دعاهای مستجاب الدعوه

اگرچه دعاهای زیادی از امامان معصوم (علیه السلام) نقل شده است که مورد اجابت واقع شده و سریع الاجابة هستند، که ذکر متن آنها در این جا مقدور نیست و فقط به ذکر اسامی چند مورد که دارای اهمیت خاص هستند اشاره می شود:

1. دعای توسل

2. دعای فرج

3. دعای اسم اعظم

4. دعای مقاتل بن سلیمان از امام سجاد(ع)

5. دعایی تحت عنوان سریع الاجابة: از امام موسی بن جعفر (ع) با این شروع که: «اللهم انی اطعتک فی احب الاشیاء الیک و ....»

6. دعایی از امام صادق (ع) که هر کسی ده بار یا الله بگوید، به او گفته می شود، لبیک، حاجت تو چیست؟

7. دعایی از امام جعفر صادق (ع) که هر کس یا رب یا الله بگوید به گونه ای که تا نفس او قطع شود، گفته می شود لبیک حاجت تو چیست؟

 این دعا ها در کتاب مفاتیح الجنان تحت عنوان دعای سریع الاجابة آمده است.

دعا ارتباط نیازمندانه بنده با ذات حق تعالی، برای رفع نیازهای دنیوی و اخروی است.

استجابت دعا، مانند هر پدیده دیگری، قوانین آداب و شروطی دارد که با وجود آن آداب و شرایط است که دعا به اجابت می رسد و اگر آن شرایط موجود نباشد، یا مانعی در استجابت آن باشد که ما به آن علم نداریم، اگر چه سریع الاجابة ترین دعا هم باشد، باز ممکن است مورد اجابت واقع نشود. [1] به هر حال چون ذکر متن دعاها در این جا مقدور نیست، فقط به ذکر اسامی چند مورد که دارای اهمیت خاص هستند اشاره می شود:

1. دعای توسل:

محمد ابن بابویه دعای توسل را از ائمه (ع) نقل کرده و گفته است که این دعا را در هیچ امری نخواندم، مگر آن که اثر اجابت آن را به زودی یافتم دعای توسل از دعاهای مشهور است که در شب های چهارشنبه خوانده می شود. در این دعا با توسل به چهارده معصوم (ع) و واسطه قرار دادن آنها به درگاه الاهی پس از اتمام دعا، حاجت خود را از خدا در خواست می کنیم. جملات صدر و ذیل آن چنین است: « اللهم انی اسئلک و اتوجه الیک بنبیک نبی الرحمة...» خدایا من از تو می خواهم و روی می آورم به سوی تو، به پیامبرت، پیامبر رحمت... «یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله» ای آبرومند نزد خدا، شفاعت کن برای ما نزد خدا [2] .

2. دعای فرج:

کفعمی درکتاب بلدالامین دعایی از حضرت علی (ع) نقل کرده که اگر شخص گرفتار، ترسیده، نگران و غم دیده، آن را بخواند، حق تعالی گشایش در کار او ایجاد نماید، که ابتدا و انتهای این دعا چنین است:

«یا عماد من لا عماد له...» : ای پشتیبان کسی که پشتیبان ندارد... «وافعل بی ما انت اهله»: با من چنان کن که تو اهل آنی [3] . و آنگاه پس از دعاء حاجت خود را بطلبد.

3. دعای اسم اعظم:

سید علیخان شیرازی درکتاب کلم طیب نقل فرموده: اسم اعظم خدای تعالی آن است که افتتاح او « الله» و اختتام او «هو» است، هر که اسم اعظم خدای تعالی را روزی یازده بار ورد خود قرار بدهد، هرآینه هر امر مهم جزئی و کلی برای او آسان شود و آن اسم اعظم پنج آیه از پنج سوره ی مبارکه ی بقره، آل عمران، نساء، طه و تغابن است، با این ویژگی که حروف آن نقطه ندارد و تغییری در اعراب آنها صورت نمی گیرد:

1. «الله لا إله إلا هو الحی القیوم ... » تا آخر آیة الکرسی،

2. «الله لا اله الا هو ...نزل علیک الکتاب ...»

3. «الله لا إله ان هو لیجمعنکم ...»

4. «الله لا إله ان هو له الاسماء ...»

5. «الله لا إله الا هو و علی إلله...» [4]

4. دعای مقاتل بن سلیمان از امام سجاد (ع):

امام سجاد (ع) به مقاتل بن سلیمان، دعایی را تعلیم داده، که مقاتل گوید هر کس این دعا را صد بار بخواند ، دعایش مستجاب خواهد شد. ابتدا و انتهای این دعا چنین است: «الهی کیف ادعوک و انا...:» خدایا چطور بخوانم تو را و حال من منم... «تفرج عنی فرجا عاجلا غیر اجل نفسک و رحمتک یا ارحم الراحمین» گشایش فوری بدون مدت دار، به من عطا کن به فضل و رحمت خودت، ای مهربان ترین مهربانان. [5]

5. دعای سریع الاجابة:

کفعمی در بلدالامین دعایی از امام موسی کاظم (ع) نقل کرده و فرموده: عظیم الشأن و سریع الاجابة است که جملات صدر و ذیل آن چنین است:

«اللهم انی اطعتک فی احب الاشیاء الیک و هو التوحید»: خدایا من تو را اطاعت کردم در آنچه بیشتر دوست داری و آن یگانه دانستن تواست.

«و ارزقنی من حیث احتسب و من حیث لا احتسبه، انک ترزق من تشاء بغیر حساب»، روزی ام ده، از آن جا که گمان می برم و از آن جا که گمان نمی برم؛ زیرا تو روزی دهی هر که را بخواهی بی حساب؛ پس از اتمام دعا حاجت خود را بطلب. [6]

6. دعایی از امام صادق (ع) که هر کسی ده بار یا الله بگوید، به او گفته می شود، لبیک، حاجت تو چیست؟. [7]

7. دعایی از امام جعفر صادق (ع) که هر کس یا رب یا الله بگوید به گونه ای که تا نفس او قطع شود، گفته می شود لبیک حاجت تو چیست؟. [8]

همه ی این دعاها را مرحوم شیخ عباس قمی در کتاب مفاتیح الجنان، فصل پنجم آورده است.

البته لازم به تذکر است که برای حاجت های خاص، دعاهای خاصی وارد شده است که برای کسب اطلاع از آنها می توانید به کتاب مفاتیح الجنان مراجعه کنید.


[1]   برای آگاهی بیشتر در باره ی دعا آداب و شرایط آن رجوع کنید به نمایه های :

۱.   شرایط حتمی استجابت دعا، سؤال شماره ی ۹۸۳.

۲.   نحوه و چگونگی تشخیص مصلحت در دعا، سؤال شماره ی ۷۶۴.

[2]    مفاتیح الجنان، دعای توسل، ص 225.

[3]    همان؛ دعای فرج.

[4]    همان، آیات اسم اعظم، ص 224.

[5]    همان، دعای مقاتل بن سلیمان، ص 236.

[6]    مفاتیح الجنان، دعای سریع الاجابة، ص 237 و 754.

[7]    اصول کافی، کتاب الدعاء، باب: هر کس ده بار یا الله بگوید.

[8]    همان، باب هر کس یا الله یا رب بگوید تا نفس بند آید.

مردگان ما را می بینند و از رفتار و کردار ما آگاهند؟ایا مردگان صدای ما را می شنوند!

مردگان صدای ما را می شنوند!

مردگان  توان شنیدن و فهمیدن را دارند، گرچه گوش و مغز مادی آنان از کار افتاده باشد.  باید به این مهم توجه شود که «مردگان»، موجوات دیگری نیستند، بلکه همین انسان است و همین روحی است که در دنیا نیز هست، منتهی دیگر امکان و ابزار بدن از او گرفته شده است ,

آیا مردگان ما را می بینند؟
زندگی انسان در این دنیا با مرگ پایان می یابد، ولی هرگز این به معنای پایان زندگی نیست، بلکه آغاز نوع زندگی دیگر است که تا ابدیت ادامه دارد. هرکسی در زندگی کوتاه خود فرصت این را دارد تا خود را برای ابدیت بسازد. این تنها فرصت استثنایی بشر است که براساس آموزه های قرآنی هرگز تکرار نخواهدشد و دیگر فرصتی به انسان برای بازسازی، اصلاح نادرستی ها، جبران کمبودها و فعلیت کمالات داده نمی شود.
مرگ، روح آدمی را از کالبد جسمانی و خاکی بیرون می آورد و در کالبدی لطیف قرار می دهد که می تواند کالبد جسمانی برزخی و یا اخروی باشد. روح به عالم دیگری کوچ می کند، اما این جسد و کالبد خاکی در همین دنیا می ماند.
آیا کارهای خارق العاده نیز از مردگان امکان پذیر است یا خیر ؟

آیا در خواست از کسانی که حیات جسمانی ندارند و در بین ما نیستند صحیح و مشروع میباشد یا خیر ؟ آیا انبیاء و بزرگان زنده هستند یا خیر ؟ و آیا بعد از مرگ جسمانی ، روح آنان نیز مانند جسمشان از بین رفته و ارتباط ما با آنان قطع می شود یا خیر ؟

پاسخ :
در مورد بحث معاد جسمانی و بقاء روح  مردگان باید چهار مطلب را تشریح کرده و بعد از این مطالب پی به صحت چنین مطلبی پیدا کنیم . اما این چهار مطلب عبارت اند از :
1-هرگز مرگ انسان به معنای فنا و نابودی نیست ، بلکه جسم او فقط از بین می رود وروح او که مجرد است باقی می ماند و باید در روز قیامت روح بر انگیخته شود تا جهت حسابرسی آماده باشد .
2-علاوه بر اینکه روح آنان باقی می ماند ، ارتباط ما با مردگان قطع نشده و آنان صدای ما را می شنوند .
3-از آیات کثیره قران مستفاد می شود که پیامبران و انبیاء و اولیاء و اوصیاء از یک سلسله کمالات معنوی و قدرت های روحی و احترامات خاص و ویژه ای برخوردار هستند .
4-این کمالات معنوی و قدرت های روحی خاص و ویژه ، فقط در جسم آنان خلاصه نمی شود ، بلکه اکثر این موارد بر روح و روان آنان تطبیق داده می شود زیرا که آنان جاویدان هستند که با رفتن جسم آنان ، روح مردگان زائل نمی شود .
حال به تشریح هر یک از اقسام چهارگانه می پردازیم :
1)مرگ انسان به معنای نابودی و فنا نیست :
الف :وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ (سوره آل عمران آیه 169 و 170)
هرگز کسانی را که در راه خدا کشته شده‏اند مرده مپندار بلکه زنده‏اند که نزد پروردگارشان روزی داده می‏شوند ، به آنچه خدا از فضل خود به آنان داده است‏شادمانند و برای کسانی که از پی ایشانند و هنوز به آنان نپیوسته‏اند شادی می‏کنند که نه بیمی بر ایشان است و نه اندوهگین می‏شوند
ب :وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبیلِ اللّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْیَاء وَلَکِن لاَّ تَشْعُرُونَ (سوره بقره آیه 154)
و کسانی را که در راه خدا کشته می‏شوند مرده نخوانید بلکه زنده‏اند ولی شما نمی‏دانید
ج:وَسَیَرَی اللّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَی عَالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ (سوره توبه آیه 94)
و به زودی خدا و رسولش عمل شما را خواهند دید آنگاه به سوی دانای نهان و آشکار بازگردانیده می‏شوید و از آنچه انجام می‏دادید به شما خبر می‏دهد
نکته : این آیه منحصر در زمان حیات جسمانی پیامبر نیست ، بلکه در مورد بعد از مرگ ایشان نیز میباشد چون با کلمه ثم فهمیده میشود که تا روز قیامت اعمال بر پیامبر عرضه میشود و سپس در روز قیامت به عالم الغیب و الشهاده باز گشت داده میشود . زیرا ثم به ما می فهماند پس از عرضه بر پیامبر ، به عالم غیب منتقل میشود .
د :وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَیَرَی اللّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَی عَالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ (سوره توبه آیه 105)
و بگو [هر کاری می‏خواهید] بکنید که به زودی خدا و پیامبر او و مؤمنان در کردار شما خواهند نگریست و به زودی به سوی دانای نهان و آشکار بازگردانیده می‏شوید پس ما را به آنچه انجام می‏دادید آگاه خواهد کرد
در این آیه نیز نحوه ی استدلال مانند آیه قبل است با این فرق که سین که برسر ستردون وارد شده است ، حرف مستقبل است و معنای قیامت از آن فهمیده می شود . یعنی در آینده (قیامت) به سوی دانای پنهان و آشکار بازگردانیده می شوید ؛ پس تا روز قیامت اعمال بر خدا و پیامبر مخفی نمی ماند
2)از متن و فحوا آیات بالا مستفاد می شود که وقتی زنده بودن مردگان و کسانی که در راه خدا کشته شده اند (پیامبران و انبیآء و بزرگان نیز جزء شهدا محسوب میشوند چرا که در راه خدا و تبلیغ دین توحید و در راه الهی از دنیا رفته اند) به اثبات رسید ، بلکه آنان نمرده اند و زنده هستند و مصداق این مطلب در مورد پیامبران صادق است ، فهمیده می شود که آنان در حکم انسان زنده هستند و همان طوری که ارتباط با انسان زنده برقرار است ، اینان که در حکم زنده هستند ، ارتباط با مردگان نیز برقرار است .
3)اولیاء و بزرگان الهی مرکز کمالات معنوی و روحانی می باشند :
کرامات معنوی ، روحانی و الهی پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله )
1-قرآن مجید به پاس احترام پیامبر ، به مسلمانان دستور می دهد که با پیامبر با صدای بلند صحبت نکنند و نزد ایشان فریاد نزنند ، چرا که اینگونه اعمال در نزد ایشان موجب از بین رفتن و حبط اعمال می شود :
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَالُکُمْ وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُون(سوره حجرات آیه 2)
ای کسانی که ایمان آورده‏اید صدایتان را بلندتر از صدای پیامبر مکنید و همچنانکه بعضی از شما با بعضی دیگر بلند سخن می‏گویید با او به صدای بلند سخن مگویید مبادا بی‏آنکه بدانید کرده‏هایتان تباه شود
2-خداوند به پیامبر خیر کثیر عنایت کرده است :
إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَر (سوره کوثر آیه 1)
ما به تو خیر کثیری عنایت کردیم
3-از جمله مقامات معنوی پیامبر این است که خدا دستور می دهد که مؤمنین بر ایشان صلوات و سلام و درود بفرستند :
إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا (سوره احزاب آیه 56)
خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود می‏فرستند ای کسانی که ایمان آورده‏اید بر او درود فرستید و به فرمانش بخوبی گردن نهید
4-٫خداوند وقتی به پیامبر لطف میکند آن ار با لفظ عظیم و بزرگ یاد می کند :
وَأَنزَلَ اللّهُ عَلَیْکَ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَعَلَّمَکَ مَا لَمْ تَکُنْ تَعْلَمُ وَکَانَ فَضْلُ اللّهِ عَلَیْکَ عَظِیمًا(سوره نساء آیه 113)
و خدا کتاب و حکمت بر تو نازل کرد و آنچه را نمی‏دانستی به تو آموخت و تفضل خدا بر تو همواره بزرگ بود
5-خداوند ایشان را (و اهل بیت ایشان را ) از هرگونه رجس و پلیدی به دور نگه داشته است :
إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا(سوره احزاب آیه 33)
خدا فقط می‏خواهد آلودگی را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند
6-خداوند پیامبر را برای جهانیان رحمت میداند :
وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِینَ (سوره انبیاء آیه 107)
و تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم
7-مقام و جسم و روح پیامبر آن قدر بالاست که خداوند به جان گرامی ایشان قسم می خورد :
لَعَمْرُکَ إِنَّهُمْ لَفِی سَکْرَتِهِمْ یَعْمَهُونَ(سوره حجر آیه 72)
به جان تو سوگند که آنان در مستی خود سرگردان بودند
8-خداوند از پیامبر به عنوان خلق بزرگ یاد می کند :
وَإِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ (سوره قلم آیه 4)
و راستی که تو را خویی والاست
9-وجود پیامبر در میان مردم ، باعث برداشته شدن عذاب از آنان می گردد :
وَمَا کَانَ اللّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِیهِمْ وَمَا کَانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ یَسْتَغْفِرُونَ (سوره انفال آیه 33)
و[لی] تا تو در میان آنان هستی خدا بر آن نیست که ایشان را عذاب کند و تا آنان طلب آمرزش می‏کنند خدا عذاب‏کننده ایشان نخواهد بود
4)این کمالات معنوی و قدرت های روحی و احترامات خاص و ویژه در جسم انبیاء و پیامبران و بزرگان خلاصه نمی شود بلکه اکثر این موارد بر روح و روان آنان تطبیق داده میشود ؛ زیرا که آنان جاویدان هستند و با از بین رفتن جسم ، روح آنان باطل و ضایع نمی گردد .
توضیح مطلب فوق :انسان در بدو نظر ترکیبی از جسم و روح است ، ولی واقعیت انسان همان روح میباشد که با بدن همراه است . زیرا روح است که انسان را به سعادت و کمال می رساند .

ایا مردگان ما را میبینند
حقیقت انسان روح اوست . جسم انسان که چندی در دنیا زندگی میکند ، چندادن دارای اهمیت خاصی نیست ، چون همه اجسام از دنیا میروند و و آنچه باقی می ماند روح آنان است و این روح آدمی در نزد خداوند تبارک و تعالی حاضر می شود و باید پاسخگوی اعمال و رفتار خود باشد . در واقع اگر قرار باشد که انسان با جسم خودش در مقابل خدا قرار بگیرد ، خالی از اشکال نیست ؛ زیرا اولا :عقلا صحیح نیست و محال لازم می آید و ثانیا :هیچ آیه از قرآن نداریم که دال بر بر انگیختن انسان به صورت جسم و حاضر شدن او در برابر خدا ، را متذکر شود . برخلاف این مطلب ، آیات قرآن نیز دال بر این است که بر انگیختن انسان در واقع روح اوست نه جسم او .
خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم در این باره می فرماید :
قُلْ یَتَوَفَّاکُم مَّلَکُ الْمَوْتِ الَّذِی وُکِّلَ بِکُمْ ثُمَّ إِلَی رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ (سوره سجده آیه 11)
بگو فرشته مرگی که بر شما گمارده شده جانتان را می‏ستاند آنگاه به سوی پروردگارتان بازگردانیده می‏شوید
در این آیه به صراحت معلوم است که فرشته مرگ روح انسان را می گیرد نه جسم او را . زیرا که گرفتن جسم انسان که محدود به حد و مرزی است ، در مورد فرشته مرگ راه ندارد ولی گرفتن روح انسان صحیح و بی غلط است . پس این روح آدمی است که فرشته مرگ او را می گیرد و آن را برای اعمال و حسابرسی آماده میکند نه جسم او را . همچنین از این آیه فهمیده می شود که انسان وقتی می میرد به معنا و منزله ی فنا و نابودی او نیست بلکه دوباره حیاتی بخشیده میشود ، علی الخصوص افرادی مانند شهدا که طبق آیه 169 سوره مبارکه آل عمران زنده بود آنان زا بیان نمودیم ، و اگر انسان را منحصر در جسم بدانیم بحث بقاء انسان یا حیات برزخی او نیز بی مفهوم میشود . که به حمد الله بحث حیات برزخی را تا حدودی و تا جائی که این نوشته مجال داشت را اشاره کردیم و آیات ان را نیز بازگو نمودیم .
تا حال بحث هایی که صورت گرفت ، دال بر این بود که کمک خواستن چه از زنده و چه از مرده ، چه ازطریق عادی و چه از طریق ماراء طبیعت و خارق العاده امکان پذیر بوده و آیاتی چند از قرآن نیز بدان اشاره نشده است . حال سوال پیش می آید که طبق مورد سوم و چهارم ؛ یعنی در خواست از ماوراء طبیعت از شخص زنده و در خواست و واسطه قراردن شخص مرده ( با توجه به آیات گذشته و مباحث مطرح شده که اثبات گردید زنده و ارتباطشان با ما قطع نشده بلکه کلام ما را می شنوند ) چه ایراد و مشکلی دارد؟؟؟
حال اگر کسی بخواهد ارتباط با ارواح را شرک بشمارد و یا بخواهد منکر حیات پس از مرگ شود و یا قطع ارتباط ما با مردگان ( با توجه به زنده بودن آنان ) بعد از مرگشان شود ، ادعای بی اساس و باطل است . چرا که با آیات سابقه به اثبات رساندیم که تمامی این مطالب و شبهات پوچ بوده و مراتب مختلف این مبحث را با استناد به آیات قرآن بر شمرده و به اثبات رساندیم .
و نیز اگر کسی بخواهد باز در این مطلب خدشه کند و کمالات معنوی و روحی خاص پیامبران و انبیاء و بزرگان را محدود به این دنیا کند و حد آن را جسم بر شمرد ، و فقط قائل به مادی بودن این کمالات شود ، این صحبت نیز پوچ و باطل ایت . زیرا چونکه ثابت کردیم که منشأ تمام کمالات معنوی روح است و این واقعیت نیز از روح سرچشمه می گیرد و بدن مانند لباسی است که بر روی روح قرار گرفته است . خلاصه آنکه اصل در مطلب روح است و روح بی حد و اندازه است ، پس این اشکال نیز باطل است .
و اما نتیجه آنکه ؛ همان طور که با ادله و براهین قاطعه از قرآن کریم ثابت کردیم که در خواست همان طور که از فرد زنده انجام می پذیرد ، از ارتباط با مردگان نیز و کسی که در قید حیات نیست جایز می باشد و خالی از شرک است و مردگان نیز صدای مارا می شنوند و ائمه و پیامبران نیز واقف بر این مطلب هستند .

ماه صفر ، اعمال مشترکی دارد که توصیه شده روزانه انجام دهید - اعمال ماه صفر

ماه صفر و اعمال وارد شده در این ماه

ماه صفر دومین ماه قمری است که برای نامگذاری آن دو دلیل ذکر می شود:

نخست این که از صُفْرَة به معنای زردی گرفته شده، زیرا زمان انتخاب نام با فصل پاییز و زرد شدن برگ درختان مقارن بوده است.

دلیل دوم این که از صِفْر به معنای خالی گرفته شده است، چرا که با پایان یافتن ماه های حرام(رجب، ذی القعده، ذی الحجه و محرم) قبایل بار دیگر وارد جنگ می شدند و شهرها خالی می شد.

معروف است که ماه صفر ماهی منحوس است. در چرایی منحوس بودن ماه صفر دلایلی از جمله رحلت پیامبر اکرم(ص)، شهادت امام حسن(ع) و امام رضا(ع) در این ماه را ذکر می کنند. همچنین ابتدای ماه صفر با ورود کاروان اسرا به شهر شام مصادف است، و نیز آغاز جنگ صفین در نخستین روز ماه صفر بوده است.

 

ماه صفر ، اعمال مشترکی دارد که توصیه شده روزانه انجام دهید

 

در برخی از روایات اسلامی آمده است که مسلمانان از انجام کارهای مهم در ماه صفر، پرهیز و برای دفع آفات و بلایای این ماه بسیار صدقه دهند. به همین دلیل مسلمانان از این ماه به عنوان ماهی نحس و بد یمن یاد می کنند، چرا که در ماه صفر وحی قطع می شود. حضرت علی(ع) در این مورد فرموده است: با رحلت پیامبر(ص) چیزی قطع شد که با فوت هیچ احدی قطع نشد.

اول ماه صفر
اعمال مشترک اول هر ماه در ابتدای ماه صفر نیز قابل توجه است از جمله:

دعا
در زمان دیدن هلال ماه صفر خواندن دعای هلال وارد شده است. حداقل آن است که سه مرتبه بگوید: اللّهُ اَکْبَر و سه مرتبه لا إلهَ الَّا الْلّه و سپس بگوید: اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی أذْهَبَ شَهْرَ کَذا وَ جاءَ بِشَهْرِ کَذا.

بهترین دعای زمان رؤیت هلال، دعای چهل و سوم صحیفه سجادیه است.

قرآن
خواندن هفت مرتبه سوره «حمد».

روزه
از أموری که بر آن تأکید شده، سه روز روزه گرفتن در هر ماه است. مرحوم علامه مجلسی در زادالمعاد می گوید: مطابق مشهور، این سه روز، پنجشنبه اول ماه و پنجشنبه آخر ماه و چهارشنبه اول از دهه وسط ماه است.

نماز
شب اول ماه: دو رکعت نماز بجا آورد، به این نحو که: در هر رکعت پس از سوره حمد سوره انعام را بخواند سپس از خداوند متعال بخواهد که او را از هر ترسی و هر دردی ایمن گرداند.

روز اول ماه: خواندن نماز اول ماه که آن دو رکعت است، در رکعت اول بعد از حمد سی مرتبه سوره توحید و در رکعت دوم بعد از حمد سی مرتبه سوره قدر بخواند و بعد از نماز صدقه ای در راه خدا بدهد،هر کس چنین کند، سلامت خود را در آن ماه از خداوند متعال گرفته است.

اعمال مستحبی ماه صفر
درباره اعمال مستحبی که در ماه صفر ذکر شده، اهم آن ها خواندن دعا، تلاوت قرآن، اقامه نماز و روزه داری است.

دعای ویژه ماه صفر نیز از محدث بزرگ مرحوم «فیض کاشانی» نقل شده که مستحب است هر روز 10 مرتبه قرائت شود:

یا شَدیدَ الْقُوی وَیا شَدیدَ الْمِحالِ یا عَزیزُ یا عَزیزُ یا عَزیزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِکَ جَمیعُ خَلْقِکَ فَاکْفِنی شَرَّ خَلْقِکَ یا مُحْسِنُ یا مُجْمِلُ یا مُنْعِمُ یا مُفْضِلُ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ الظّالِمینَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنینَ وَصَلَّی اللّهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ.

ای سخت نیرو و ای سخت عقوبت! ای عزیز، ای عزیز، ای عزیز! در برابر عظمت تو همه آفریدگانت خوار شدند، پس کفایت کن از من شر خلقت را. ای نیکو ده، ای زیبایی بخش، ای نعمت بخش، ای فزون بخش، ای که معبودی جز تو نیست! منزهی تو و من از ستمکاران هستم. پس دعای او (یونس) را اجابت کردیم و از اندوه نجاتش دادیم و این چنین نجات دهیم مؤمنان را و درود خدا بر محمد و آل پاک و پاکیزه اش

سید بن طاووس در کتاب اقبال الاعمال نیز اعمالی را برای ماه صفر ذکر کرده که به شرح ذیل است:

روز سوم
در روز سوم ماه صفر، دو رکعت نماز بخوان که در رکعت اوّل سوره حمد و سوره فتح و در رکعت دوم سوره حمد و سوره توحید قرائت شود و پس از سلام نماز، صد بار صلوات بفرست و صد بار آل ابی سفیان را لعنت کن و صد مرتبه استغفار نما و آنگاه حاجت خویش را از خداوند بخواه.

روزبیستم
در روز اربعین زیارت امام حسین(ع) مستحب است و مورد تأکید قرار گرفته. در روایتی که شیخ طوسی از امام حسن عسکری(ع) نقل کرده، چنین آمده است: نشانه های مؤمن پنج چیز است: به جای آوردن 51 رکعت نماز(17 رکعت نماز واجب و 34 رکعت نافله)؛ خواندن زیارت اربعین امام حسین علیه السلام؛ انگشتر را بر دستِ راست نهادن؛ پیشانی را به هنگام سجده بر خاک گذاردن و “بسم الله الرّحمن الرّحیم” را در نماز بلند گفتن.

زیارت اربعین که در این روز مستحب است، در کتاب های دعا آمده است و چنین است:

السَّلامُ عَلَی وَلِیِّ اللَّهِ وَ حَبِیبِهِ السَّلامُ عَلَی خَلِیلِ اللَّهِ وَ نَجِیبِهِ السَّلامُ عَلَی صَفِیِّ اللَّهِ وَ ابْنِ صَفِیِّهِ السَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ السَّلامُ عَلَی أَسِیرِ الْکُرُبَاتِ وَ قَتِیلِ الْعَبَرَاتِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّهُ وَلِیُّکَ وَ ابْنُ وَلِیِّکَ وَ صَفِیُّکَ وَ ابْنُ صَفِیِّکَ الْفَائِزُ بِکَرَامَتِکَ أَکْرَمْتَهُ بِالشَّهَادَةِ وَ حَبَوْتَهُ بِالسَّعَادَةِ وَ اجْتَبَیْتَهُ بِطِیبِ الْوِلادَةِ وَ جَعَلْتَهُ سَیِّدا مِنَ السَّادَةِ وَ قَائِدا مِنَ الْقَادَةِ وَ ذَائِدا مِنَ الذَّادَةِ وَ أَعْطَیْتَهُ مَوَارِیثَ الْأَنْبِیَاءِ وَ جَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَی خَلْقِکَ مِنَ الْأَوْصِیَاءِ فَأَعْذَرَ فِی الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلالَةِ وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَیْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیَا وَ بَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنَی وَ شَرَی آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الْأَوْکَسِ وَ تَغَطْرَسَ وَ تَرَدَّی فِی هَوَاهُ وَ أَسْخَطَکَ وَ أَسْخَطَ نَبِیَّکَ ،

سلام بر ولیّ خدا و حبیبش،سلام بر دوست خدا و نجیبش،سلام بر بنده‏ برگزیده خدا و فرزند برگزیده‏اش،سلام بر حسین مظلوم شهید،سلام بر آن دچار گرفتاریها و کشته اشکها،خدایا من گواهی می‏دهم که حسین ولیّ تو و فرزند ولیّ تو،و فرزند برگزیده توست‏ حسینی که به کرامتت رسیده،او را به شهادت گرامی داشتی،و به خوشبختی اختصاصش دادی،و به پاکی ولادت‏ برگزیدی،و او را آقایی از آقایان،و پیشروی از پیشرویان،و مدافعی از مدافعان حق قرار دادی،و میراثهای پیامبران را به او عطا فرمودی،و او را از میان جانشینان حجّت بر بندگانت قرار دادی،و در دعوتش جای‏ عذری باقی نگذاشت،و از خیرخواهی دریغ نورزید،و جانش را در راه تو بذل کرد،تا بندگانت را از جهالت و سرگردانی گمراهی برهاند،درحالی‏که بر علیه او به کمک هم برخاستند،کسانی‏که دنیا مغرورشان کرد،و بهره واقعی خود را به فرومایه‏تر و پست‏تر چیز فروختند،و و آخرتشان را به کمترین بها به گردونه فروش گذاشتند،تکبّر کردند و خود را در دامن هوای نفس انداختند،تو را و پیامبرت را به خشم‏ آوردند،

وَ أَطَاعَ مِنْ عِبَادِکَ أَهْلَ الشِّقَاقِ وَ النِّفَاقِ وَ حَمَلَةَ الْأَوْزَارِ الْمُسْتَوْجِبِینَ النَّارَ [لِلنَّارِ] فَجَاهَدَهُمْ فِیکَ صَابِرا مُحْتَسِبا حَتَّی سُفِکَ فِی طَاعَتِکَ دَمُهُ وَ اسْتُبِیحَ حَرِیمُهُ اللَّهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْنا وَبِیلا وَ عَذِّبْهُمْ عَذَابا أَلِیما السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ سَیِّدِ الْأَوْصِیَاءِ أَشْهَدُ أَنَّکَ أَمِینُ اللَّهِ وَ ابْنُ أَمِینِهِ عِشْتَ سَعِیدا وَ مَضَیْتَ حَمِیدا وَ مُتَّ فَقِیدا مَظْلُوما شَهِیدا وَ أَشْهَدُ أَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ مَا وَعَدَکَ وَ مُهْلِکٌ مَنْ خَذَلَکَ وَ مُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَکَ وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ وَفَیْتَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ جَاهَدْتَ فِی سَبِیلِهِ حَتَّی أَتَاکَ الْیَقِینُ فَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَکَ وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ ظَلَمَکَ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذَلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ،

و اطاعت کردند از میان بندگانت،اهل شکاف‏افکنی و نفاق و بارکشان گناهان سنگین،و سزواران آتش را پس با آنان درباره تو صابرانه و به حساب تو جهاد کرد،تا در طاعت تو خونش ریخته شد و حریمش مباح گشت‏ خدایا آنان را لعنت کن لعنتی سنگین،و عذابشان کن عذابی دردناک،سلام بر تو ای فرزند رسول خدا،سلام‏ بر تو ای فرزند سرور جانشینان،شهادت می‏دهم که تو امین خدا و فرزند امین اویی،خوشبخت زیستی،و ستوده درگذشتی،و از دنیا رفتی گم‏گشته،و مظلوم و شهید،گواهی می‏دهم که خدا وفاکننده است آنچه را به تو وعده داده،و نابودکننده کسانی را که از یاری‏ات دریغ ورزیدند،و عذاب کننده کسانی را که تو را کشتند،و گواهی می‏دهم که تو به عهد خدا وفا کردید و در راهش به‏ به جهاد برخاستی تا مرگ فرا رسید،پس خدا لعنت کند کسانی را که تو را کشتند،و به تو ستم کردند،و این جریان را شنیدند و به آن خشنود شدند،

اللَّهُمَّ إِنِّی أُشْهِدُکَ أَنِّی وَلِیٌّ لِمَنْ وَالاهُ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاهُ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ نُورا فِی الْأَصْلابِ الشَّامِخَةِ وَ الْأَرْحَامِ الْمُطَهَّرَةِ [الطَّاهِرَةِ] لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجَاهِلِیَّةُ بِأَنْجَاسِهَا وَ لَمْ تُلْبِسْکَ الْمُدْلَهِمَّاتُ مِنْ ثِیَابِهَا وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ مِنْ دَعَائِمِ الدِّینِ وَ أَرْکَانِ الْمُسْلِمِینَ وَ مَعْقِلِ الْمُؤْمِنِینَ وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ الْإِمَامُ الْبَرُّ التَّقِیُّ الرَّضِیُّ الزَّکِیُّ الْهَادِی الْمَهْدِیُّ وَ أَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِکَ کَلِمَةُ التَّقْوَی وَ أَعْلامُ الْهُدَی وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَی وَ الْحُجَّةُ عَلَی أَهْلِ الدُّنْیَا وَ أَشْهَدُ أَنِّی بِکُمْ مُؤْمِنٌ وَ بِإِیَابِکُمْ مُوقِنٌ بِشَرَائِعِ دِینِی وَ خَوَاتِیمِ عَمَلِی وَ قَلْبِی لِقَلْبِکُمْ سِلْمٌ وَ أَمْرِی لِأَمْرِکُمْ مُتَّبِعٌ وَ نُصْرَتِی لَکُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّی یَأْذَنَ اللَّهُ لَکُمْ فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لا مَعَ عَدُوِّکُمْ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ عَلَی أَرْوَاحِکُمْ وَ أَجْسَادِکُمْ [أَجْسَامِکُمْ‏] وَ شَاهِدِکُمْ وَ غَائِبِکُمْ وَ ظَاهِرِکُمْ وَ بَاطِنِکُمْ آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِینَ.

خدای من تو را شاهد می‏گیرم که من دوستم با آنان‏که او را دوست دارند،و دشمن با آنان‏ که با او دشمنند،پدر و مادرم فدایت ای فرزند رسول خدا،گواهی می‏دهم که تو در صلبهای بلندمرتبه‏ و رحمهای پاک نوری بودی،جاهلیت با ناپاکیهایش تو را آلوده نکرد،و از جامه‏های تیره و تارش‏ به تو نپوشاند،و گواهی می‏دهم که تو از ستونهای دین،و پایه‏های مسلمانان،و پناهگاه مردم مؤمنی،و گواهی می‏دهم که پیشوای نیکوکار،با تقوا،راضی به مقدرات حق،پاکیزه،هدایت کننده،و هدایت شده‏ای،و گواهی می‏دهم که امامان‏ از فرزندانت،اصل تقوا،و نشانه‏ های هدایت،و دستگیره محکم،و حجّت بر اهل دنیا هستند و گواهی می‏دهم که من به یقین مؤمن به شمایم،و به بازگشتتان یقین دارم،براساس قوانین دینم،و عواقب عملم،و قبلم با قلبتان در در صلح،و کارم پیرو کارتان،و یاری‏ام برای شما آماده است،تا خدا به شما اجازه دهد،پس با شمایم نه با دشمنانتان،درودهای خدا بر شما،و بر ارواح و پیکرهایتان،و بر حاضر و غایبتان،و بر ظاهر و باطنتان،آمین ای پروردگار جهانیان.

پس دو رکعت نماز می‏خوانی،و به آنچه می‏خواهی دعا می‏کنی و برمی‏گردی.

برای استغفار كردن چه جمله ای را بگوییم

كوتاهترین جمله برای توبه جمله استغفر الله ربی و اتوب الیه می باشد اما حقیقت توبه و استغفار صرفا زبانی نمی باشد در روایت آمده است : امام علی (ع) به شخصى كه به عنوان توبه جمله‏ء استغفرالله را به زبان جارى كرد فرمود: مادر بر عزایت بگرید. مى‏دانى توبه چیست؟ استغفار (توبه) درجه‏ء علیین است و آن یك كلمه است اما شش معنى و مرحله دارد:
1. پشیمانى بر آنچه كه گذشت از گناه.
2. تصمیم جدى بر بازنگشتن به گناه
3. اداء كردن حقوق مردم به مردم به طورى كه هنگام ملاقات پروردگار حقى بر تو نباشد.
4. اداى واجبات ضایع شده
5. گوشتهایى كه در اثر حرام‏خورى بر اندامت روئیده با اندوه بر گناه آب كنى تا چیزى از آن باقى نماند و گوشت تازه بجاى آن بروید.
6. آنكه به همان اندازه كه شیرینى معصیت و گناه را چشیدى زحمت طاعت را نیز بچشى پس از انجام این مراحل مى‏گویى: استغفر الله‏
موفق و مؤید باشید.
مؤسسه فرهنگی احیاء ثقلین – تهران

چرا و چگونه استغفار کنیم؟

استغفار به معنای طلب و در خواست آمرزش از خداوند است. ولی این کلمه که بسیار در قرآن به کار رفته است به معنای طلب پوشش است. این اصطلاح از واژه غفر گرفته شده است که چندین اسم حسنای خداوند را نیز از آن گرفته اند که از آن میان می توان به اسم غفار و غفور اشاره کرد.

از واژه غفر اسم مغفر را درست کرده اند که به معنای کلاهخود است. بنابراین می توان گفت که نوعی پوشش دفاعی و حفاظتی است.

بر این اساس، کسی که استغفار می جوید و نام غفار و یا غفور را می خواند تا خداوند از میان آن همه اسمای حسنای خودش به این اسم بر او تجلی کند، بی گمان می خواهد از چیزی در امان ماند و از گرفتاری و مشکلی خود را بپوشاند تا یا آسیب نبیند و یا کم تر آسیب ببیند. از این رو ارتباط تنگاتنگی میان گرفتاری ها و استغفار می توان یافت.
در آیات قرآنی برای استغفار سه کاربرد اساسی بیان شده است که عبارتند از : دفع و رفع و جلب.
۱٫ دفع به معنای جلوگیری و پیش گیری است. پس کسی که احتمال می دهد با گناه و خطا و اشتباهی ممکن است که تبعات و آثار آن دامن گیر و وبال گردن او شود می تواند با استغفار خود را از آثار و پیامدهای آن درامان نگه دارد و در حقیقت گرفتاری و عذاب و بدبختی را از خود دفع کند. این همان نقش پیشگیری و واکنسه کردن است که برای استغفار گفته اند.
۲٫ رفع آن است که گرفتاری آمده است و بلا و عذاب نازل شده است و انسان می کوشد تا خود را به هر شکلی شده است از آن برهاند. به سخنی دیگر، گناه و خطا و اشتباهی کرده است و این امور موجب شده است که بلایایی نازل شود و حالا مانده که با این آثار گناه و خطا چه کند و چگونه از استمرار و تداوم آن جلوگیری نماید و آن را از سر خود بردارد؟ در این جا نیز خداوند از انسان می خواهد که به خدا پناه برده و با استغفار خویش در پوشش کامل اسم غفور در آید و از شر استمرار آثار گناه و عذاب در امان ماند.
۳٫ جلب به معنای این است که نعمت و برکتی را می خواهد داشته باشد که در حال حاضر از آن محروم است. حالا می خواهد به شکلی محبت خداوندی را به سوی خود جلب کند تا خداوند به اسم رحمان و رحیم بر او ظهور یابد و از در پوشش کرامت و رحمت خویش بگیرد. در این جا نیز نقش استغفار برای جلب این نعمت ضروری است؛ زیرا انسان ناخواسته به خطا و اشتباه عملی را انجام می دهد که هرچند ازنظر تکلیفی گناهی نکرده است ولی از نظر تکوینی آن خطا و اشتباه گرفتاری ها و تبعاتی را به همراه می آورد. این مانند آن است که آدم ناخواسته داروی خواب آور بخورد ولی این جهل و خطا و اشتباه موجب نمی شود تا داروی خواب آور تاثیر نگذارد و شخص را به خواب نبرد؟ بلکه او را به خواب خواهد برد.
در زندگی نیز انسان ناخواسته خطاها و حتی گناهانی را مرتکب می شود که در عالم تکوین تاثیر می گذارد و از آن جایی که این آثار می تواند مخرب باشد می بایست با پناه بردن به اسم غفار و غفور خود را در پوشش امنیت خداوندی قرار داد تا آثار را دفع و یا رفع نماید و او را در مسیر کمالی قرار دهد. این گونه است که خود موجب جلب نعمت و برکتی می شود که ناخواسته به عنوان تبعات و آثار طبیعی عملی ضد آن را به سوی خود جلب کرده و خود را گرفتار فقدان نعمت و یا برکتی نموده بود. در آیات قرآنی برای افزایش قدرت و یا دست یابی به فرزند و یا نعمت های دیگر استغفار به عنوان یک راهکار کامل مطرح شده است که از جمله می توان به آیات ۱۰ تا ۱۲ سوره نوح اشاره کرد.
البته برخی از گناهان و خطاها شخصی است و تبعات و آثار آن به خود شخص باز می گردد و برخی نیز اجتماعی است که جامعه نیز در معرض خطر قرار می گیرد. چنان که برخی از گناهان و خطاها و اشتباهات نیز کاملا شخصی و اخلاقی است و لی برخی دیگر هنجاری و رفتاری است و دیگران از آن اسیب می بینند.
اگر عملی تنها مربوط به حق الله باشد می توان با استغفار صرف البته واقعی از آثار و تبعات آن در امان ماند ولی اگر این عمل مربوط به حق الناس باشد می بایست افز ون بر توبه و استغفار، به اصلاح امر پرداخت و با اصلاح عملی که انجام داده رحمت خدا را جلب و جذب نمود. از این روست که خداوند در برخی از آیات سخن از اصلاح پس از استغفار می کند.
برای این که ریشه هر خطا و اشتباه و تبعات آن را بردارید می توانید با عمل نیک و صالح این کار را انجام دهید ؛ زیرا الحسنات یذهبن السیئات ؛ نیکی ها ریشه زشتی ها را می کند و این گونه است که در قیامت بدون گناه ظاهر می شوید و در تراوزی عمل شما این گناه که با حسنات و نیکی ها برداشته اید باقی نمی ماند. بنابراین معنایی ندارد که گفته شود که هر مثقال ذره ای خیر و شر بازخواست دارد؛ زیرا کسی که با عمل نیک خویش آن ذره بد و زشت را از میان برده است در ترازوی خویش عمل زشتی ندارد تا بازخواست شود.
اما چگونه این کار را انجام دهیم و اهل استغفار شویم و از برکات و‌ آثار سه گانه دفع و رفع و جلبی آن بهره مند گردیم؟
قرآن نخستین اصل را ایمان و باور به خداوند و ربوبیت و پروردگاری وی بر می شمارد. پس از این که به این مساله ایمان واقعی آورده شود می توان با بیان کلمات مبارک "استغفر الله ربی و اتوب الیه" و یا " استغفر الله من کل ذنب اذنبته و من کل خطیئه اخطاتها" خود را در پناه اسم غفار و غفور در آورد.برای دست یابی سریع و تندتر به هدف و مطلوب و ظهور خداوند به این اسم بهتر است که از اولیای الهی و پیامبران به عنوان واسطه بهره مند شد؛ زیرا آبروی ایشان می تواند شما را به کمک آید و این همان توسل و تمسک به اولیای الهی است که خداوند در آیات چندی در ارتباط با مساله استغفار نیز بیان داشته است.
بهتر این است که شخص همواره استغفار کند زیرا ناخواسته کاری می کند و یا کلامی را بر زبان می آورد که موجب رنجش دیگران و یا خشم و غضب خداوند می شود. استغفار دایمی موجب می شودتا عداب و بلایی دفع ویا رفع شود و نعمتی جلب گردد.
بهترین زمان برای استغفار نیز سحرگاهان به ویژه سحرگاهان جمعه ها و شب های قدر و ماه های مبارکی چون ماه رمضان است. پس بکوشیم در این ماه ها و در این روزها دست کم از مستغفرین بالاسحار شویم که خداوند آنان را به عنوان صفت بهشتیان ستوده است.

 

چگونه استغفار كنيم؟

يكى از پرسش هاى مهم در زمينه استغفار ، اين است كه چگونه استغفار كنيم؟ و چه استغفارى مجرب تر است ، و ما را در دست يافتن به آثار و بركات استغفار زودتر به مقصد مى رساند؟

پاسخ اين سؤال به صورت پراكنده در الهامات پيامبر و اهل بيت پاكش (عليهم السلام) آمده است ، و با توجّه به موارد گوناگونى كه ، به تلاوت نسخه هاى متفاوت استغفار سفارش شده ، به ميزان فهم و ظرفيّت اشخاص ، براى هر نوع استغفار ، آثار خاصّى ذكر گرديده است . و هر يك جايگاه ويژه اى دارد و اثر خاصّى را ايفا مى كند . و در اكثر موارد آثار مشتركى نيز دارند .

اين بدان خاطر است كه همانگونه كه بدن انسان ، به غذاها ، ميوه ها ، سبزى ها و نوشيدنى هاى مختلف احتياج دارد ; تا انواع ويتامين هاى لازم بدن تأمين شود . و اكتفا كردن به يك نوع خوردنى يا نوشيدنى ، باعث نارسايى ها و كمبودهايى در بدن گشته و سلامت جسم او را به خطر مى اندازد ; روح بشر نيز محتاج به انواع عبادات ، اذكار و ادعيه است ; كه هر نوعى از آن ها مكمّل نوع ديگر است و از تأثير آن ها در شادابى و سبكبالى روح انسان ، نبايد غافل گشت .

در مورد استغفار نيز ، اين مسأله رعايت شده است. از آن جا كه گناهان انواع مختلفى دارند ، هر گناهى استغفارى مخصوص لازم دارد ; در تعاليم نورانى قرآن و اهل بيت (عليهم السلام) به تلاوت استغفارهاى گوناگونى سفارش شده است .

در نسخه هاى استغفار كه از معصومين (عليهم السلام) رسيده است ، به مناسبت هاى گوناگون نوع خاصّى از استغفار ذكر گرديده است كه بايد قرائت شود . همچنين در بسيارى از موارد ، زمان و تعداد آن نيز
مشخص شده است . پس شايسته است ، انسانى كه شيفته كمال و در جستجوى گل هاى هدايت است ، در گلستان استغفار قدم گذارده و از هر شاخه اى گلى چيده و مشام جانش را به انواع عطرهاى دل انگيز آن ها ، معطّر سازد.

در اين بخشِ ، ما ابتدا به نمونه هاى مختلف استغفار و آثار پربار آن اشاره مى كنيم تا آن دسته از راهيان كوى دوست ، كه تشنه شربت گواراى بزرگى و كرامت ، و دلباخته پرواز در آسمان معنويّت ، و شيفته صعود بر قله هاى بلند كمال و فضيلت هستند ; با توجّه به فرازهاى متفاوت اين ذكر پر بار و تلاوت انواع گوناگونش ، هستى خويش را از زندان تاريك گناهان رهانيده و دل و جان خود را به انوار سخنان نورانى معصومين (عليهم السلام) ، روشن سازند .

البتّه در لابلاى بحث ، به استغفارهاى مجرّب نيز ، اشاره اى خواهيم داشت .

استغفارى براى نوشته نشدن گناه در نامه عمل

يكى از انواع استغفار ، استغفارى است كه با عبارات مختلف در روايات ذكر شده است و كمترين اثر آن جلوگيرى از نوشته شدن گناه در نامه عمل انسان است.

امام صادق (عليه السلام) مى فرمايند:

كسى كه مرتكب گناهى مى گردد ، هفت ساعت به او مهلت داده مى شود ، اگر سه مرتبه گفت :

« أَسْتَغْفِرُاللهَ الَّذى لا إِلـهَ إِلاّ هُو الْحَىُّ الْقَيُّومُ ».

« از خداوند ، طلب آمرزش مى كنم ، خدائى كه معبودى جز او نيست زنده اى ازلى و ابدى و سرپرستى بى همتا است » ;

آن گناه در نامه عملش نوشته نمى شود. (1)

در حديث ديگر ، امام صادق (عليه السلام) همين پاداش را براى اين نوع
استغفار ، با مختصر اضافه اى ، بيان مى كنند ، متن استغفار در اين روايت چنين است :

أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذى لا إِلـهَ إِلاّ هُو الْحَىُّ الْقَيُّومُ ذُوالجَلالِ وَ الإِكْرامِ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ . (2)

« از خداوند ، طلب آمرزش مى كنم ، خدائى كه معبودى جز او نيست زنده اى ازلى و ابدى ، سرپرستى بى همتا و صاحب جلالت و جوانمردى است به سوى او توبه مى كنم » .

اين اثر در روايتى ، براى استغفار ديگرى نيز بيان گرديده است ، با توجّه به اين كه از نكات ارزنده و زيبايى برخوردار است تمام حديث را ذكر مى كنيم .

امام صادق (عليه السلام) حديثى از جدّشان رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) روايت مى كنند كه در بخشى از آن رسول خدا (صلى الله عليه وآله) مى فرمايند :

بنده تصميم مى گيرد عمل نيكى را انجام دهد . اگر بعد از تصميم ، آن را انجام نداد ، خدا به خاطر نيّت نيكش ثواب يك حسنه برايش مى نويسد . ولى اگر براساس نيّتش عمل كرد ثواب ده حسنه براى او قرار مى دهد.

همين بنده تصميم مى گيرد گناهى را مرتكب شود ، چنانچه آن را انجام ندهد ، هيچ چيز در نامه عملش نوشته نمى شود. و اگر مرتكب آن گشت ، هفت ساعت مهلت داده مى شود، فرشته مأمورى كه كارهاى نيك را ثبت مى كند ، به فرشته مأمور كارهاى زشت ـ كه فرشته سمت چپ است ـ مى گويد: عجله نكن شايد پس از گناه ، عمل نيكى انجام دهد كه آن را از بين ببرد ، چرا كه خداوند مى فرمايد:

 إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيّئاتِ . (3)

به راستى ، اعمال نيك ، اعمال بد را از بين مى برد .

و شايد توبه و استغفار كند .

اگر اين بنده بگويد:

« أَسْتَغْفِرُاللهَ الَّذى لا إِلـهَ إِلاّ هُو ، عالمُ الْغَيْبِ والشَّهادَة ، العَزيزُ الحَكيمُ ، الغَفُورُ الرَّحيمُ ، ذُوالجَلالِ وَ الإِكْرامِ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ ».

« از خداوند ، طلب آمرزش مى كنم ، خدائى كه معبودى جز او نيست ، داناى نهان و آشكار ، ارجمند و نيرومند و صاحب حكمت است ; ( نسبت به گنهكاران ) بسيار آمرزنده و ( نسبت به مؤمنان ) بسيار مهربان و صاحب جلالت و جوانمردى است . و به سوى او توبه مى كنم » ;

چيزى در نامه عملش نوشته نمى شود.

ولى اگر هفت ساعت بگذرد ، حسنه اى انجام ندهد و توبه و استغفار هم نكند ، مأمور حسنات به مأمور سيئات مى گويد:

« اُكْتُبْ عَلىَ الشَّقِىِّ المَحْرومِ ».

بنويس گناه او را كه ( بخاطر انجام ندادن عمل نيك و ترك توبه و استغفار ) شقىّ و بدبخت ، و از رحمت خدا محروم گرديد. (4)

استغفارى براى بخشش تمام گناهان

استغفار ديگرى كه امامان (عليهم السلام) بدان سفارش كرده اند ، استغفار كوتاهيست كه كمترين اثر آن ، آمرزش همه گناهان است.

امام باقر (عليه السلام) مى فرمايند:

هر كس بعد از نماز واجب و قبل از آن كه از حالت نماز خارج شود و پايش را تكان دهد ; بگويد: « أَسْتَغْفِرُاللهَ الَّذى لا إِلـهَ إِلاّ هُو الْحَىُّ الْقَيُّومُ ذُوالجَلالِ وَ الإِكْرامِ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ »

« از خداوند ، آمرزش مى طلبم ، خدائى كه معبودى جز او نيست ، زنده اى ازلى و ابدى و سرپرستى بى همتا و صاحب جلالت و جوانمردى است به سوى او توبه مى كنم » .

خداوند همه گناهانش را مى آمرزد ، اگر چه گناهانش به اندازه كف دريا باشد. (5)

رسول خدا (صلى الله عليه وآله) اين اثر را براى استغفار ديگرى ، در ضمن سفارش هايشان به اميرالمؤمنين (عليه السلام) بيان مى فرمايند:

اى على ، هر كس هنگامى كه سوار مركب شد ، آية الكرسى را تلاوت كند و سپس بگويد:

« أَسْتَغْفِرُاللهَ الَّذى لا إِلـهَ إِلاّ هُو الْحَىُّ الْقَيُّومُ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ ، اَللّهُمَّ اغْفِرْلى ذُنُوبى ، إِنَّهُ لا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاّ أَنْتَ ».

« از خداوند ، آمرزش مى طلبم ، خدائى كه معبودى جز او نيست زنده اى ازلى و ابدى ، سرپرستى بى همتا است ، و به سوى او توبه مى كنم . خدايا گناهانم را ببخش ، كه كسى جز تو گناهان را نمى بخشد ».

سيّدالكريم ( خداوند ) خطاب به ملائكه مى فرمايد:

اى فرشتگان من ، بنده من مى داند كه غير از من كسى گناهان او را نمى بخشد . شما شاهد باشيد كه من همه گناهان او را آمرزيدم . (6)

پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) در سخن زيباى ديگرى ، براى استغفارى كه قبل از خواب تلاوت مى شود نيز همين اثر را ذكر مى فرمايند:

هر كس هنگامى كه براى خوابيدن به بستر مى رود ، سه مرتبه بگويد: « أَسْتَغْفِرُاللهَ الَّذى لا إِلـهَ إِلاّ هُو الْحَىُّ الْقَيُّومُ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ » خداوند همه گناهان او را مى بخشد ، اگر چه گناهانش مثل كف دريا، به تعداد برگ درختان و ريگ هاى انباشته بيابان و به عدد روزهاى دنيا باشد . (7)

استغفارى براى آمرزش چهل گناه كبيره در روز

نوع ديگر استغفار ، استغفاريست كه به تلاوت آن با حال ندامت و پشيمانى ، سفارش شده است و اثرش آمرزش چهل گناه كبيره است.

امام صادق (عليه السلام) مى فرمايند:

هر مؤمنى كه شبانه روز چهل گناه كبيره انجام دهد و با حالت ندامت و پشيمانى ( از كردار زشت خويش ) بگويد:

« أَسْتَغْفِرُاللهَ الَّذى لا إِلـهَ إِلاّ هُو الْحَىُّ الْقَيُّومُ بَديعُ السَّماواتِ وَ الأَرْضِ ، ذُوالجَلالِ وَ الإِكْرامِ ، وَ أَسْأَلُهُ أَنْ يُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد و آلِ مُحَمَّد  وَ اَنْ يَتُوبَ عَلَىَّ » .

« از خداوند ، طلب آمرزش مى كنم ، خدائى كه معبودى جز او نيست ، زنده اى ازلى و ابدى ، سرپرستى بى همتا ، پديد آورنده آسمان ها و زمين و صاحب جلالت و جوانمردى است . از او مى خواهم كه بر محمّد و آل محمّد درود فرستد و توبه مرا بپذيرد » .

خداوند همه گناهان او را مى بخشد و كسى كه در روز بيش از چهل گناه كبيره انجام دهد خيرى در او نيست . (8)

دو فرشته مأمور ، نامه اعمال زشت را پاره مى كنند

زيباترين استغفار از نظر پاداش ، استغفارى است كه بعد از نماز عصر خواندنش مطلوب است . و اگر هر روز تلاوت گردد، فرشتگان مأمور انسان موظّف مى شوند ، نامه اعمال زشت استغفار كننده را پاره كنند.

رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) مى فرمايند :

هر كس بعد از نماز عصر هر روز ، روزى يك بار بگويد:

« أَسْتَغْفِرُاللهَ الَّذى لا إِلـهَ إِلاّ هُو الْحَىُّ الْقَيُّومُ ، الرَّحْمنُ الرَّحيمُ ، ذُوالجَلالِ وَ الإِكْرامِ ، وَ أَسْأَلُهُ اَنْ يَتُوبَ عَلَىَّ تَوْبَةَ عَبد ذَليل خاضِع فَقير بائِس مِسْكين ( مُسْتَكين ) مُسْتَجير لايَمْلِكُ لِنَفْسِهِ نَفْعاً وَ لاضَرّاً وَ لا مَوْتاً وَ لا حَياةً وَ لانُشُوراً ».

« از خداوند ، طلب آمرزش مى كنم ، خدائى كه معبودى جز او نيست ، زنده اى ازلى و ابدى ، بخشنده و مهربان ، صاحب جلالت و جوانمردى است . و از او مى خواهم كه توبه مرا بپذيرد ، بسان ( پذيرش ) توبه بنده خوارى كه فروتن و تهيدست ، نيازمند و درمانده ، و حقير و پناهنده گشته ، و مالك هيچ سود و زيان ، مرگ و حيات و دوباره زنده شدنى نيست » .

خداوند به دو ملك مأمور او دستور مى دهد كه نامه كردار زشت او را ، هر چه هست ، پاره كنند . (9)

استغفارى براى دست يافتن به گنج علم يا مال

يكى از انواع استغفار كه تلاوت آن به تعداد خاصّى براى حلّ مشكلات اقتصادى يا علمى به تجربه رسيده است ، استغفارى است كه خواندن آن به مدّت دو ماه ، روزى چهارصد مرتبه سفارش شده است.

امام صادق (عليه السلام) مى فرمايند:

هر كس تا دو ماه روزى چهارصد بار پى در پى بگويد:

« أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذى لا إِلـهَ إِلاّ هُو الرَّحْمنُ الرَّحيمُ ، الْحَىُّ الْقَيُّومُ ، بَديعُ السَّماواتِ وَ الأَرْضِ ، مِنْ جَِميعِ ظُلْمى وَ جُرْمى و إِسْرافى عَلى نَفْسى وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ. »

« از خداوند ، طلب آمرزش مى كنم ، خدائى كه معبودى جز او نيست ، زنده اى ازلى و ابدى ، سرپرستى بى همتا و پديد آورنده آسمان ها و زمين است . از همه ستمى كه به خود كرده و جرمى كه مرتكب گشته ام و اسراف و زياده روى كه بر نَفْس خويش روا داشته ام ( آمرزش طلبيده ) و به سوى او باز مى گردم » ;

يا گنجى از علم و دانش به او داده مى شود ، يا گنجى از مال و ثروت روزيش مى گردد. (10)

استغفارى براى ثبت در « مُسْتَغْفِرينَ بِالأَسْحارِ »

استغفار ديگرى كه ذكر پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) در سحر و در هر روز عمرشان بوده است ، استغفارى است كه مداومت بر آن ، به مدّت يك سال ، باعث مى شود نام انسان در شمار استغفار كنندگان در سحرها نوشته شود ، و عامل مهمى براى ورود شيعيان و دوستان اميرالمؤمنين (عليه السلام) به بهشت است.

امام صادق (عليه السلام) در حديث زيبايى مى فرمايند:

هر كس در نماز وتر ( يك ركعت آخر نماز شب ، هنگام قنوت ) هفتاد مرتبه بگويد:

« أَسْتَغْفِرُاللهَ رَبّى وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ » و مدّت يك سال هر شب بر آن مداومت نمايد ، خداوند در نزد خويش او را از استغفار گويان در سحرها ، مى نويسد، و آمرزش ومغفرت خدا برايش واجب مى شود . (11)

استغفار پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) در نماز شب همين استغفار بوده است . علاوه بر اين ، حضرتش روزى هفتاد مرتبه مى فرمودند: « أَسْتَغْفِرُاللهَ رَبّى وَأَتُوبُ إِلَيْهِ » و اهل بيت آن حضرت (عليهم السلام) و صالحين از اصحابشان نيز به همين روش عمل مى كردند. (12)

استغفارى براى آمرزش هفت صد گناه

كوتاهترين استغفارى كه در روايات ، بدان اشاره شده است ، استغفارى است كه ذكر پيامبر (صلى الله عليه وآله) نيز بوده است و باعث آمرزش هفت صد گناه انسان در روز مى گردد . اين نوع استغفار براى همه افراد با فرصت هاى شغلى مختلفى كه دارند ، قابل استفاده است . به گونه اى كه در مسير رفت و آمد و ساير فرصت هاى بيكارى خويش ، مى توانند آن را تلاوت كنند و از بركات آن بهره مند شوند.

امام صادق (عليه السلام) مى فرمايند :

هر كسى روزى هفتاد بار بگويد : « أَسْتَغْفِرُ اللهَ » خداوند هفت صد گناه او را مى آمرزد . و در بنده اى كه روزى هفت صد گناه مى كند ، خيرى نيست . (13)

در اهميّت و شرافت اين ذكر همين بس كه امام صادق (عليه السلام)مى فرمايند:

برنامه رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) چنين بود كه روزى هفتاد بار استغفار كرده و هفتاد مرتبه به سوى خدا توبه مى كردند .

حارث مى گويد: من گفتم : يعنى هفتاد مرتبه مى گفتند: أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ ؟

امام صادق (عليه السلام) فرمودند :

روش آن حضرت چنين بود كه هفتاد مرتبه (به درگاه خدا) عرضه مى داشتند : «أَسْتَغْفِرُ اللهَ ، أَسْتَغْفِرُ اللهَ ... » و هفتاد مرتبه مى گفتند: « وَ أَتُوبُ إِلَى اللهَ ، وَ أَتُوبُ إِلَى اللهَ ... ». (14)

استغفارى براى ثروت بى گمان

گفتن استغفار همراه با اذكار ديگر ، بار معنوى آن را بيشتر مى كند ، به همين خاطر امامان (عليهم السلام) براى حلّ مشكلات دوستان و شيعيانشان ، گاهى تلاوت استغفار را همراه با اذكار ديگر سفارش مى نمودند، كه اين خود يكى از انواع استغفار به شمار مى آيد و نقش به سزايى در رواساختن خواسته هاى انسان دارد.

ابى جعفر شامى گويد: در شام مردى به نام هلقام بود ، او اين حديث را برايم نقل كرد :

خدمت مولايم موسى بن جعفر (عليهما السلام) رفتم و عرض كردم : به من دعايى تعليم نماييد كه جامع دنيا و آخرت باشد و مختصر هم باشد .

امام (عليه السلام) فرمودند :

بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب اين ذكر را بگو:

« سُبْحانَ اللهِ العَظيمِ وَبِحَمْدِهِ ،  أَسْتَغْفِرُ اللهَ ، وَأَسْأَلُهُ مِنْ فَضْلِهِ »

« منزّه است خدائى كه با عظمت است و به حمد و ستايش او مشغولم ، از خداوند آمرزش مى طلبم و از فضل و عنايتش سؤال مى كنم ».

هلقام گفت: وضعيّت من در ميان خاندانم از همه بدتر بود، نمى دانم چه شد كه ( بعد از تلاوت اين ذكر شريف ) ناگهان ارثى از طرف شخصى به من رسيد كه فكر نمى كردم بين او و من پيوند خويشاوندى باشد ، به حدّى وضع مالى و اقتصاديم رونق يافت كه امروز توانگرترين فرد در ميان بستگان خود هستم ، اين بركات نبود مگر به خاطر آنچه بنده صالح خدا ، مولايم حضرت موسى بن جعفر (عليهما السلام) به من آموخت . (15)

استغفارى براى محبوبيّت نزد خدا و استجابت دعا

نمونه ديگر طلب آمرزش از خداوند كه در روايات متعدّدى بدان سفارش شده است و فضايل زيادى برايش نقل گرديده است ، گفتن « أَتُوبُ إِلَى اللهِ » است ، كه آثار و بركات فراوانى را براى انسان به ارمغان مى آورد. پيامبر و امامان معصوم (عليهم السلام) مواظبت تامّى بر تلاوت اين ذكر داشته اند.

امام صادق (عليه السلام) مى فرمايند :

خدا مؤمنى را دوست دارد كه زيرك باشد و زياد توبه كند . آن گاه فرمودند : رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم)بدون آن كه گناهى كرده باشند ، روزى هفتاد بار توبه مى كردند.

حارث گويد: به امام صادق (عليه السلام) گفتم آيا پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) ( ذكر توبه را چنين ) مى فرمودند: « أَسْتَغْفِرُاللهَ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ » ؟

فرمودند : رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) مى فرمودند : «  أَتُوبُ إِلَى اللهِ ». (16)

بى جهت نيست كه در شب عيد فطر ـ كه شب نتيجه گيرى از عبادات و روزه هاى ماه مبارك رمضان است ـ گفتن اين ذكر صد مرتبه سفارش شده است و اثر آن ، استجابت دعا و روا گشتن حاجت ، ذكر گرديده است .

حارث اعور گويد: عادت مولايم اميرالمؤمنين (عليه السلام) اين بود كه شب عيد فطر ، دو ركعت نماز مى خواندند ، در ركعت اوّل بعد از حمد هزار مرتبه سوره توحيد و در ركعت دوم بعد از حمد يك مرتبه آن را تلاوت مى فرمودند، سپس به ركوع مى رفتند و پس از آن سجده مى كردند و بعد از سلام نماز به سجده مى رفتند و صد بار مى گفتند :
« أَتُوبُ إِلَى اللهِ » سپس مى فرمودند: « يا ذَالمَنِّ وَ الجُودِ ، يا ذَا المَنِّ وَ الطَّوْلِ ، يا مُصْطَفِىَ مُحَمَّد ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِهِ وَ افْعَلْ بى كَذا و كَذا » « اى خدائى كه صاحب منّت و سخاوتى ، اى خدائى كه صاحب انعام و برترى هستى ، اى برانگيزنده محمّد ، بر محمّد و آلش درود فرست و با من چنين و چنان كن ( حاجتم را برآور ».

و چون سر از سجده بر مى داشتند ، چهره نورانيشان را به طرف ما برگردانده و مى فرمودند:

« وَالَّذى نَفْسى بِيَدِهِ لا يَفْعَلُها أَحَدٌ يَسْأَلُ اللهَ تَعالى شَيْئاً إِلاّ أَعْطاهُ ، فَلَوْ أَتاهُ مِنَ الذُّنُوبِ بِعَدَدِ رَمْل عالِج ، غَفَرَاللهُ تَعالى لَهُ. »

سوگند به آن كس كه جان من در دست اوست ، هيچ كس اين عمل را انجام نمى دهد و از خدا حاجتى نمى خواهد مگر اين كه خدا حاجتش را به او عطا مى فرمايد. اگر كسى با كوله بارى از گناه به تعداد ريگ هاى روى هم انباشته شده ، به درگاه او روى آورد ( و اين ذكر را بگويد ) ، خدا او را مى آمرزد. (17)

مهمتر اين كه ، يكى از اعمال شب قدر ، گفتن اين ذكر شريف در حال سجده است كه استجابت دعا را براى انسان به ارمغان مى آورد .

حسن بن راشد حديثى را از امام صادق (عليه السلام) نقل مى كند كه بعضى از اعمال شب قدر را در آن بيان مى كنند ، در بخشى از آن مى فرمايند:

وقتى نماز مغرب و عشايت را خواندى ، دستهايت را بلند كن و بگو:

« يا ذَالمَنِّ يا ذَا الطَّوْلِ  ( والطَّوْلِ ) يا ذَالجُودِ يا مُصْطَفَِى مُحَمَّد وَ ناصِرَهُ ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِهِ وَ اغْفِرْلى كُلَّ ذَنْب اَحْصَيْتَه وَ هُوَ عِنْدَكَ فى كِتاب مُبين. »

« اى خدائى كه صاحب نعمت هستى و بر بندگانت منّت دارى ، اى كسى كه صاحب برترى هستى ، اى كسى كه صاحب جود و سخاوتى ، اى برانگيزنده محمّد و ياور او ، بر محمّد و آلش درود فرست و هر گناهى ( كه از من سر زده و ) تو آن را شماره كرده اى و در نزد تو در كتاب مبين ثبت گرديده است ، ببخشاى ».

سپس به سجده رفته و صد بار در حال سجده مى گويى: « أَتُوبُ إِلَى اللهِ ».

بعد حاجتت را مى خواهى انشاءالله برآورده مى شود . (18)

چقدر مناسب و بجاست كه منتظران و دلباختگان امام زمان (عليه السلام) بعد از انجام اين عمل در شب عيد فطر و شبهاى قدر ، كه وعده استجابت داده شده است ، تعجيل ظهور مولاى مظلوم خويش را از خدا بخواهند و اين دعا را ورد زبان خويش ساخته و بگويند :

« اَللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِيّكَ الْفَرَج »

به اين اميد كه آن يار سفر كرده كه در اين شبها ، بعد از مناجات با خداى خويش ، دست به دعا برمى دارد ، دعا كنندگان براى ظهورش را نيز از دعاى پر بارش بهره مند ساخته ; آن ها را از خاطر عاطرش دور نگرداند و براى گناهانشان استغفار كند.

استغفارى براى نجات از سختى هاى قيامت

* نامه برائت از آتش به انسان داده مى شود

* مجوز عبور از صراط برايش نوشته مى شود

* در دارالقرار ساكن مى گردد

گرچه هر نوع استغفار ، در هر زمان ، محبوب خدا است، و آثار پربارى براى انسان دارد. ولى گفتن بعضى از اذكار در برخى اوقات ، از پاداش و بهره بيشترى برخوردار است. از جمله نسخه هاى استغفار كه به آن سفارش شده است ، گفتن : « أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبةَ » است.

تلاوت كردن اين نوع استغفار در هر روز ماه شعبان ، روزى هفتاد بار ، موجب نجات يافتن از سختى هاى قيامت است.

ريّان بن صلت گويد: از مولايم على بن موسى الرّضا (عليه السلام) شنيدم كه مى فرمودند:

هر كس در هر روز ماه شعبان ، هفتاد بار بگويد: « أَسْتَغْفِرُاللهَ وَأَسْأَلُهُ التَّوبَةَ » خداوند نامه اى به عنوان برائت از آتش برايش مى نويسد و مجوّزى براى عبور از صراط براى او صادر مى كند و او را در دارالقرار ( بهشت ) ساكن مى نمايد . (19)

گفتن اين استغفار ، اگر در ماه شعبان باشد هزار برابر استغفار در ماه هاى ديگر است . و برترين عمل در اين ماه شمرده شده است .

ابراهيم بن ميمون گويد: از امام صادق (عليه السلام) سؤال كردم : برترين دعا در ماه شعبان چيست؟

فرمودند: « استغفار » . آن گاه فرمودند:

هر كس در ماه شعبان روزى هفتاد بار استغفار بگويد مثل كسى است كه در ماه هاى ديگر غير از ماه شعبان هفتاد هزار بار استغفار گفته است.

من گفتم : چگونه در اين ماه استغفار كنم؟

فرمودند : بگو « أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوبَةَ ». (20)

استغفار امام رضا (عليه السلام) در قنوت نماز وتر ، همين استغفار بوده است . (21)

استغفارى عجيب و مشكل گشا

* باعث آمرزش گناه گذشته انسان مى شود

* از گناه در آينده محفوظ مى ماند

* اگر گناهى نداشته باشد ، خدا پدر و مادرش را مى آمرزد

يكى از انواع استغفار كه در موارد متعددى به قرائت آن سفارش شده است و آثار مادّى و بركات معنوى فراوانى برايش ذكر گرديده است ، و نتيجه بخش بودن آن هم به تجربه ثابت شده است ; ذكر شريف « أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ » است.

يكى از اوقات ، عصر روز جمعه است كه در فضيلت استغفار در اين ساعت امام صادق (عليه السلام)مى فرمايند:

هر كس بعد از عصر روز جمعه هفتاد مرتبه بگويد: « أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ ».

خداوند گناه گذشته او را مى آمرزد و در باقى مانده عمرش او را از گناه حفظ مى كند و چنانچه گناهى نداشته باشد ، گناهان پدر و مادرش را مى بخشد . (22)

* وجوب آمرزش خداوند را در پى دارد

* نام انسان در شمار استغفار گويان در سحرها نوشته مى شود

* بهشت برايش واجب مى شود

امام صادق (عليه السلام) براى تلاوت اين نوع استغفار ، در صورتى كه در نماز وتر ( ركعت آخر نماز شب ) باشد ، اثر ديگرى بيان كرده اند:

كسى كه در آخر ( قنوت ) نماز وتر در سحر ، هفتاد بار بگويد: « أَسْتَغْفِرُاللهَ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ » آمرزش ( خداوند ) براى او واجب مى شود . (23)

و نيز در سخن زيباى ديگرى مى فرمايند:

اگر اين ذكر را هفتاد بار در حال ايستاده در ( قنوت ) نماز وترش بگويد، و يك سال بر آن مواظبت كند ، ( نام او ) نزد خداوند در شمار استغفارگويان در سحرها نوشته مى شود و بهشت برايش واجب مى گردد . (24)

و در حديث سوّمى همين اثر ، براى گفتن اين نوع استغفار ، چهل شب در نماز وتر ، بدون عبارت «بهشت برايش واجب مى گردد» ذكر شده است. (25)

براى گشايش در امور و حلّ مشكلات سخت

گفتن اين استغفار در حلّ معضلات سخت زندگى به تجربه رسيده است و گره هاى كور بسيارى از افراد ، با همين ذكر باز شده است ! آنچه مهم به نظر مى رسد تعداد آن است كه در حديث پر بارى سى هزار بار ذكر شده است و اشخاص متعددى با تلاوت آن به اين تعداد ، به حوايج خود دست يافته اند.

پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) در حديث زيبايى مى فرمايند :

هر كس مشكلى طاقت فرسا پيدا كرد ، يا مصيبتى سخت بر او وارد شد ، يا در زندگى به تنگنا افتاد ، سى هزار بار بگويد: « أَسْتَغْفِرُاللهَ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ » در اين صورت خداوند گره از كارش مى گشايد و گشايشى در زندگى او قرار مى دهد . (26)

و چگونه چنين اثر پر بارى نداشته باشد ، در حالى كه رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم)در سخن نورانى ديگرى اثر گفتن اين نوع استغفار را چنين بيان مى فرمايند:

چهار چيز است كه در هر كس باشد در نور اعظم خدا وارد گشته است :

1 ـ كسى كه نگه دار كارش شهادت به اين باشد كه معبودى در عالم جز خداى يكتا نيست . و من رسول خدايم.

2 ـ كسى كه هر گاه مصيبتى به او رسد بگويد: « إِنّا للهِِ وَ إِنّا إِلَيْهِ راجِعُونَ » .

3 ـ كسى كه هر گاه به خيرى دست يافت بگويد: « اَلْحَمْدُللهِِ ».

4 ـ كسى كه هر گاه گناهى مرتكب شد بگويد: « أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَأَتُوبُ إِلَيْهِ ». (27)

ترديدى نيست كه اگر كسى با گفتن اين اذكار ، در نور اعظم خدا داخل شود، قطعاً از ظلمت گناه و انحراف و ساير تاريكى ها نيز بيرون رفته است . وگرنه محال است داخل در نور حق گردد ، بى ترديد كسى كه از اين ظلمت ها خارج شود و در نور خدا داخل گردد ، ذات بى مثال حق عهده دار امورش مى شود و او را از رنج ها و تنگناهاى زندگى نجات مى دهد و زندان تاريك دنيا را برايش بهشت روشنِ آرامش ، معنويّت و اُنس با خدا مى سازد و در همه مشكلات و ناملايمات ، فرج و گشايشى برايش قرار مى دهد .

چه زيبا است ! كه شيعه گنهكارى ، به نيّت بر طرف شدن موانع فرج مولاى عزيزش ـ كه گناه شيعيان يكى از آن ها است ـ همين استغفار را به تعداد مذكور ـ سى هزار بار ـ در اوقات استجابت دعا ، تلاوت كند ; تا هم گناهش ريخته و غمى از دل مولاى غريبش برداشته شود و هم مقدّمات خلاصى يوسف زندانى فاطمه (عليها السلام) را از زندان غيبت فراهم كرده باشد ! و در ضمن خداوند گره از كارش بگشايد .

خانه اى در بهشت براى گوينده استغفار

نمونه ديگر استغفار كه بعد از نافله صبح روز جمعه ، تلاوت مى شود، ذكر « أَسْتَغْفِرُ رَبِّى وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ » است ، كه همراه با تسبيح و سپاس خداوند تلاوت مى شود و سبب دست يافتن به منازل بهشتى است.

ابى حمزه گويد: از امام صادق (عليه السلام) شنيدم مى فرمودند:

كسى كه بعد از دو ركعت نافله صبح قبل نماز واجب روز جمعه ، صد بار بگويد: « سُبْحانَ رَبّى وَ بِحَمْدِهِ وَ أَسْتَغْفِرُ رَبّى وَ أتُوبُ إِلَيْهِ » خداوند منزلى در بهشت برايش بنا مى كند. (28)

استغفارى پر بركت

* همه گناهان آمرزيده مى شود

* گوينده آن هيچ گاه فقير نمى شود.

* به تعداد آنچه در آسمان و زمين است ، برايش حسنات نوشته مى شود.

* اگر در شب يا روزى كه آن را تلاوت كرده بميرد وارد بهشت مى گردد.

نسخه ديگرى از استغفار ، كه به تلاوت آن بعد از نافله صبح در طول هفته ، سفارش شده است ، و امام سجاد (عليه السلام) بر قرائت آن در اين ساعت مواظبت مى كردند ; استغفارى است كه بركات فراوانى براى آن نقل شده و قرائت آن ، آثار پر بارى را براى دين و دنياى انسان به ارمغان مى آورد.

رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) در فضيلت اين استغفار مى فرمايند :

خداوند گناهان صاحب اين استغفار را مى آمرزد ، اگر چه گناهان او آسمان ها و زمين هاى هفتگانه را پر كرده باشد ، به سنگينى كوه ها و عدد قطرات باران ، و به تعداد آنچه در بيابان و دريا است ; باشد . و به همين اندازه براى كسى كه اين استغفار را تلاوت كند ، حسنات نوشته مى شود . و چنانچه بنده اى ، در شب يا روزى كه اين استغفار را قرائت مى نمايد ، بميرد ، داخل بهشت مى شود و هيچ گاه فقير نمى گردد . (29)

متن اين استغفار چنين است :

« اَللّهُمَّ اِنّى اَسْتَغْفِرُكَ مِمّا تُبْتُ اِلَيْكَ مِنْهُ ثُمَّ عُدْتُ فيهِ ، وَ اَسْتَغْفِرُكَ لِما اَرَدْتُ بِهِ وَجْهَكَ فَخالَطَنى فيهِ ما لَيْسَ لَكَ ، وَ اَسْتَغْفِرُكَ لِلنِّعَمِ الَّتى مَنَنْتَ بِها عَلَىَّ فَقَوِيْتُ بِها عَلى مَعاصيك .

 أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذى لا إِلهَ إِلاّ هُوَ الحَىُّ الْقَيُّومُ، عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ الرَّحْمنُ الرَّحيمُ ، لِكُلِّ ذَنْب اَذْنَبْتُهُ وَ لِكُلِّ مَعْصِيَة ارْتَكَبْتُها.

اَللّهُمَّ ارْزُقْنى عَقْلاً كامِلاً ، وَ عَزْماً ثابِتاً ، (30) وَ لُبّاً راجِحاً ، وَ قَلْبًا زَكِيّاً ، (31) وَ عِلْماً كَثيراً ، وَ اَدْباً بارِعاً ، وَاجْعَلْ ذلكَ كُلَّهُ لى ، وَ لا تَجْعَلْهُ عَلَىَّ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ » .

« خداوندا ، از گناهى آمرزش مى طلبم كه از آن به سوى تو توبه كردم ، سپس به سوى آن باز گشتم ، از تو آمرزش مى جويم براى عملى كه در انجامش تو را اراده نمودم سپس در نيّت من چيزى راه يافت كه براى تو نبود ، از تو آمرزش مى خواهم براى نعمتهايى كه آن ها را بر من منّت نهادى ولى من از آن ها براى نافرمانى هاى تو نيرو گرفتم .

از خدائى طلب آمرزش مى كنم كه معبودى جز او نيست ، زنده اى ازلى و ابدى ، سرپرستى بى همتا ، دانايى به پنهان و آشكار و بخشنده اى مهربان است . از او براى هر گناهى كه انجامش داده و هر معصيتى كه مرتكبش شده ام ، آمرزش مى طلبم .

« خدايا به من عقل كامل ، اراده پا بر جا ، عقل برتر ، قلب پاكيزه ، علم فراوان و ادب نيكو عطا فرما ، و همه اين نعمت ها را به سود من قرار ده و بر ضرر من قرار مده ، به رحمت خودت اى مهربان ترين مهربانان ».

سپس پنج مرتبه مى گويى:

« أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذى لا إِلـهَ إِلاّ هُو الْحَىُّ الْقَيُّومُ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ » . (32)

« از خدائى آمرزش مى طلبم كه معبودى جز او نيست ، زنده اى ازلى و ابدى و سر پرستى بى همتا است و به سوى او باز مى گردم ».

 

1. كافى ، ج 2 ، ص 437 .
2. كافى ، ج 2 ، ص 438 ; وسائل الشّيعه ، ج 16 ، ص 65 .
3. سوره اعراف ، آيه 114 .
4. كافى ، ج 2 ، ص 429 ـ 430 .
5. كافى ، ج 2 ، ص 521 .
6. بحارالأنوار ، ج 73 ، ص 294 .
7. بحارالأنوار ، ج 73 ، ص 204 .
8. كافى ، ج 2 ، ص 438 ; بحارالأنوار ، ج 84 ، 1 .
9. مستدرك الوسائل ، ج 5 ، ص 120 .
10. وسائل الشّيعه ، ج 7 ، ص 225 .
11. وسائل الشّيعه ، ج 6 ، ص 279 ; من لايحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 489 .
12. وسائل الشّيعه ، ج 16 ، ص 81 .
13. كافى ، ج 2 ، ص 439 .
14. كافى ، ج 2 ، ص 504 .
15. كافى ، ج 2 ، ص 550 .
16. مستدرك الوسائل ، ج 5 ، ص 320 .
17. بحارالأنوار ، ج 88 ، ص 120 .
18. الاقبال ، ص 271 .
19. وسائل الشّيعه ، ج 10 ، ص 509 .
20. وسائل الشّيعه ، ج 10 ، ص 511 .
21. وسائل الشّيعه ، ج 4 ، ص 55 .
22. بحارالأنوار ، ج 87 ، ص 91 .
23. مستدرك الوسائل ، ج 4 ، ص 407 .
24. مستدرك الوسائل ، ج 4 ، ص 407 .
25. مستدرك الوسائل ، ج 4 ، ص 408 .
26. مستدرك الوسائل ، ج 12 ، ص 143 .
27.سوره اعراف ، آيه 182 .
28. بحارالأنوار ، ج 87 ، ص 18 .
29. بحارالأنوار ، ج 84 ، ص 326 .
30. ثاقباً ( مصباح الكفعمى و البحار والعلوية ) .
31. ذاكياً ( مصباح الكفعمى ) .
32. بحارالأنوار ، ج 84 ، ص 326 .

ثواب نوشتن صلوات

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:

مَنْ صَلّی عَلَیَّ فی کتابٍ، لَمْ تَزَل الملائِکَةُ تَستَغفِرُ لَه مادامَ اسمِی فی ذلکَ الکتابِ.


کسی که در نوشته‌ای صلوات بر من را بنویسد، تا زمانی که نام من در آن نوشته باشد فرشتگان برای او استغفار می‌کنند.

پس دست به کار شوید. تنها یک قلم لازم است و تکه‌ای کاغذ و ذره‌ای ایمان..
.

اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

منبع: مستدرک سفینة البحار، ج6، ص 369.

۱۳ توصیه امام صادق (علیه السلام) برای پیاده‌روی اربعین



۱۳ توصیه امام صادق(علیه السلام) برای پیاده‌روی اربعین

رفتار نیکو با همراهان، کم‌گویی، فراوان به یاد خدا بودن، صلوات فرستادن،‌ کمک به نیازمندان در سفر، از جمله مواردی است که امام صادق(علیه السلام) در آداب پیاده‌روی اربعین بیان فرموده است.

به نام خدا


به گزارش فرهنگ نیوز، پیاده‌روی در مراسم اربعین یک توفیق عظیم و وصف ناپذیر است که برای بهره‌وری بیشتر از این سفر معنوی لازم است تا زائرین آدابی را رعایت کنند.
 
توفیق رفتن به زیارت سید و سالار شهیدان در مراسم اربعین آن هم با پای پیاده، شامل عاشقان شوریده حالی می‌شود که با شیدایی خاص خود این سفر عشق را در می‌نوردند تا نهایتا کام تشنه خویش را با وصال به معشوق سیراب کنند. این سفر عشق را آدابی نورانی است که امام صادق(علیه السلام) در ضمن حدیثی به آنها اشاره می‌فرماید که در ادامه می‌خوانیم:
 
1. رفتار نیکو با همراهان
 
«حُسْنُ الصَّحَابَةِ لِمَنْ یَصْحَبُک»؛‏ خوش‌رفتاری با همراهان.
 
توجه به ارزش‌هاى اخلاقىِ اسلام در سفر زیارتی، این مسافرت معنوی را بسیار شیرین و جاذبه‌دار می‌کند. یکی از این ارزش‌های اخلاقی که رعایت آن پسندیده است؛ رفتار نیکو با همراهان است. انسان باید به هم سفر خویش به دید زائر امام نگاه کند و نهایت احترام، ادب، مهربانی، خوش خلقی، و تواضع را داشته باشد و اگر احیانا در طول سفر بر اثر محدودیت امکانات، ازدحام جمعیت، خستگی راه یا بیماری، با بدخلقی او مواجه شد، با سعه صدر و مدارا آن را مدیریت کند.
 
2. کم‌گویی
 
«قِلَّةُ الْکَلَامِ إِلَّا بِخَیْر»؛ کم‌گویى، جز به نیکى.
 
پرحرفی و بیش از حد صحبت کردن، خصوصاً در مکان هایی که در طول سفر برای استراحت عمومی تعبیه شده، علاوه بر آن که موجب اذیت اطرافیان می‌شود آفتی است که ناخودآگاه انسان را در ورطه هلاکت و سقوط می افکند و باعث می شود انسان به گناهانی مانند دروغ، غیبت، تهمت، سخن چینی و... مبتلا شود، لذا شایسته است که به مقدار ضرورت سخن گفته شود تا از مفاسد پرحرفی در امان بود.
 
3. فراوان به یاد خدا بودن
 
«کَثْرَةُ ذِکْرِ الله»؛ بسیاری یاد خدا.
 
در اسلام برای عباداتی مانند نماز، روزه، حج و... محدودیت‌هایی زمانی، مکانی، کمّی و کیفی وجود دارد و تنها ذکر خداست که نه تنها محدودیت ندارد بلکه توصیه به کثرت آن نیز شده است: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْراً کَثیراً؛ اى کسانى که ایمان آورده‌اید ذکر حق و یاد خدا (به دل و زبان) بسیار کنید». بر همین اساس توصیه می‌شود برای آمادگی پیدا کردن حضور در پیشگاه معصوم و کسب حال معنوی، ذکر و یاد خدا را داشته باشیم که آثار سازنده روحى و اخلاقى فراوانى به جای می‌گذارد، و زائرین به راحتی می‌توانند با برنامه‌ریزی مشخص و همراه داشتن یک صلوات شمار ساده، اذکار فراوانی را در این سفر معنوی انجام دهند.
 
4. پاکیزگی لباس
 
«نَظَافَةُ الثِّیَاب»؛ پاکیزگی لباس.
 
از آن جا که حالت روحی و جسمی، ظاهر و باطن در یکدیگر تأثیر متقابل دارند، حضرت نکته‌ای را در مورد وضعیت ظاهری مبنی بر پاکیزگی لباس زائر تذکر می‌دهند که لباس تمیز و وضع ظاهری زائر در پدید آمدن حال مناسب روحی و ایجاد نشاط معنوی تاثیرگذار است. به علاوه، بخشی از حرمت‌گذاری به شخصیتی که به دیدارش می‌رویم، در آراستگی ظاهر و مرتب بودن لباس جلوه می‌کند، بر همین اساس به پاکیزگی لباس توصیه شده است.
 
5. غسل پیش از آمدن به مرقد امام حسین (علیه السلام)
 
«الْغُسْلُ قَبْلَ أَنْ تَأْتِیَ الْحَائِر»؛ غسل قبل از آن‌که وارد حائر شوی.
 
طهارت روحی شرط ارتباط با پاکدلان و پاک جانان و حضور در اماکن مقدس است، لذا یکی از آداب این سفر، که قبل از ورود به حرم توصیه می شود، غسل زیارت است. شخصی از امام صادق (علیه السلام) سوال کرد منظور از آیه: «خُذُوا زینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِد؛ زیورهاى خود را در مقام هر عبادت به خود برگیرید»، چیست؟ حضرت فرمودند: «الْغُسْلُ‏ عِنْدَ لِقَاءِ کُلِ‏ إِمَامٍ‏»؛ مراد غسل نمودن هنگام ملاقات امام است.
 
زائر به برکت این غسل، کسب طهارت، معنویت و نورانیت می کند، شاهد بر این مطلب دعایی است که امام صادق (علیه السلام) هنگام غسل زیارت توصیه فرموده اند: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ لِی نُوراً وَ طَهُوراً وَ حِرْزاً وَ شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَ آفَةٍ وَ عَاهَةٍ اللَّهُمَ‏ طَهِّرْ بِهِ‏ قَلْبِی‏ وَ اشْرَحْ‏ بِهِ‏ صَدْرِی‏ وَ سَهِّلْ‏ بِهِ‏ أَمْرِی؛ به نام خدا، و به کمک خدا، خدایا آن را قرار ده روشنى و پاک کننده و نگه دارنده، و شفاى از هر درد و بیمارى و آفت و آسیب، خدایا دلم را با آن پاک کن، و سینه ام را بگشاى، و کارم را با ان آسان گردان».
 
6. بسیار نماز خواندن
 
«کَثْرَةُ الصَّلَاة»؛ بسیار نمازگزاردن.
 
نماز از عالى‌ترین نمونه‌هاى معنوى پیوند با خدا و برترین جلوه‌هاى ذکر خدا است و امام حسین (علیه السلام) از اقامه کنندگان نماز است، هم چنان که در زیارت نامه ایشان آمده است: «أَشْهَدُ أَنَّکَ‏ قَدْ أَقَمْتَ‏ الصَّلَاةَ وَ آتَیْتَ الزَّکَاةَ؛ گواهى مى دهم که تو برپادارنده نماز و دهنده زکات هستى»، نماز در حادثه عاشورا جلوه خاصی داشت، از نمازهای سید الشهداء (علیه السلام) و اصحابش در شب عاشورا، از نماز اول وقت حضرت در ظهر عاشورا، گرفته تا نمازهای شب حضرت زینب (سلام الله علیها) در حالت اسارت و...
 
لذا یکی از شاخصه‌های شیعه واقعی و عاشق امام حسین (علیه السلام) اهمیت به نماز است و بر همین اساس نباید از نماز اول وقت و نوافل شب در سحرگاهان غافل ماند.
 
7. صلوات فرستادن
 
«الصَّلَاةُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد»؛ درود بر محمّد (صلی الله علیه وآله) و خاندانش.
 
صلوات فرستادن ذکر بسیار مبارک و با عظمتی است که بر زبان آوردن آن در همه احوال و زمان‌ها دارای ثواب است و در این سفر که زائرین برای زنده نگه داشتن نام اهل بیت علیهم‌السلام، گام بر می‌دارند، زیبنده است که مترنّم به این ذکر باشند.
 
8. با وقار بودن
 
«التَّوْقِیرُ لِأَخْذِ مَا لَیْسَ لَک‏»؛ با وقار بودن در صرف‌نظر از دریافت آنچه متعلق انسان نیست.
 
وقار که بیانگر یک نوع آرامش ظاهری، سنگینی و متانت شخصیت است، به انسان این امکان را می دهد که از کارهای سبک، شوخی‌های نامناسب و کارهای زننده که مناسب شأن یک مسلمان نیست برحذر باشد و شأن یک زائر را کاملا رعایت کند.
 
9. پرهیز از نگاه به حرام
 
«یَلْزَمُکَ أَنْ تَغُضَّ بَصَرَک‏»؛ لازم است که چشمانت را بپوشانی.
 
زائری که قرار است چشمش به جمال مرقد مطهر حسین بن علی (علیه السلام) روشن شود، باید در طول سفر مراقب چشمان خویش باشد تا مبادا به حرام بیفتد که مراقبه نکردن از نگاه حرام، آن حال خوش معنوی را از زائر خواهد گرفت.
 
10. کمک به نیازمندان در سفر
 
«یَلْزَمُکَ أَنْ تَعُودَ إِلَى أَهْلِ الْحَاجَةِ مِنْ إِخْوَانِکَ إِذَا رَأَیْتَ مُنْقَطِعاً وَ الْمُوَاسَاة»؛ لازم است که مراقب همراهان حاجت مند بوده و با آنان همراهی کنی.
 
در مراسم پیاده‌روی اربعین که خیل مشتاقان حضور دارند و خدام زائر الحسین (علیه السلام) بدون منت و با افتخار کارگشایی دارند، چه زیباست که زائرین نیز در این امر عظیم سهیم باشد و مراقب بزرگ‌ترها، مسن‌ترها، و افرد محتاج به کمک باشند و از آنان دستگیری نمایند، که سیدالشهداء (علیه السلام) در این زمینه فرمودند: «وَ مَنْ نَفَّسَ کُرْبَةَ مُؤْمِنٍ فَرَّجَ‏ اللَّهُ‏ عَنْهُ‏ کُرَبَ‏ الدُّنْیَا؛ هر کس اندوهی را از دل یکی از اهل ایمان بزداید، خداوند متعال غصه‌های دنیا و آخرت او را از میان بر می‌دارد. [مشکلاتش را حل خواهد کرد]».
 
11. تقیه
 
«وَ یَلْزَمُکَ التَّقِیَّةُ الَّتِی قِوَامُ دِینِکَ بِهَا»؛ و بر تو لازم است تقیه‌ای که موجب قوام دینت است را رعایت کنی.
 
علی رغم تلاش دشمن بر تفرقه و جدایی بین امت اسلامی، حفظ وحدت و انسجام از توصیه‌های دیگر حضرت است، و بر همین اساس باید از هر نوع کاری، که به این وحدت آسیب می زند، مانند مطرح کردن اختلافات مذهبی، توهین به بزرگان یکدیگر و القاء شبهات و... به شدت خودداری شود.
 
12. ترک گناهان
 
«الْوَرَعُ عَمَّا نُهِیتَ عَنْه‏»؛ و از آنچه نهى شده‌اى، پارسایى بورزى.
 
طیق آیه قرآن کریم سه دسته هستند که ناظر اعمال انسان هستند: «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُون؛ و بگو که هر گونه عمل کنید خدا آن عمل را مى‌‏بیند و هم رسول و مؤمنان بر آن آگاه مى‌‏شوند»، در واقع علاوه بر حق تعالی و رسول مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله)، مؤمنین نیز ناظر افعال انسان هستند و اهل بیت (علیهم السلام) مصداق بارز آن است. امام صادق (علیه السلام) در تفسیر این آیه شریفه و بیان مصداق مومنون می‌فرمایند: «هُمُ الْأَئِمَّة؛ مراد از مومنون، ائمه (علیهم السلام) هستند». بنابراین ادب حضور اقتضاء می‌کند زائر کاملا مراقب اعمال و رفتار خود باشد و بداند در هر قدمی که بر می‌دارد و هر کلامی که می‌گوید، امام حسین (علیه السلام) و سایر ائمه (علیهم السلام) او را می‌بینند.
 
13. ترک مجادله
 
«وَ الْخُصُومَةِ وَ کَثْرَةِ الْأَیْمَانِ وَ الْجِدَالِ الَّذِی فِیهِ الْأَیْمَان؛ و نیز [پرهیز کنی] از بگو مگو کردن و سوگند فراوان و کشمکش‌هایى که در آن، سوگند یاد می‌شود».
 
بنابراین شایسته است که زائر این آداب را رعایت نماید تا مستحقّ بازگشت با آمرزیدگى و رحمت و خشنودى خدا شود.

آثار و برکاتی از «صلوات» که نمی دانستیم - آثار و برکات صلوات - فضلیت های صلوات - ثواب صلوات

ثواب نوشتن صلوات

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموند: هر کس در کتابی یا نوشته ای بر من صلوات بنویسد ، تا زمانی که نام من در کتاب هست فرشتگان پیوسته برای او از درگاه حق طلب آمرزش می کنند


رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند : در معراج ، ملکی را دیدم که هزار هزار دست دارد( یعنی یک میلیون ) و هر دستی هزار هزار انگشت دارد و هر انگشتی هزار هزار بند دارد . آن ملک گفت : من حساب دانه های قطرات باران را می دانم که چند تا در صحرا و چند دانه در دریا می بارد. تعداد قطرات باران را از ابتدای خلقت تا حال را می دانم ، ولی حسابی است که من از محاسبه آن عاجزم . رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: چیست؟ عرض کرد: هرگاه جماعتی از امت تو با هم باشند و با هم بر تو صلوات بفرستند ، من از محاسبه ثواب صلوات عاجزم

آثار و برکات صلوات ص 30

نوشتن صلوات

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموند: هر کس در کتابی یا نوشته ای بر من صلوات بنویسد ، تا زمانی که نام من در کتاب هست فرشتگان پیوسته برای او از درگاه حق طلب آمرزش می کنند

داستانهای صلوات ص8 – سفینه البحار 2/ 50

صلوات جهت حاجت

حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند : صلوات فرستادن شما بر من باعث روا شدن حاجت های شماست و خدا را از شما راضی می گرداند و اعمال شما را پاک و پاکیزه می کند.

داستانهای صلوات ص 10 – جمال الاسبوع ص 242

 آمرزش گناهان با صلوات

حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)  فرمودند : هر کس هر روز از روی شوق و محبت به من سه مرتبه صلوات بفرستد ، بر خدا لازم می شود که گناهان او را بیامرزد ، در همان روز یا همان شب

بحار الانوار 94/ 69 – داستان های صوات ص 12

میزان صلوات در قیامت

حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)  فرمودند : روز قیامت ، من پیش میزان اعمال هستم ، یعنی که هر کس کفه سیئاتش (گناهانش) سنگین تر از کفه حسناتش (ثواب هایش) باشد ، من صلوات هایی را که برایم فرستاده می آورم و در کفه حسناتش می گذارم تا آن که کفه حسناتش سنگین تر گردد.

ثواب الاعمال و عقاب الاعمال باب ثواب الصلاه النبی - داستان های صلوات ص 13

دیدن بهشت با صلوات

حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)  فرمودند : هر کس هر روز هزار صلوات بر من بفرستد از دنیا نخواهد رفت تا جای خود را در بهشت ببیند

فضیلت صلوات ص 14 ، داستان های صلوات ص14

شرکت ملائکه در مجالس صلوات

حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)  فرمودند : کاروانی از فرشتگان به امر پروردگار در جهان حرکت می کنند و هنگامی که به جلسه ذکر و صلوات می رسند ، به یکدیگر می گویند : فرود آییم . زمانی که پیاده می شوند ، اهل جلسه را هنگام دعا با ذکر آمین ، یاری کرده و نیز اهل جلسه را هنگام صلوات کمک و همراهی می کنند و در پایان به یکدیگر می گویند : خوشا به حال افراد این جلسه که خدا آنان را آمرزید.

آثار و برکات صلوات ص 37

 خشنودی پیامبر (ص) از صلوات های زیاد

شخصی بسیار زاهد و عابد که گوشه گیر بود و در مجالس و محافل حاضر نمی شد ، روزی در مجلس سخنرانی شرکت کرد و موجب تعجب همه شد . علت حضورش را پرسیدند ، گفت : رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)  را در خواب دیدم و به من فرمود: برو به مجلس سخنرانی فلان واعظ که زیاد بر من صلوات می فرستد و من از او خشنودم.

شرح فضایل صلوات ص92 – آثار و برکات صلوات ص 87

گم کردن راه بهشت

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند : مَن نَسَی الصَلاة عَلیَ اخطَا طَریقَ الجنَةِ

کسی که صلوات بر من را فراموش کند راه بهشت را گم کرده است

آثار و برکات صلوات ص97

صلوات ناقص ، چرا؟

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند : بر من صلوات ناقص نفرستید ، پرسیدند : صلوات ناقص کدام است ؟ رسول خدا  (صلی الله علیه و آله و سلم)فرمودند : این که بگویید «اللهم صل علی محمد » این نوع صلوات را صلوات ناقص گویند. صلوات کامل چنین است : « اللهم صل علی محمد و آل محمد»

آثار و برکات صلوات ص100

فوائد صلوات

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند : در مقابل صد صلوات ، خدا صد حاجت را بر آورده کند.

هدیه خدا ص 20

با صدای بلند صلوات فرستادن ، نفاق را بر طرف می کند

 ثواب الاعمال ص 190 – هدیه خدا ص 20

صلوات فرستادن موجب پاکیزه شدن عمل هاست

امالی طوسی ج 1 - هدیه خدا ص20

هر کس یک مرتبه صلوات بفرستد ، خدا درِ عافیت را بر او می گشاید.

جامع الاخبار ص 67 - هدیه خدا ص 20

صلوات فقر را بر طرف می نماید.

جلاء الافهام ص 252 - هدیه خدا ص20

هرگاه چیزی از یاد انسان برود و آدمی آن را فراموش کند ، صلوات موجب می شود آن را به خاطر آید

همان

صلوات ، دشمن دیرین و همیشه در کمین یعنی ابلیس را ذلیل و خوار می نماید.

هدیه خدا ص20- شرح فضایل صلوات ص 114

هر که بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) صلوات بفرستد ، خدا و ملائکه بر او صلوات می فرستند

اصول کافی ج 4 ص 249 – جامع الاخبار ص 69 - هدیه خدا ص17

انسان با رتبه و مقام صلوات به مقام خلیلی می رسد ، چنان که ابراهیم (علیه السلام)به برکت صلوات به مقام خلیلی نائل آمد.

 هدیه خدا ص17 – علل الشرایع ص 34

سزاوارترین و نزدیک ترین مردم در روز قیامت به رسول خدا (ص) کسی است که در دنیا بر آن حضرت بیشتر صلوات فرستاده باشد

هدیه خدا ص22 – جامع الاخبار ص 68 – مکارم الاخلاق ص 312

رسول خدا  (صلی الله علیه و آله و سلم)به حضرت علی (علیه السلام) فرمود : هر کس بر من صلوات بفرستد شفاعت من بر او واجب می شود

هدیه خدا ص20 – جامع الاخبار ص 67

حضرت رضا (علیه السلام) فرمودند : هر کس قادر بر کفاره گناهان خود نباشد صلوات بسیار بفرستد که صلوات بر محمد و آل محمد گناهان را می ریزاند

هدیه خدا ص22 – جامع الاخبار ص 28

امیر المومنین (علیه السلام) فرمودند : صلوات فرستادن در محو کردن گناهان شدیدتر است از فرو نشانیدن آتش توسط آب.

هدیه خدا ص23 – ثواب الاعمال و عقاب الاعمال ص 184

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند : هر کس بعد از نماز ظهر ، صد بار صلوات بفرستد خداوند سه پاداش به او می دهد

1) مدیون نشود و اگر مدیون شود خداوند ادا کند

2) ایمان او را حفظ کند که این بزرگ ترین بخشش است

3) روز قیامت از نعمتی که به او داده نپرسد

ختوم و اذکار شفا و درمان ص 60 – هدیه خدا ص 142 – آثار و برکات صلوات ص 119

صلوات ، هنگام مصاحفه با مسلمانان

رسول خدا  (صلی الله علیه و آله و سلم)فرمودند : دو بنده که دوست یکدیگر باشند و برای خدا با هم مسافحه نمایند و بر من صلوات فرستند ، پیش از آنکه از هم جدا شوند ، خدا گناهان هر دو را می آمرزد

 فضایل صلوات ص 112

صلوات با دل و زبان

یکی از آداب فرستادن صلوات این است که دل با زبان موافقت نماید ، به این معنا که از روی غفلت زبان را به گفتن صلوات حرکت ندهد

شرح صلوات ج 116

مانع غیبت

روزی یکی از اولیا به حضرت الیاس و حضرت خضر (علیه السلام) شکایت کرد که مردم زیاد غیبت می کنند و غیبت هم از گناهان کبیره است و هر چه آنها را نصحیت می کنم و آنها را منع از غیبت می کنم ، به حرفم اعتنایی نمی کنند و آن عمل قبیح را ترک نمی کنند . چه کنم ؟ حضرت الیاس (علیه السلام) فرمود : چاره این کار این است که وقتی وارد چنین مجلسی و دیدی غیبت می کنند ، بگو:

بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آل محمد

پروردگار ، ملکی را بر اهل مجلس موکل می کند که هر وقت کسی خواست غیبت کند آن ملک جلوی این عمل زشت را می گیرد و نمی گذارد غیبت شود . سپس حضرت خضر (علیه السلام) فرمود : وقتی کسی در وقت بیرون رفتن از مجلس بگوید

بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آل محمد

حضرت حق ملکی را می فرستد تا نگذارد که اهل آن مجلس غیبت او را کنند.

داستان های صلوات ص 57

فریاد رسی صلوات در قبر

شبلی نقل نموده است : من همسایه ای داشتم که وفات نمود . او را خواب دیدم ،از او پرسیدم : خدا با تو چه کرد ؟

گفت : ای شیخ ! هول های بزرگ دیدم ، و رنج های عظیم کشیدم . از آن جمله به وقت سوال منکر و نکیر ، زبان من از کار باز ماند . با خود می گفتم : واویلاه ، این عقوبت از کجا به من رسید ؟ آخر ، من مسلمان بودم و بر دین اسلام مُردم. آن دو فرشته با غضب از من جواب طلبیدند. ناگاه شخصی نیکو موی و خوش بوی آمد ، میان من و ایشان حایل شد و مرا تلقین کرد تا جواب ایشان را به نحو خوب بدهم ، از آن شخص پرسیدم : تو کیستی – خدا تو را رحمت کند – که من را از این غصه خلاصی دادی ؟

گفت : من شخصی هستم که از صلواتی که تو بر پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرستادی آفریده شده ام ، و مامورم در هر وقت و هر جا که درمانی به فریادت برسم.

 آثار و برکات صلوات ص 131

نجات عبور از صراط

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند : شب گذشته ، عجیب خوابی دیدم . مردی از امت خود را دیدم که از صراط می گذشت و هر لحظه می لرزید ، و در هر قدم می لغزید . پس دیدم صلواتی که بر من فرستاده بود ، آمد و دست او را گرفت ، و به سلامت او را از صراط گذرانید.

 آثار و برکات صلوات ص 143

رسول خدا  (صلی الله علیه و آله و سلم)فرمودند : نزدیک ترین شخص به من در فردای قیامت کسی است که صلوات بیش تری بر من فرستاده باشد.

 آثار و برکات صلوات ص 143

واجب شدن شفاعت

رسول خدا  (صلی الله علیه و آله و سلم)در وصیت خود به امیر مومنان علی (ع) فرمود : یا علی ! هر کس بر من ، هر روز و هر شب صلوات فرستد ، شفاعتم بر او واجب می شود ؛ اگر چه گناهانش از گناهان بزرگ باشد.

 آثار و برکات صلوات ص 146 – بحار الانوار ج 91 ص 63

رفع عطش قیامت

خدا وحی کرد به حضرت موسی (علی نبینا و آله و علیه السلام):

ای موسی! دوست داری عطش قیامت تو را در نیابد و در مواقف آن روز تشنه نباشی؟

عرض کرد: بلی ای پروردگار جهانیان . خطاب رسید : امروز در دنیا بر حبیب من صلوات فرست تا فردا از تشنگی قیامت ایمن باشی.

 آثار و برکات صلوات ص 151

رفع فقر و تنگدستی

مردی خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمد و از فقر شکایت کرد
آن حضرت فرمود: وقتی داخل خانه خود شدی، سلام کن؛
خواه کسی در خانه باشد خواه نباشد، و بر من سلام فرست و بعد از آن،
سوره اخلاص را بخوان.
آن مرد چنان کرد و در اندک روزی توانگر گردید؛
چنان که به همسایگان و خویشان خود کمک مالی می کرد.


منبع: انهار

سرنوشت کسانی که نماز را سبک بشمارند!

نماز ستون خيمه دين است و امام صادق (علیه السلام) نماز را مرز ايمان و کفر دانسته است. بنابر اين، اگر کسي بخواهد خيمه ايي به نام دين را برپا کند، بايد همواره در انديشه تيرک اصلي و ستوني باشد که دين بدان استوار مي‌گردد.

استاد مطهري در کتاب" آزادي معنوي" مي‌نويسد

يکي از گناهان، استخفاف نماز يعني سبک شمردن نماز است. نماز نخواندن يک گناه بزرگ است، و نماز خواندن اما نماز را خفيف شمردن، استخفاف کردن، بي اهميت تلقي کردن گناه ديگري است. پس از وفات امام صادق عليه السلام ابوبصير آمد به امّ حميده تسليتي عرض کند. امّ حميده گريست. ابوبصير هم که کور بود گريست. بعد امّ حميده به ابوبصير گفت: ابوبصير! نبودي و لحظه ي آخر امام را نديدي؛ جريان عجيبي رخ داد. امام در يک حالي فرو رفت که تقريباً حال غشوه اي بود. بعد چشمهايش را باز کرد و فرمود: تمام خويشان نزديک مرا بگوييد بيايند بالاي سر من حاضر شوند. ما امر امام را اطاعت و همه را دعوت کرديم. وقتي همه جمع شدند، امام در همان حالات که لحظات آخر عمرش را طي مي‌کرد يکمرتبه چشمش را باز کرد، رو کرد به جمعيت و همين يک جمله را گفت:اِنَّ شَفاعَتَنا لا تَنالُ مُستَخِفّاً بِالصَّلوةِ هرگز شفاعت ما به مردمي که نماز را سبک بشمارند نخواهد رسيد. اين را گفت و جان به جان آفرين تسليم کرد."
در باب آثار و عقوبات سبک شمردن نماز، روايتي از حضرت ختمي مرتبت به نقل از دختر مکرمه‌شان نقل شده است که بسيار تکان‌هنده است:

"حضرت زهرا سلام الله عليها از رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم، سوال کرد: « فقالت: يا ابتاه ما لمن تَهاون بصلاته من الرجال و النساء ». از رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلـم پرسيدند: کسي که نمـازش را سبک مي شمارد چه زن باشد و چه مرد باشد، آنهايي که نمــازشان را سبک مي شمارند چه هست بر ايشـان.
اين سبـک شمردن صحبتهاي مختلف دارد يعني: يکي اين است که در اول وقت نماز نخواند، يکي اين است که در موقع خـــواندن نمـاز زياد به آداب و حـدودش مقيـد نباشد، سعي نکند که آن شرايـط فضيلت را مراعات کند، بطور کلـي سبک بشمارد. يکي از صور سبک شمردن تاخير از اول وقـت است ولي ممکن است يکي در اول وقت هم بخواند ولي به شرايط آداب و حدودش چندان پا بنـد نشود، با عجله بخواند، حضـور نداشته باشد. البتــه بعدها در دنباله اين صحبت در ادب حضـوع و خشــوع، آداب را ذکـرمي کنيم. در اينجا حضرت زهرا سلام الله عليهــا سوال مي‌کند که کســي که نمــازش را سبک بشمارد چه مي‌شود؟
اول اين است که خدا برکـــت را از عمــر او بــــرمـي دارد؛ اين عمــر که من و شما مي‌کنيم، برکت از آن برداشته مي‌شود که انسـان نداند که چه کرد، از کارهاي خيــر، نه از شرّ؛ مثلا کساني مي‌بينيد عمرشان با برکت است، خوب عبــادت مي‌کنند، خدمات زيــاد مي‌کنند

« قال رسول الله ( ص ) : يا فاطمه مَن تَهاون بصلاته من الرجال و النساء »، فرمود: يا فاطمه کسي که نمازش را سبک بشمارد از مـردها و زنـها، « ابتلاه اللهُ بخمس عشرة خصلة »، خدا او را به 15 خصلت مبتلا مي‌کند ( خيلي تهديد کننده است ) ، « ستٌ منها في دار الدنيا و ثلاث عند موتها و ثلاث في قبره و ثلاث في القيامة اذا خرج من قبره »، شش تا در زندگـي دنيــــا و سه تا در وقت مرگ و سه تا در قبـر و بــرزخ و سه تاي ديگر در قيــامت است وقتـــي از قبرش خارج مي‌شود.
« فاما اللواتي تصيبه في دار الدنيا »، اما شش خصلتي که خدا پيش مي‌آورد در دنيا براي کساني که نمــاز را کوچک مي شمارند:

1- « فالاولي يرفع الله البرکة من عمره »: اول اين است که خدا برکـــت را از عمــر او بــــرمـي دارد؛ اين عمــر که من و شما مي‌کنيم، برکت از آن برداشته مي‌شود که انسـان نداند که چه کرد، از کارهاي خيــر، نه از شرّ؛ مثلا کساني مي‌بينيد عمرشان با برکت است، خوب عبــادت مي‌کنند، خدمات زيــاد مي‌کنند مثلا فرض کنيد صاحب همين کتاب، مجلسـي، اهل تزکيه بوده، اهـل باطن بوده، فليسوف بوده، عارف بوده، خدمــاتي که کرده، مرجعيت که داشته، چقــدر کتاب نوشته، کتابهايش اگــر بنا باشد که به ما بدهند از روي آن بنويسيم تا آخر عمــر تمام نمي‌کنيم؛ عمر با بــرکت بوده؛ مقصود طولانــي بودن عمر نيست، برکت در عمر، اشتباه نکنيد.
کساني که در نمـاز سستي مي‌کنند از عمرشان برکت گــرفته مي‌شود؛ چيز عجيبي است بعدش هم روي اين مسـاله دقت کنيد اين عمـرها که مي‌گذرد، عمـر ماها و عمر بعضي‌ها چگونه است در مقايســه با آنها از لحــاظ برکت؛ يرفع الله البرکة في عمره.


2- « يرفع الله البرکة من رزقه »: برکت را از روزيشــان هم بــر مي‌دارد.
برکت از روزي هم اين نيست که انســـان کم پول بدست مي‌آورد يا زياد؛ نه؛ برکت در زندگي و معيشت است که آن را خــدا بر مي‌دارد.
3- « و يَمحوا الله عزوجلّ سيماء الصالحين من وجهه »: سومين چيزي که مبتلا مي‌شود اين است که خداي متعال سيمــاي صالحان را ازاو بر مي‌گيرد؛ وقتي به صــورتش نگاه مي‌کنيد سيماي صالحــان در او نيست. اين هم چيزي است؛ صــالحان يک سيمايي دارند البته اهـــــل ذوق مي‌فهمند، اين را با ذوق و دل مي‌شود فهميد، نه زيبــايي ظاهري است، سيماي صالحان يک چيزي است که اهل دل و اهل ذوق مي‌فهمند.
4- « و کل عمل يعمله لا يؤجر عليه »: هر عملـي که انجام مي‌دهد از اعمال خيـر و عبادات، اجــري به آن داده نمي‌شود.
5- « و لا يرفع دعاؤه الي السماء »: پنجمي اش اين است که دعــاي او مستجاب نمي‌شود.
6- « والسادسة ليس له حظّ في دعاء الصالحين »: از دعاي صالحان هم بي بهره مي‌شود، يعني صالحان که براي مومنيــن و مومنــات دعاهايي مي‌کنند که وظيفه اشان است، اينها از دعاي صالحان حظّـــي برايشـان نيست.
اين شش خصلتي که در دنيا پيش مي‌آيد براي آنها که نمازشــان را کوچک مي شمارند.
« و اما اللواتي تصيبه عند موته »
تکرار مي‌کنم کوچک شمردن نماز، تاخير از اول وقت، با عجله خواندن، آداب حضور را مراعات نکردن، درنماز ظاهرا و باطنا بازي نکردن، لباس و نظافت و اينها را مراعات نکردن خلاصه سبک شمردن.

و اما آن سه تا که در وقت مرگش به او مي‌رسد:

1-« فاولاهن انه يموت ذليلا »، اولش اين است که مرگش به صورت خفت‌بــار مي‌شود.
2- « والثانية يموت جائعا »، گـرسنه مي‌شود موقــع مرگ، اين گرسنگي يک گرسنگي بسيــــار اسرار آميز است که غيــرظاهري و دنيوي است و انسانها از آن وقتي که از اينجا به بــرزخ منتقل مي‌شوند و از اول انتقــال به برزخ اين گرسنگي و تشنگي شــروع مي‌شود و بعدش هم در قيــامت مخصوصا هست، اين يک چيزي غيــر از گرسنگي دنياست.
« و الثالثة لاينظرالله اليه و لا يُزکيه و له عذاب اليم »، و از همه اينها بــالاتر، خدا به او نظـر نمي‌کند و او را تزکيــه نمي‌کند و عذاب اليـم هم برايش هست. اين‌ها براي کســي است که تهاون بصلاته."

3- « والثالثة يموت عطشانا »، سومي هم اين است که در حال تشنــگي است فلو سقي من انهار الدنيا لم يرو عطشه. « و اما اللواتي تصيبه في قبره »،

اما سه تــاي ديگر که در قبر و بــرزخ به او مي‌رسد اين است که:


1-« فاولاهن يوکل الله به مَلکا يزعجه في قبره »، حالا ما فکر مي‌کنيم اين سستي‌ها که در استخفاف به نمــاز داشته ايم زياد مهــم نبوده، آخرش اين است که خـدا مي‌بخشد؛ زياد مهـم نبوده؛ خيلي چيز مهمي بوده، حالا اين قسمتي از بيانات است که در اينجا وارد شده دقت کنيد. اولش اين است که خــدا مَلَکي را موکل مي‌کند که در قبرش به او عذاب مي‌کند در بـــرزخ.
2- « و الثانية يضيق عليه قبره » ، و دومين چيز که خدا براي او پيش مي‌آورد اين است که عــالم قبرش براي او تنگ مي‌شود؛ اين را ديگر نمي‌فهميم که چگونه تنــگ مي‌شود.
3- « الثالثة تکون الظلمة في قبره »، و سومي اش اين است که عالــم قبرش براي او ظلمــاني مي‌شود.
« و اما اللواتي تصيبه يوم القيامة »،

اما آن سه تاي ديگـــر که در روز قيــامت برايش پيش مي‌آيد


وقتي که از قبرش خــارج مي‌شود و به قيامت و محشــر قـدم مي‌گذارد؛ « اذا خرج من قبره فاولاهن ان يُوکل الله به ملکا يَسحَبه علي وجهه و الخلائق ينظرون اليه »، اولش اين است که خدا ملکي را موکل مي‌کند که او را بـه "رو مي‌برند" توجــه مي‌کنيد نماز خوان است مردم هم نگاه مي‌کنند؛ غيـــر عـادي مي‌برند.
« و الثانية يُحاسب حسابا شديدا »، دومي اش هم اين است که در مقـــــــام حساب، حساب شديدي از او مي‌کشند.
« و الثالثة لاينظرالله اليه و لا يُزکيه و له عذاب اليم »، و از همه اينها بــالاتر، خدا به او نظـر نمي‌کند و او را تزکيــه نمي‌کند و عذاب اليـم هم برايش هست. اين‌ها براي کســي است که تهاون بصلاته."


پیامبر خدا صلی الله تعالی علیه و آله – در پاسخ دخترش فاطمه علیها سلام که پرسیده بود: ای پدر مردان و زنانی که نمازشان را سبک می شمارند چه (جزایی ) دارند؟


– فرمود: ای فاطمه هر کس – از مردان یا زنان – نمازش را سبک بشمارد ، خداوند او را با پانزده عذاب مبتلا میکند: شش عذاب در دنیا ، سه عذاب در هنگام مرگ ، سه عذاب در قبر و سه عذاب در عرصه ی قیامت هنگامی که از قبر خود بیرون می آید.

اما آنچه در دنیا به او می رسد: خداوند برکت را هم از عمرش بر می دارد و هم از روزیش ، سیمای صالحان را از چهره اش می زداید ، به هر عملی که انجام می دهد پاداشی داده نمی شود ، دعایش به آسمان نمی رود ، ششم اینکه مشمول دعای صالحان نمی شود.

و اما آنچه هنگام مرگش به او می رسد: نخستین آنها این است که خوار می میرد ، دم گرسنه می میرد و سوم ، تشنه می میرد، پس اگر از نهرهای دنیا به او بنوشانند ، سیراب نمی شود.و اما آنچه در گورش به او می رسد: نخستین آنها این است که خداوند فرشته ای را می گمارد تا او را در گورش عذاب دهد.دوم اینکه قبرش را بر او تنگ می کند و سوم اینکه قبرش تاریک است.

و اما آنچه روز قیامت هنگام بیرون آمدن از گورش به او می رسد : نخستین آنها این است که خداوند فرشته ای می گمارد تا او را با صورت ( روی زمین ) بکشد در حالی که مردم به او می نگرند ، دوم اینکه بازخواست سختی می شود و سوم اینکه خداوند به او نمی نگرد و پاکش نمی سازد و عذابی دردناک دارد."

آثار پر ضرر خود ارضایی بر جسم و روح انسان / عوارض استمنا و استشها و فواید ترک آن

صفحه 32

آثار پر ضرر خود ارضایی بر جسم و روح انسان :

 

همان طور که میدانید مایع منی مایعی است که توسط هورمونهای ترشحی از نخاع ساخته می شود. پس از ساخته شدن به بیضه ها منتقل شده و در لوله های اسپرم ساز، اسپرمو میتوکندری به آن افزوده شده به طوری که حاوی مواد قندی جهت تغذیه ی اسپرم ها می شود و جهت خروج آماده می گردد. اما آثار مخربی که استمناء می تواند داشته باشد چیست؟!
 

 

1) ضعف بینایی :

 

در نتیجه ترشح بیش از حد منی سلول های شبکیه ی چشم در دراز مدت آسیب دیده و باعث عدم تشکیل مناسب تصویر مجازی اجسام در شبکیه، تلاش بیشتر عدسی جهت افزایش تطابق و در نهایت ضعف بینایی می گردد. هر چند تا کنون کوری ناشی از این عمل گزارش نشده است اما در دراز مدت احتمال کوری هم دور از انتظار نیست. در کوتاه مدت سبب تشکیل پرده هایی در جلو چشم شده که به مرور زمان از بین می رود.

 

 

2) تاثیر شدید بر پوست :

 

اگر بدن آدمی رابه کشوری تشبیه کنیم پر هزینه ترین هزینه ی این کشور همان هزینه ی تولید مثل می باشد. پس مشخص است اسپرم سازی سبب افزایش مصرف انرژی در بدن می گردد، به طوری که تخلیه ی مداوم آن سبب جاری شدن انرژی بدن به سمت سیستم تولید مثل گردیده و سایر سلولها از آن بی بهره می مانند. در نتیجه سلولهای ضعیف تر می میرند که در نتیجه ی مرگ آن ضایعاتی در سطح پوست پدیدار می گردد مثل: زرد شدن پوست دورچشم که یکی از ضعیف ترین سلولهای پوست در آن ناحیه متمرکز است. بروز پیری زودرس پوست و ضعف عضلانی از آثار دیگر آن است.

 

 

3) از بین رفتن نیروی تخیل :

 

اگر شما به این عمل مبادرت داشته باشید، اگر در مقابل یک سوال چهار جوابی که دو بعد از سه بعد یک جسم را به شما نشان داده و بعد سوم را از شما بخواهد قطعا در پاسخ آن مستاصل خواهید شد. علت آن است که به هنگام استمناء از این قوا بیش از حد استفاده می کنید وتصور می کنید که در حال ارتباط با شریک جنسی خود هستید در حالی که واقعیت جز از این است، اگر می خواهید به زشتی کارتان پی ببرید آیینه ای جلوی خود بگذارید و از آن آیینه واقعیت را از ورای چشمهایتان ببینید. در قیامت همین تصویر جلوی چشمتان خواهد بود، آنجا چه می کنید؟

 

 

4) شکننده شدن استخوانها و پوکی استخوان :

 

در اثر افزایش فشار وارده به بدن در نتیجه ی استمناء تمام بدن سعی در تامین انرژی از دست رفته خواهد نمود. بنابراین تمام ارگانها دست به دست هم داده تا کمبود بدن را جبران نمایند. در این راستا استخوان، سلولهای استخوانی و مغز استخوان تجزیه شده تا به کمبود انرژی بدن پاسخ دهند.اولین علایمی که نشان دهنده ی تجزیه ی استخوانهاست بوجود آمدن انحنا در استخوانهای ساق پا می باشد که به پا حالتی پرانتزی داده و به هنگام دویدن برای انسان مشکل ساز می شود. با افزایش دادن عمل استمناء روند انحنای استخوانها بیشتر شده و آغازگر شکستن های پی در پی آن خواهد بود.

 

 

5) کاهش میزان اسپرم های زنده :

 

به دنبال افزایش حجم تولید اسپرم و کمبود مواد غذایی است که اسپرم های تولید شده میزان کالری کمتری دریافت کرده، در نتیجه تعداد اسپرم های زنده ی تولید شده کم می شود،اما همچنان حجم اسپرم ها بالاست. چنانچه مقدار اسپرم های زنده  به کمتر از دویست میلیون در هر میلیمتر مکعب برسد فرد عقیم شده و برگشت ناپذیر خواهد بود. حال شاید شما بگویید بهتر است میزان مصرف مواد غذایی خود را بالا ببریم تا مشکل حل شود. جالب است بدانید که اگر مثلا شما در روز یک کیلو موز بخورید فقط مواد غذایی به اندازه ی یک عدد موز جذب خواهد شد.پس بیهوده به سیستم گوارش خود فشار وارد نکنید تا مشکلی به مشکلات قبلیتان افزوده نشود. (هنوز ثابت نشده که خودارضایی به طور مستقیم باعث عقیم شدن میشود . در مورد ارتباط خودارضایی با ناباروری و عقیمی، هنوز هیچ تحقیق علمی ثابت شده ای از سوی نهاد های علمی معتبر در این زمینه منتشر نشده) .

 

6) تلفیق روح با جسم :

 

دوست عزیزی که به این عمل مبادرت می ورزید باید بدانید که شما به این کار اعتیاد پیدا کرده اید و اعتیاد نیز یک بیماری است، اما نه بیماری جسم بلکه بیماری روح. هنگامی که شما یک بار این عمل را انجام می دهید تمنای جسم شما پایان پذیرفته است و عطش روحیتان است که شما را به سوی این عمل سوق می دهد. تنها چند بار کافی است که با انجام دادن استمناءروح نیز درگیر آن شده و از آن پس مهار اختیار شما در دست روحتان باشد نه ضمیر وجودیتان. دیگر تمنای جسم نیست که شما را به سوی این عمل سوق می دهد بلکه اصرار روح است که شما را وادار به این کار می کند. هر بار در پایان این کار به خودتان قول می دهید که دیگر این کار را نمی کنید اما گویا باز دوباره نمی شود و به سوی آن می روید. با فاسد شدن روح با کمترین تحریکی شما به سوی این عمل می روید در حالیکه جسما دیگر نیازی به این کار ندارید. در هنگام ناپاک شدن روح و درگیر شدن آن با این مساله شاید ازدواج هم چاره ی مناسبی برای شما نباشد، چرا که به محض تنها شدن این شمایید و این شیطانتان. تصور کنید که هر ثانیه که در این جهان هستید بر سعادت و شقاوت اخروی شما تاثیر گذار است. لحظه ای را شما بیایید بنشینید، و فکر کنید که چند ثانیه را شما در حین انجام این عمل گذرانده اید؟! چندین ثانیه از قافله ی صراط مستقیم به دور مانده اید؟ به یاد داشته باشید که هر ثانیه ای که می گذرد دیگر غیر قابل برگشت است و به همان میزان انحراف شما را از صراط مستقیم افزایش می دهد. همین الان بیایید با هم پیمان ببندیم که دیگر دست از این کار بشوییم و جزء بندگان خوب خدا باشیم. این اثر (تلفیق روح با جسم) مضرترین و خطرناکترین اثر این عمل زشت است و همه ی جنبه های جسمی را هم در بر می گیرد.

 

 

7) انزال زود رس :

 

انزال زود رس بیمارییست است که در آن فرد سریع تر از حالت عادی به انزال می رسد. تقزیبا 96%از این افراد به استمناء مشغول بوده و یا هستند. استمناء به طرز چشم گیری این بیماری را در فرد گسترش می دهد.

با انجام دادن استمناء نیروی تخیل به کمک برایند تلفیقی از روح و جسم می رود در نتیجه زمینه های تحریک را با بزرگ نمایی کردن و افزایش دادن سطح تحریک گسترش داده و انزال زود رس را سبب می شود.

 

گاه دیده می شود این افراد به حدی حساس می شوند که پس از ازدواج و تنها با لمس شدن توسط همسرانشان به انزال می رسند.

 

البته این بیماری قابل درمان است و روند درمانی 9- 7ماهه ای را دارد که در این عنوان نمی گنجد.

 

 

8) ضعف اعصاب و از بین رفتن قوای حافظه :

 

استمنا باعث تضعیف اعصاب خواهد شد . از سوی دیگر عمل استمناء زمینه ای را به وجود می آورد که کم کم حافظه ی بلند مدت تحلیل می رود و گاه حافظه ی کوتاه مدت را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. مانند به خاطر سپردن اسم دوستان که چندان صمیمی نیستند و از یاد بردن اسامی آنها در مدت کوتاه. انجام این عمل، عملکرد مغز را مختل نموده، آنچنان که نیمکره ی چپ و راست مغزی دچار اشتباه شده و تا غسل نکردن همچنان در همان حالت باقی می ماند.

 

 

9) افزایش ترشح هورمون های جنسی :

 

با زیاد شدن تعداد دفعات استمناء در مردان و استشهاء در زنان هورمونهای تستوسترون در مردان و استروژن و پروژسترون در زنان بیشتر در خون ترشح شده و بلوغ زود رس و پیامد های آن را در پی دارد. به عنوان نمونه در مردان سریعتر موها می ریزند یا به رنگ سفید در می آیند، یا به مقدار زیاد تر از حد معمول مو در قسمت های مختلف بدن رشد می کند.

 

 

10) تاثیر برستون مهره ها :

 

فاصله ی بین هر ستون مهره را غضروف پر می کند که مانع از ساییدن استخوانها به یکدیگر می شود. بین هر دو استخوان دو غضروف وجود دارد که بین آنها مایعی به نام مایع میان غضروفی وجود دارد، که مانع از تماس غضروفها با یکدیگر می شود. در اثر استمناء این مایع کم کم کاهش یافته و از بین می رود. در نتیجه غضروفها به هم و سرانجام استخوانها به هم ساییده می شوند و در نتیجه بیماری هایی مثل دیسک کمر و یا استخوان سوزنی شکل را به وجود می آورند.

 

 

11) تاثیر بر سیستم گوارش :

 

هر چند تاثیر آن بر سیستم گوارش نادر و به ندرت گزارش می شود اما استمناء می تواند سبب افزایش ترشح شیره ی معده گردد که در وحله ی اول سبب «ترش کردن»و در حالت حاد سبب زخم معده می شود.

 
 
 

هر چند استمناء می تواند اثرات مضر دیگری هم داشته باشد اما تقریبا میتوان گفت که موارد ذکر شده در بالا رواج بیشتری در بیماران استمناء داشته و گزارش شده است. هر چند عملکرد بدن و فیزیولوژی بدن و وراثت نیز نقش به سزایی را می تواند در میزان اثر ضررها و نحوه ی اثر آن ایفا کند. تنها ذکر همین نکته کافی است که آنچه را خدا جزء گناهان کبیره قرار داده تنزل دنیا و آخرت ما را در این عمل زشت نهاده است، حال چه ما فواید وضررهای آن را بدانیم چه ندانیم باید دستورش را ارج نهیم. هر چند علم باز هم نتواند مضراتی بیش از این را بیابد،قطعا خیری در آن بوده است که ما از درک آن عاجزیم. همیشه لذت زود گذر را نباید ملاک قرار داد.

 

منبع : jargh.blogfa.com(با اندکی دخل و تصرف)

 

نکته ای که لازم هست بگم اینه که در صورت ترک دائمی و دوری از موارد و فکرهای تحریک کننده و بعد از مدتی صبر تمام عوارض روحی و جسمی خود ارضایی به لطف خدا از بین خواهد رفت .

همین الان بذارش کنار . همیشه فرصت برای ترک و توبه نیست . شاید یک ساعت دیگه عمرت به دنیا نباشه . یا اصلا توفیق توبه پیدا نکنی . توبه خودش یه توفیق هست . همین که الان یا هر زمان دیگه ای به فکر توبه میفتی بدون که خدا تو دلت انداخته . حالا از همون خدا کمک بگیر و تصمیم بگیر که برای همیشه بذاریش کنار . اگر هزاران بار هم توبت رو شکستی باز نا امید نشو و برو سمت خدا و ترک این کار . خدا خودش گفته که میبخشمت و خدا خودش گفته که در هیچ شرایطی نا امید نباش . هنگام توبه و ترک این کار کاملا بیخیال شو و اصلا کاری نداشته باش که چند بار و چند وقت این کار رو انجام دادی . گذشته گذشته . حال و آیندت رو با یه تصمیم بزرگ برای خودت بساز . به خدا وقتی خوب میشی انگار که تازه متولد شدی . زندگی برات جذاب میشه و فکر میکنی همه چیز سر جاش هست و دوست داری زیاد عمر کنی . برای اینکه همون آدم سالم سابق بشی و احتمالا بهتر از سابق فقط یه اراده از ته دل میخواد . توکل کن به خدا و شروع کن . موفق باشی .

 

یا علی

 

نظر خودتون رو حتما بیان کنید .

 

آيا عوارض جسماني خود ارضايي (استمناء) صحت دارد؟ عوارض استمنا و خودارضایی

آيا عوارض جسماني خود ارضايي (استمناء) صحت دارد؟

 

چگونه است كه فردي كه هفته اي يك بار خود ارضايي مي كند به عارضه ريزش مو دچارش مي شود اما هفته اي 2 بار سکس با همسر، محاسن هم دارد! آيا عوارض جسماني خود ارضايي (استمناء) صحت دارد؟

پرسشگر محترم؛ دقت بجا و نكته سنجي دقيقي كرده ايد؛ بله ميان خود ارضايي و رابطه جنسي با همسر تفاوت هاي بسيار زيادي وجود دارد كه سبب مي‌شود خود ارضايي داراي عوارض زياد معنوي، روحي و جسمي باشد، اما رابطه جنسي با همسر نه تنها اين عوارض را نداشته باشد بلكه زوجين را از لحاظ عاطفي و جسمي و حتي معنوي ارتقاء بدهد.
جنابت از راه درست كه با فطرت انساني سازگار باشد، براي سلامت انسان (هم جسماً و هم روحاً) لازم است. به علاوه همان فرقي كه بين زنا و جماع هست بين استمناء و جماع هم هست. جنابت از بيراهه (خودارضاي ، زنا، هم جنس بازي، لواط و ...) باعث از بين رفتن سلامت روحي و نفساني و جسمي مي شود.

انزال مني كه پس از ازدواج و از طريق ارتباط جنسی با همسر صورت مي گيرد، داراي تفاوت هايي با خود ارضایی است كه به صورت خلاصه به آن اشاره مي شود :
1. چون ارضا از طريق طبيعي صورت مي گيرد به تدريج و پس از گذشت مدتي از ازدواج فاصله بين دفعات ارتباط بيشتر مي شود و حالت حرص و اعتيادي كه در استمنا وجود دارد، اينجا ديده نمي شود.
2. در ارتباط با همسر چون ارتباط عاطفي ايجاد مي شود (از طريق ملاعبه و ...) سيستم اعصاب سمپاتيك و پاراسمپاتيك به صورت متعادل تحريك گشته و اندام هايي كه تحت تاثير اين سيستم ها هستند به صورت طبيعي فعاليتشان افزايش يا كاهش مي يابند (تندي ضربان قلب، تندي تنفس و ...)، اما در استمنا چون فرد از طريق خيالات و بدون وجود ارتباط عاطفي مستقيم خود را تحريك مي كند. تحريك اعصاب فوق به صورت متعادل صورت نمي گيرد و بنابراين فعاليت اعضاي تحت تاثير اين اعصاب به صورت غيرطبيعي كاهش يا افزايش مي يابد و خود باعث عوارض جسمي مي گردد كه فقط در استمنا ديده مي شود. مانند لرزش اندام ها، عدم تمركز حواس، كم شدن قدرت حافظه و ...
3. در ارتباط طبيعي و به خصوص اگر انزال مني از طريق مقاربت صورت گيرد كيسه هاي مني به طور كامل تخليه شده و ارضاء كامل صورت مي گيرد. ولي در استمنا بستگي به شدت خيالات فرد تخليه كيسه ها متفاوت است و در بعضي مواقع بزرگي بيش از حد پروستات، عدم تخليه كامل كيسه هاي مني، سوزش ادرار و ... بروز مي دهد.
4. از نظر روحي رواني نيز حالت احساس گناه، پشيماني، افسردگي، اضطراب و ... كه پس از استمنا براي فرد رخ مي دهد پس از مقاربت طبيعي براي فرد وجود ندارد بلكه بر خلاف آن حالت شادي و آرامش روحي ايجاد مي شود.
5. از نظر معنوي نيز بحث ارتكاب گناه و دوري از درگاه حضرت حق مطرح است كه در استمنا وجود دارد ولي در ارتباط با مقاربت، انسان حلال الهي را انجام داده است و باعث نزديكي و قرب به درگاه خداست.
6. استمنا در واقع آميزش با خود است، لذا تحريك كننده و تحريك پذير يك نفر است. همينطور ايجاد كننده شرائط اوج و لذت (گرم شدن، تصور لذت و...) توسط خود ارضا شونده فراهم مي شود. در اين جا تمام وجود فرد (در عين وحدت و يكپارچگي) بايد دو پاره شود يكي ارضا شونده و ديگري تحريك كننده و ارضا كننده، هم گرم كننده و هم گرم شونده و هم نعوظ آور و هم نعوظ پذير و اين دو پاره شدن، بزرگترين آسيب را در سيستم بينايي و ذهني (عدم تمركز و...) و درنهايت به بخش رواني شخصيت وارد مي كند.
7. زماني كه بدن خود انسان تامين كننده نياز جنسي خود قرار مي گير،د در اين صورت، اين بدن هميشه در همراهي با او است. كم كم او را در يك حالت تحريك جنسي دائم قرار مي دهد، چون خودش از خودش لذت مي برد و اين نزديكي فاصله و بدون واسطه وي را به سمت حالت تحريك دائم از خود قرار مي دهد و تحريك پذيري سريع و دائم جداي از اثرات مخرب اجتماعي و اخلاقي فرد، موجب خرد شدن پيكر آدمي و پيري زودرس و شكستگي چهره مي شود.
8. در ازدواج چون انسان هميشه همسر خود را در اختيار دارد مي تواند نيازهاي جنسي خود را به موقع و از طريقي كه دستگاه خلقت برايش فراهم كرده است، پاسخ گويد. عمل جنسي كه در ازدواج صورت مي گيرد صرفاً قرار گرفتن دو جسم مادي در كنار همديگر نيست بلكه اين عمل ظاهري، محبت به يكديگر، ايثار و از خودگذشتگي در حق همديگر و بسياري از فوايد روحي و رواني را در پي دارد كه در اين مجال طرح آن ممكن نيست ولي خود ارضايي يك انحراف جنسي است كه عواقب بسيار وخيمي براي فرد به همراه دارد مانند اعتياد به این کار، احساس گناه، افسردگي پس از هر بار خود ارضايي، كاهش اعتماد به نفس، عدم تمركز حواس، كاهش آستانه تحريك جنسي و زودانزالي و عدم لذت از زندگي زناشويي آينده و...
چنين عوارضي كه به صورت مختصر به آنها اشاره كرديم در هيچ كدام از زن و شوهری كه ازدواج كرده اند رخ نمي دهد.

نویسنده : جواد ترکاشوند