذِیَ نَبِیٌّ مِثْلَ مَا أُوذِیت.»

موانع بخشش گناهان -  ۳ چيز که مانع بخشش گناهان است

از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله نقل ميکنند که فرمود: از نشانه‌‏هاى شقاوت و تيره روزى؛ خشکى چشم و .....و گناه دنبال گناه کردن است.


همه گناهان در صورت توبه و جبران اقتضاء بخشش را دارند، مگر این که شخص توبه نکند و اعمال‌اش به گونه‌ای مانع از این اقتضاء گردد. در ادامه این یادداشت را به نقل از تبیان بخوانید.
 
 ۳ چيز که مانع بخشش گناهان است

از روایات استفاده می‌شود که سه چیز مانع بخشش گناهان است:
۱. ظلم و فسق
در آیات ۵۸ تا ۵۹ سوره بقرة ؛ اولا تصریح به بخشش مطلق گناهان شده است و ثانیا به علت بخشیده نشدن آن نیز اشاره شده است:  «وَإِذْ قُلْنَا ادْخُلُواْ هَـذِهِ الْقَرْیةَ فَكُلُواْ مِنْهَا حَیثُ شِئْتُمْ رَغَداً وَادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّداً وَقُولُواْ حِطَّةٌ نَّغْفِرْ لَكُمْ خَطَایاكُمْ وَسَنَزِیدُ الْمُحْسِنِینَ»؛ «و (به خاطر بیاورید) زمانى را که گفتیم در این قریه (بیت المقدس) وارد شوید... و بگوئید: خداوندا گناهان ما را بریز تا ما شما را بیامرزیم، و به نیکوکاران پاداش بیشترى نیز خواهیم داد.- اما افراد ستمگر این سخن را تغییر دادند (و به جاى آن جمله استهزاء آمیزى مى‏گفتند) و لذا ما بر ستمگران در برابر این نافرمانى عذابى از آسمان فرستادیم»
 
دقت در جمله: (...وَ قُولُوا حِطَّةٌ ...) و... بگوئید خداوندا گناهان ما را بریز ...(باید توجه داشت که حطه از نظر لغت به معنى ریزش و پائین آوردن است، و در اینجا معنى آن این است که: خدایا از تو تقاضاى ریزش گناهان خود را داریم.) خداوند به آنها دستور داد که براى توبه از گناهانشان این جمله را از صمیم قلب بر زبان جارى سازند، و به آنها وعده داد که در صورت عمل به این دستور از خطاهاى آنها صرفنظر خواهد شد،( و شاید به همین مناسبت یکى از درهاى بیت المقدس را باب الحطه نامگذارى کرده‌‏اند).
 
- ولى چنان که می‌‏دانیم، و از لجاجت و سرسختى بنى اسرائیل اطلاع داریم، عده‌‏اى از آنها حتى از گفتن این جمله نیز امتناع کردند و به جاى آن کلمه نامناسبى بطور استهزاء گفتند لذا قرآن می‌گوید:« اما آنها که ستم کرده بودند این سخن را به غیر آنچه به آنها گفته شده بود تغییر دادند (فَبَدَّلَ الَّذِینَ ظَلَمُوا قَوْلًا غَیرَ الَّذِی قِیلَ لَهُمْ). ما نیز بر این ستمگران به خاطر فسق و گناهشان، عذابى از آسمان فرو فرستادیم»
 
- این نکته نیز شایان توجه است که قرآن در آیه فوق بجاى فانزلنا علیهم می‌گوید فَأَنْزَلْنا عَلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا تا روشن گردد که این عذاب و مجازات الهى تنها دامان ستمگران بنى اسرائیل را گرفت و هرگز خشک و تر با هم نسوختند.
 
- علاوه بر این، در پایان آیه، جمله «بِما کانُوا یفْسُقُونَ» را ذکر مىی‌کند تا آن هم تأکید بیشترى بر این موضوع باشد، که ظلم و فسقشان ،علت مجازاتشان گردید.
 
۲. لجاجت، اصرار بر گناه و تکبر
از تعبیرات جمله مزبور در آیات بالا، به دست می‌آید که آنها بر اعمال سوء اصرار داشتند و آن را ادامه می‌دادند، و معلوم می‌شود هنگامى که گناه به صورت یک عادت و حالت، در جامعه متمرکز گردد، احتمال نزول عذاب الهى در آن هنگام بسیار است.
 
و شدت تأثیر« اصرار بر گناه» برآینده انسان را نیز می توان از احادیث زیر به دست آورد:
-امام باقر علیه السلام راجع به قول خداى عز و جل که فرموده: «- وَ لَمْ یصِرُّوا عَلى‏ ما فَعَلُوا... : و بر آنچه کرده‏اند اصرار نورزند، ... ۱۳۵ سوره ۳»ایشان فرمود: اصرار بر گناه اینست که: کسى گناهى کند و از خدا آمرزش نخواهد، و در فکر توبه نباشد، ( کسى که بفکر توبه نیست، ظاهرا قصد تکرار گناه دارد.)( کافی ج‏۲ ۲۸۸ باب الإصرار على الذنب ..... ص : ۲۸۸)
 
- از علی (علیه السلام) در غرر چنین نقل شده : «الاصرار یوجب النّار».اصرار موجب آتش است، یعنى هرگاه کسى گناهى کرده باشد و اصرار بر آن داشته باشد یعنى از آن پشیمان نباشد و باز عزم کردن آن گناه یا گناه دیگر داشته باشد این معنى، موجب دخول جهنّم گردد، پس اگر از کسى گناهى صادر شود خواه صغیره و خواه کبیره باید که دیگر عزم آن نداشته باشد؛و اگردوباره عزم آن گناه را داشته باشد گناه او کبیره شود.(شرح آقا جمال الدین خوانسارى بر غرر الحکم ج‏۱ ۱۱۸ ۴۳۴ ..... ص : ۱۱۸)
 
- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله : « مِنْ عَلَامَاتِ الشَّقَاءِ جُمُودُ الْعَینِ .....و الْإِصْرَارُ عَلَى الذَّنْب‏» از رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله نقل میکنند که فرمود: از نشانه‏‌هاى شقاوت و تیره روزى؛ خشکى چشم و .....و گناه دنبال گناه کردن است.
چنانکه می بینید گناه یر گناه کردن که همان «اصرار بر گناه است» ،از علائم شخص شقی (ویخشیده نشده) است.
 
۳. شرک
 آیه «... إِنَّ اللَّهَ لا یغْفِرُ أَنْ یشْرَکَ... »( نساء: آیه ۴۸ ) صریحا اعلام می‌کند که همه گناهان ممکن است مورد عفو و بخشش واقع شوند، ولى شرک به هیچ وجه بخشوده نمی‌شود، مگر اینکه از آن دست بردارند و توبه کنند و موحد شوند، و به عبارت دیگر هیچ گناهى به تنهایى ایمان را از بین نمی‌برد، همانطور که هیچ عمل صالحى با شرک، انسان را نجات نمی‌بخشد.
 
- ارتباط این آیه با آیات سابق از این نظر است که یهود و نصارى هر یک به نوعى مشرک بودند، و قرآن بوسیله این آیه به آنها اعلام خطر می‌کند که این عقیده را ترک گویند که گناهى است غیر قابل بخشش، سپس در پایان آیه دلیل این موضوع را بیان کرده می‌فرماید: کسى که براى خدا شریکى قائل شود گناه بزرگى مرتکب شده است (وَ مَنْ یشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرى‏ إِثْماً عَظِیماً) این آیه از آیاتى است که افراد موحد را به لطف و رحمت پروردگار دلگرم می‌سازد، زیرا در این آیه خداوند امکان بخشش گناهان را غیر از شرک بیان کرده است.
 

- به تعبیرى که در آیه ذکر شده:« نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیئاتِکُمْ » دقت کنید؛ زیرا قرآن می‌گوید: گناهان کوچک شما را می‌پوشانیم یعنى پرهیز از گناهان بزرگ خصوصا با فراهم بودن زمینه‏‌هاى آنها، یک نوع حالت تقواى روحانى در انسان ایجاد می‌کند که می‌تواند آثار گناهان کوچک را از وجود او بشوید و در حقیقت آیه فوق همانند آیه إِنَّ الْحَسَناتِ یذْهِبْنَ السَّیئاتِ: (هود- ۱۱۴): حسنات، سیئات را از بین مى‏برند مى‏باشد، و در واقع اشاره به یکى از آثار واقعى اعمال نیک است و این درست مانند این است که بگوییم: اگر انسان از مواد سمى خطرناک پرهیز کند و مزاج سالمى داشته باشد، مى‌‏تواند آثار نامطلوب بعضى از غذاهاى نامناسب را به واسطه سلامت مزاج از بین ببرد. و یا به تعبیر دیگر: بخشش گناهان صغیره یک نوع پاداش معنوى براى تارکان گناهان کبیره است، و این خود اثر تشویق کننده‏‌اى براى ترک کبائر دارد.

آیاتی که قرض و حق والدین را ادا می‌کند

در جواهر القرآن نوشته حضرت رضا (ع) فرمود: هر که این آیات را بخواند و ثواب آنها را به روح‌ والدین بخشد، ایشان را حقی در گردن آن فرزند نماند.


در بحر الغرائب نوشته مردی خدمت پیغمبر آمد گفت: جانم به فدایت! بسیار قرض دارم. فرمود: این آیات را بخوان. بار دیگر آمد آمد گفت: قرضم ادا شد. متاع دنیا ندارم. فرمود: این آیات را بخوان.  بعد از مدتی آمد و گفت: دشمن و همسایه بد دارم.  فرمود: این آیات را بخوان. گفت: از حکام می‌ترسم. فرمود: برای هر مشکلی بخوان و از کسی مترس. در ادامه این مطلب را به نقل از تبیان بخوانید.
 
 آیاتی که قرض و حق والدین را ادا می‌کند

در جواهر القرآن نوشته حضرت رضا(ع) فرمود: هر که این آیات را بخواند و ثواب آنها را به روح‌ والدین بخشد، ایشان را حقی در گردن آن فرزند نماند و آیات کریمه این است:

بِسْم اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم
فَلِلهِ الْحَمْدُ رَبَّ السَّمواتِ وَ رَبَّ الْأرْضِ رَبَّ الْعالَمینَ وَ لَهُ الْکِبْریاءَ فِی السَّمواتِ وَ الْأرْضِ وَ هُوَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ  فَلِلهِ الْحَمْدُ رَبَّ السَّمواتِ وَ رَبَّ الْأرْضِ رّبَ الْعالَمینَ وَ لَهُ الْعَظَمَتُهُ فِی السَّمواتِ والْأرْضِ وَ هُوَ  الْعَزیزُ الْحَکیمْ فَلِلهِ الْحَمْدُ رَبَّ السَّمواتِ وَ رَبَّ الْأرْضِ رَبَّ الْعالَمینَ وَ لَهُ الْفَضْلُ فی السَّمواتِ وَ الْأرْضِ وَ هُوَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ فَلِلهِ الْحَمْدُ رَبَّ السَّمواتِ وَ رَبَّ الْأرْضِ رَبَّ الْعالَمینِ وَ لَهُ النُّورِ فِی السَّمواتِ والْأرْضِ وَ هُوَ الْعَزیزُ  الْحَکیمْ فَلِلهِ الْحَمْدُ رَبَّ السَّمواتِ وَ رَبَّ الْأرْضِ رَبَّ الْعالَمینَ وَ لَهُ الْمُلْکُ فِی السَّمواتِ وَ الْأرضِ وَ هُوَ الْعَزیزُ الْحَکیم.

وسیله‌ای برای کسب رزق بی‌حساب

برای رزق دو كانال وجود دارد؛ كانال یك: تلاش، كانال دو: دعا. با اینكه دادن‌ها و گرفتن‌ها از آنِ خداوند است، اما در عین حال باید تلاش کرد و از دعا غافل نبود.


برخلاف عده‌ای كه فكر می‌كنند اگر دروغ بگویند سود بیشتری کسب می‌کنند، قرآن می‌فرماید: نان توی تقوا است؛ «وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَمَنْ یَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا» (طلاق/ ۳-۲) در ادامه این یادداشت را به نقل از تبیان بخوانید.
 
 وسیله‌ای برای کسب رزق بی‌حساب


سردرگمی‌ها، نتیجه بی تقوایی است
هر كس در زندگی گیج و سردرگم است و مرتباً کاسه‌ی چه کنم چه کنم به دست گرفته، پیداست كه تقوا ندارند؛ چرا که قرآن قول داده هر كس تقوا داشته باشد به درد نمی‌دانم و چه كنم گرفتار نمی‌شود. به عبارتی روزی فرد با تقوا، از راهی که فکرش را نمی‌کند، به او داده می‌شود.

اگر ما به این آیه ایمان داشته باشیم در معامله و کسب و كارهایمان، دزدی و کلک را رها خواهیم کرد؛ « وَاللَّهُ فَضَّلَ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ فِی الرِّزْقِ ؛ خداوند رزق بعضی‌ها را زیاد می‌دهد.»(نحل/۷۱)

وجود تفاوت‌ها، دلیلی برای شکوفایی استعداد بشر
دو نفر برای ماهیگیری به کنار دریا رفته و تور می‌اندازند، تور را كه بالا می‌كشند یكی سه تا ماهی گرفته یكی پنج تا. آن آقایی كه پنج تا ماهی گرفته هیچ قراردادی با ساحل با ماهی‌ها و با دریا نبسته، در حقیقت این را خدا به او داده است.

به هر حال این تفاوت‌ها باید باشند تا انسان استعدادهایش شكوفا بشود، اگر همه مردم یك جور باشند معلوم نمی‌شود، چی کسی صبر دارد، چه کسی قناعت می‌كند، چه کسی شجاعت دارد و چه کسی ندارد؛ خدا به یکی می‌دهد ببیند غرور او را می‌گیرد یا نه؟! به یكی نمی‌دهند ببینید صبر می‌كند؟!

در گردنه‌ها و جاده‌های پر شیب و خطرناک است که به یک نفر نمره‌ی عالی در رانندگی داده می‌شود، وگرنه توی خیابان صاف خیلی مشخص نمی‌شود که توانایی هرکس در رانندگی چه قدر است.

عزت را از غیر خدا طلب نکنیم!
گاهی انسان می‌خواهد عزیز شود، خود را وابسته به کسی یا چیزی می‌کند؛ می‌گوید ما وابسته  به آمریكا می‌شویم كه عزت آمریكا ما را هم حفظ كند، قرآن می‌فرماید: «فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِیعًا» (نساء/۱۳۹ )، «أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِیعًا» (بقره/۱۶۵)؛ چه می‌گویی، این حرف‌ها چیست که می‌زنید؟! قدرت دست خداست، بعد هم خدا ما را مسخره می‌كند و می‌فرماید: «أَیَبْتَغُونَ عِنْدَهُمْ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِیعًا» (نساء/۱۳۹) تو عزتت را از او می‌خواهی؟ «إِنَّمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْثَانًا وَتَخْلُقُونَ إِفْكًا إِنَّ الَّذِینَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَا یَمْلِكُونَ لَكُمْ رِزْقًا فَابْتَغُوا عِنْدَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَاعْبُدُوهُ وَاشْكُرُوا لَهُ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ ؛ غیر خدایی كه پهلوی او مثل طناب خم می‌شوی نمیتوانند برای تو رزق بشوند» (عنكبوت/۱۷)

آیا آنچه داریم، حقیقتاً رزق ما است؟
شخصی گفت من با یك سیب آبروی امام صادق(علیه السلام) را می‌ریزم. گفتند چه جوری؟ گفت می‌روم و می‌گویم: ‌ای امام این رزق من هست یا نه؟ اگر امام گفت رزق تو نیست، سیب را می‌خورم تا بگویم تو دروغ گفتی؛ اگر گفت رزق تو هست، نمی‌خورم و آنرا لگد می‌كنم. به پیش امام رفت و گفت: ‌این سیب رزق من هست یا نه؟ امام فرمود: اگر از گلویت پائین برود، معلوم می‌شود كه رزق تو است! فرد مخالف و معاند دیگر نمی‌دانست چه كند و گیج شد.(گاهی آدم از نعمات برخوردار است اما در حقیقت آنچه در دست دارد رزق او نیست.) (بحار الانوار، ج ۲۰، ص ۲۱۴)

گناه مانعی برای کسب رزق
«اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُغَیِّرُ النِّعَمَ»(إقبال‏الأعمال ، ص‏ ۷۰۶) گناه رزق را قیچی می‌كند؛ رزق دخترهای جوان پاک، همسر پاک و خوب است اما گاه متأسفانه دختر با گناهانش، خودنمایی‌هایش، اهمیت ندادن به نماز و ... باعث می‌شود که رزق همسر خوب داشتن را از خود دور کند و شایسته مردی هرزه و ناپاک گردد.

رزق پسری جوان یك همسر خوب بود اما با چشم چرانی‌ها و هرزه گری‌هایش، همسری ناشایست و بد را نصیب خود می‌کند.

عواملی برای ازدیاد رزق
بین الطلوعین دنبال كار رفتن در رزق اثر دارد، نماز شب رزق را گوارا می‌كند، استغفار و عذرخواهی از گناه در رزق اثر دارد. شكر نعمت رزق را زیاد می‌كند؛ «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّكُمْ» (إبراهیم/۷)

نیت گناه، رزق را کم می‌کند
سوره قلم داستانی را نقل می‌كند كه چند برادر باغ میوه‌ای داشتند. پدر آنها در طول زندگیش نعماتی از باغ را که کسب می‌کرد تقسیم می‌کرد و قسمتی را به فقرا می‌داد. پسران نیت كردند كه بعد از پدر از این میوه‌ها به احدی ندهند. زمانی که پدر مرد، نقشه کشیدند برای آنکه نیازمندان طبق کار هرروزشان به در باغ نیایند و درخواستی نداشته باشند، سحر بروند و میوه‌ها را بچینند که کسی نفهمد و به آنها بگویند که امسال باغ میوه‌ای نداشته است .وقتی خوابیدند، صاعقه‌ای آسمانی آمد: «فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِیمِ فَتَنَادَوا مُصْبِحِینَ؛ سحر بلند شدند دیدند كه باغ آنها تبدیل به خاكستر شده است» (قلم؛ ۲۰ و ۲۱)

 نتیجه گیری
در یک جمع بندی می‌توان گفت: برای رزق دو كانال وجود دارد؛ كانال یك: تلاش، كانال دو:  دعا. با اینكه دادن‌ها و گرفتن‌ها از آنِ خداوند است، اما در عین حال باید تلاش کرد و از دعا غافل نبود.

سه حق پدر و مادر در کلام امام صادق علیه‌السلام - حقوق والدین چیست؟


امام جعفر صادق علیه السلام در مورد سپاسگزارى از والدین مى‌فرماید: سه چیز بر فرزند، در حق پدر و مادر واجب است.
 
 سه حق پدر و مادر در کلام امام صادق علیه‌السلام

۱. شکر پدر و مادر به هر شکل ممکن

۲. اطاعت از پدر و مادر در هر چیزى که امر و نهى مى‌کنند به جز در گناه و معصیت خدا

۳. خیرخواهى براى ایشان در پیدا و نهان

متن حدیث:
«یجب للوالدین على الولد ثلاثه اشیاء: شکرهما على کل حال و طاعتهما فیما یأمرانه و ینهیانه عنه فى غیر معصیه اللَّه و نصیحتهما فى السرّ و العلانیه»

«تحف العقول، صفحه ۳۲۲»

آیا «صبر آمدن» در عطسه خرافات است؟

نگاهی به منابع دینی نشان می دهد كه عطسه كردن نه تنها بد نیست؛ بلكه برای سلامتی بسیار مفید است. در حدیث آمده كه عطسه موجب راحتى و سلامتی بدن است و تا سه روز و به روایتى تا هفت روز، امان از مرگ است


در میان مردم خرافات زیادی وجود دارد كه نه پایه دینی دارد و نه مایه علمی. یكی از آنها در مورد عطسه كردن است. برخی معتقدند در هنگام عطسه باید در كار مورد نظر عجله نكرد؛ بلكه صبر داشت و انجامش را به تاخیر انداخت؛ اما آیا واقعا چنین است؟
 
 آیا «صبر آمدن» در عطسه خرافات است؟


نگاهی به منابع دینی نشان می دهد كه عطسه كردن نه تنها بد نیست؛ بلكه برای سلامتی بسیار مفید است. در حدیث آمده كه عطسه موجب راحتى و سلامتی بدن است و تا سه روز و به روایتى تا هفت روز، امان از مرگ است.

رسول اكرم(ص) فرمودند: «عطسه مریض دلیل بر عافیت و راحتى بدن اوست. عطسه تا وقتى كه از سه تا بیشتر نباشد، براى بدن نافع است و اگر از سه تا بیشتر شد، نشانه بیماری است» حضرت امام صادق(ع) فرمودند:«كسى كه عطسه كند از پنج چیز در امان خواهد بود: جذام، سردرد، ریزش اشك ازچشم، گرفتگى بینى و رویش مو در چشم»

مستحب است براى عطسه کننده و کسى که عطسه او را بشنود ولو در نماز باشد، بگوید: «الحمدللّٰه» یا بگوید: «الْحَمْدُ للّٰهِ وَ صلّى اللّٰهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ» و هم چنین بر شنونده مستحب است به عطسه کننده بگوید: «یَرْحَمُکَ اللّٰهُ" یا "یَرْحَمُکُمُ اللّٰهُ» اگرچه در نماز باشد، لکن احوط در نماز، ترک آن است. مستحب است بر عطسه کننده در جواب او بگوید: «یَغْفِرُ اللّٰهُ لَکُمْ»

در منابع روایی، حدیثی وجود دارد که می‌گوید بعد از دمیدن روح در جسم حضرت آدم علیه الاسلام  وی عطسه کرد. متن روایت چنین است:
ابن عباس از پیامبر اکرم (ص) نقل می کند: «لَمَّا خَلَقَ اللَّهُ تَعَالَى آدَمَ وَ نَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ عَطَسَ فَأَلْهَمَهُ اللَّهُ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ فَقَالَ لَهُ رَبُّهُ یَرْحَمُکَ رَبُّک ...» هنگامی که خداوند آدم (ع) را آفرید، از روح خود در او دمید، آدم عطسه کرد، خداوند متعال به او فرمود: بگو: «اللَّهُ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ»، وقتى که آدم حمد و ثنای پروردگار گفت، خداوند فرمود:«رحمت پروردگار بر تو باد»

پى نوشت‌ها:
۱. شهید دستغیب، ۸۲ پرسش، ص ۱۶۱، سؤال ۷۱، مصطفى حسینى دشتى، معارف و معاریف، ج ۷، ص ۳۸۹، ماده: عطسه
۲. علامه مجلسی، بحار الانوار، مؤسسه الوفاء بیروت لبنان، سال انتشار ۱۴۰۴ ق، ج ۷۳، ص ۵۱
۳. عبد الله شبر، الاخلاق، ترجمه محمدرضا جباران، انتشارات هجرت، چاپ چهارم، سال ۱۳۷۸، ص ۱۷۹
۴. محدث نوری، مستدرك الوسایل، مؤسسه آل البیت، قم ۱۴۰۸ ش، ج ۸، ص ۳۸۱.
۵. قمّى، محدث، شیخ عباس، الغایة القصوى فی ترجمة العروة الوثقى، ج ۲، ص ۱۸، م ۳۹، منشورات صبح پیروزى، قم، اول، ۱۴۲۳ ه ٍ ق
۶. شیخ مفید الاختصاص، ص ۴۵، نشر المؤتمر العالمی لالفیة الشیخ المفید، قم، چاپ اول، ۱۳۱۳ق.

یاران شیطان و ماموریت هایشان + اسامی

در سفینة البحار آمده است که شیطان یارانی دارد که برای وسوسه انسان ها به او یاری می رسانند. این شیاطین در هر موقعیت زمانی و مکانی، در خدمت ابلیس هستند تا او را به اهدافش برسانند. اسامی آنان از این قرار است:


1_ ولهان؛ انسان را در طهارت و نماز وسوسه می کند و به شک می اندازد که این نماز باطل است

2_هفاف؛ ماموریت دارد که در بیابانها و صحراها انسان را اذیت کند و برای ترسانیدن او را به وهم و خیال اندازد یا به شکل حیوانات گوناگون به نظر انسان درآید

3_ زلنبور؛ موکل بازاری هاست. لغویات و دروغ، قسم دروغ و مدح کردن متاع را نزد آنها زینت می دهد.

4_ ثبر؛ در وقتی که مصیبتی به انسان وارد می شود، صورت خراشیدن، سیلی به خود زدن، یقه و لباس پاره کردن را برای انسان پسندیده جلوه می دهد.

5_ابیض؛ انبیا را وسوسه می کند - یا ماءمور به خشم در آوردن انسان است و غضب را پیش او موجه جلوه می دهد و به وسیله آن خونها ریخته می شود.

6_اعور؛ کارش تحریک شهوات در مردان و زنها است و آنها را به حرکت می آورد! و انسان را وادار به زنا می کند
(اعور، همان شیطانی است که بر صیصای عابد را وسوسه کرد تا با دختری زنا کند.)

7_داسم؛ همواره مراقب خانه هاست. وقتی انسان داخل خانه شد و سلام نکرد و نام خدا را بر زبان نیاورد، با او داخل خانه می شود و آن قدر وسوسه می کند تا شر و فتنه ایجاد نماید

8_مطرش؛ کار او پراکندن اخبار دروغ یا دروغ هایی است که خود جعل کرده؛ در حالی که حقیقت ندارند.

9_قنذر؛ او نظارت بر زندگی افراد می کند. هر کس چهل روز در خانه خود طنبور داشته باشد؛ غیرت را از او بر می دارد، به طوری که انسان در برابر ناموس خود بی تفاوت می شود.

10_دهار؛ ماءموریت او آزار مؤمنان در خواب است. به طوری که انسان خواب های وحشتناک می بیند، یا در خواب به شکل زنان نامحرم در می آید و انسان را وسوسه می کند تا او را محتلم کند.

11_قبض؛ وظیفه او تخم گذاری ست. روزی سی عدد تخم می گذارد. ده عدد در مشرق و ده عدد در مغرب و ده عدد زمین، از هر تخمی عده ای از شیاطین و عفریت ها و غول ها و جن بیرون می آیند که تمام آنها دشمن انسان اند.)

12_تمریح؛ امام صادق علیه السلام فرمودند: برای ابلیس - در گمراه ساختن افراد - کمک کننده ای به نام (تمریح) وی در آغاز شب بین مغرب و مشرق به وسوسه کردن، وقت مردم را پر می کند.

13_قزح؛ ابن کوا از امیرالمؤمنین علیه السلام از قوس و قزح پرسید، حضرت فرمود: قوس قزح مگو؟! زیرا نام شیطان (قزح) است بلکه بگو قوس اله و قوس الرحمن

14_زوال؛ مرحوم کلینی از عطیة بن المعزام روایت کرده که وی گفت: در خدمت حضرت صادق علیه السلام بودم و از مردانی که دارای مرض (ابنه) بوده و هستند یاد کردم. حضرت فرمود: (زوال) پسر ابلیس با آنها مشارکت می کند ایشان مبتلا به آن مرض می شوند.

15_لاقیس؛ او یکی از دختران شیطان و کارش وادار کردن زنان به هم جنس بازی است او مساحقه را به زنان قوم لوط یاد داد.

16_متکون؛ شکل خود را تغییر می دهد و خود را به صورت بزرگ و کوچک در می آورد و مردم را گول می زند و این وسیله آنان را وادار به گناه می کند.

. 17_مذهب؛ خود را به صورت های مختلف در می آورد، مگر به صورت پیغمبر و یا وصی او. مردم را با هر وسیله که بتواند گمراه می کند.

18_خنزب؛ بین نمازگزار نمازش حایل می شود؛ یعنی توجه قلب را از وی برطرف می کند. در خبر است که: عثمان بن ابی العاص بن بشر در خدمت حضرت رسول صلی الله علیه و آله عرض کرد: شیطان بین نماز و قرائت من حایل می شود - یعنی حضور قلب را از من می گیرد - حضرت جواب داد: نامش شیطان (خنزب) است. پس هر زمان از او ترسیدی به خدا پناه ببر.

19_مقلاص؛ موکل قمار است. قمار بازها همه به دستور او رفتار می کنند. به وسیله قمار و برد و باخت اختلاف و دشمنی در میان آنان به وجود می آورد.

20_طرطبه؛ از دختران آن ملعون می باشد. کار او وادار کردن زنان به زنا است و هم جنس بازی را هم به آنان تلقین می کند.