ماجرای تسخیر اجنه توسط شیخ جعفر مجتهدی و ندای آسمانی به ایشان چه بود؟ قبرستان مخوف تبریز

عارف کامل مرحوم شیخ جعفر مجتهدی_رضوان الله علیه_ حتی در نوجوانی،اجنه را تسخیر می کرده و اجنه از ایشان اطاعت می کردند.خود ایشان نقل فرمودند که:
من در همان آغاز نوجوانی شروع به تهذیب نفس و خودسازی و تقویت اراده نمودم و در قبرستان متروکه شهر تبریز که یکی از قبرستان های بسیار مخوف ایران به شمار می رود و رعب و وحشت عجیبی بعد از استیلای شب به خود می گیرد،قبری حفر نموده و در آن،شب را تا صبح به اعمالی که در فکر و ذکر خلاصه می شد سپری می نمودم و چون بسیار دوست داشتم به بینوایان و مستمندان کمک کنم و زندگی آن ها را از فقر و تنگدستی نجات بخشم،سعی و تلاش بسیاری می نمودم تا معمای لا ینحل کیمیا به دست من حل گردد،لذا قسمتی از سرمایه پدری را در این راه صرف نمودم ولی به نتیجه ای نرسیدم اما چون این کوشش من همراه با توسلات شدید بود،یک روز هنگامی که مشغول انجام ترکیبات شیمیایی بودم ،ناگهان سروش آسمانی به من ندا درد داد: جعفر! کیمیا محبت ما اهل بیت است،اگر به دنبال آن هستی قدم بگذار و ثابت باش
با شنیدن آن ندای غیبی ،هدف و مسیر زندگی ام به کلی دگرگون شده و بر آن شدم تا به جای تسخیر جن و انس و ملک و غیره و اکتساب کیمیا و علوم غریبه و کشف نیروهای نامرئی،به دنبال حقیقت همیشه جاوید و پاینده یعنی محبت و دوستی ائمه اطهار علیهم السلام بروم.تا آن روز و قبل از شنیدن آن هاتف غیبی و ندای ملکوتی موفق شده بودم که بسیاری از نیروهای طبیعت را تحت فرمان در آورم،به طوری که در هر محفلی حضور داشتم،عده ای از جنیان حاضر بودند و دستوراتی که به آن ها میدادم اطاعت می کردند.
منبع:جن در کلام بزرگان ص 139 و 140
نویسنده:صادق برزگر
انتشارات:صبح پیروزی
بسم الله الرحمن الرحیم