عوارض فراوان خودارضایی یا استمنا یا استشها - عوارض افراط در فعالیت های جنسی حتی با همسر شرعی

یکی از اشتباهات رایجی که افراد می کنند این است که می گویند در رابطه جنسی با همسر شرعی و قانونی هم همین اعمال با درجاتی صورت می گیرد پس چرا آن بی ضرر و این پرضرر است؟ این جا باید چند مورد توجه شود:

1- حتی در رابطه با تنها همسر شرعی و قانونی و حلال خود هم اگر در رابطه جنسی افراط کنید دچار عوارض جسمی و روحی فراوانی می شود. زودانزالی و سردردهای جنسی (سردرد پس از رابطه جنسی) در بسیاری از زوج ها وجود دارد. در دین مبین اسلام بر رعایت اعتدال و حفظ طراوات و جوانی تاکید شده و از افراط پرهیز داده شده است. پس متوجه شدیم افراط حتی در رابطه و امور جنسی قانونی و شرعی هم دارای معایب و مضراتی هست. توصیه شده به رابطه در برخی ایام و روزها و ساعات و در برخی نهی شده است. در هنگام خستگی یا شکم پری یا استرس فراوان نهی شده است. پس رابطه شرعی هم آداب و تعداد دفعات معین و معقول باید داشته باشد.

2- در هر رابطه و عمل جنسی در مرد و در زن به هر شکل و صورت از شرعی و قانونی یا غیر شرعی تا خودارضایی (استمنا یا استشها) بدون استثنا فشار زیادی بر بدن می آید و تخلیه انرژی صورت می گیرد. بنا به همین دلیل برای داشتن رابطه سالم جنسی با همسر شرعی خود هم باید به نوع تغذیه و تقویت بنیه جسمی و جنسی خود مبادرت بورزید. ورزش کنید و تغذیه سالم و شرایط روحی مناسب داشته باشید وگرنه عوارض به سراغ شما هم می آید. در برخی تیم های ورزشی مردان برای تقویت بنیه جسمی قبل از مسابقات مهم تا چند هفته آنها را از امور جنسی منع می کردند. این که مردان پس از هر نوع عمل جنسی و خروج انرژی دچار خواب آلودگی و خستگی و در برخی موارد سردرد می شوند موید این حرف می باشد (بدیهی است راه سالم ازدواج شرعی و حلال است و سایر راههای ارضای جنسی گناه و زشت و قبیح و دارای مضرات روحی و معنوی هم هستند).

3- تفاوت مهم خودارضایی و رابطه دوطرفه شرعی (فارغ از گناه کبیره شرعی و احساس پشیمانی و گناه) این است که در خودارضایی به دلیل غیرواقعی بودن و تجسم فرضی طرف مقابل فشار مضاعف بر جسم وارد می شود و انرژی مضاعفی از بدن تحلیل می رود که مضرات جسمی و روحی افزایش می یابد چون به گفته برخی محققان 3 تا 5 برابر بیش از یک رابطه جنسی طبیعی دوطرفه انرژی مفید بدن از بین می رود.

4- برخی از پزشکان و صاحب نظران غربی یا غرب گرا متاسفانه متاسفانه متاسفانه به دروغ بر بی ضرر بودن این عمل تاکید می کنند (پشت پرده برخی از این اظهارنظرهای دروغ هم مسائل مالی است)!!!!! اما دقیق تر که از این افراد بپرسید آن ها نیز به شما خواهند گفت در صورت رعایت اعتدال و موارد کم اون هم در سن مناسب آسیبی ندارد!!!! حال چه تضمینی وجود دارد که فرد اون هم در اوج هیجانات جوانی و جنسی و تحریکات فراوان در جاده اعتدال بماند؟ (تجربه مخرب جوانان که برآمده از سایتهای متعدد و نظرات روانشناسان و پزشکان است نشان می دهد در 99 درصد موارد از کم شروع شده و به اعتیاد شدید و دیوانه کننده رسیده) حال چه کسی می تواند اعتدال و سن مناسب را تشخیص دهد؟ این به شرایط روحی و جسمی و سن و ژنتیک و خیلی چیزهای دیگر ربط دارد و برای هر فردی متفاوت است!!! پس بهتر نیست به حرف خدایی که ما را آفریده گوش بدهیم؟ و این عمل زشت را مرتکب نشویم؟ در حالی که برخلاف رابطه دوطرفه که سبب فرونشاندن عطش و هوس جنسی می شود خودارضایی سبب عطش بیشتر و تمایل بیشتر و حالت اعتیادگونه می شود که به شدت مضر است. علاوه بر آن حتی یک بار ارتکاب به این عمل از نظر شرعی گناه است ولی حتی بدون درنظرگرفتن شرع هم می توان فهمید بالای 99 درصد افراد به حداقل و اعتدال در خودارضایی اکتفا نکرده و به سرعت به سمت اعتیادگونه و افراطی خودارضایی رفته و زندگی خود را تباه می کنند و دچار عوارض شدید جسمی و روحی می شوند. بنابراین این توجیه هم غلط است و خصوصا اینکه چون اغلب شروع به این عمل در سنین پایانی رشد و بلوغ است حتی دفعات بسیار کم هم می تواند سبب ایجاد عوارضی شود. علاوه بر آن با توجه به عطش فزاینده جنسی پس از بلوغ که راه ارضای درستش ازدواج است (و متاسفانه در جامعه ما دشوار شده است) فرد با تصور کم خود را می فریبد اما به یکباره باز و باز و باز ...... و راه خروج دشوار می شود در حالی که در سنین پایین و در نوجوانی و جوانی حتی دفعات بسیار محدود هم آسیب زا است.

5- راه حل : راه قطعی ازدواج و راه موقت نزدیکی به خدا، تقویت ایمان و باور قلبی، ورزش و تغذیه سالم، کار مناسب و سرگرمی مناسب، دوری از گناه تا هنگام ازدواج است. با این حرفها که کمش اشکال نداره یا زیاد و کم اصلا عوارض نداره خودتان را فریب ندهید. علاوه بر اون حتی پس از ازدواج هم در صورت توجه افراطی به رابطه جنسی دچار خستگی و پیری زودرس می شوید. هر چیزی در حد اعتدال مفید است آیا سبزیجات سالم و تمیز خوراک خوبی است؟ بله اما به شرط اعتدال حال اگر هفت روز هفته و روزی 1 کیلو سبزی بخورید بازم خوبه؟؟؟؟؟؟ در همه امور رعایت اعتدال باید کرد.

پیامدهای خودارضایی و مبارزه با آن

پیامدهای خودارضایی و راه‏های مبارزه با آن چیست؟
جواب: «استمنا» یا «خودارضایی» یکی از راه‏های انحرافی در ارضای میل جنسی است که نسل جوان را در معرض آسیب‏های جدی قرار میدهد. از همین رو میتوان آن را نوعی انحراف جنسی یا بیماری نامید که با جدیت باید در درمان آن کوشید. آسیب‏های ناشی از خودارضایی به گونه‏ های مختلفی تقسیم ‏پذیر است که به اختصار به برخی از آنها اشاره میشود:

یک. آسیب‏های جسمانی
یکی از روش‏های شناخت پیشرفت بیماریها در پزشکی، مرحله‏ بندی (staging) علایم بیماری است. براین اساس، برحسب عوارض ایجاد شده در بیمار مبتلا به خودارضایی، سه مرحله (stage) بیان شده است:(masturbation.www.herballove.com /library /resource overmas/stage.asp/ Stages of excessive )

1. مرحله مشکل ساز (Problematic)
در افرادی که مدتی است گرفتار خودارضایی شده اند، زودرس ترین عوارض ناشیاز خودارضایی عبارت است از:
الف. خستگی و کوفتگی (Fatigues/Tiredness)،
ب. عدم تمرکز حواس (Lack of concentration)،
ج. ضعف حافظه (Poor memory)،
د. استرس و اضطراب (Stress/Anxiety).

2. مرحله گرفتاری شدید (Severe)
بروز علایم زیر در فرد گرفتار، نشان دهنده آن است که شدت ابتلای وی یا مدت آن بیش از مرحله اول است و در نتیجه عوارض شدیدتری ظاهر شده است:
الف. خستگی و کوفتگی (Fatigues/Tiredness)،
ب. نوسان خلق یا تغییرات سریع خلقی (Mood swings)،
ج. حساسیت بیش از حد و زودرنجی ( Irritability)،
د. کمردرد (Lower back pain)،
ه. نازک شدن موها (Thinning hair)،
و. ناتوانی جنسی زودرس در جوانی (Youth impotence)،
ز. بیخوابی یا بدخوابی و مشکلات مشابه (Insomnia/Sleep problem).

3. مرحله گرفتاری بسیار شدید یا حالت اعتیاد (Addictive)
الف. خستگی و کوفتگی (Fatigues/Tiredness)،
ب. ریزش شدید موها (Severe hair loss)،
ج. تارشدن دید چشم‏ها (Blurred vision)،
د. وز وز گوش (Buzzing in the ears)،
ه. انزال زودرس و غیرارادی یا خروج منی به صورت قطره قطره ( prematurelyEjaculation)،
و. درد کشاله ران و ناحیه تناسلی (Groin/Testicular pain)،
ز. دردهای قولنجی در ناحیه لگن و استخوان دنبالچه ( the pelvic cavity or tail bonePain or cramps in).

نحوه پیدایش عوارض‏
در دانش پزشکی، روند پیدایش علایم یک بیماری و چگونگی بروز عوارض و نشانه‏های کلینیکی، در شناخت هر چه بیشتر یک بیماری بسیار مهم است و میتواند پزشک را در تشخیص و درمان بهتر بیماری و مریض را در پیشگیری کمک کند. به این دلیل مناسب است درباره نحوه پیدایش برخی از عوارض خود ارضایی که در به آن اشاره شد بیشتر به آن توضیح داده شود تا خواننده عزیز با روند پیدایش این عوارض، یا به اصطلاح پاتوفیزیولوژی (Pathophysiology) آن آشنا شود.

1. خستگی و کوفتگی:
انقباض شدید و یک مرتبه تمام عضلات بدن در جریان انزال (ارگاسم یا اوج لذت جنسی)، باعث مصرف سریع مواد غذایی ذخیره شده در عضلات و به طور عمده کاهش گلیکوژن (ماده اصلی لازم برای تولید انرژی عضلانی) میشود. خستگی عضلانی تقریبا با سرعت تهی شدن عضلات از گلیکوژن رابطه مستقیم دارد و هرچه این سرعت بیشتر باشد، خستگی بیشتر است ‏فیزیولوژی گایتون، ترجمه دکتر فرخ شادان، تجدید نظر هفتم، 1986 (تهران: چهر، 1365)، ج 1، ص 313.. در خودارضایی، به علت انقباض‏های مکرر عضلات بدن، ذخایر گلیکوژن عضلات به سرعت تمام میشود و خستگی و کوفتگی همیشه از عوارض بدیهی آن است.

2. ریزش مو:
خودارضایی به تدریج با تغییرات هورمونی و شیمیایی که در بدن ایجاد میکند، باعث افزایش هورمون جنسی مردانه؛ یعنی، تستوسترون به دی هیدرو تستوسترون (DHT=Dihydrotestosterone) میشود که از عواقب بالا بودن ماده DHTدر خون، ریزش موها و تاسی و بزرگ شدن پروستات و عوارض ناشی از آن در پیری است. Herballove.com .

3. خود ارضایی مکرر باعث تحریک بیش از حد سیستم عصبی پاراسمپاتیک و افزایش تخلیه اَسِتیل کولین (Acetyle Choline) از انتهای این رشته ها در مغز میگردد که این خود باعث پاره‏ای از عوارض جسمانی و روانی، چون حواس‏پرتی (Absentmilndedness)، کمی حافظه (Memory)، عدم تمرکز حواس، سیاهی رفتن چشم و در نهایت تاری دید میشود. تمام این علامت‏ها ناشی از تغییر تعادل میزان مواد شیمیایی موجود در مغز است که بین سلول‏های عصبی رد و بدل میشود و انتقال پیام‏های مختلف را بر عهده دارد. 4_men.org .
برخی نیز بر این عقیده‏اند که علت بروز اختلالات مغزی (مانند حواس پرتی، عدم تمرکز حواس و کاهش حافظه) ناشی از ظرفیت عظیمی از انرژی بدن است که در هر بار انزال، تخلیه شده و هدر میرود؛ زیرا مایع منی حاوی مقدار بسیار زیادی DNA (هسته 400-300، اسپرمی که در هر انزال خارج میشود)، RNA آنزیم‏ها، پروتئین‏ها، مواد قندی، لسیتین (Lecithin)، کلسیم، فسفر، نمک‏های بیولوژیک، تستوسترون و... است. این ذخایر عظیم انرژی - که باید در بدن برای رشد و تقویت بخش‏های مختلف مورد استفاده قرار گیرد - بیهوده و به طور مکرر از بدن خارج میشود و هر کدام عوارضی را به دنبال میآورند.
برای مثال از آنجا که سلول‏های خونی و پلاکت‏ها در مغز استخوان‏ها تولید میشود و به تکامل نهایی میرسد و برای تولید آنها نیز انرژی بسیار زیادی مورد نیاز است؛ در افراد گرفتار خودارضایی، تکامل مغز استخوان و در نتیجه تولید سلول‏های خونی با مشکل مواجه شده و منشأ کم خونی، ضعف و خستگی در این افراد است. نیز دفع فسفر و لیستین بیش از حد از طریق انزال‏های مکرر، باعث کاهش ذخایر این مواد میشود که مواد حیاتی برای سلامتی سلول‏های عصبی هستند و در نتیجه اختلال عملکرد سیستم عصبی، مانند حواس پرتی، عدم تمرکز حواس و... بروز خواهد کرد. www.anael.org .

دو. آسیب‏های روحی و روانی
ضعف حافظه و حواس‏پرتی، اضطراب، منزوی شدن و گوشه‏گیری، افسردگی، بینشاطی و لذت نبردن از زندگی، پرخاشگری، بداخلاقی و تندخویی، کسالت دائمی و ضعف اراده، احساس حقارت، عدم اعتماد به نفس، احساس گناه و عذاب وجدان بروندادهای روانی و روحی خودارضایی است. شرح پاره‏ای از این موارد در مباحث گذشته روشن شد.

سه. آسیب‏های اجتماعی
ناسازگاری خانوادگی، بیمیل شدن به همسر و ازدواج، ناتوانی در ارتباط با جنس مخالف و همسر، احساس طرد شدن، از بین رفتن عزّت، پاکی، شرافت و جایگاه اجتماعی، دیر ازدواج کردن و لذت نبردن از زندگی مشترک‏ جهت آگاهی بیشتر نگا: قائمی، علی، خانواده و مسائل جنسی کودکان، (تهران: انتشارات انجمن اولیا و مربیان جمهوری اسلامی ایران، چاپ دهم، 1376)..

چهار. آسیب‏های معنوی و اخروی
هیچ یک از آسیب‏های پیش گفته، به اهمیت آسیب‏های معنوی نیست؛ زیرا آسیب‏های معنوی، جان و دل و به عبارت دیگر کنه حقیقت وجود آدمی را تباه میسازد. خودارضایی از نظر دین یک گناه است و به تعبیر قرآن زنگار بر دل مینهد: «کَلاَّ بَلْ رانَ عَلی قُلُوبِهِمْ ما کانُوا یَکْسِبُونَ»؛ «چنین مباد! بلکه اعمال (ناشایست) دل‏های آنان را زنگار زده است».مطففین (83)، آیه 24.
زنگ یا زنگار در اشیای مادی، همان چیزی است که روی فلزات و اشیای قیمتی مینشیند و معمولاً نشانه پوسیدن و از بین رفتنِ شفافیت و درخشندگی آن و در نهایت ضایع شدن و از بین رفتن آن است.
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ‏میفرماید: از آیه شریفه سه نکته استفاده میشود:
1. اعمال زشت، نقش و صورتی به نفس و روح انسان میدهند؛
2. این نقش و صورت خاص، مانع آن است که نفس آدمی حق و حقیقت را درک کند؛
3. نفس آدمی به حسب طبع اولیه‏اش صفا و جلایی دارد که با داشتن آن، حق را آن طور که هست درک میکند. طباطبایی، سید محمد حسین، ترجمه تفسیر المیزان، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، (تلخیص)، (قم: دفتر انتشارات اسلامی، بیچا، بیتا)، ج 20، ص 385.
همچنین آسیب‏های معنوی جهان گذران را در مینوردد و اگر اصلاح نگردد، حیات جاودان آدمی را در معرض تباهی و شوربختی قرار میدهد. از این رو نصوص دینی نسبت به آن هشدارهای لازم را داده ‏اند. پیامبر اکرم‏صلی الله علیه وآله وسلم در این باره میفرماید: «ناکح الکف ملعون»؛«ملعون است کسی که خودارضایی کند» ری شهری، محمد، میزان الحکمة، ج 12، ص 5654..
امام صادق‏علیه السلام نیز میفرماید: «با سه گروه خداوند در روز قیامت سخن نمیگوید و پاکشان نمیخواند و عذابی دردناک دارند، از آن سه‏اند، خودارضایی کننده و کسی که لواط دهد»همان، ح 19049..
در روایات دیگری امام صادق‏علیه السلام خودارضایی را گناه عظیم و مورد نهی الهی معرفی فرموده است‏ همان، ح 19050..

راه‏های درمان‏
1. نخستین گام برای درمان این عادت شوم، اعتقاد و ایمان به درمان‏پذیری آن و دوری از یأس و ناامیدی است. اما رسیدن به نتیجه و ایجاد هرگونه تغییر و دگرگونی نیازمند گذشت زمان، انتخاب راه صحیح و به کارگیری دقیق دستورها است. البته ترک عادتِ نامطلوب، در زمانِ کوتاه بدون راهنمای کارآزموده و دلسوز، امکان ندارد. از همه اینها مهم‏تر، اراده و خواست فرد، نقش کلیدی و محوری را ایفا میکند. درمان و چاره جویی باید منطبق بر خواست فرد باشد؛ زیرا تا وقتی که او نخواهد، میتوان با قاطعیت گفت که درمان نخواهد شد.
بنابراین بیمار اگر بخواهد، میتواند بر بیماری اش غلبه کند و جمله معروف «خواستن توانستن است»، عین حقیقت است. اراده همچون نهالی است که باید آن را پرورش داد تا به مرحله خودشکوفایی و ثمردهی برسد؛ به عبارت دیگر، اراده تقویت شدنی و پرورش یافتنی است و راه پرورش و تقویت آن این است که برخلاف میل خود، اندک اندک به مقابله با این عادت شوم برخیزد تا پس از مدتی لذت توانستن را بچشد ق، مؤسسه پژوهشی - فرهنگی اشراق، خودارضایی یا ارضای انحرافی جنسی، صص 29 - 30..
2. تلاش برای تقویت اراده از گام‏های مهم در امر بهبود است. نگویید اراده از ما سلب شده است! ممکن است اراده انسان ضعیف شود؛ ولی هیچ گاه از بین نمیرود. نشانه اینکه هنوز اراده باقی است، این است که شخص این عمل را در حضور دیگران و در هر شرایطی انجام نمیدهد. برای تقویت اراده، راه‏های زیادی پیشنهاد شده که از جمله آنها تلقین به خود است‏ جهت آگاهی بیشتر نگا: پرسش ها و پاسخ ها دفتر 7 _ پرسش ها و پاسخ های برگزیده (ویراست جدید)، پرسش 46..
ویکتور پوشه - روان شناسِ فرانسوی - میگوید: افراد مبتلا به این عادت شوم، هر روز به دفعات مختلف با تمرکز فکر به خود بگویند: «من به خوبی قادرم این عادت بد را از خود دور کنم، من قادرم». تکرار این عبارت ساده، اثر عجیبی در تقویت اراده و روحیه دارد.
پل ژاگو بر آن است که: «تلقین، قبل از خواب نیز مؤثر است»همان، ص 34..جهت آگاهی بیشتر نگا: پرسش ها و پاسخ ها دفتر 7 _ پرسش ها و پاسخ های برگزیده (ویراست جدید) پرسش شماره ‏46.
3. سعی شود شکم به هنگام خواب، بیش از حد معمول پر نباشد.
4. از پوشیدن لباس‏های تنگ و چسبان اجتناب گردد.
5. از نگاه کردن به مناظر، فیلم‏ها و تصاویر تحریک کننده، خودداری شود و شخص به محض مواجهه با این امور، چشم خود را بسته و یا به زمین و یا آسمان نگاه کند.
6. از شنیدن و خواندن مباحث و مطالب جنسی و حتی شوخیهای تحریک‏کننده و فکر کردن در این امور، دوری شود.
7. از خوردن مواد غذایی محرک، مانند خرما، پیاز، فلفل، تخم‏مرغ، گوشت قرمز و غذاهای پرچرب - اجتناب و به میزان ضرورت اکتفا شود.
8. قبل از خواب مثانه تخلیه شود.
9. از نوشیدن افراطگونه آب و مایعات پرهیز شود (به خصوص شب‏ها و قبل از خوابیدن).
10. هیچ‏گاه نباید به بدن عریان خود نگاه کرد.
11. از دست‏ورزی با اندام جنسی، باید اجتناب نمود و در هیچ شرایطی، نباید دست‏ورزی کرد!
12. هرگز نباید به رو خوابید.
13. به منظور تخلیه انرژی - زاید بدن، به طور منظم و زیاد باید ورزش کرد.
14. هیچ‏گاه نباید بیکار بود؛ شخص باید برای اوقات فراغت خود، برنامه داشته باشد و آن را با مطالعه، ورزش، زیارت، عبادت و ... پر کند.
15. هرگز در مکانی خلوت و تنها و دور از نظر دیگران نباید ماند.
16. هرگاه شخص مورد هجوم افکار جنسی واقع شد، باید بلافاصله از مکان خلوت و دور از نظر دیگران خارج شود و خود را به کاری سرگرم کند. در این زمینه گفت و گو با دوستان، مشارکت در عبادت‏های جمعی (مانند جلسات دعا، نماز جماعت و...) بسیار مفید است.
17. هفته‏ای یکی دو روز، روزه مستحبی مفید است و اگر شخص توان آن را ندارد، میزان صَرف غذا را کاهش و فاصله هر وعده غذا را افزایش دهد و یا تعداد دفعات غذا را کاهش داده و به حداقل خوراک اکتفا کند.
18. از سخن گفتن ملایمت‏آمیز، شوخی و خنده با نامحرمان خودداری کرده واز نرمی و لینت در کلام باید اجتناب ورزید.
19. هیچ‏گاه نباید با نامحرم و جنس مخالف، در مکان خلوت و دور از نگاه دیگران باقی ماند (حتی برای آموزش و ...).
20. قرآن زیاد بخواند و درباره معانی آیات آن فکر کند.
21. باید همیشه برای ذهن فکر خود محتوای مطلوب و موضوع مناسب داشت.
22. منشأ این مشکل، عدم پاسخ صحیح و مناسب به یکی از نیازهای واقعی انسان است که باید به طور طبیعی و صحیح (ازدواج) ارضا و تأمین شود. اما اگر به شکل صحیح تأمین نشود، شخص دچار خطا و گناه خواهد شد که عواقب سوء آن نیز دامنگیر او میشود. بنابراین در صورت امکان با کم کردن سطح توقعات و انتظارات، باید برای ازدواج اقدام کرد؛ چرا که بهترین راه حل ازدواج است.
23. از کردارهای پیشین خود باید توبه کرد. خداوند توبه کاران را میبخشد. توبه و اطمینان از قبول توبه، بزرگ‏ترین عامل تقویت و دلگرمی برای آغاز حرکتی نو است. گناه هر چه باشد، نباید احساس بیارزشی و نا امیدی به فرد دست دهد. بله! گناه ناراحتی و عذاب وجدان دارد؛ لکن به مفهوم پایان فرصت‏ها و انتهای راه و نابودی نیست. کسی که از صمیم دل رجوع کند و تصمیم قاطع بر جبران لغزش بگیرد، محبوب درگاه خداوند است: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ»؛ بقره (2)، آیه 222..
چه عاملی از این کارسازتر که شخص گنه کار احساس کند در صورت توبه، خداوند او را دوست میدارد و در نظر خداوند چنان است که گویی گناهی مرتکب نشده است. امام باقرعلیه السلام در این باره میفرماید: «التائب من الذنب کمن لاذنب له»؛اصول کافی، ج 2، ص 435.؛ «توبه کننده مانند کسی است که اصلاً گناه نکرده است».
«توبه» یعنی شروع زندگی پاک و سازنده و حرکت در نور و روشنایی. اگر شخص از گناه خویش میترسد، باید از بالاترین گناه (یأس و نومیدی) بترسد.

در پایان بار دیگر تأکید می کنیم که اگر کسی بخواهد و اراده ای جدی بر ترک این عمل داشته باشد مطمئناً موفق می شود فقط شرط اساسی آن داشتن اراده ای محکم است که در این باره در نوشته بعدی به آن خواهیم پرداخت. علاوه بر این می توان با مطالعه تجربه های موفق افرادی که مدت ها با این معضل دست و پنجه نرم می کردند و بخاطر عدم شناخت کافی یا جدی نگرفتن راه مقابله با آن و یا به هر دلیل دیگری گرفتار این رفتار ناپسند بوده اند، این احساس را در خود تقویت کرد که واقعاً خواستن توانستن است زیرا در مسیر مبارزه با این گناه، احساس ضعف و سستی کردن آفتی بزرگ است.

اکنون از تمام خوانندگان گرامی چه خوب است این درخواست را داشته باشیم که تجربه موفق خود را ذکر کرده تا دیگران نیز قوت قلب کافی برای مبارزه و مقابله با چنین انحراف رفتاری را پیدا کنند گر چه روشن است که می توان با یک برنامه ریزی مناسب و عمل به راهکار های ارائه شده به طور دقیق و کامل به چنین هدفی دست یافت و تجربه های موفقیت آمیز برخی افراد گواه آشکاری بر این مطلب است. بیان تجربه های موفق توسط خوانندگان برای دیگر عزیزان می تواند بسیار مفید باشد. بنابراین آماده شنیدن اظهار نظرها و بیان تجربه های موفق تمام عزیزان هستیم تا آن را در اختیار دیگران قرار دهیم.

تهیه شده در گروه تربیتی با همکاری دکتر حسن قدوسی زاده و حجت الاسلام شاکرین

عوارض استمناء

1-     انزال زود رس : این حالت در صورتی که خودارضایی به دفعات متعدد و زمانی طولانی انجام شود در فرد پدید می آید به طوری که گاه حتی با فکر کردن به خیالات سکسی ، انزال صورت می گیرد. انزال زود رس از عوارضی است که حتی بعد از ترک خودارضایی نیز همچنان همراه شخص تا آخر عمر باقی می ماند. البته روش‌هایی برای کم اثر کردن آن در رابطه جنسی با همسر وجود دارد اما خود این مشکل که نوعی ناتوانی جنسی به حساب می آید ، از نظر روحی اسیب هایی را به فرد مبتلا می زند.

 

2-     ارضا نشدن هنگام نزدیکی با همسر: خودارضایی سبب می‌شود تا شخص مبتلا هنگام همبستر شدن با همسر خود ، به طور کامل و مناسبی ارضا نشود. در یک رابطه جنسی سالم ، فرد با همسرش چنان خوب ارضا می شود که تا مدت ها دیگر نیازی به این رابطه پیدا نمی کند اما کسی که دچار خودارضایی است زود به زود به همسرش نیاز پیدا می‌کند و در تمام این موارد نیز نیاز جنسی او به نحو مناسب براورده نمی شود. علاوه بر این اگر بخواهد خودارضایی نکند و فقط از همسرش استفاده کند ، هم لذت کافی نمی‌برد و هم بعد از مدت کوتاهی همسرش از مراجعه های مکرر وی خسته شده و او را از خود می‌راند. اگر هم بخواهد به کمک خودارضایی خود را تامین کند که پیوسته در چاهی بی ته فرو می‌رود و و علاوه بر گناهی که مرتکب می‌شود ، مشکلاتش حادتر خواهد شد.

 

3-     به هم ریختن فرم ظاهری بدن مانند سیاه شدن و کبودی اطراف چشم ، گود رفتن چشم ها ، برآمدگی گونه ، بزرگ شدن شکم ، حالت قوز پیدا کردن ، تغییر حالت ستون فقرات و ... .خود شخص مبتلا به راحتی متوجه این تغییر حالت ها می‌شود . به همین دلیل بسیاری از افراد مبتلا این تغییر ظاهر برایشان یک دغدغه ذهنی می‌شود و به دنبالش احساس حقارت و ... در وجودشان سرازیر می‌شود که منشا بسیاری از بیماری‌های روانی از جمله ناامیدی و یاس و افسردگی و ... می‌شود.

 

4-     افسردگی : از‌آنجا که خودارضایی یک گناه محسوب می‌شود ، معمولا بعد از انجام آن فرد دچار افسردگی می‌شود. اگر شخص مبتلا در صدد ترک خودارضایی باشد می‌تواند از این افسردگی به نحوی مناسب بهره بگیرد ولی متاسفانه نه تنها چنین نمی‌شود بلکه اکثر مبتلایان به افسردگی خود دامن می‌زنند و بعد هم با ناامیدی می‌گویند من که نمی‌توانم ترک کنم . بنا بر این آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب و همچنان به گناه خود ادامه می‌دهند. از سوی دیگر افسردگی سبب می‌شود که از خودارضایی لذت کافی نبرند و جز آسیب‌های آن ، بهره‌ای نصیبشان نشود.

 

 

6-     پاره شدن جداره رگ های اطراف کیسه منی و آمیخته شدن اسپرم با خون. در تعدادی از افراد مبتلا به خودارضایی این حالت نیز گزارش شده است که خود نگرانی هایی را در فرد به وجود آورده است. تصور کنید که شخصی در اسپرم خود خون ببیند. نه روی آن دارد که مشکلش را به پزشک بگوید و نه می‌تواند آن را تحمل کند.

 

7-     ابتلا به بیماری های مقاربتی : معمولا به دلیل الودگی‌هایی که دست دارد ، تماس آن با آلت جنسی که از حساس‌ترین اندام‌های بدن است موجب می‌شود به راحتی بیماری‌های مختلف سرایت کند. گاهی شخصی که خودارضایی می‌کند با همان دستی که به وسیله آن محل آلوده مقعد را لمس کرده ، اندام جنسی خود را نیز لمس می‌کند و سبب انتقال باکتری‌ و آلودگی‌ها به اندام جنسی و مشکلات بعدی از قبیل عفونت و ... می‌شود.

 

8-     کاهش یافتن قدرت بارور سازی: از دست دادن مقادیر زیادی از اسپرم به طور پیوسته سبب می‌شود تا بدن شخص ضعیف شده و قدرت بارورسازی کمتری داشته باشد . البته این مشکل در بسیاری از افراد با ترک خودارضای  و استفاده از رژیم تغذیه مناسب رفع می‌شود و جای نگرانی ندارد.

 

9-     از بین رفتن تقارن بیضه ها و تغییر شکل یافتن آنها: در برخی از مردان مبتلا به خودارضایی این حالت رخ می‌دهد بدین صورت که مثلا یکی از بیضه‌ها کوچک‌تر یا بزرگتر از دیگری می‌شود یا این که بیضه از محل خود حرکت کرده و در موقعیت دیگری غیر از محل اصلی خود قرار می‌گیرد.

 

10- از دست رفتن امکان تمرکز در فعالیت ها: یکی از ضررهای رایج خودارضایی ، این است که شخص به دلیل این که دائما با خیالات جنسی در کش و قوس است ، بعد از مدتی قدرت تمرکز خود را از دست می‌دهد. نامه‌های زیادی به دست بنده رسیده که مشکل همگی انان موفق نبودن در تحصیل به دلیل ناتوانی در تمرکز به خاطر خودارضایی بوده است.

 

11- ابتلا به آلزایمر در سنین بالاتر: ارگاسم بیش از حد که فقط با خودارضایی امکان‌پذیر است ، به مرور سبب تضعیف فعالیت‌های مغز شده و موجبات فراموشی را فراهم می‌آورد. نسبت به افراد مختلف فرق می‌کند ولی معمولا در بیشتر افراد نشانه های شروع این فراموشی‌ها از همان سال‌های هفتم و هشتم خودارضایی به بعد آشکار می‌شود.

 

12- ایجاد کمرویی

 

13- ایجاد احساس حقارت در شخص مبتلا

 

14- ریزش موی سر

 

15- تضعیف قدرت بینایی

 

16- خستگی زود رس و ضعف عمومی بدن: این نیز یکی از شایع ترین آسیب‌های خودارضایی است. به طوری که شخص مبتلا با کمترین فعالیتی خسته می‌شود. حتی از این که مدتی کوتاه در مکانی سرپا بایستد نیز خسته می‌شود.

 

17- کاهش یافتن نیروی کاری و توان فعالیت های قدرتی شخص

 

18- احساس تنفر و غیر قابل تحمل اطرافیان نسبت به شخص مبتلا: وقتی که اطرافیان متوجه شوند شخصی مبتلا به خودارضایی است ، یا حتی اگر حدس بزنند ، آن شخص مشکلات اجتماعی عدیده‌ای پیدا خواهد کرد.

 

19-    تحریک بیش از حد پروستات و افزایش بیماری های مرتبط به آن .

 

 

درمان خود ارضایی با عزمی راسخ

 

یکی از آسیب های جدی ای که امروزه برای جوانان عزیز به خصوص در وضعیت فعلی جامعه و دشوار بودن امر ازدواج به وجود آمده است، عادت به خودارضایی است. در زمینه درمان این عادت ناپسند، باید عرض کنیم که تنها راه درمان واقعی آن, ازدواج است. کمکی که اکنون از دست ما بر می آید دادن یک سری اطلاعات در زمینه گناه بودن, آثار و عواقب این عمل نا شایست و روش های کنترل و درمان است. این خود شما هستید که با عزمی راسخ به مبارزه با این انحراف جنسی خواهید پرداخت. امیدواریم به زودی وسایل ازدواج شما فراهم گردد و شما از این نظر خاطرتان آسوده شود.

 

روش ترک این عادت زشت:

همانگونه که عالمان اخلاقی مطرح نموده اند، هر روش درمانی در اخلاق و خود سازی، مبتنی بر طی کردن سه مرحله "علم، حال و عمل" است، ولی چون مرحله حالت (پشیمانی و ندامت) به صورت انفعال در انسان پدید می آید و در حقیقت بازتاب آگاهی است، این مرحله به صورت یک روش مستقل مطرح نمی شود؛ بنابراین برای خارج شدن از این مشکل، دو روش درمانی "شناختی و رفتاری" پیشنهاد می شود. وظیفه ما دادن آگاهی و شناخت است و کاری که خود شما باید انجام دهید التزام عملی به دستورالعمل ها و به کار گیری دقیق روش های رفتاری ای است که در ذیل ارائه می شود.

نیاز به آگاهی:

خود ارضایی یک انحراف عملی است و باید با عمل و رفتار با آن مقابله کرد و راه درمان آن جز با رعایت دقیق دستورالعمل محقق نمی شود, ولی چون هر عملی نیاز به دانش و اطلاعات خاص خود دارد, بنابراین راه کنترل و درمان این بیماری و عادت زشت نیز بدون کسب آگاهی میسر نیست . آگاهی, ازطریق مطالعه در آثار و اطلاعاتی که در این زمینه وجود دارد، بدست می آید. زمینه های مطالعه عبارتند از:

1- اینکه این عمل به لحاظ شرعی حرام و از نظر اخلاقی گناه محسوب می شود و هر گناهی نور ایمان را تضعیف می کند و باعث تاریکی و آلودگی روح انسان می شود. نوری که انسان بدان نیاز فراوان دارد و در اثر فقدان آن، در قیامت دچار عذاب و حسرت خواهد شد.

2-  مطالعه در پی آمد ها و عواقب سوء آن.

3- آشنایی با روش پیشگیری و درمان.

 کسب آگاهی در موارد یاد شده باعث بیداری انسان می شود و زمینه "توبه, پشیمانی و کنترل آن" را در او فراهم می آورد.

 

گناه خود ارضایی:

در این زمینه گفتنی است «استمنا» یا «خودارضایى» یکى از راه‏هاى انحرافى در ارضاى میل جنسى است که نسل جوان را در معرض آسیب‏هاى جدى قرار مى‏دهد. این کار عادت بسیار زشت و زیان آوری است که می تواند استعداد و توانایی های فراوان یک جوان را به نابودی بکشاند و حال و آینده او را تباه کند. از اینکه متوجه زشتی این عمل شده اید خدای را شاکریم و در پاسخ گویی به سوال شما مطالبی را پیرامون معرفی ، حرمت و روش درمان آن بیان می نماییم، امید است با کمک الهی و استمداد از معصومین(ع) و اطلاعاتی که در این زمینه برایتان ارسال می شود، در حفظ نفس و کنترل شهوت موفق باشید.

استمنا و یا به عبارتی خود ارضایی، از نظر شرعی واخلاقی، حرام و گناه محسوب می شود. این عادت ناپسندی به لحاظ اخلاقی، بعد معنوی انسان را به سختی می آزارد، روح او را تاریک می نماید، آزادی معنوی انسان را سلب می کند و در مسیر خود سازی و کمال، آدمی را با چالش جدی مواجه می کند. مطابق تحقیقات انجام شده توسط روانشناسان، خود ارضایی نوعی اعتیاد و بیماری زشتی است که آثار و ضررهای فراوانی بر جسم و روان آدمی باقی می گذارد.

کسانی که گرفتار این عمل شنیع شده اند، آن را گریزگاهی فرعی و عاجل برای خارج شدن از فشار جنسی و پاسخی برای لذت طلبی خود تصور می کنند، در صورتی که اگرتوجه نمایند، بدین وسیله گرفتار آثار و تبعات زیان آوری می شوند که گاها قابل جبران نیست.

شهوت یکی از اموری است که با طبیعت انسان در آمیخته و در جای خود از نعمت های خداوند است، ولی اگر از حالت تعادل خارج و بر افروخته شود، ممکن است سرمایه های عظیم انسانی را به خاکستر تبدیل کند. این نیرو به طور قطع نیاز به ارضاع دارد، ولی با روشی که با نظام طبیعت و شریعت سازگار باشد. 

خدای متعال که به حکمت بالغه اش این غریزه را در نهاد انسان گزارده ، تا نسل انسان باقی بماند، از روی رحمت و هدایت خود راه های آسان و معقول کنترل و ارضاع آن را پیش پای او قرار داده است و نسبت به بیراهه ها و انحراف از مسیر درست نیز، هشدارهای لازم را به انسان داده است ،راههایی که باید با شناخت و عمل به آنها، سلامت جسم و جان خویش را پاس بداریم و از خطر و پی آمد کارهایی همچون خود ارضایی و مانند آن برهانیم.

کبیره بودن:

به طور قطع "خود ارضایی" یکی از "گناهان " است . در این زمینه برخی از عالمان دینی و اخلاقی نسبت به کبیره بودن آن نیزتاکید نموده اند. از میان ایشان خصوصا مرحوم شهید آیه الله دستغیب در کتاب خویش" گناهان کبیره" فصلی را گشوده و بر بزرگی آن تاکید نموده است .

از نظر شرعی، ملاک کبیره بودن یک عمل، وعده عذاب از جانب پروردگار می باشد. در این زمینه امام صادق (ع) و در ضمن روایتی از عذابی دردناک برای فاعل آن خبر داده است. آن حضرت(ع) فرموده است: «سه دسته از مردمان اند که خدای متعال در روز قیامت به ایشان نگاه رحمت نمی افکند،  آنها را تذکیه نمی نماید و عذابی دردناک برای ایشان فراهم نموده است: کسی که موی سپید خود را می کند، کسی که با خود نکاح (استمناء) می نماید و کسی که مفعول واقع می شود».

به فرض صغیره بودن گناه خود ارضایی در صورت عدم تکرار، ملاک دیگر کبیره بودن گناه، تکرار و به تعبیر روایات اصرار بر آن است ، به همین دلیل چون به طور معمول، خود ارضایی، در افرادی که به آن گرفتارند ، به صورت عادت و اعتیاد در می آید ، تبدبل به گناه کبیره می شود.

البته حرمت و بزرگی گناه خود ارضایی در حد گناهانی همچون زنا و لواط نیست، ولی در عین حال شرایط آن به گونه ای است که می توان گفت: ضررهای بدنی و روانی آن از این دو معصیت بیشر است ؛ زیرا موقعیت برای آنها همیشه مهیا نیست، ولی موقعیت برای خود ارضایی و عادت به آن همیشه مهیا می باشد.

 

چند راهکار کلی برای درمان:

برای کنترل غریزة جنسی هم خود فرد و هم والدین و اطرافیان مسئولیت دارند. آن چه مربوط به خود فرد می‌شود عبارتند از:

1- برنامه‌ریزی برای کار مداوم

جوانان و نوجوانان از نیروی سرشار و فوق‌العاده‌ای برخوردارند. این نیرو اگر در زمینه‌های دیگر مورد اساتفاده قرار نگیرد و به صورت مطلوب از آن استفاده نشود، با توجه به شرایط سنی آن‌ها در قالب امور جنسی و شهوانی ظاهر خواهد شد. اگر جوانان و نوجوانان به کار مداوم عادت کنند و نیرو و توان خود رادر این زمینه به مصرف برسانند تا حدودی از انحرافات اخلاقی و شهوت و غریزة جنسی در آنان پیشگیری می‌شود. کارهای بدنی موجب تعادل جسم و روان می‌شود. اگر نیک بنگریم افرادی که به کار مداوم مشغول هستند و نیرو و استعدادشان را در زمینه‌های مثبت و سالم به کار می‌اندازند، کم‌تر دچار انحرافات اخلاقی و بحران‌های روحی می‌شوند. کار موجب می‌شود نیرو و انرژی جوان قبل از آن که به چربی‌های اضافی تبدیل گردد و اختلالاتی در ساز و کار اندام‌های بدن ایجاد گردد، از طریق سوخت و ساز مفید و سالم به مصرف برسد.

2- تنظیم خواب

تحقیقات نشان می‌دهد که بیش‌تر انحرافات به خصوص در زمینه مسایل جنسی از فکرهای ناسالم و خیال‌پردازی‌هایی که جوانان قبل از خواب رفتن دارند، ناشی می‌شود. اگر جوان قبل از آن که به خواب برود، فکرش به خودش و یک سری مسایل و موضوعات مربوط به دورة جوانی، معطوف گردد، کم کم به انحرافات کشیده خواهد شد. بنابراین، یکی از روش‌های پیشگیری از انحرافات این است که برنامة خواب به صورت دقیق تنظیم شود و تا زمانی که خواب بر شما غالب نشده به رختخواب نروید. وقتی به رختخواب بروید که کاملاً خسته و آمادة خواب هستید. لازمة این کا این است که در طول روز مشغول فعالیت‌های مهم بوده و به اندازة کافی کار کرده باشد.

طبیعی است اگر جوان با خستگی به رختخواب نرود، به ناچار مدت زمانی را در بستر بیدار خواهد ماند تا به تدریج به خواب رود و چون افکار و اندیشه‌های شهوانی و تحریک‌آمیز معمولاً در این مواقع به سراغ جوان می‌آیند، تنظیم ساعات خواب برای جوان، ضرورت خاصی می‌یابد. یکی از روان شناسان در این باره می‌گوید: نیمة اول شب بیش از نیمة دوم آن به بدن نیرو می‌دهد بنابراین باید از آن به نحوی مفید استفاده شود. و صبحگاهان به محض اینکه از خواب بیدار شدید. بی‌درنگ از بستر برخیزید و توجه داشته باشید که بامدادان بیدار ماندن در بستر خواب، بسیار زیان‌بار است، جسم را سست و ناتوان می‌سازد و وسوسه‌های شوم در دل فرد ایجاد می‌شود.

3- دوری از محیط‌های آلوده و ناسالم

یکی از علل و عوامل انحرافات جنسی و به طور کل انحرافات اخلاقی، محیط آلوده و محرک‌های شهوانی است. محیط از طریق وارد نمودن عناصر محرک در گرایش‌های انحرافی، منجر به طغیان غریزة جنسی در جوان می‌شود. مسایلی از قبیل بدحجابی، روابط ناسالم و آزاد دختر و پسر، برخی از سریال‌های تلویزیونی و فیلم‌های خارجی و هم چنین استفادة نادرست از اینترنت در تحریک شهوت و غریزة جنسی جوان مؤثر است شاید برای برخی زا نوجوانان یادآوری و تذکر مسایل دینی و اخلاقی چیزی بیهوده و غیر ضروری تلقی شود، زیرا آن‌ها نه در فکر سلامت خویش هستند و نه مسایل اخلاقی و دینی را می‌پذیرند، اما برای شما که روحیة مذهبی قوی دارید و همین مسأله باعث شد تا نگران آینده‌تان باشید، گفتن این مسایل مهم و ضروری است. اگر واقعاً می‌‌خواهید از جوانی‌تان به خوبی استفاده کنید و در راه درست و سالم گام بردارید، سعی کنید از محیط‌های آلوده و دیدن عوامل تحریک کننده، جداً پرهیز نمایید.

4- استفاده درست و مطلوب از اوقات فراغت

یکی از زمینه‌های پیدایش انحرافات در جوانان و نوجوانان، استفادة نادرست آن‌ها از اوقات فراغت است. اوقات فراغت طولانی و بی‌برنامه نوجوانان را عاصی و سرگردان می‌کند. آن‌ها به تدریج سرخورده و مأیوس می‌شوند و در نتیجه به دنیای درون خویش پناه می‌برند و در کنج خلومت و انزوا راهی برای مشغولیت خود می‌جویند.

5- پیشگیری از روابط ناسالم

جوانان و نوجوانانی که روابط نامطلوب و ناسالم دارند و با افراد منحرف و بی‌بند و بار دوست و رفیق هستند، کم کم به انحرافات کشیده می‌شوند و تحت تأثیر امور شهوانی قرار می‌گیرند. نفوذپذیری جوانان از دوستان و همسالان بیش از سایر گروه‌ها است. در سنین بلوغ صحبت‌های آهسته و در گوشی بین نوجوانان بیش‌تر می‌شود و محور این گفتگوها، غالباً مسایل جنسی و امور شهوانی است که به صورت مخفیانه و به دور از انظار بزرگ‌ترها طرح می‌شود. برای پیشگیری از انحرافات اخلاقی سعی کنید از دوستی‌های آلوده و مشکوک جداً پرهیز نموده و با افراد سالم و مذهبی ارتباط برقرار نمایید.

6- پرورش تقوا و معنویت در وجود خویش

همة آنچه بیان شد، به نحوی می‌توانند در پیشگیری از انحرافات اخلاقی و طغیان شهوت و غریزة جنسی نقش داشته باشند، اما آن چه بیش از همه ضروری است و به صورت زیربنایی در شخصیت و رفتار جوان مؤثر است. پرورش معنویت و تقویت ایمان و تقوای الهی است. ما در عصری زندگی می‌کنیم که جهان به شدت در مادیات فرو رفته و یک سره غرق در جاذبه‌های نفسانی و امور شهوانی گردیده است. در شرایط کنونی، خلأ عظیم و هولناکی از اخلاق و معنویت پدید آمده و تمامی مشکلات انسان‌ها نیز از همین جا ناشی شده است.

اگر با تقویت ایمان و نیروی اراده، باورها و اعتقادات نوجوانان تقویت گردند، بدون شک بخشی از مشلکات آنان به ویژه در زمینة مسایل اخلاقی و شهوت و غریزة جنسی درمان می‌شود.

اگر نوجوان از ته دل باور نمود که تمام اعمال و رفتار او را خدا می‌بیند و بر اساس عملکرد افراد به آن‌ها پاداش می‌دهد و اساساً سعادت و خوشبختی انسان به دست خودش می‌باشد، در این صورت احتمال اینکه مرتکب گناه نشود بسیار زیاد است.‌

یقین داشته باشید، تا زمانی که نیروی ایمان و تقوا در وجود انسان بارور و تقویت نگردد، هیچ ضمانتی از شهوت و انحرافات اخلاقی وجود ندارد. به خصوص در وضعیت کنونی که عوامل تحریک کنندة بسیار زیاد است. بنابراین قبل از هر چیزی سعی کنید نیروی ایمان و تقوا را در وجود خویش بارور کنید. اگر فکر و ذهن شما متوجه خدا باشد و همیشه نماز خود را اول وقت انجام دهید، خداوند شما را یاری می‌کند تا از هر گناهی مصون بمانید و تحت تأثیر شهوت و غریزة جنسی قرار نگیرید. خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «ان الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنکر» به درستی که نماز انسان را از هر گونه آلودگی و عمل زشت و گناه دور نگه می‌دارد. نماز واقعی نه تنها والاترین عامل کنترک شهوت و دفاع در برابر هجوم انحرافات اخلاقی تلقی می‌شود، بلکه عامل تهاجمی علیه انحرافات و شهوت‌ها نیز محسوب می‌گردد.

7- تسهیل و تسریع ازدواج

علاوه بر آن که جوان سعی در کنترل شهوت و غریزة جنسی می‌کند، باید برای ازدواج که یگانه راه درست ارضای غریزة جنسی می‌باشد، نیز اقدام کند به این معنا که پسرها از 18 سالگی به بعد می‌توانند به فکر ازدواج باشند و اگر شرایط را مساعد می‌بینید، از همین سن مقدمات آن را فراهم کنند و دخترها هم چنان چه مورد مناسبی به خواستگاری آن‌ها آمد به دلایل نوعاً غیر موجه و پوچ مثل هنوز زود است، می‌خواهم درس بخوانم، داماد وضع مادی خوبی ندارد و... از ازدواج خودداری نکنند و والدین هم سنگ اندازی‌های غیز منطقی نداشته باشند.

امید است با رعایت این نکات و به خصوص توجه به تقوا و نماز بتوانید غریزة جنسی و حس شهوت را در خویش کنترل و مهار نمایید و زمانی که فرصت مناسب برای ازدواج فراهم گردید، به ازدواج اقدام کنید.

 

تذکرات پایانی:

1. توجه داشته باشید که تنها رعایت تمام این امور، بدون کم و کاستى و به صورت مستمر، نتیجه‏بخش  خواهد بود. نباید توقع داشته باشید که این عادت ناگهان قطع و درمان شود, به هر میزان که بتوانید دفعات آن را به تدریج کم کنید, موفقیت محسوب می شود.

2. در صورت تکرار از رحمت واسعه الهی ناامید نشوید و بدانید که هر گناهی قابل توبه است و خداوند خود فرموده است : «إن الله یغفر الذنوب جمیعا; خداوند همه گناهان را می آمرزد» و نشانه قبولی توبه شما این است که پشیمان هستید و از تکرار آن متنفرید. همین قدر که تکرار آن کم شود نشانه پیشرفت به سوی اطاعت خداوند است.

3. در صورت امکان با کم کردن سطح توقعات و انتظارات ازدواج کنید که این بهترین راه حل است.

4. در تمام حالات از خداوند براى حفظ پاکى استعانت بجویید.

5. مطمئن باشید این مشکل قابل حل و درمان است؛ ولى مشروط به  تصمیم‏گیرى قاطع و پشتکار کافى در راه انجام دستورالعمل‏هاى ارائه شده.

6. منشأ این مشکل، یکى از نیازهاى واقعى نهاده شده در وجود انسان است که باید به طور طبیعى و صحیح ارضا و تأمین  شود. نیاز به ارضای شهود یکی از این امور است که اگر به شکل صحیح تأمین نشود، (یعنى ازدواج), آدمی دچار خطاها و گناهان همچون استمنا خواهد شد که عواقب سوء آن نیز  دامنگیر فرد مى‏شود. بنابراین اگر امکان ازدواج برایتان فراهم است، اقدام به ازدواج کنید یا به طور موقت به  دستورالعمل‏هاى ارائه شده پا‏بند باشید.

عوارض خود ارضایی در نوجوانان و جوانان و متاهلان - سی عارضه و عیب و بدی خودارضایی مردان و زنان

عوارض خود ارضایی در نوجوانان و جوانان و متاهلان

۱- مغز را تضعیف می‌کند و قدرت یادگیری و یادآوری و تمرکز فکر و نیروی اندیشه و استدلال را تا حد بسیار زیادی پائین می‌آورد.

2 -باعث فراموشی می شود

3 -هوش و نیروی حل معادلات ریاضی و اقتصادی و هنری و اجتماعی مغز را ضعیف می‌کند.

4 -نیروی هنری و آفرینندگی (نیروی تخیل) را به شدت ضعیف می‌کند.

5- قدرت مدیریت و فرماندهی مغز را ضعیف می‌کند تا آنجا که توان نگهداری ادرار و گاز معده را از دست می‌دهد

6- نیروی جنسی را ضعیف می‌کند و به عدم نعوظ و سرعت انزال و عدم توانایی جنسی (عقیم شدن) مبتلا می‌شود.

7-لرزش دستها و سر و اعضای بدن را موجب می‌شود.

8- ضعف بینایی، دوبینی، پیرچشمی، آستیگمات را سبب می‌شود.

9- ضعف شنوایی گوش را موجب می‌شود.

11- بٌعد عرفانی و رابطه با عالم ملکوت را ضعیف می‌کند.

12- چون گناه است، زمینه تسلط شیطان را فراهم کرده و موجب فسق و کفر می‌شود.

13-تشکیل خانواده و روابط زناشویی را به خطر انداخته و ممکن است موجب طلاق ‌شود.

14 -اراده و اعتماد به نفس و قدرت تصمیم را کاهش می دهد

15 -ممکن است موجب ضعف عقل و دیوانگی شود.

16 -باعث افت تحصیلی می شود

17ـ باعث ضعف مراكز عصبی وجلو گیری از رشد این قسمتهای عصبی در طول رشد نوجوان می شود

18ـبا عث بر هم خوردن نظم وآرامش روحی( به خاطر ترس از گناه )می شود

19ـ باعث خستگی زود رس و ضعف عضلانی و کم شدن انرژی می شود

20ـ باعث ضعف روحی به واسطه ارضاء نا كامل وسپس پشیمانی و عذاب وجدان از عمل می شود

12ـ باعث تورم کانال نطفه می شود

22ـ باعث شل شدن عضلات تناسلی می شود

23ـ باعث احساس درد هنگام قاعدگی و بی نظمی آن(در دختران) می شود

24ـ باعث احساس خواب الودگی وتنبلی می شود

25ـ باعث آسیب رسیدن به بکارت درخانم ها (مخصوصا دختران) می شود

26-باعث سریع عصبانی شدن می شود

27ـ باعث نگاه هرزه به افراد خانواده می شود

28-باعث گوشه گیری و رغبت هر چه بیشتر به تنهایی و ترسو وکمرو بودن و بینشاطی و لذت نبردن از زندگی می شود .

29- معتادین به خود ارضایی،چون بدنی ضعیف دارند برای ابتلاء به هر نوع بیماری مستعد می‌باشند و زود به زود مریض میشوند

30ـ پوکی استخوان در دوران میان سالی برای خانمها و آقایانی که در دوران نوجوانی و جوانی به خودارضایی اعتیاد داشته اند امری بعید نمیباشد.

این دعارو منتشر کنین ببینین چطور غمهاتون از بین میره

♥بــِسْم ِاللهِ الرَّحْمن ِالرَّحیمْ♥

وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ

✿ اَلَّلهُمَّ عَجِّل لِوَلیِڪــَ الفَرَج ✿

از صدای گذر آب چنان می فهمم تندتر از آب روان عمر گران می گذرد

***************************
این دعارو منتشر کنین ببینین چطور غمهاتون از بین میره:

"سبحان الله یا فارج الهم و یا کاشف الغم فرج همی و یسر امری و ارحم ضعفی و قله حیلتی و ارزقنی من حیث لا احتسب یا رب العالمین"

حضرت محمد(صل الله علیه) فرمودند:

"هرکس مردم را از این دعا باخبر کند در گرفتاریش گشایش پیدا میکند"

دعاى اذن ورود به حرم مطهّر حضرت امام رضا عليه السلام

دعاى اذن ورود به حرم مطهّر

حضرت امام رضا عليه السلام

قبل از نقل زيارت‏ هاى حضرت امام رضا عليه السلام، اين دعا را به عنوان اذن ورود به حرم‏ مطهّر آن حضرت، ذكر مى ‏نماييم: (6)

أَللَّهُمَّ إِنّي وَقَفْتُ عَلى بابٍ مِنْ أَبْوابِ بُيُوتِ نَبِيِّكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ‏ وَالِهِ، وَقَدْ مَنَعْتَ النَّاسَ أَنْ يَدْخُلُوا إِلّا بِإِذْنِهِ، فَقُلْتَ «يا أَيُّهَا الَّذينَ امَنُوالاتَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ»(7).

   أَللَّهُمَّ إِنّي أَعْتَقِدُ حُرْمَةَ صاحِبِ هذَا الْمَشْهَدِ الشَّريفِ في غَيْبَتِهِ كَما أَعْتَقِدُها في حَضْرَتِهِ ، وَأَعْلَمُ أَنَّ رَسُولَكَ وَخُلَفآءَكَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ‏ أَحْيآءٌ، عِنْدَكَ يُرْزَقُونَ، يَرَوْنَ مَقامي، وَيَسْمَعُونَ كَلامي، وَيَرُدُّونَ ‏سَلامي، وَأَنَّكَ حَجَبْتَ عَنْ سَمْعي كَلامَهُمْ، وَفَتَحْتَ بابَ فَهْمي بِلَذيذِ مُناجاتِهِمْ.

   وَإِنّي أَسْتَأْذِنُكَ يا رَبِّ أَوَّلاً، وَأَسْتَأْذِنُ رَسُولَكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَالِهِ ‏ثانِياً، وَأَسْتَأْذِنُ خَليفَتَكَ الْإِمامَ الْمَفْرُوضَ عَلَيَّ طاعَتُهُ عَلِيَّ بْنَ مُوسَى‏ الرِّضا عَلَيْهِ السَّلامُ ، (8) وَالْمَلآئِكَةَ الْمُوَكَّلينَ بِهذِهِ الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ ثالِثاً.

   ءَأَدْخُلُ يا رَسُولَ اللَّهِ، ءَأَدْخُلُ يا حُجَّةَ اللَّهِ، ءَأَدْخُلُ يا مَلآئِكَةَ اللَّهِ ‏الْمُقَرَّبينَ الْمُقيمينَ في هذَا الْمَشْهَدِ، فَأْذَنْ لي يا مَوْلايَ فِي الدُّخُولِ‏ أَفْضَلَ ما أَذِنْتَ لِأَحَدٍ مِنْ أَوْلِيآئِكَ، فَإِنْ لَمْ أَكُنْ أَهْلاً لِذلِكَ، فَأَنْتَ أَهْلٌ لَهُ.

خداوندا؛ من ايستاده ‏ام كنار درى از درهاى خانه‏ هاى پيامبرت كه درود تو بر او و آل او باد، و تو مردم را بازداشته ‏اى از اين‏كه بدون اجازه او وارد شوند، و فرموده ‏اى: «اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد به خانه ‏هاى پيامبر وارد نشويد مگر اينكه به شما اجازه داده شود». خداوندا؛ من به حُرمت صاحب اين مكان شريف در فقدان او معتقدم؛ همان‏ گونه كه آن را در حضورش باور دارم، و مى‏ دانم كه رسول تو و جانشينان تو – كه درود بر آنان باد - زنده‏ اند، نزد تو روزى مى ‏خورند، جايگاه مرا مى‏ بينند سخن مرا مى ‏شنوند، و سلام مرا پاسخ مى‏ دهند، و تو گوشم را از شنيدن كلام ايشان بازداشته ‏اى، و درِ فهميدن لذّت راز و نياز با ايشان را برايم گشوده ‏اى. پروردگارا؛ من ابتدا از تو اجازه مى ‏گيرم، و ثانياً از رسول گرامى‏ ات - كه درود خدا بر او و آل او باد - اجازه مى‏ طلبم، و از جانشين تو امام و پيشوايى كه اطاعت او را بر من واجب فرموده ‏اى، (يعنى حضرت) علىّ بن موسى الرضا - كه سلام بر او باد - و از فرشتگانى كه به اين بارگاه مبارك و پر بركت موكّلند در مرحله بعدى اجازه مى ‏خواهم. آيا وارد شوم اى رسول خدا؟ آيا وارد شوم اى حجّت خدا؟ آيا وارد شوم اى فرشتگان مقرّب خداوند كه در اين زيارتگاه اقامت داريد؟ به من - اى مولاى من؛ - اجازه بده وارد شوم بهتر از اجازه ‏اى كه به يكى از دوستانت مرحمت فرموده ‏اى، اگر من شايسته آن نباشم، شما شايستگى آن را داريد.

   پس اگر قلبت خاشع شد و اشك از چشمانت جارى گرديد؛ اين، نشانه اذن ورودبه حرم مطهّر است. (9)


6) قابل توجّه است كه اين دعا را هنگام ورود به ساير حرم‏ هاى ائمّه ‏عليهم السلام نيز مى‏ توانيم بخوانيم.

7) سوره احزاب، آيه 53.

8) در زيارت هر يك از ائمّه معصومين صلوات اللَّه عليهم اجمعين به جاى نام حضرت امام رضا عليه السلام، اسم آن امام را ذكر كنيد.

9) البلد الأمين: 391 و مصباح الزائر: 418 با اختلاف.

اذن دخول حرمهای شریفه

در اينجا دو اذن دخول ذكر میشود: اوّل شيخ كفعمى فرموده: چون خواستى به مسجد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله يا يكى از مشاهد مشرفه ائمه عليهم السّلام وارد شوى بگو: اللَّهُمَّ إِنِّي وَقَفْتُ عَلَى بَابٍ مِنْ أَبْوَابِ بُيُوتِ نَبِيِّكَ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ قَدْ مَنَعْتَ النَّاسَ أَنْ يَدْخُلُوا إِلا بِإِذْنِهِ فَقُلْتَ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ اللَّهُمَّ إِنِّي أَعْتَقِدُ حُرْمَةَ صَاحِبِ هَذَا الْمَشْهَدِ الشَّرِيفِ فِي غَيْبَتِهِ كَمَا أَعْتَقِدُهَا فِي حَضْرَتِهِ وَ أَعْلَمُ أَنَّ رَسُولَكَ وَ خُلَفَاءَكَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ أَحْيَاءٌ عِنْدَكَ يُرْزَقُونَ يَرَوْنَ مَقَامِي وَ يَسْمَعُونَ كَلامِي وَ يَرُدُّونَ سَلامِي وَ أَنَّكَ حَجَبْتَ عَنْ سَمْعِي كَلامَهُمْ وَ فَتَحْتَ بَابَ فَهْمِي بِلَذِيذِ مُنَاجَاتِهِمْ وَ إِنِّي أَسْتَأْذِنُكَ يَا رَبِّ أَوَّلا وَ أَسْتَأْذِنُ رَسُولَكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ثَانِيا وَ أَسْتَأْذِنُ خَلِيفَتَكَ الْإِمَامَ الْمَفْرُوضَ [الْمُفْتَرَضَ ] عَلَيَّ طَاعَتُهُ فُلانَ بْنَ فُلانٍ خدايا بر درى از درهاى خانه های پیامبرت، (درود تو بر او و خاندانش) ايستاده ام، تو مردم را از اينكه بدون اجازه اش وارد شوند منع كرده اى، در قرآن فرمودى: اى آنان كه ايمان آورده ايد، به خانه هاى پيامبر وارد نشويد، مگر به شما اجازه دهند.
خدايا من حرمت صاحب اين زيارتگاه شريف را در غيابش باور دارم چنان كه در حضورش، و می دانم كه رسولت و جانشينانت (درود بر آنان باد) همواره زنده اند، و نزد تو روزى داده می شوند، محل ايستادنم را می بينند، و سخنم را می شنوند، و به سلامم پاسخ می دهند، ولى تو گوشم را از شنيدن كلامشان محجوب كرده اى، و در فهم مرا به چشيدن لذّت مناجاتشان بازكرده اى، من از تو اى پروردگارم اجازه می خواهم اولا، و از پيامبرت اذن می خواهم ثانيا، و از خليفه ات امامی كه اطاعتش را بر من واجب كرده اى اجازه می خواهم و به جاى «فلان بن فلان» آن امام را كه می خواهد زيارت كند و پدرش را نام ببرد، مثلا اگر زيارت امام حسين عليه السّلام است بگويد، الحسين بن علىّ، و اگر زيارت امام رضا عليه السّلام است بگويد: علىّ بن موسى الرضا همچنين امامان ديگر.
سپس بگويد: وَ الْمَلائِكَةَ الْمُوَكَّلِينَ بِهَذِهِ الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ ثَالِثا أَ أَدْخُلُ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَ أَدْخُلُ يَا حُجَّةَ اللَّهِ أَ أَدْخُلُ يَا مَلائِكَةَ اللَّهِ الْمُقَرَّبِينَ الْمُقِيمِينَ فِي هَذَا الْمَشْهَدِ فَأْذَنْ لِي يَا مَوْلايَ فِي الدُّخُولِ أَفْضَلَ مَا أَذِنْتَ لِأَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِكَ فَإِنْ لَمْ أَكُنْ أَهْلا لِذَلِكَ فَأَنْتَ أَهْلٌ لِذَلِكَ و فرشتگان گماشته شده به اين بارگاه مبارك ثالثا، آيا وارد شوم اى رسول خدا! آيا وارد شوم ای حجّت خدا؟ ، آيا وارد شوم اى فرشتگان مقرّب خدا، كه در اين زيارتگاه اقامت داريد، پس مرا براى واردشدن اى مولايم اجازه ده، به بهترين اجازه اى كه به يكى از دوستانت داده اى، چنانچه من لايق آن اجازه نيستم ولى تو لايق آنى پس عَتَبَه مباركه را ببوس و وارد شو و بگو: بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي وَ ارْحَمْنِي وَ تُبْ عَلَيَّ إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ به نام خدا، و به خدا، و در راه خدا، و بر آيين رسول خدا (درود خدا بر او و خاندانش باد) خدايا مرا بيامرز و به من رحم كن، و توبه ام را بپذير، زيرا تويى بسيار توبه پذير مهربان.

اعمال و زیارات روز 28 صفر + متن و صوت

برای آگاهی از آداب و اعمال روز بیست و هشتم صفر و دانلود صوت زیارات مستحب در این روز ادماه این مطلب را بخوانید.

در کلیات مفاتیح الجنان به خواندن "زیارت نامه ائمه بقیع" و "زیارت پیامبر از بعید" در روز بیست و هشتم صفر همزمان با رحلت حضرت محمد (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) توصیه شده است.

 
 
 
 
کلیپ صوتی زیارت پیامبر صلی الله علیه و سلم از بعید
 
کلیپ صوتی زیارت ائمه بقیع (ع)
 
 
 متن عربی و ترجمه فارسی زیارت پیامبر (ص) از بعید:
 
زيارت حضرت رسول صلى الله عليه و آله از بعيد علامه مجلسى در زاد المعاد در اعمال عيد مولود كه روز هفدهم ربيع الاول است فرموده شيخ مفيد و شهيد و سيد بن طاوس رحمهم الله گفته ‏اند كه چون در غير مدينه طيبه خواهى كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله را زيارت كنى غسل بكن و شبيه به قبر در پيش روى خود بساز و اسم مبارك آن حضرت را بر آن بنويس و بايست و دل خود را متوجه آن حضرت گردان و بگو
 
أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ‏
 
 شهادت مى ‏دهم كه خدايى جز خدا كه يگانه و بى ‏شريك است موجود نيست
 
وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ أَنَّهُ سَيِّدُ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ وَ أَنَّهُ سَيِّدُ الْأَنْبِيَاءِ وَ الْمُرْسَلِينَ‏
 
 و شهادت مى ‏دهم كه محمد (ص) بنده خدا و رسول اوست و محققا او سيد خلق اولين و آخرين است و بى‏ شك او سيد پيغمبران و رسولان الهى است
 
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَيْهِ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ الْأَئِمَّةِ الطَّيِّبِينَ‏
 
 پروردگارا درود فرست بر اوو بر اهل بيتش كه پيشوايان پاكان عالمند.
 
پس بگو
 
السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا خَلِيلَ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا نَبِيَّ اللَّهِ‏
 
 سلام بر تو اى رسول خدا سلام بر تو اى خليل خدا سلام بر تو اى خبر دهنده از خدا
 
السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا صَفِيَّ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا رَحْمَةَ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا خِيَرَةَ اللَّهِ‏
 
 سلام بر تو اى برگزيده خدا سلام بر تو اى رحمت خدا بر خلق سلام بر تو اى مختار خدا از بندگان
 
السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا حَبِيبَ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا نَجِيبَ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا خَاتَمَ النَّبِيِّينَ‏
 
 سلام بر تو اى دوست خدا سلام بر تو اى نجيب و شريفترين خلق نزد خدا سلام بر تو اى خاتم پيغمبران
 
السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا سَيِّدَ الْمُرْسَلِينَ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا قَائِماً بِالْقِسْطِ
 
 خدا سلام بر تو اى سيد رسولان خدا سلام بر تو اى آنكه اساس عدل را بر پا داشتى
 
السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا فَاتِحَ الْخَيْرِ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا مَعْدِنَ الْوَحْيِ وَ التَّنْزِيلِ‏
 
 سلام بر تو اى فاتح هر خير و سعادت سلام بر تو اى معدن وحى خدا و نزول فرشتگان
 
السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا مُبَلِّغاً عَنِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا السِّرَاجُ الْمُنِيرُ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا مُبَشِّرُ
 
 سلام بر تو اى تبليغ كننده احكام الهى سلام بر تو اى چراغ روشن (علوم آسمانى) سلام بر تو اى بشارت آورنده رحمت به خلق
 
(السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا نَذِيرُ) السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا مُنْذِرُ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا نُورَ اللَّهِ الَّذِي يُسْتَضَاءُ بِهِ‏
 
 سلام بر تو اى ترساننده خلق از عذاب خدا سلام بر تو اى انذار كننده امت سلام بر تو اى نور خدا كه خلق بدان نور روشنى (علم و ايمان) مى ‏يابند
 
السَّلاَمُ عَلَيْكَ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ الْهَادِينَ الْمَهْدِيِّينَ‏
 
 سلام بر تو و بر اهل بيتت كه پاكيزه طينت و پاك گوهر و راهنما و راه يافتگان بسوى خدايند
 
السَّلاَمُ عَلَيْكَ وَ عَلَى جَدِّكَ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ عَلَى أَبِيكَ عَبْدِ اللَّهِ‏
 
 سلام بر تو و بر جدت حضرت عبد المطلب و بر پدرت حضرت عبد الله
 
السَّلاَمُ عَلَى أُمِّكَ آمِنَةَ بِنْتِ وَهْبٍ السَّلاَمُ عَلَى عَمِّكَ حَمْزَةَ سَيِّدِ الشُّهَدَاءِ السَّلاَمُ عَلَى عَمِّكَ الْعَبَّاسِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ‏
 
 سلام بر مادرت آمنه بنت وهب سلام بر عموى تو حضرت حمزه سيد الشهداء سلام بر عموى تو عباس بن عبد المطلب
 
السَّلاَمُ عَلَى عَمِّكَ وَ كَفِيلِكَ أَبِي طَالِبٍ السَّلاَمُ عَلَى ابْنِ عَمِّكَ جَعْفَرٍ الطَّيَّارِ فِي جِنَانِ الْخُلْدِ
 
 سلام بر عموى تو و كفيل تو حضرت ابو طالب سلام بر پسر عمويت جعفر طيار كه در بهشت ابد به پرواز است
 
السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا مُحَمَّدُ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَحْمَدُ
 
 سلام بر تو اى محمد (ص) سلام بر تو اى احمد
 
السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَى الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ وَ السَّابِقَ إِلَى طَاعَةِ رَبِّ الْعَالَمِينَ‏
 
 سلام بر تو اى حجت خدا بر خلق اولين و آخرين كه به طاعت خدا از همه سبقت گرفتى
 
وَ الْمُهَيْمِنَ عَلَى رُسُلِهِ وَ الْخَاتِمَ لِأَنْبِيَائِهِ وَ الشَّاهِدَ عَلَى خَلْقِهِ وَ الشَّفِيعَ إِلَيْهِ‏
 
 و بر جميع انبياء و رسل تفوق و برترى يافتى و خاتم انبياء شدى و شاهد بر تمام خلق گرديدى و شفيع خلق بسوى خدا
 
وَ الْمَكِينَ لَدَيْهِ وَ الْمُطَاعَ فِي مَلَكُوتِهِ‏
 
 و صاحب منزلت نزد خدا و مطيع فرشتگان در عالم ملكوت خدا
 
الْأَحْمَدَ مِنَ الْأَوْصَافِ الْمُحَمَّدَ لِسَائِرِ الْأَشْرَافِ الْكَرِيمَ عِنْدَ الرَّبِّ وَ الْمُكَلَّمَ مِنْ وَرَاءِ الْحُجُبِ‏
 
 و داراى پسنديده‏ترين اوصاف و صاحب بهترين شرافت و كرامت نزد خدا اى آنكه از پس حجابهاى نور خدا را با تو تكلم است
 
الْفَائِزَ بِالسِّبَاقِ وَ الْفَائِتَ عَنِ اللِّحَاقِ‏
 
 و تو را فيروزى تقدم بر خلق است و كسى را ياراى الحاق به تو نيست
 
تَسْلِيمَ عَارِفٍ بِحَقِّكَ مُعْتَرِفٍ بِالتَّقْصِيرِ فِي قِيَامِهِ بِوَاجِبِكَ غَيْرِ مُنْكِرٍ مَا انْتَهَى إِلَيْهِ مِنْ فَضْلِكَ‏
 
 سلامى به تو مى ‏فرستم كه آن سلام از روى معرفت به مقام توست و باز معترفم به تقصير در اداى حق تو و قيام به واجب آن و هرگز انكار مقام فضيلت تو را كه منتها اليه هر فضل و كمال است نمى ‏كنم
 
مُوقِنٍ بِالْمَزِيدَاتِ مِنْ رَبِّكَ مُؤْمِنٍ بِالْكِتَابِ الْمُنْزَلِ عَلَيْكَ مُحَلِّلٍ حَلاَلَكَ مُحَرِّمٍ حَرَامَكَ‏
 
 و يقين به مزيد عنايت خدا در حق شما دارم و به كتاب آسمانى قرآن كه به تو نازل گرديد ايمان دارم حلال شما را حلال و حرامت را حرام مى ‏دانم
 
أَشْهَدُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَعَ كُلِّ شَاهِدٍ وَ أَتَحَمَّلُهَا عَنْ كُلِّ جَاحِدٍ أَنَّكَ قَدْ بَلَّغْتَ رِسَالاَتِ رَبِّكَ وَ نَصَحْتَ لِأُمَّتِكَ‏
 
 اى رسول خدا من و همه گواهان عالم شهادت مى‏دهم و تحمل مى ‏كنيم از هر منكرى كه رسالتهاى خدا را به امت رسانيدى و نصيحت و اندرز به خلق كردى
 
وَ جَاهَدْتَ فِي سَبِيلِ رَبِّكَ وَ صَدَعْتَ بِأَمْرِهِ وَ احْتَمَلْتَ الْأَذَى فِي جَنْبِهِ‏
 
 و جهاد در راه پروردگارت نمودى و فرمان او را با صداى رسا به خلق رسانيدى و اذيت خلق را در راه خدا تحمل كردى
 
وَ دَعَوْتَ إِلَى سَبِيلِهِ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ الْجَمِيلَةِ وَ أَدَّيْتَ الْحَقَّ الَّذِي كَانَ عَلَيْكَ‏
 
 و دعوت به راه خدا با حكمت و برهان و به اندرز و پند نيكو فرمودى و وظيفه رسالتت را ادا كردى
 
وَ أَنَّكَ قَدْ رَؤُفْتَ بِالْمُؤْمِنِينَ وَ غَلُظْتَ عَلَى الْكَافِرِينَ وَ عَبَدْتَ اللَّهَ مُخْلِصاً حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِينُ‏
 
 و با اهل ايمان با كمال رأفت و با كافران در نهايت شدت بودى و خدا را خالص بى‏شايبه شك و ريب عبادت كردى تا به مقام يقين رسيدى
 
فَبَلَغَ اللَّهُ بِكَ أَشْرَفَ مَحَلِّ الْمُكَرَّمِينَ‏
 
 آنگاه خدا تو را به شرافتمندترين‏ مقام اهل كرامت
 
وَ أَعْلَى مَنَازِلِ الْمُقَرَّبِينَ وَ أَرْفَعَ دَرَجَاتِ الْمُرْسَلِينَ حَيْثُ لاَ يَلْحَقُكَ لاَحِقٌ‏
 
 و عاليترين رتبه مقربان درگاهش و رفيعترين درجات پيمبرانش رسانيد كه ديگر هيچكس به مقام تو نخواهد رسيد
 
وَ لاَ يَفُوقُكَ فَائِقٌ وَ لاَ يَسْبِقُكَ سَابِقٌ وَ لاَ يَطْمَعُ فِي إِدْرَاكِكَ طَامِعٌ‏
 
 و هيچ بلند مرتبه بر تو تفوق نخواهد يافت و احدى بر تو سبقت نتواند گرفت و كسى طمع وصول به رتبه تو نتواند كرد
 
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي اسْتَنْقَذَنَا بِكَ مِنَ الْهَلَكَةِ وَ هَدَانَا بِكَ مِنَ الضَّلاَلَةِ وَ نَوَّرَنَا بِكَ مِنَ الظُّلْمَةِ
 
 ستايش خداى را كه بواسطه تو ما را از مهلكه نجات داد و از ظلمت و گمراهى به نور هدايت تو رهانيد
 
فَجَزَاكَ اللَّهُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مِنْ مَبْعُوثٍ أَفْضَلَ مَا جَازَى (جَزَى) نَبِيّاً عَنْ أُمَّتِهِ وَ رَسُولاً عَمَّنْ أُرْسِلَ إِلَيْهِ‏
 
 بارى اى رسول خدا خدايت كه تو را مبعوث كرد پاداش دهد كاملتر پاداشى كه پيمبر و رسولى از خدا بواسطه تربيت امتش يافت
 
بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا رَسُولَ اللَّهِ زُرْتُكَ عَارِفاً بِحَقِّكَ مُقِرّاً بِفَضْلِكَ‏
 
 پدر و مادرم فداى تو اى رسول خدا من به زيارتت آمدم در حالى كه به حق تو عارف و به فضل و شرافتت معترفم
 
مُسْتَبْصِراً بِضَلاَلَةِ مَنْ خَالَفَكَ وَ خَالَفَ أَهْلَ بَيْتِكَ عَارِفاً بِالْهُدَى الَّذِي أَنْتَ عَلَيْهِ‏
 
 و مى‏ دانم كه هر كس با تو و اهل بيتت راه مخالفت پويد گمراه گردد و شناسا هستم كه شما راهنماى خلقيد
 
بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي وَ نَفْسِي وَ أَهْلِي وَ مَالِي وَ وَلَدِي‏
 
 پدر و مادرم و خود و عيال و فرزندانم به فداى تو باد
 
أَنَا أُصَلِّي عَلَيْكَ كَمَا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ وَ صَلَّى عَلَيْكَ مَلاَئِكَتُهُ وَ أَنْبِيَاؤُهُ وَ رُسُلُهُ‏
 
 من درود مى ‏فرستم بر روح پاكت چنانكه خدا و فرشتگان و پيمبران و رسولان خدا درود فرستادند
 
صَلاَةً مُتَتَابِعَةً وَافِرَةً مُتَوَاصِلَةً لاَ انْقِطَاعَ لَهَا وَ لاَ أَمَدَ وَ لاَ أَجَلَ‏
 
 درودى مى‏ فرستم پى در پى و پيوسته و وافر و غير منقطع و بدون وقت و مدت محدود
 
صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ كَمَا أَنْتُمْ أَهْلُهُ‏
 
 درود خدا بر تو و بر اهل بيت پاك و پاكيزگانت باد كه شما لايق درود خداييد
 
پس دستها را بگشا و بگو
 
اللَّهُمَّ اجْعَلْ جَوَامِعَ صَلَوَاتِكَ وَ نَوَامِيَ بَرَكَاتِكَ‏
 
 پروردگارا تو جميع صلوات خود را و بركات
 
وَ فَوَاضِلَ خَيْرَاتِكَ وَ شَرَائِفَ تَحِيَّاتِكَ وَ تَسْلِيمَاتِكَ وَ كَرَامَاتِكَ وَ رَحَمَاتِكَ‏
 
 با افزايش و فواضل خيرات و شرافتها و تحيات و سلام و كرامت و رحمتهايت
 
وَ صَلَوَاتِ مَلاَئِكَتِكَ الْمُقَرَّبِينَ وَ أَنْبِيَائِكَ الْمُرْسَلِينَ وَ أَئِمَّتِكَ الْمُنْتَجَبِينَ‏
 
 را با جميع صلوات فرشتگان مقرب و پيمبران‏ مرسل و امامان برگزيده
 
وَ عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ وَ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِينَ وَ مَنْ سَبَّحَ لَكَ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ‏
 
 و بندگان شايسته و همه اهل آسمانها و زمينها و هر كس تو را تسبيح كند اى پروردگار عالم از خلق اولين و آخرين
 
عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ وَ شَاهِدِكَ وَ نَبِيِّكَ وَ نَذِيرِكَ وَ أَمِينِكَ وَ مَكِينِكَ‏
 
 تمام آن صلوات و تحيات را عطا فرما بر حضرت محمد (ص) بنده خاص خود و رسول و شاهد و پيمبر پاك خود و نذير خود و امين وحى خود و صاحب رتبه و مكانت خود
 
وَ نَجِيِّكَ وَ نَجِيبِكَ وَ حَبِيبِكَ وَ خَلِيلِكَ وَ صَفِيِّكَ وَ صَفْوَتِكَ وَ خَاصَّتِكَ وَ خَالِصَتِكَ وَ رَحْمَتِكَ‏
 
 و نجات بخشنده و برگزيده و حبيب و خليل و با صفا و پاك و بنده خاص خالص خود و مظهر رحمت
 
وَ خَيْرِ خِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ وَ خَازِنِ الْمَغْفِرَةِ وَ قَائِدِ الْخَيْرِ وَ الْبَرَكَةِ
 
 و بهترين نيكويان خلق تو كه او پيغمبر رحمت است و خازن و مالك مغفرت است و قائد خير و بركت است
 
وَ مُنْقِذِ الْعِبَادِ مِنَ الْهَلَكَةِ بِإِذْنِكَ وَ دَاعِيهِمْ إِلَى دِينِكَ الْقَيِّمِ بِأَمْرِكَ‏
 
 و نجات بخشنده خلق به امر تو از هلاكت و دعوت كننده امت به دين محكم و پايدار توست
 
أَوَّلِ النَّبِيِّينَ مِيثَاقاً وَ آخِرِهِمْ مَبْعَثاً الَّذِي غَمَسْتَهُ فِي بَحْرِ الْفَضِيلَةِ وَ الْمَنْزِلَةِ الْجَلِيلَةِ وَ الدَّرَجَةِ الرَّفِيعَةِ وَ الْمَرْتَبَةِ الْخَطِيرَةِ
 
 رسولى كه اول پيغمبران در عهد و ميثاق است و آخر آنها در بعثت آن رسولى كه او را در درياى فضل و كمال غوطه‏ ور كردى و منزلت بزرگ و درجه بلند و رتبه عظيم به او عنايت فرمودى
 
وَ أَوْدَعْتَهُ الْأَصْلاَبَ الطَّاهِرَةَ وَ نَقَلْتَهُ مِنْهَا إِلَى الْأَرْحَامِ الْمُطَهَّرَةِ لُطْفاً مِنْكَ لَهُ وَ تُحَنُّناً مِنْكَ عَلَيْهِ‏
 
 و نور پاك او را در اصلاب پاك پدران و از آنجا به ارحام مطهر مادران منتقل داشتى و آن به لطف و عنايت و عطوفت تو بود از حق او
 
إِذْ وَكَّلْتَ لِصَوْنِهِ وَ حِرَاسَتِهِ وَ حِفْظِهِ وَ حِيَاطَتِهِ مِنْ قُدْرَتِكَ عَيْناً عَاصِمَةً
 
 كه بر صيانت و حفظ و حراستش به قدرت كامله خود ديدبان غيبى نگهدارنده قرار دادى
 
حَجَبْتَ بِهَا عَنْهُ مَدَانِسَ الْعَهْرِ وَ مَعَايِبَ السِّفَاحِ حَتَّى رَفَعْتَ بِهِ نَوَاظِرَ الْعِبَادِ
 
 و بر او حفظ خود راه هر دنس و زشتى و نابكارى و معايب زنا و بد عملى را به كلى بستى تا آنكه ديده بندگان را به مقام رفعتش بينا كردى
 
وَ أَحْيَيْتَ بِهِ مَيْتَ الْبِلاَدِ بِأَنْ كَشَفْتَ عَنْ نُورِ وِلاَدَتِهِ ظُلَمَ الْأَسْتَارِ وَ أَلْبَسْتَ حَرَمَكَ بِهِ حُلَلَ الْأَنْوَارِ
 
 و مردگان شهر را به نور وجودش احيا فرمودى كه چون پرده‏اى از نور او به ولادتش برداشتى پرده ظلمتهاى جاهليت را برگشود و حله نور را بر آن حرم و ناموس الهى پوشانيدى
 
اللَّهُمَّ فَكَمَا خَصَصْتَهُ بِشَرَفِ هَذِهِ الْمَرْتَبَةِ الْكَرِيمَةِ وَ ذُخْرِ هَذِهِ الْمَنْقَبَةِ الْعَظِيمَةِ
 
 پروردگارا پس چنانكه تو او را به شرافت خاص خود مخصوص به اين رتبه بلند فرمودى‏و اين منقبت بزرگ را بر او ذخيره كردى
 
صَلِّ عَلَيْهِ كَمَا وَفَى بِعَهْدِكَ وَ بَلَّغَ رِسَالاَتِكَ وَ قَاتَلَ أَهْلَ الْجُحُودِ عَلَى تَوْحِيدِكَ‏
 
 باز درود فرست بر آن پيغمبر گرامى كه او به عهد تو وفا كرد و رسالتت را به خلق تبليغ نمود و با اهل كفر و جحود در راه معرفت و توحيد تو قتال كرد
 
وَ قَطَعَ رَحِمَ الْكُفْرِ فِي إِعْزَازِ دِينِكَ وَ لَبِسَ ثَوْبَ الْبَلْوَى فِي مُجَاهَدَةِ أَعْدَائِكَ‏
 
 و قطع رحم كفر و شرك در راه اعزاز دين تو نمود و در جهاد با اعداء و دشمنانت جامه هر رنج و بلا در تن پوشيد
 
وَ أَوْجَبْتَ لَهُ بِكُلِّ أَذًى مَسَّهُ أَوْ كَيْدٍ أَحَسَّ بِهِ مِنَ الْفِئَةِ الَّتِي حَاوَلَتْ قَتْلَهُ فَضِيلَةً تَفُوقُ الْفَضَائِلَ‏
 
 و تو نيز در مقابل هر آزار كه در اين راه ديد و هر كيد و خدعه و مكر به او از هر گروهى كه قصد قتل او داشتند به او رسيد به عوض فضيلتى فوق هر فضل و كمال به او عطا فرمودى
 
وَ يَمْلِكُ بِهَا الْجَزِيلَ مِنْ نَوَالِكَ‏
 
 و او را مالك عطيه بزرگ نمودى
 
وَ قَدْ (فَلَقَدْ) أَسَرَّ الْحَسْرَةَ وَ أَخْفَى الزَّفْرَةَ وَ تَجَرَّعَ الْغُصَّةَ وَ لَمْ يَتَخَطَّ مَا مَثَّلَ لَهُ وَحْيُكَ (مُثِّلَ مِنْ وَحْيِكَ)
 
 و او غم و شراره اندوه جان فرسا را و جرعه زهر آگين غصه‏ ها را در دل پنهان مى‏داشت و از آنچه به وحى تو به او مى ‏رسيد هرگز تخطى نمى ‏كرد
 
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَيْهِ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ صَلاَةً تَرْضَاهَا لَهُمْ وَ بَلِّغْهُمْ مِنَّا تَحِيَّةً كَثِيرَةً وَ سَلاَماً
 
 بار پروردگارا درود فرست بر آن پيمبر بزرگ و بر اهل بيتش درودى كه تو خود مى ‏پسندى بر آنها و تحيت و سلام بسيار
 
وَ آتِنَا مِنْ لَدُنْكَ فِي (مِنْ) مُوَالاَتِهِمْ فَضْلاً وَ إِحْسَاناً وَ رَحْمَةً وَ غُفْرَاناً إِنَّكَ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ‏
 
 و به ما نيز بواسطه دوستى آنها فضل و احسان و رحمت و مغفرتت را عنايت فرما كه تو صاحب فضل و عطاى بزرگ بى ‏انتهايى.
 
پس چهار ركعت نماز زيارت بكن به دو سلام با هر سوره كه خواهى و چون فارغ شوى تسبيح فاطمه زهراء سلام الله عليها را بخوان پس بگو
 
اللَّهُمَّ إِنَّكَ قُلْتَ لِنَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‏
 
 پروردگارا تو در كتاب خود به نبى خود حضرت محمد كه درود خدا بر او و آلش باد فرمودى
 
وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً
 
 اگر هنگامى كه امت بر نفس خود ظلم و ستم كنند پيش تو آيند و از خدا طلب عفو و بخشش كرده و از رسول درخواست طلب مغفرت كنند البته خدا را آمرزنده و مهربان خواهند يافت
 
وَ لَمْ أَحْضُرْ زَمَانَ رَسُولِكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ السَّلاَمُ‏
 
 و من زمان رسولت كه به او و آلش درود باد در نيافتم
 
اللَّهُمَّ وَ قَدْ زُرْتُهُ رَاغِباً تَائِباً مِنْ سَيِّئِ عَمَلِي وَ مُسْتَغْفِراً لَكَ مِنْ ذُنُوبِي وَ مُقِرّاً لَكَ بِهَا وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِهَا مِنِّي‏
 
 در حالى كه به زيارتش شتافتم با شوق و رغبت و توبه از عمل زشت خود و در طلب عفو و آمرزش‏گناهانم از درگاه تو و حالى نزد تو به گناهان خود اقرار مى ‏كنم و تو از من به گناهانم آگاه‏ترى
 
وَ مُتَوَجِّهاً إِلَيْكَ بِنَبِيِّكَ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‏
 
 و با توسل به رسولت كه پيغمبر رحمت است به تو رو آورده ‏ام
 
فَاجْعَلْنِي اللَّهُمَّ بِمُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ عِنْدَكَ وَجِيهاً فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ‏
 
 پس تو اى خدا به حق محمد و آل محمد و اهل بيتش مرا نزد خود وجيه و آبرومند در دنيا و عقبى گردان و از مقربان درگاهت قرار ده
 
يَا مُحَمَّدُ يَا رَسُولَ اللَّهِ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي
 
 اى محمد اى رسول خدا پدر و مادرم به فدايت
 
يَا نَبِيَّ اللَّهِ يَا سَيِّدَ خَلْقِ اللَّهِ إِنِّي أَتَوَجَّهُ بِكَ إِلَى اللَّهِ رَبِّكَ وَ رَبِّي‏
 
 اى نبى خدا اى سيد خلق عالم من بوسيله تو به خداى عالم كه پروردگار تو و من است رو آورده‏ ام
 
لِيَغْفِرَ لِي ذُنُوبِي وَ يَتَقَبَّلَ مِنِّي عَمَلِي وَ يَقْضِيَ لِي حَوَائِجِي‏
 
 تا از گناهانم بگذرد و اعمالم قبول فرمايد و حوايجم برآورد
 
فَكُنْ لِي شَفِيعاً عِنْدَ رَبِّكَ وَ رَبِّي فَنِعْمَ الْمَسْئُولُ الْمَوْلَى رَبِّي‏
 
 پس تو اى رسول خدا نزد خداى خود و خداى من مرا شفاعت كن كه پروردگار و مولاى من نيكو مولايى
 
وَ نِعْمَ الشَّفِيعُ أَنْتَ يَا مُحَمَّدُ عَلَيْكَ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِكَ السَّلاَمُ‏
 
 و تو اى محمد كه سلام بر تو و اهل بيتت باد نيكو شفيعى هستى
 
اللَّهُمَّ وَ أَوْجِبْ لِي مِنْكَ الْمَغْفِرَةَ وَ الرَّحْمَةَ وَ الرِّزْقَ الْوَاسِعَ الطَّيِّبَ النَّافِعَ‏
 
 پروردگارا و تو رحمت و آمرزش مرا با رزق وسيع حلال و طيب نافع بر خود حتم و لازم فرما
 
كَمَا أَوْجَبْتَ لِمَنْ أَتَى نَبِيَّكَ مُحَمَّداً صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ هُوَ حَيٌّ فَأَقَرَّ لَهُ بِذُنُوبِهِ‏
 
 چنانكه هر كس كه در زمان پيغمبرت به حضور مى ‏رسيد و اقرار به گناهانش مى ‏كرد
 
وَ اسْتَغْفَرَ لَهُ رَسُولُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ السَّلاَمُ فَغَفَرْتَ لَهُ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ‏
 
 و رسول تو بر او طلب آمرزش مى‏ كرد تو او را مى ‏آمرزيدى اكنون مرا هم به رحمتت بيامرز اى مهربانترين مهربانان عالم
 
اللَّهُمَّ وَ قَدْ أَمَّلْتُكَ وَ رَجَوْتُكَ وَ قُمْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ وَ رَغِبْتُ إِلَيْكَ عَمَّنْ سِوَاكَ‏
 
 پروردگارا من آرزومند تو و اميدم به درگاه توست و با شوق و رغبت به تو و اعراض از غير به حضور تو ايستاده‏ ام
 
وَ قَدْ أَمَّلْتُ جَزِيلَ ثَوَابِكَ وَ إِنِّي لَمُقِرٌّ (مُقِرٌّ) غَيْرُ مُنْكِرٍ وَ تَائِبٌ إِلَيْكَ مِمَّا اقْتَرَفْتُ‏
 
 و در حد كمال آرزومند ثواب بزرگ توام ابدا منكر گناهانم نيستم بلكه معترف و تايب و شرمنده به درگاهت از اعمالى كه مرتكب شده
 
وَ عَائِذٌ بِكَ فِي هَذَا الْمَقَامِ مِمَّا قَدَّمْتُ مِنَ الْأَعْمَالِ الَّتِي تَقَدَّمْتَ إِلَيَّ فِيهَا وَ نَهَيْتَنِي عَنْهَا وَ أَوْعَدْتَ عَلَيْهَا الْعِقَابَ‏
 
 و پناه به تو آورده ‏ام در اين مقام از آن گناهانى كه پيش فرستاده ‏ام تو در سابق علمت مرا از آن نهى كردى و بر آن وعده‏ عقاب دادى
 
وَ أَعُوذُ بِكَرَمِ وَجْهِكَ أَنْ تُقِيمَنِي مَقَامَ الْخِزْيِ وَ الذُّلِّ يَوْمَ تُهْتَكُ فِيهِ الْأَسْتَارُ وَ تَبْدُو فِيهِ الْأَسْرَارُ وَ الْفَضَائِحُ‏
 
 و باز پناه به تو مى ‏برم به كرم ذاتى و لطف ازلى تو كه مرا به مقام محروميت و خذلان و خوارى مقيم نگردانى در آن روزى كه پرده‏ ها بردرند و اسرار خلق و فضيحتهاى بندگان آشكار گردد
 
وَ تَرْعَدُ فِيهِ الْفَرَائِصُ يَوْمَ الْحَسْرَةِ وَ النَّدَامَةِ
 
 و شانه‏ ها بلرزه درآيد كه آن روز روز حسرت و ندامت و پشيمانى است
 
يَوْمَ الْآفِكَةِ يَوْمَ الْآزِفَةِ يَوْمَ التَّغَابُنِ يَوْمَ الْفَصْلِ يَوْمَ الْجَزَاءِ يَوْماً كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ يَوْمَ النَّفْخَةِ
 
 و روز پديد آمدن افك و زشتيهاى خلق است روز شناختن هر كس نتيجه اعمال خود است روز غبن و زيان بدكاران و روز فصل و جدايى خوبان و بدان و روز كيفر و پاداش بندگان است آن روز مقدارش پنجاه هزار سال است و روز نفخه صور است
 
يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ يَوْمَ النَّشْرِ يَوْمَ الْعَرْضِ‏
 
 كه جهان را بلرزاند و از پى آن نفخه، نفخه ديگر درآيد آن روز روز نشر نامه عمل است روز عرض بر كردگار است
 
يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ وَ صَاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ‏
 
 روزى است كه مردم در حضور رب العالمين قيام كنند روزى است كه هر كس از برادر و مادر و پدر و زن و فرزند خود مى‏ گريزد
 
يَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ وَ أَكْنَافُ السَّمَاءِ يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجَادِلُ عَنْ نَفْسِهَا
 
 روزى است كه زمين و اطراف آسمان شكافته شود روزى كه هر نفسى از جانب خود جدال و دفاع كند
 
يَوْمَ يُرَدُّونَ إِلَى اللَّهِ فَيُنَبِّئُهُمْ بِمَا عَمِلُوا
 
 روزى كه خلق به خدا بازگردند و به نتيجه اعمالشان آگاه گردند
 
يَوْمَ لاَ يُغْنِي مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَيْئًا وَ لاَ هُمْ يُنْصَرُونَ إِلاَّ مَنْ رَحِمَ اللَّهُ إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ‏
 
 روزى كه دوستى از براى دوست خود اثرى ندارد و از كسى به آنها يارى نرسد جز آنكه خدا به حالش ترحم كند كه خدا تنها بر خلق مقتدر و مهربان است
 
يَوْمَ يُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ
 
 روزى كه بسوى خدايى كه داناى عالم غيب و شهود است باز مى‏ گردند
 
يَوْمَ يُرَدُّونَ إِلَى اللَّهِ مَوْلاَهُمُ الْحَقِّ يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ سِرَاعاً كَأَنَّهُمْ إِلَى نُصُبٍ يُوفِضُونَ‏
 
 روزى كه بسوى خدا كه مولاى شما است به حق باز مى‏ گردند روزى كه سر از قبرها به سرعت برآورده گويى بسوى بتها و نتيجه پرستش غير خدا مى‏ شتابند
 
وَ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُنْتَشِرٌ مُهْطِعِينَ إِلَى الدَّاعِ إِلَى اللَّهِ‏
 
 و به مانند ملخ منتشر شوند و شتابان بسوى داعى به طرف خدا مى‏ روند
 
يَوْمَ الْوَاقِعَةِ يَوْمَ تُرَجُّ الْأَرْضُ رَجّاً يَوْمَ تَكُونُ السَّمَاءُ كَالْمُهْلِ وَ تَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ‏
 
 روز واقعه بزرگ روز زلزله زمين روزى كه آسمان مانند مس گداخته و كوهها چون پشم زده شده گردد
 
وَ لاَ يُسْأَلُ حَمِيمٌ حَمِيماً يَوْمَ الشَّاهِدِ وَ الْمَشْهُودِ يَوْمَ تَكُونُ الْمَلاَئِكَةُ صَفّاً صَفّاً
 
 و دوستى از حال دوستى نپرسد روز شاهد و مشهود است آن روزفرشتگان صف در صف ايستاده ‏اند
 
اللَّهُمَّ ارْحَمْ مَوْقِفِي فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ بِمَوْقِفِي فِي هَذَا الْيَوْمِ وَ لاَ تُخْزِنِي فِي ذَلِكَ الْمَوْقِفِ (الْيَوْمِ) بِمَا جَنَيْتُ عَلَى نَفْسِي‏
 
 پروردگارا در آن روز سخت موقف مرا جاى آسايش گردان و در آن روز مرا خوار مگذار با آن جنايات و زشتكاريها كه بر نفس خود كرده ‏ام
 
وَ اجْعَلْ يَا رَبِّ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ مَعَ أَوْلِيَائِكَ مُنْطَلَقِي وَ فِي زُمْرَةِ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ مَحْشَرِي‏
 
 و در آن روز سير مرا با دوستان و اولياء خود و حشرم را در زمره محمد (ص) و آل اطهارش عليهم السلام مقرر گردان
 
وَ اجْعَلْ حَوْضَهُ مَوْرِدِي وَ فِي الْغُرِّ الْكِرَامِ مَصْدَرِي‏
 
 و حوض كوثر او را محل ورودم قرار ده و جايگاهم را مقام عزت كرامت فرما
 
وَ أَعْطِنِي كِتَابِي بِيَمِينِي حَتَّى أَفُوزَ بِحَسَنَاتِي وَ تُبَيِّضَ بِهِ وَجْهِي وَ تُيَسِّرَ بِهِ حِسَابِي‏
 
 و كتابم را به دست راستم عطا فرما تا به حسنات خود رستگار و فيروز گردم و بدين سبب در آن روز رو سفيدم گردان و حسابم را سهل و آسان ساز
 
وَ تُرَجِّحَ بِهِ مِيزَانِي وَ أَمْضِيَ مَعَ الْفَائِزِينَ مِنْ عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ إِلَى رِضْوَانِكَ وَ جِنَانِكَ إِلَهَ الْعَالَمِينَ‏
 
 و ميزان حسناتم را سنگين‏تر گردان و مرا با رستگاران و بندگان شايسته خود رهسپار بهشت رضوان اى پروردگار عالميان قرار ده
 
اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ أَنْ تَفْضَحَنِي فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ بَيْنَ يَدَيِ الْخَلاَئِقِ بِجَرِيرَتِي أَوْ أَنْ أَلْقَى الْخِزْيَ وَ النَّدَامَةَ بِخَطِيئَتِي‏
 
 پروردگارا به تو پناه مى ‏برم كه به گناهان و زشتيهايم در آن روز مرا در ميان خلق مفتضح و رسوا سازى و مرا به خوارى و پشيمانى به خطاهايم دراندازى
 
أَوْ أَنْ تُظْهِرَ فِيهِ سَيِّئَاتِي عَلَى حَسَنَاتِي أَوْ أَنْ تُنَوِّهَ بَيْنَ الْخَلاَئِقِ بِاسْمِي‏
 
 و يا آنكه افعال بدم را بر اعمال نيكم غلبه دهى تا ميان خلق محشر بد نامم سازى
 
يَا كَرِيمُ يَا كَرِيمُ الْعَفْوَ الْعَفْوَ السَّتْرَ السَّتْرَ
 
 اى خداى كريم اى خداى كريم از تو عفو مى ‏طلبم از تو عفو مى ‏طلبم در پرده بپوش در پرده بپوش
 
اللَّهُمَّ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ أَنْ يَكُونَ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ فِي مَوَاقِفِ الْأَشْرَارِ مَوْقِفِي أَوْ فِي مَقَامِ الْأَشْقِيَاءِ مَقَامِي‏
 
 پروردگارا و به تو پناه مى ‏برم از آنكه در آن روز من در جايگاه اشرار مقام يابم يا در محل اشقياء منزل گيرم
 
وَ إِذَا مَيَّزْتَ بَيْنَ خَلْقِكَ فَسُقْتَ كُلاًّ بِأَعْمَالِهِمْ زُمَراً إِلَى مَنَازِلِهِمْ فَسُقْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ‏
 
 و اى خدا چون ميان خلق سعيد و شقى آن روز امتياز و جدايى افكنى مرا به رحمت خود در طبقه صالحان و سعادتمندان سوق ده
 
وَ فِي زُمْرَةِ أَوْلِيَائِكَ الْمُتَّقِينَ إِلَى جَنَّاتِكَ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ‏
 
 و در زمره دوستان‏و متقيانم بسوى بهشتهاى خود فرست اى پروردگار عالم.
 
پس وداع كن آن حضرت را و بگو
 
السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْبَشِيرُ النَّذِيرُ
 
 سلام بر تو اى رسول خدا سلام بر تو اى بشارت آرنده به خوبان و ترساننده بدان
 
السَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا السِّرَاجُ الْمُنِيرُ
 
 سلام بر تو اى چراغ روشن (نور هدايت خدا)
 
السَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا السَّفِيرُ بَيْنَ اللَّهِ وَ بَيْنَ خَلْقِهِ‏
 
 سلام بر تو اى سفير خدا ميان خلق
 
أَشْهَدُ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَنَّكَ كُنْتَ نُوراً فِي الْأَصْلاَبِ الشَّامِخَةِ وَ الْأَرْحَامِ الْمُطَهَّرَةِ
 
 شهادت مى ‏دهم اى رسول خدا كه تو در صلب نور وجود مردان بزرگ و بلند همت و رحم زنان پاكيزه و منزه و پاك فطرت به وجود آمدى
 
لَمْ تُنَجِّسْكَ الْجَاهِلِيَّةُ بِأَنْجَاسِهَا وَ لَمْ تُلْبِسْكَ مِنْ مُدْلَهِمَّاتِ ثِيَابِهَا
 
 و هرگز آلايش و ناپاكيهاى جاهليت گوهر پاك تو را نيالود و در تو دوران جاهليت لباس ظلمت و ناپاكى خود نپوشانيد
 
وَ أَشْهَدُ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَنِّي مُؤْمِنٌ بِكَ وَ بِالْأَئِمَّةِ مِنْ أَهْلِ بَيْتِكَ مُوقِنٌ بِجَمِيعِ مَا أَتَيْتَ بِهِ رَاضٍ مُؤْمِنٌ‏
 
 و گواهى مى ‏دهم اى رسول خدا كه من به نبوت شما و ولايت امامان از اهل بيت شما ايمان دارم و به آنچه از جانب خدا آورديد به مقام يقين هستم و به همه خشنود و با ايمانم
 
وَ أَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِكَ أَعْلاَمُ الْهُدَى وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى وَ الْحُجَّةُ عَلَى أَهْلِ الدُّنْيَا
 
 و گواهى مى ‏دهم كه امامان از اهل بيت تو همه اعلام و نشانه‏ هاى هدايت و رشته محكم خدا و حجت خلق بر اهل دنيا هستند
 
اللَّهُمَّ لاَ تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِيَارَةِ نَبِيِّكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ السَّلاَمُ‏
 
 پروردگارا اين زيارت مرا آخر عهد زيارت رسولت قرار مده
 
وَ إِنْ تَوَفَّيْتَنِي فَإِنِّي أَشْهَدُ فِي مَمَاتِي عَلَى مَا أَشْهَدُ عَلَيْهِ فِي حَيَاتِي‏
 
 و اگر مرا قبض روح كردى شهادت مى‏ دهم در عالم ممات خود به آنچه در حيات خود شهادت دادم
 
أَنَّكَ أَنْتَ اللَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ وَحْدَكَ لاَ شَرِيكَ لَكَ‏
 
 به اينكه تو اى خدا بى‏ هيچ شك خدايى هستى يكتا و بدون شرك شريك
 
وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُكَ وَ رَسُولُكَ وَ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ أَوْلِيَاؤُكَ وَ أَنْصَارُكَ وَ حُجَجُكَ عَلَى خَلْقِكَ‏
 
 و محققا محمد (ص) بنده خاص تو و رسول گرامى توست و البته امامان از اهل بيت او دوست و ولى تو و يارى كنندگان دين تو و حجت بر خلق تواند
 
وَ خُلَفَاؤُكَ فِي عِبَادِكَ وَ أَعْلاَمُكَ فِي بِلاَدِكَ وَ خُزَّانُ عِلْمِكَ وَ حَفَظَةُ سِرِّكَ وَ تَرَاجِمَةُ وَحْيِكَ‏
 
 و خليفه تو و بجاى رسول تو از بين بندگان تواند و در بلاد تو نشانه‏ هاى وجود و رحمت تواند و خازنان گنج علم تواند و نگهبانان سر تو و مفسران وحى تواند
 
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
 
 پروردگارا درود فرست بر محمد (ص) و آل محمد
 
وَ بَلِّغْ رُوحَ نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ فِي سَاعَتِي هَذِهِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ تَحِيَّةً مِنِّي وَ سَلاَماً
 
 و به روح ‏پاك پيغمبر خود محمد (ص) و آل او در اين ساعت و در همه ساعات تحيتى و سلامى از من بفرست
 
وَ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ لاَ جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ تَسْلِيمِي عَلَيْكَ‏
 
 و سلام بر تو اى رسول خدا و رحمت و بركات خدا بر تو باد و اين سلام را خدا آخر سلام من قرار ندهد.

ده خصلتی که باید برای کسب آن تلاش کرد - راه دستیابی به بی نیازی واقعی

 سخن امام صادق(علیه السلام) درباره ده خصلتی که باید برای کسب آن تلاش کرد

 

اين خصلتها ممكن است در مرد باشد و در فرزندش نباشد، يا در فرزند باشد و در پدرش نباشد، يا در برده باشد و در شخص آزاد نباشد.
اصول كافى ـ به نقل از حسين بن عطيه ـ : امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: كرامت ها[ى اخلاقى] ده تاست. اگر توانستى آنها را در خود فراهم آورى، چنان كن. اين خصلت ها ممكن است در مرد باشد و در فرزندش نباشد، يا در فرزند باشد و در پدرش نباشد، يا در برده باشد و در شخص آزاد نباشد.
گفته شد: اين خصلتها كدام اند؟
فرمود: پايمردى در نبرد، راستْ گفتارى، امانتدارى، صله رَحِم، ميهمان نوازى، اطعام فقير، جبران نيكى ها، رعايت حقوق همسايه و دفع ضرر از رفيق؛ و برترين آنها حياست.


متن حدیث:
 
 
الكافي عن الحسين بن عَطيّة عن الإمام الصادق عليه السلام : المَكارِمُ عَشرٌ ، فَإِنِ استَطَعتَ أن تَكونَ فيكَ فَلتَكُن، فَإِنَّها تَكونُ فِي الرَّجُلِ ولا تَكونُ في وَلَدِهِ ، وتَكونُ فِي الوَلَدِ ولا تَكونُ في أبيهِ ، وتَكونُ فِي العَبدِ ولا تَكونُ فِي الحُرِّ .
قيلَ : وما هُنَّ؟
قالَ: صِدقُ البَأسِ(/ اليأس)، وصِدقُ اللِّسانِ، وأداءُ الأَمانَةِ، وصِلَةُ الرَّحِمِ، و إقراءُ الضَّيفِ، و إطعامُ السّائِلِ، وَ المُكافَأَةُ عَلَى الصَّنائِعِ، وَالتَّذَمُّمُ لِلجارِ، وَالتَّذَمُّمُ لِلصّاحِبِ، ورَأسُهُنَّ الحَياءُ.



«اصول كافي؛ جلد 2 صفحه 55»
 

توصیه پیامبر(صل الله) درباره راه دستیابی به بی نیازی واقعی

 

رسول خدا صلی الله علیه و آله به مردی که از ایشان توصیه ای خواسته بود فرمودند از آنچه در دست مردم است ناامید باش.
ابوحمزه ثمالی از امام محمد باقر علیه السلام نقل می‌کند که می‌فرمایند: مردی نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد: ای پیامبر خدا چیزی به من تعلیم کن.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: از آنچه در دست مردم است ناامید باش که بی‌نیازی آماده همین است.
گفت: ای پیامبر خدا بیشتر برایم بگو: فرمود: از طمع پرهیز کن که نیازمندی آماده همین است.
 
متن حدیث: 
 
اتی رجل رسول الله صلی الله علیه و آله فقال عَلِّمنی یا رَسُولَ الله شَیئاً، فقالَ (صلی الله علیه و آله و سلم): عَلَیکَ بِالیَأسِ مِمّا فی أَیدِی النّاسِ فَإنَّهُ الغَنِیَ الحاضِرُ، قالَ: زِدنی یا رَسُولَ اللهِ قالَ: إیّاکَ وَ الطَّمَعَ فَإنَّهُ الفقَرُ الحاضِرُ.
 
 
 
«وسائل الشیعه، جلد 11، صفحه 322»